دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۲ - ۱۳:۴۴
«اصول رئالیسم» علامه طباطبایی از جنس نقد است، نه نفی

دکتر حسین سلیمی، سرپرست دانشگاه علامه طباطبایی در همایش یادواره «حکمت میزان» گفت: علامه طباطبایی هیچ معرفت و دانشی را مانند فلسفه یونانی نفی نمی‌کند و «اصول رئالیسم» او از جنس نقد است و نه نفی.-

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، یادواره علامه حکیم سید محمدحسین طباطبایی با عنوان «حکمت میزان» امروز (دوشنبه، 27 آبانماه) در تالار شهید عضدی دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد. 

دکتر حسین سلیمی سرپرست دانشگاه علامه طباطبایی طی سخنانی با اشاره به «رئالیسم معرفتی از نگاه علامه طباطبایی» گفت: رئالیسم یا واقع‌گرایی علامه طباطبایی به گونه‌ای زمینه‌ساز بهره‌برداری دیندارانه از علوم تجربی جدید است.

وی ادامه داد: علامه مصداق و نمونه بارز نظریه‌پردازی جدید در دوره معاصر است. در تصور رایج، نظریه‌پرداز کسی است که نظراتش با نفی و طرد همراه است، یعنی اگر قرار باشد اندیشمندی نظریه‌پردازی کند باید یافته‌های پیشین متفکران را نفی‌کند در حالی که نظریه‌پردازی جدید حاوی سه ویژگی‌ ایجاب، تلفیق و نوآوری است.

این استاد دانشگاه در تشریح این سه ویژگی اضافه کرد: اندیشمند باید یافته‌های پیشین را جذب، آن را با اندیشه‌های خود تلفیق و با نوآوری نظریه جدیدی را خلق کند.

سلیمی با اشاره به نقش فارابی در تاریخ تفکر اسلامی توضیح داد: همان‌گونه که «لوئی اشتراوس» در تاریخ فلسفه راتلج می‌گوید، بدون شناخت فارابی نمی‌توان تاریخ تفکر جهان را شناخت. در حوزه معرفتی نیز افلاطون نظریه معرفتی را با عنوان «یادآوری» مطرح می‌کند. او معتقد است که جوهر علم در وجود انسان قرار دارد و کار معلم کمک به یادآوری این جوهر است. معلم از نگاه افلاطون همواره مانند یک ماما عمل می‌کند، در حالی که ارسطو اعتقاد دارد علم اکتسابی است.

وی درباره نگاه فارابی در حوزه معرفتی بیان کرد: کاری که فارابی می‌کند تلفیق این دو دیدگاه است. او یافته‌های خود را از فرهنگ اسلامی بین نظریه افلاطون و ارسطو قرار می‌دهد. ملاصدرا نیز همین کار را انجام می‌دهد و در واقع، بین جدال مشاییون و اشراقیون نوآوری می‌کند.

وی گفت: علامه طباطبایی نیز در دوران خود کار فارابی و ملاصدرا را انجام داد. او در دوران خودش با چند پرسش اساسی مواجه بود نظیر این که آیا فلسفه که ریشه یونانی دارد، می‌تواند به ما در فهم واقعیت کمک کند؟ آیا با کمک عقل فلسفی می‌توانیم به شناخت دست یابیم؟ آیا امر واقعی در خارج از ذهن انسان وجود دارد؟ اگر این واقعیت وجود دارد، آیا می‌توان با کمک حس و علم تجربی و استدلال‌های عقلانی به آن دست پیدا کرد؟

به گفته سلیمی علامه طباطبایی تحت عنوان «اصول رئالیسم» سعی می‌کند به این پرسش‌ها پاسخ دهد. او هیچ معرفت و دانشی را مانند فلسفه یونانی و فلسفه غربی نفی نمی‌کند و رئالیسم او از جنس نقد است و نه نفی علوم.

سرپرست دانشگاه علامه طباطبایی با بیان این‌که از نگاه علامه طباطبایی راه دستیابی به امر واقع متنوع است، افزود: به اعتقاد علامه علوم عقلی، علوم عرفانی و علوم برگرفته از آیات قرآنی، گونه‌های متفاوت از معرفتی‌اند که می‌توانند چهره‌های مختلف واقعیت را به ما نشان دهند. به گفته علامه طباطبایی، علم هرگونه که باشد هدایت الهی است و این اصلی‌ترین موضوعی است که علامه طباطبایی بر آن صحه می‌گذارد.

