«عقیله» کتابی مستند از زندگی حضرت زینب کبری(س) است که با قلم الهام امین تبدیل به داستانی خواندنی شده است؛ داستانی که سراسر شامل اسناد و منابع مورد وثوق تاریخی است.
حیدر از تاریخ میگفت، دقیقا از دوران زندگی مشترک امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) که با بیانی داستانی اما مبتنی بر اسناد متقن تاریخی از منابع شیعه و سنی توانسته بود داستانی محکم و قابل اتکا و صحهگذاری را به خوانندگانش هدیه کند.
در همان روزها و ماهها اثر دیگری نیز منتشر شد که سبک و سیاقی مشابه با «حیدر» داشت. کتاب «عقیله» اثر الهام امین در سال 1400 توسط انتشارات به نشر منتشر شد تا زندگی حضرت زینب(س) از تولد تا وفات را در قالب یک داستان خواندنی و البته مبتنی بر پژوهش و اسناد تاریخی به خوانندگان ارائه کند. شاید اسم این کتابها بشود مستند تاریخی گذاشت چراکه هرچند مخاطب، صفحات یک داستان را ورق میزند و مطالعه میکند اما اساسا در حال مرور منابع و اسناد تاریخی و متواتر با تدوین و چیدمانی هنرمندانه است.
روایت «عقیله» به گونه ایست که داستان حیات تا وفات عقیله بنی هاشم را گویی در خطاب با خود ایشان مرور میکنیم و میخوانیم. نویسنده هرکجای کتاب که به یک سند تاریخی مراجعه کرده، مشخصات قابل جستجوی سند را در پاورقی ذکرکرده است تا مطالعه یک مستند تاریخی در قالب داستان را باورپذیرتر کند.
نویسنده در نگارش «عقیله» از یک هدایت و مراقبت ویژه نیز برخوردار بوده است. این کتاب با اشراف محمدحسین رجبی دوانی استاد شناخته شده تاریخ اسلام دانشگاه نوشته شده است و او نیز مقدمه جداگانهای بر کتاب نوشته است. رجبی دوانی در مقدمهاش تاکید کرده است: «کتاب حاضر خطاب به حضرت زینب کبری(س) است، گویی خواننده خود را در محضر آن بانوی عظیم الشان میبیند. نویسنده با بیان فرازهای مهم زندگی آن حضرت، چیزی را فرونگذاشته و در حقیقت دورهای از نقش آفرینیهای عقیله بنی هاشم را در مقاطع گوناگون تاریخی با قلمی شیوا و هنرمندانه و ذوقی قابل تحسین بازگو کرده است.»
«عقیله» بواسطه اتکا و استنادهای تاریخیاش و البته قلم روان و ادبیای که دارد توانست در مهمترین جایزه ادبی کشور نیز حائز رتبه شود. این کتاب در بخش مستندنگاری جایزه جلال آل احمد توانست شایسته تقدیر شود تا بتواند مورد اقبال مخاطبان بیشتری قرار گیرد. اکنون این کتاب به چاپ ششم رسیده است و توانسته است توجه مخاطبان متنوعی را از دوست داران داستان گرفته تا محققان دانشگاهی و تاریخی به خود جلب کند.
در ادامه چند سطری از روایت تولد حضرت زینب(س) را که در عقیله به چاپ رسیده است مرور میکنیم.
«پیامبر به رسمی شیرین و عهدی دیرین در بازگشت از هر سفر، نخست پای در خانه فاطمه(س) میگذارد و دل به دیدار او خوش میدارد و اینبار نیز چون همیشه میهمان کاشانه دردانه خویش میشود. تو را به بهشت آغوش رسول خاتم سپردند.پیامبر تو را به سینه چسباند و صورت بر صورت تو نهاد.
-«بهراستی که این صورت حمیده و این طلعت رشیده چقدر به خدیجه(س)مانند است!»
رسول خدا فرمود و سپس دیده بر جبین تو دوخت و ناگاه گویا برق صاعقهای خرمن آرزویش را درهم سوخت. ابرهای اندوه آسمان دیدگان محمد را پوشاند. اشک باریدن گرفت و پیامبر بلند گریست.
-«پدرجان، خدا هیچگاه چشمهایتان را گریان نکند، این گریه برای چیست؟»
فاطمه(س) پرسید، با چشمهایی که طوفان اضطراب، امواج اشک را به ساحلش کشانده بود و رسول خدا که جانش هنوز از تجلی جبرئیل آرام نیافته بود، مادر را از اخبار غیب درباره تو آگاه کرد که این دختر پس از من و تو در گذر زمان به رنجها آزموده خواهد شد و باران مصیبت و بلا بر او خواهد بارید.»
نظر شما