مايكل روت، نويسنده كتاب «فلسفه علوم اجتماعي» ضمن انتقاد از روشهاي ليبرال و پوزيتيويستي در پژوهش اجتماعي كه مدعي بيطرفياند، معتقد است يك پژوهش اجتماعي به هر حال جانب انديشهاي را ميگيرد، بنابراين محققان بايد با هدف دفاع از ارزشي كه به آن معتقدند، پژوهش كنند تا بتوانند پژوهشهايي كمالگرا بيافرينند.
وي اين اثر را به لحاظ گستره تحقيقاتش، قابل توجه برشمرد و گفت: نويسنده كتاب حوزههاي نظير علوم اجتماعي، علوم سياسي، روانشناسي، مردمشناسي، اقتصاد و جامعهشناسي را موضوع بررسيهايش قرار داده است.
شجاعيان درباره موضوع اصلي اين كتاب گفت: مايكل روت، نويسنده اين اثر، معتقد است روش ليبرال بر پژوهشهاي اجتماعي امروز دنيا غلبه دارد، روشي كه يكي از زيرشاخههاي آن رويكرد پوزيتيويستي است. وي ضمن انتقاد از اين دو رويكرد، پيشنهاد ميكند كه پژوهشهاي اجتماعي بايد كمالگرا باشند. به اين معنا كه پژوهشگر اجتماعي نميتواند نسبت به معضلاتي كه جامعهاش با آنها روبهروست و همچنين آرمانهايش به عنوان عضوي از يك جامعه بيتفاوت باشد.
وي افزود: به اعتقاد اين نويسنده، پژوهشهاي اجتماعي كه بر مبناي روش ليبرال شكل ميگيرند و مدعي بيطرفي و جدايي ارزش از دانشاند، پژوهشهاي كفايتمند و تاثيرگذاري به شمار نميآيند. همچنين اين پژوهشها به ادعاي بيطرفي خود پايبند نيستند، زيرا تاكيد بر ارزشهاي ليبرالي در سراسر آنها قابل مشاهده است. تاكيد بر اين ارزشها نه تنها در موضوعات تحقيق، بلكه در گردآوري دادهها و تحليل آنها نيز ديده ميشود. حكومتهاي ليبرال نيز چنين روشي را در پيش ميگيرند و همواره مدعي بيطرفياند، در حالي كه اين حكومتها برآمده از يك فرهنگاند و لاجرم از ارزشهاي آن فرهنگ دفاع ميكنند.
اين مترجم يادآور شد: نويسنده كتاب معتقد است يك پژوهشگر اجتماعي اساسا نميتواند ادعاي بيطرفي داشته باشد، زيرا به هر حال از روش خاصي تبعيت ميكند و در پي به دست آوردن نتيجهاي است كه به آن اعتقاد دارد يا حتي ندارد.
شجاعيان علوم اجتماعي كمالگرا را پيشنهاد نويسنده كتاب براي جايگزيني علوم اجتماعي ليبرال معرفي كرد و گفت: پژوهشگر بايد ارزش خاصي را در ذهن داشته باشد و براي ارتقا و دفاع از آن به تحقيق بپردازد، در غير اين صورت پژوهش او فاقد ارزش خواهد بود.
وي با اشاره به عدم جانبداري نويسنده اين اثر گفت: «روت» كمال خاصي را به پژوهشگران پيشنهاد نميكند، چرا كه ارزشهاي جوامع مختلف با يكديگر متفاوتاند. براي مثال، پژوهشگري كه معتقد به بنيان خانواده است، به يقين پژوهش را به گونهاي انجام ميدهد كه نتيجه آن مويد جايگاه والاي خانواده در اجتماع و تشويق افراد به تشكيل خانواده و راهكارهايي براي استحكام آن باشد.
وي افزود: بر اين اساس، پژوهشگر بياعتقاد به بنيان خانواده نميتواند پژوهش ارزشمندي درباره اين نهاد اجتماعي ارايه دهد.
