محبوبه نجف خاني در نشست نقد ترجمه گفت: ما مترجمهاي حرفهاي، براي ترجمه بيشتر به دنبال كتابهاي هدفمند و اصطلاحا جايزهاي هستيم، خوب حال مگر چند كتاب جايزهاي در دنيا وجود دارد._
در ابتداي اين مراسم محبوبه نجفخاني ضمن اشاره به انتخاب كتابهاي خارجي توسط ناشران گفت: در گذشته اغلب كتابها به صورت تصادفي به دست ناشر ميرسيد ولي امروزه ناشران به اهميت ترجمه پي بردهاند و خودشان به دنبال كتابهاي مهم و پر فروش ميروند و آن را به مترجم سفارش ميدهند، فقط بايد تأسف خورد كه امروزه اكثرا ناشران براي ترجمه بهدنبال كارشناس نميروند و بهخاطر سود بيشتر ترجيح ميدهند كه فقط كتاب از يك زبان به زبان ديگر تبديل شود.
نجفخاني سپس به خانه ترجمه اشاره كرد و افزود: زماني كه خانه ترجمه فعاليت ميكرد بسيار مفيد بود و فرهنگ ترجمه اعتلا پيدا كرد و ديگر اينكه گردهمايي مترجمها در آنجا برگزار ميشد و از همين گردهماييها اتفاقات خوبي چون كشف جوانان با استعداد ميافتاد كه اميدوارم يا آنجا دوباره فعال شود و يا محلي مانند آنجا شروع به فعاليت كند، اگر خانه ترجمه بود الان كمتر شاهد موازي كاري در ترجمه بوديم و بانك اطلاعاتي آنجا مانع اين كار ميشد.
وي در ادامه به بحث پخش پرداخت و گفت: به نظرم به جاي مراكز پخش بايد مراكز مافياي پخش نام برده شوند، چراكه با حلقههاي مافيايي مانع پخش و فروش برخي كتاب ميشوند و در بسياري از مواقع به فروش يك كتاب ضربه ميزنند.
محبوبه نجفخاني ضمن اشاره به ترجمه آثار توسط جوانان ناكارآمد و بيتجربه تصريح كرد: امروزه جوانان بيتجربهاي را ميبينيم كه يك اثر معروف را به غلط ترجمه ميكنند كه همه اينها به خاطر اين است كه ما در كشورمان قانون كپيرايت نداريم.
وي در پايان خاطرنشان كرد: اميدوارم به زودي در كشور بانك اطلاعاتي براي ترجمه كتابها درست شود و جلو موازي كاري گرفته شود.
در ادامه شهرام اقبالزاده ضمن اشاره به چراي ترجمه و اصل ترجمه گفت: هر اثر به به خودي خود اصالتي دارد، آيا كسي هست كه به آن فهم رسيده باشد كه به درستي كار ترجمه را انجام دهد و مفهوم نويسنده را القاء كند. يكي از دوستانم كه در زمينه ترجمه متون كهن فعاليت ميكند، در يك كار تحقيقي درباره كتاب شازده كوچولو به آن رسيد كه ترجمه فارسي و مقايسه چند متن ترجمه شده اثر هيچكدام با هم سنخيت ندارد.
وي اضافه كرد: در كتابي مانند شازده كوچولو مؤلف اگزوپري كتاب را به دوستش تقديم كرده و اين يك نشانه است، اين تقابل عشق و عقل است آيا مترجمها قبل از ترجمه اين اثر به اين قضيه رسيدهاند.
اقبالزاده تصريح كرد: امروزه ترجمه، ترجمه عبارت نيست، امروزه ترجمه گفتماني است و در آن ساختار ادبي و زباني مهم است. يك مترجم خوب يك آرشيتكت است و بايد ساختار را بسنجد ولي اغلب شاهديم كه يگانگي با نويسنده وجود ندارد.
وي در ادامه ضمن اشاره به دو ليوان در كنار هم گفت: اين دو ليوان از لحاظ ظاهري شبيه هماند ولي يك ليوان نيستند، جايگاه، تركيبات و ...
اين دو ليوان با هم متفاوت است. در ترجمه دو اتفاق اساسي ميافتد؛ اول اينكه زباني جايگزين زبان ديگري ميشود و دوم جايگزيني ذهن مترجم به جاي ذهن نويسنده است جايگزيني دو فرد با روحيات متفاوت و همينطور فرهنگ و عاطفه و زبان متفاوت.
اقبال زاده سپس به دلايل عدم پيشرفت ترجمه در ايران پرداخت و تأكيد كرد: يكي از مشكلات ما نداشتن نقد ترجمهها در ايران است بنابراين هيچ محك و مرجعي براي قضاوت آثار وجود ندارد.
وي در ادامه تصريح كرد: ادبيات ديالكتيك ذهن و زبان است، بنابراين مترجم بايد در ترجمه از نزديكترين، زيباترين و گوياترين واژه را انتخاب كند، مترجم بايد كليت ساختاري اثر را جذب كند و با انتخاب واژهها و سبك سنين كردن آن واژه بهتر را انتخاب كند.
بعد از اقبالزاده عباسلو به عنوان مجري به جمعبندي صحبتها پرداخت و گفت: يكي از مشكلات اين حوزه تخصصي نگاه نكردن به اين حوزه است و تا زماني كه تخصصي نگاه نشود ما مشكلات و معضلات ترجمه را خواهيم داشت.
وي در پايان به فارغالتحصيلان رشتههاي زبان دانشگاههاي كشور اشاره كرد و افزود: ديگر مشكل ما مشكلاتي است كه در دانشگاههايمان داريم و هر روزه شاهديم كه اغلب فارغالتحصيلان زبانهاي خارجي در زمينه ترجمه موفق نبوده و نيستند و آموزشها در دانشگاهها تخصصي نيست.
نشست «نقد ترجمه گفتوگو پيرامون ضرورت ترجمههاي موازي و متوالي» در ساعت 19 با پرسش و پاسخ حاضرين به كار خود پايان داد.
نظر شما