به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، بلقيس سليمانی، در نشست نقد ادبيات داستاني دهه 70 كه عصر ديروز (يكشنبه، 3 مرداد)، با حضور كامران پارسينژاد، در سراي اهل قلم برگزار شد، گفت: دهه 70 از چند نظر مهم است. اين دوران، دوران پس از جنگ و سازندگي است و سالهايي است كه ما از گفتار سياسي فاصله ميگيريم.
وي با اشاره به برخي از اختصاصات اجتماعي سالهاي دهه 60 گفت: در دهه 60 گفتمان سياسي غالب، گفتمان ايدئولوژيك است و تبعات سياسي خودش را نيز دارد، اما در دهه 70 ما از اين گفتمان فاصله ميگيريم و به حوزه فرديت نزديك ميشويم.
سليماني كه تحول صنعت نشر را در دهه 70 به سه بخش تقسيم كرد، توضيح داد: سالهاي آغازين دهه 70 سالهاي پر رونق ادبيات داستاني به لحاظ كمي است. در سالهاي مياني اين دهه، ما با افت عناوين مواجه ميشويم، ولي در سالهاي پاياني آن، رشد چشمگير ادبيات داستاني و توقف در ادبيات پاورقي را شاهديم. اوج پاورقينويسي نيز در دهه 70 است كه به صنعت نشر كمك فراواني ميكند.
سليماني اختصاصات ديگر دهه 70 را در حوزه ادبيات داستاني اينگونه برشمرد و گفت: طبيعي بود كه بعد از جنگ به فضاي رمانتيك و خالي از خشونت نياز بود كه مردم در رمانهاي عاشقانه و پليسي آن را جستجو ميكردند. يكي ديگر از دلايل پاورقينويسي در دهه 70، وجود سريالها و فيلمهاي سرگرمكننده تلويزيون بود. در اوايل دهه ۷۰، كتابهايي از آگاتا كريستي و دانيل استيل در ايران ترجمه ميشوند. همچنين در اين سالها دو پديده پاورقينويسي مانند فهيمه رحيمي و نسرين ثامني ظهور ميكنند.
اين داستاننويس با اشاره به توجه زنان به پاورقينويسي در دهه 70 گفت: بعد از جنگ، زنان شروع به پاورقينويسي ميكنند و تا پايان دهه 70 آثاري از پاورقينويسان زن مورد توجه قرار ميگيرد.
سليماني تصريح كرد: اين كه چرا نويسندگي زنان در اواخر دهه 70 پر رونق است؟ همان دليل هميشگي و متقن را دارد كه جستجوي هويت فردي است و ژانر پاورقينويسي خدمت مهمي به بيان مصائب زنها ميكند.
نويسنده «خالهبازي» با برشمردن آثار ترجمه شده از نويسندگان خارجي در دهه 70 در ايران گفت: در اين دهه برخي نويسندگان خارجي نيز در ايران پديده ميشوند و نوشتههاي عرفان محور به فارسي ترجمه ميشوند. آثاري از پائولو كوئيلو، ريچارد باخ و كارلوس كاستاندا، در ايران مورد توجه قرار ميگيرند كه بعدها برخي از اين آثار از سوي نويسندگان ايراني مورد تقليد قرار ميگيرند.
سليماني جريان ديگر داستاننويسي دهه 70 را اينگونه توضيح داد و گفت: در دهه 70 برخي از آثار خارجي به تاثير از سريالهاي تلويزيوني در ايران مانند «بابالنگ دراز» يا «زنان كوچك» چندين بار در ايران ترجمه ميشوند.
وي با اشاره به ترجمه آثار نظري و تأثير آن بر ادبيات داستاني دهه 70 گفت: در اين دوران آثار نظري خارجي توسط نويسندگاني مانند بابك احمدي در ايران منتشر ميشوند. همچنين آثاري از فوكو و بارت نيز به فارسي برگردانده ميشوند و ورود اين نظريات سبب ميشود كه نويسندگان ما آنان را در داستانهايشان پياده كنند و نقد ادبي ما بر پايه اين نظريات شكل ميگيرند، هرچند كه تا به حال هنوز به درستي جا نيافتاده است.