شجاعيان در پاسخ به اين سوال كه «معيار صحت ارزشهايي كه پژوهشگر اجتماعي به آنها معتقد است، چيست؟» گفت: باورهاي پژوهشگر به تنهايي ملاك نيستند، بلكه ارزشهايي كه بر جامعه و فرهنگ پژوهشگر غالباند، ملاك بررسيهاي وي قرار ميگيرند. براي مثال، يك پژوهشگر مسلمان متعهد بايد به ارزشهاي واقعي اسلام وفادار باشد تا بتواند تحقيقي در راستاي رشد آن جامعه انجام دهد. «روت» معتقد است پژوهشهاي اجتماعي بايد هدفمند و در راستاي ارتقاي يك ارزش باشند.
وي تاكيد كرد: مهمترين نقد نويسنده به ليبرالها، ادعاي بيطرفي آنهاست، زيرا يك پژوهشگر حتي در مرحله انتخاب موضوع نيز هدفي را دنبال ميكند و خواه ناخواه هوادار يك عقيده و باور در جريان تحقيقاتش است. وي در واقع با نوشتن اين كتاب در پي آگاهي دادن به محققان علوم اجتماعي است، مبني بر اين كه امكان بيطرف بودن پژوهشهاي آنان وجود ندارد. بنابراين سعي در بيطرف نشان دادن خود نداشته نباشند.
اين مترجم با اشاره تناسب موضع پژوهش و اعتقادات جامعه مورد پژوهش گفت: محققان بايد موضوعاتي را براي پژوهش انتخاب كنند كه با ارزشهاي جامعه محل زندگيشان تناسب داشته باشد. براي مثال، حقوق بشر به معناي غربي آن موضوع مناسبي براي پژوهش در يك جامعه اسلامي نيست، زيرا به هر حال به اين سوال ختم ميشود كه آيا اين حقوق در آن جامعه اجرا ميشود يا خير و در نتيجه كمبودهايي را متوجه جامعه مسلمان مذكور ميكند. چنين تحقيقي به معناي حمايت از حقوق بشر غربي در جامعهاي اسلامي است.
شجاعيان با بيان اين كه «غربيان موضوعات پژوهشهاي اجتماعيشان را به شرقيها تحميل ميكنند» اظهار كرد: پژوهشگر بايد با آگاهي از اين موضوع، در انتخاب موضوع تحقيق به تمدن و فرهنگ بومياش وفادار باشد.
وي در پاسخ به اين سوال كه «ارزشها چگونه مشخص ميشوند و بايد مورد تاييد چه گروهي از جامعه باشند؟» گفت: نويسنده اين كتاب به محتواي ارزشهاي توجهي ندارد، بلكه پيشنهاد ميكند كه محقق بايد به ارزشهاي فرهنگ و جامعهاي كه در آن زندگي ميكن،د توجه داشته و به آن پايبند باشد.
اين مترجم درباره پژوهشگران مسلمان گفت: اين پژوهشگران نيز نبايد مدعي انجام پژوهشي بيطرف باشند، زيرا چنين ادعايي نميتواند صحت داشته باشد. اگرچه اين پژوهشها جانبدارانهاند، اما بايد به ارزشهايي كه آنها را باور دارند، وفادار بمانند و پژوهشهايشان را بر اساس آنها شكل دهند و تدوين كنند.
وي افزود:ديگر اين كه پژوهشگر اجتماعي نبايد به مسايل و معضلات جامعهاش بيتفاوت باشد، بلكه بايد به تحقيق درباره اين معضلات بپردازد و راهكارهاي حل آن را بيابد.
به گفته شجاعيان، اين كتاب همانگونه كه نويسنده توصيه كرده است، منبع درسي دانشجويان ارشد و دكتري روششناسي و فلسفه علوم اجتماع به شمار ميآيد. مايكل روت، استاد دانشگاه مينهسوتاي آمريكاست.
اين مترجم در پايان از زحمات مسوولان پژوهشكده مطالعات اجتماعي و فرهنگي براي نظارت بر ترجمه و انتشار اين اثر تشكر كرد.
كتاب « فلسفه علوم اجتماعي» در 464 صفحه از سوی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری منتشر شده است. همچنين اين اثر برگزيده چهاردهمين دوره كتاب فصل شناخته شد.
نظر شما