كتاب «فن ترجمه» نوشته دكتر احمد فاضل سعدي با ترجمه خانم سهام مخلص از سوي موسسه بوستان كتاب تجديد چاپ شد.\
ترجمه راهي موثر براي ورود به فرهنگها و آداب و رسوم ملل ديگر است. انسان از روزگاران كهن به اين مهم پي برده و امروزه بهدليل دگرگونيهاي شگرف، ضرورت آن را بيشتر از هميشه احساس ميكند. در واقع ترجمه، مهارتي است كه به قوانين، قواعد و ابزار خاص خود دارد، بنابراين صرفا دانستن يكي از زبانها، براي ترجمه كافي نيست. مسلما در ترجمه، نكات ريزي وجود دارد كه لازم است مورد توجه قرار گيرد و دستيابي به اين نكتهها فقط با تلاش مداوم و استفاده از تجربيات و راهنمايي اساتيد متخصص و اهل فن ميسر خواهد بود.
امروزه فن ترجمه پس از گذشت زماني طولاني، لباس جديدي بر تن كرده و نسبت به گذشته با چهرهاي كاملا جديد ظاهر شده است. ترجمه، در گذشته همان چيزي بود كه ما امروزه آن را ترجمه تحتاللفظي ميناميم، اما در عصر حاضر، ترجمه انواع مختلفي دارد. لذا مترجمان بايد قواعد و قوانيني را كه بناي ترجمه بر آنها گذاشته شده، بياموزند. از اين رو كتاب حاضر، نخستين گام در اين مسير حساس و مهم است. درسها بهگونهاي طراحي و ارائه شدهاند كه ترجمه، كاري آسان به نظر آيد و تطبيق را ميسر سازد. تمرينها نيز بهگونهاي انتخاب شدهاند كه سطح علمي دانشجويان را بالا ببرند تا با ترجمه و بيان آنها در كلاس و بررسي و تبادل نظر در حضور استاد، ترجمهاي خوب و رسا ارائه شود و نقاط ضعف ترجمههاي ارائه شده شناسايي و رفع شود تا دانشجويان ديگر بار از چنين اشتباهاتي پرهيز كنند.
شعار هميشگي اسلام اين بوده: «دانش را اگر چه در چين باشد، فراچنگ آوريد». تا آن زمان اين نداي حقيقت به گوش مردم نرسيده بود، لذا اين بانگ مقدس، مسلمانان را نسبت به حقيقت، آزادانديش كرد تا آن را هر جا كه باشد، دريابند، چرا كه «حكمت گمشده مومن است» و روح و وجود انسان مسلمان با آن در ارتباط است.
از آن جا كه همگان در اساس و بنياد واژه فطرت، وحدت نظر دارند، لذا متعلق به سرزمين خاصي نيست، اما اگر انسان تحت تاثير محيط زندگي خود قرار گيرد و فطرت را از مسير اصلي خود منحرف سازد، از سرشت و فطرت خود روي بر ميگرداند و پاكترين و ارزشمندترين وديعه خداوندي را از دست ميدهد. در آن زمان، اگر چه چين به لحاظ مسافت از سرزمين اسلام و ساكنان آن دور بود، اما مردمش از علوم سودمند براي فطرت انساني بيبهره نبودند. البته در اين حديث، از «چين» به عنوان نمونه ياد شده است و نه به عنوان حصر، چرا كه ما موظف به يادگيري تمام علومي هستيم كه بتواند ما را به تكامل و پيشرفت برساند.