سليماني تكنيكگرايي را رهاورد ديگر آثار داستاني دهه 70 دانست و گفت: براساس ترجمه آثار نظري خارجي در سالهاي دهه 70، تكنيكگرايي نيز در آثار نويسندگان ما نمود چشمگيري پيدا ميكند و اين موضوع، در آثار نويسندگاني كه حتي گرايش به بومينويسي دارند، تا به امروز، تأثير به سزايي يافته است.
اين منتقد، ميلان كوندرا، نويسنده چك را نيز يكي از پديدههاي دهه 70 در ايران بيان كرد و توضيح داد: آثار ميلان كوندرا در دهه 70 در ايران طرفداران بسياري پيدا ميكند و بسياري آثار او را به لحاظ تكنيكي مورد توجه قرار ميدهند؛ اگرچه گاهي هم از آثار او به لحاظ نگاهش به اجتماع و سياست چندان اقبال نميشود.
سليماني وجود روح جمعي را يكي از ويژگيهاي مشترك در آثار نويسندگان شاخص و نوقلم دهه 60 بيان كرد و گفت: در دهه 60، حتي در كتابهاي نويسندگان برجسته ما مانند دولت آبادي هم، تأثيرات روح جمعي ديده ميشود؛ ولي در دهه 70 حيطههاي فردي در داستاننويسي رشد ميكند و جهانهاي فردي به وجود ميآيد. به همين دليل در اين دوران نوعي هويت فردي در ادبيات شكل ميگيرد.
اين نويسنده گفت: يكي از ويژگيهاي جريان ادبيات داستاني دهه 60 را ميتوان تأثيرگذاري كارگاههاي داستان نويسندگاني مانند رضا براهني و گلشيري دانست كه حاصل آنها پرورش نويسندگاني چون شهريار مندنيپور، ابوتراب خسروي، فرخنده حاجيزاده، حسين سناپور و برخي ديگر بود.
سليماني با اشاره به تجديد چاپهاي متعدد آثار جلالآل احمد در دهه 70 گفت: در دهه 70 آثار جلال مورد توجه قرار ميگيرد و تجديد چاپ آثار او پر رونق ميشود. همچنين براي اولين بار آثاري از هدايت توسط نشر روزگار دوباره به چاپ ميرسند.
سليماني انتشار «سينوهه» با ترجمه ذبيحالله منصوري و رمان «بامداد خمار» را نيز از پديدههاي ديگر دهه 70 برشمرد و چاپ اين كتابها را خدمتي خاص به طيف كهنسال كتابخوان دانست.
سليماني در ادامه صحبتهايش درباره تفاوت جريان ادبيات داستاني دهه 60 و 70 گفت: دهه 60 دههاي تاريخساز بود كه اين انعكاس را ما در ادبيات هم شاهديم، ولي در دهه 70 مردم ميخواهند زندگي كنند. در گفتمان اين دهه عدم قطعيت و پلواليسم نمود مييابد و انواع روايتها، تكثرگرايي زواياي چند بعدي گفتمان نظري عينا در داستانهاي نويسندگان در اين دهه ديده ميشود. دهه 60 استقرار ايدئولوژي است، ولي در دهه 70 فرديتها اهميت مييابند.
وي آثار مهم دهه 70 را نيز برشمرد و گفت: «آزاده خانم» و «هلال پنهان» آقاي علياصغر شيرزادي، «عشق روي پيادهرو»، مصطفي مستور، «يوزپلنگاني كه با من دويدند» اثر بيژن نجدي و «نيمه غايب» حسين سناپور، كه 15 نوبت چاپ خورد از مهمترين آثار دهه 70 به شمار ميآيند.
سليماني در پايان گفت: همچنين نويسندگاني مانند بنيعامري، راضيه تجار، كاتب، عليموذني، درويشان، خسروي، محمدعلي علومي، اميرحسين چهلتن، محمد محمدعلي، قاضي ربيحاوي، فرشته توانگر، غزاله عليزاده و فرخنده حاجيزاده آثار مهمي را در اين دهه عرضه كردند.
نظر شما