در بخش دیگری از این مراسم حجت‌الاسلام والمسلمین احمد احمدی، استاد حوزه و دانشگاه، سخنرانی خود را با عنوان «برده‌داری در اسلام با نگاهی به آرای علامه طباطبایی» ارایه کرد و گفت: مرحوم طباطبایی همه جا کرامت و آزادی انسان را مطرح می‌کند و برای او انسان یک جایگاه بلند دارد. بنابراین از نگاه علامه کرامت و آزادی انسانی یک اصل اساسی است.

وی ادامه داد: با توجه به این نگاه می‌توانیم بگوییم که جنگ یک امر عارضی است که در اثر تعرض دشمنان صورت می‌گیرد و ما تنها از خودمان دفاع می‌کنیم. در جنگ و مواجهه با اسیران نیز همواره باید در نظر داشت که جریمه باید متناسب با جرم باشد.

وی با بیان این‌که «کسی حق ندارد فرد آزادی را به بردگی بگیرد» اضافه کرد: با این دیدگاه جنگ منطق خاص خود را دارد و تنها می‌توان با دشمنی که روبه‌رو ما قرار می‌گیرد، جنگ کرد. در اسیر گرفتن نیز باید در نظر داشت که برخی اسرا خطرناک و برخی دیگر در اثر اجبار و موقعیت مجبور به جنگیدن شده‌اند. بنابراین حق کشتن هر اسیری را نداریم.

رییس سازمان سمت در ادامه به برخی از جنگ‌های داخلی اسلام اشاره کرد و افزود: به طور مثال، حضرت علی(ع) در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان هیچ اسیری نگرفت و اسرای گرفته شده را بخشید.

وی در پایان گفت: اگرچه در فتوای برخی فقها وجود دارد که می‌توان اسیر را به بردگی گرفت اما با توجه به حرمت و کرامت انسان نمی‌توان فردی را به بردگی گرفت. همان‌گونه که بسیاری از ائمه(ع) بردگان خود را آزاد می‌کردند.

شجاع احمدوند، معاون پژوهشی دانشگاه علامه طباطبایی، در بخش دیگری از این مراسم طی سخنانی به اندیشه سیاسی علامه طباطبایی اشاره کرد و گفت: علامه طباطبایی را می‌توان در قالب یک متفکر و اندیشمند سیاسی دید. این‌گونه نبوده است که طبق ادعای برخی افراد، بعد از ملاصدرا اندیشه سیاسی دچار انحطاط شده باشد چرا که علامه طباطبایی ضمن مطرح کردن مباحث فلسفه اسلامی، به اندیشه سیاسی توجه ویژه‌ای داشته است.

وی ادامه داد: پرسش از غایت امر سیاسی، محدودیت‌های اعمال قدرت سیاسی، مرجع اعمال قدرت و حق اعتراض به قدرت سیاسی، چهار پرسش اصلی مطرح شده در اندیشه سیاسی‌اند که علامه طباطبایی برای آن پاسخ‌هایی ارایه کرده است.

به گفته این مدرس دانشگاه، برخی از متفکران اندیشه سیاسی غرب معتقدند غایت اندیشه سیاسی این است که نظم را برقرار کنند. برخی نیز آزادی و برخی دیگر رفاه و شادکامی را غایت امر سیاسی می‌دانند اما با تأمل در آثار علامه طباطبایی متوجه می‌شویم که علامه سعادت را غایت امر سیاسی عنوان می‌کند که به نوعی در برگیرنده تمامی مباحث پیشین است.

در بخش دیگری از این یادوراه، قاسم پورحسن، دانشیار فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی نیز با عنوان «نتایج معرفتی اعتباریات علامه طباطبایی» سخنرانی کرد و گفت: مهم‌ترین علتی که علامه طباطبایی کتاب اعتباریات را نوشت، ظهور و گسترش جریان چپ در دهه 20 و 30 بود. چپ‌ها در یک فهم غیردقیق فرهنگ، هنر، فلسفه و سیاست را مناسباتی از تولید می‌دانستند و علامه طباطبایی با نگارش اعتباریات پاسخ‌های دقیقی به این نوع موضوعات داد. 

در بخش‌های دیگری از این مراسم مقالات «نقش اختیار آدمی در پذیرش تربیت و هدایت امام بر اساس آثار علامه طباطبایی» توسط حوران اکبرزاده استادیار فلسفه و کلام اسلامی و  مقاله «علامه طباطبایی؛ وحدت در کثرت و کثرت در وحدت» توسط محمدرضا ابراهیم‌نژاد ارایه شدند. 

همچنین در حاشیه این مراسم نمایشگاه آثار علامه طباطبایی با تخفیف 20 درصدی برپا شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

برگزیده

پربازدیدترین

تازه‌ها

اخبار مرتبط