بر اين اساس، مسلمانان در پي شناخت علوم پيرامون خود برآمدند و براي نيل به اين هدف، چارهاي جز استفاده از فن ترجمه نيافتند، لذا ترجمه كتابهاي ملل ديگر را آغاز كردند. آنها كتابهايي در زمينههاي فلسفه، پزشكي و... را ترجمه كردند. در بغداد آن روزگار، انقلاب عظيمي در ترجمه كتابهاي علمي از زبانهاي يوناني، سرياني، سانسكريت و... به زبان عربي اتفاق افتاد. در قرن دوم اتفاق بزرگتري در نهضت ترجمه رخ داد؛ در اين قرن ابوالحسن عليبن زياد تميمي، كتاب «زيج شهرياري» و حجاجبن يوسفبنالمطهر كتاب «مجسطي بطلميوس» را كه در قرن دوم قبل از ميلاد نگاشته شده بود، ترجمه كردند. محمد فزاري نيز كتاب «سند هند» تاليف براهما ژوپتا را برگرداند و پيش از آن، واستيگان كتاب «الكيمياء» را از يوناني به عربي به امر خالدبن يزيد ترجمه كرده بود، همچنين «بيتالحكمه» در بغداد تاسيس شد و يكصد بار شتر ـكه شامل چهار ميليون جلد كتاب ميشدـ به اين كتابخانه منتقل شد. مطلب حايز اهميت ديگر اين است كه مسلمانان تنها به اين مقدار بسنده نكردند و خود دست به ابداع و اكتشاف زدند؛ امري كه باعث شد ساير ملل در مقابلشان سر تعظيم فرود آورند و ناباورانه نظارهگر آنان باشند. محصولات فكري و علمي مسلمانان در اين زمان، شرق و غرب را فراگرفت و در قرن دوازدهم از راه اندلس به اروپا رسيد؛ زماني كه اندلس عضو مهمي از پيكره اسلام به حساب ميآمد و براي اندلس، آباداني به ارمغان آورد. در اين سرزمين سالانه هفتاد تا هشتاد هزار جلد كتاب منتشر ميشد و از اين طريق بود كه «راجرز بيكن» با فلاسفه مسلمان همچون «ابن رشد» آشنا شد و از او تاثير پذيرفت.
در بخشي از پيشگفتار كتاب حاضر آمده ميخوانيم: «امروزه ما براي مواجه شدن با پديده تهاجم فرهنگي و غربزدگي لازم است كه دوباره به منبع زلال اسلام بازگرديم. براي رسيدن به اين هدف جز از طريق آشنايي و آگاهي از منابع دين اسلام و تاليفات انديشوران مسلمان چاره ديگري نداريم. مسلم است كه دستيابي به اين فرهنگ عظيم جز از طريق آشنايي با زبانهاي ديگر ميسر نميشود. لذا ميبينيم كه به دليل عدم ترجمه اين كتابها، اين ميراث با ارزش بهدست فراموشي سپرده شده است و ديگران قادر به مطالعه آنها نيستند. براي مثال ما به دو نمونه از غفلت مسلمانان در امر ترجمه اشاره ميكنيم:
1. "ابن خلدون" از بزرگترين جامعهشناسان بهشمار ميآيد، اما اثر معروف او، "مقدمه ابنخلدون" ترجمه نشد و بعد از گذشت قرنها "مونتسكيو" كتاب "روحالقوانين" را نوشت و با اين كار لقب "پدر فلسفه جامعهشناسي" را گرفت و ابنخلدون در غرب به نام "مونتسكيوي عرب" معروف شد.
2. "ملاصدراي شيرازي" صاحب نظريه ابعاد چهارگانه است، ولي اين نظريه به نام "امانوئل كانت" كه سالها پس از وي به دنيا آمده، ثبت شد. سبب اصلي اين امر، عدم اهتمام مسلمانان به ترجمه آثار اوست.
از اين روي يادگيري زبانهاي زنده دنيا براي ترجمه آثار ارزشمند مسلمانان، ضروري است تا بتوانيم پاسخگوي شبهات مطرح شده از سوي بيگانگان باشيم و جايگاه رفيع و عظيم اسلام را آشكار سازيم. به عنوان نمونه كساني كه قادر به درك زبان فارسي نيستند نميتوانند از آثار ارزشمند علامه مطهري استفاده كنند و اين خود سبب ميشود تا افكار بلند و والاي آن استاد شهيد كه محدود به زمان و مكان خاصي نيست، محدود بماند. بنابراين بر ما لازم است تا آثار نويسندگان بزرگ را ترجمه كنيم تا همه علاقهمندان با هر زباني بتوانند از آن آثار استفاده كنند.»
چاپ دوم كتاب «فن ترجمه» در شمارگان 600 نسخه، 232 صفحه و بهاي 45000 ريال راهي بازار نشر شد.
نظر شما