نويسنده كتاب «مباني حكمي هنر و زيبايي از ديدگاه شهابالدين سهروردي» ايران را به لحاظ خلق آثار هنري متعالي، يك استثنا در ميان ساير كشورهاي اسلامي برشمرد و گفت: دليل اين امر، فرهنگ پيش از اسلام ايران است. اين فرهنگ در راستاي ارزشهاي اسلامي به ويژه توحيد قرار داشت و ورود اسلام به ايران، فرصت مغتنمي را براي شكوفايي بيشتر اين ارزش پديد آورد.
وي يكي از دلايل مهجور ماندن اين بخش از فلسفه اسلامي را متعارف نبودن مباحث زيباييشناسي در ميان حكماي اسلامي دانست و گفت: البته اين متعارف نبودن سبب بيتوجهي به مباحث هنري از سوي آنان نشده است و ميتوان گفت تقريبا مكاتب فلسفي و هنري به يك ميزان در فضاي انديشگي گذشته كشورمان وجود دارند.
مدرس فلسفه، آثار هنري ايرانيان را مبتني بر مباني حكمي و مرتبط با انديشههاي فلسفي برشمرد و گفت: معماري مساجد و مدارس و باغها، آيينهكاريها و گچبريها همه مبتني بر حكمتي ايراني ـ اسلامياند. اگرچه هنرمندان ايراني هيچگاه بيبهره از حكمت متعارف زمان خود نبودند، اما مباني نظري اين هنر مورد توجه قرار نميگرفت، زيرا مكتبي جداگانه براي آن نظر گرفته نميشد.
وي يادآور شد: آن مباني كه در هنر فرهنگ گذشتهمان وجود دارند، اكنون نيز ميتواند مورد استفاده هنرمندان براي خلق آثار هنري در دوران حال و آينده قرار گيرند.
كماليزاده ايران قبل و بعد اسلام را به لحاظ فرهنگي چندان متفاوت از يكديگر ندانست و گفت: در ايران همواره فرهنگ و حكمتي توحيدي حاكم بوده است و اين همسويي با مباني اسلام سبب شد تا فرهنگ غالب بر ايران دستخوش تغيير بنيادي نشود و اين يك ويژگي منحصر بهفرد براي ايران در ميان ساير كشورهاي اسلامي است.
اين نويسنده، مباني نظري در انديشه سهروردي را نظير فلسفهاش اشراقي دانست و گفت: اين انديشه مشحون از ذوق و شهود است. اين دو ويژگي بيش از آن كه در قلم متبلور باشد، در هنر متبلور است؛ به اين معنا كه آثار هنري، محمل گوياتري براي به تصوير كشيدن ذوق و شهودند.
وي يادآور شد: اگر در سنت گذشتهمان به خوبي دقيق شويم، در ميان هنرمندانمان افرادي اهل سير و سلوك را مييابيم. هر يك از آثار هنري كه آنان ميآفريدند، نظير اماكن مذهبي و غيرمذهبي، بيبديلاند. هر يك از اين آثار يك خلق جديد و يك ذوق و شهود جديدند. منشا تمامي اين آثار يكي است، زيرا همه آنها در تجليات خداوند ريشه و از يك حقيقت حكايت دارند. اين آثار گرتهبرداري از يكديگر نيستند، زيرا حاصل شهود افراد مختلفاند.
كماليزاده درباره شيوه بررسي انديشه هنري سهروردي در اين كتاب گفت: در اين بررسي شاخصهها و محورهاي فلسفه اشراق مشخص و سپس مباني زيباييشناسي بر اساس آنها بررسي شدند تا از اين طريق، آن چه سهروردي درباره هنر ميانديشيد، فهم شود. هنرمندان ميتوانند با استفاده از مباني اين هنر اشراقي، بنياني تازه در خلق آثار هنري درافكنند.
وي افزود: نزديكي انديشه هنرمندان و فلاسفه آن دوران به دليل تعامل نزديك آنان نيست، بلكه فرهنگ حاكم بر آن دوران به گونهاي بود كه هر اهل دلي به يك طريق ميانديشيد. هر يك از اين افراد، دريافت مشتركشان را به زباني مطرح ميكرد كه يكي فسلفه بود و ديگري اثر هنري.
وي درباره چرايي ايجاد انقطاع ميان هنر و حكمت گفت: شرقيان تا هنگامي كه شرقياند، جدا از حكمت نيز نيستند، اما از زماني كه شرق از شرقيت خود جدا ميشود و روي به غرب مينهد، تعالي هنر را از ياد ميبرد. در مباني هنر غرب اين تعالي وجود ندارد، بنابراين هنري كه بر اساس اين مباني شكل بگيرد نيز از اين تعالي به دور خواهد بود.
عضو هيات علمي دانشگاه زنجان ادامه داد: مهمترين دليل وجود نداشتن يكپارچگي فكري ميان فلاسفه و هنرمندان در جامعه كنونيمان، سيطره فرهنگ غرب است. در دوره كنوني نميتوانيم ادعا كنيم كه فرهنگ شرقي و ايراني داريم. فرهنگ حاكم بر جامعه كنوني ما مادي است و از آرزوي تعالي، بهره چنداني ندارد. اكنون تنها پيشرفت مادي و ايندنيايي مطرح است.
وي ايران را به لحاظ خلق آثار هنري متعالي، يك استثنا در ميان ساير كشورهاي اسلامي برشمرد و گفت: دليل اين امر، فرهنگ پيش از اسلام ايران است. اين فرهنگ در راستاي ارزشهاي اسلامي به ويژه توحيد قرار داشت. بنابراين ورود اسلام به ايران فرصت مغتنمي را براي شكوفايي بيشتر اين ارزش پديد آورد. در واقع، تمدن پيش از اسلام ايران نسبت به ساير كشورهاي اسلامي، شرايط بسيار مناسبتري براي پرورش و تجلي احكام و تعاليم اسلامي داشت.
كماليزاده در اين باره كه «شايد شرايط حاكم بر اين دوران به گونهاي است كه هنري مادي را ميطلبد» گفت: هدف خداوند از خلقت انسان همواره يكي است و در طول زمان تغييري نميكند. بنابراين ارزشهايي كه تعالي انسانها به آنها وابستهاند نيز غير قابل تغييرند و نميتوان گفت كه هنر كنوني بهترين نوع آن در اين دوره است.
وي افزود: انسان پس از دكارت كه از عالم متافيزيك بريد و به جهان مادي هبوط كرد، تنها به توسعه جهان مادياش پرداخت و در خطي مستقيم حركت كرد كه جهت آن به سمت بالا نبود.
چاپ نخست كتاب «مباني حكمي هنر و زيبايي از ديدگاه شهابالدين سهروردي» در 214 صفه و بهاي 53000 ريال از سوي موسسه تاليف، ترجمه و نشر آثار هنري منتشر شد.
نظر شما