سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۰
باج‌گيري عاطفي؛ نبردي بدون برنده

نشست نقد و بررسي كتاب «باج‌گيري عاطفي» از سوي كارشناسان با اين پيام همراه بود كه باج‌گيري زماني رخ مي‌دهد كه نظر ديگران براي ما بسيار مهم مي‌شود، در حالي كه نظر ديگران، حقيقت نيست. اصل اين موضوع بر مبناي قدرت استوار است و باج‌گيري تنها بازي قدرت است. باج‌گيران در فكر بُردهاي موقتي‌اند، اين جنگي است كه در بلند مدت، هم باج‌گير و هم باج دهنده مي‌بازند./

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين برنامه، غروب ديروز(16 فروردين) با حضور دكتر عليرضا عابدين، روان‌شناس باليني و استاد دانشگاه شهيد بهشتي، دكتر محمود دهقان، روان‌شناس باليني و مشاور روان‌شناسي و سپيده باطبي، دبير اين نشست، در سراي اهل قلم خانه كتاب برگزار شد. منيژه شيخ جوادي، مترجم كتاب كه قرار بود در اين برنامه حضور داشته باشد، شركت نكرد.

در ابتداي برنامه، دبير نشست در معرفي مختصري از محتوا و ساختار كتاب عنوان داشت: اين اثر شكلي از روابط مخرب با عنوان «باج‌گيري عاطفي» را مطرح مي‌كند و سپس به بررسي خصوصيات رفتاري باج‌گيري و تاثير آن بر فرد مقابل مي‌پردازد. نويسنده اين اثر كوشيده است رفتار در چرخه معيوب الگوي باج‌گيري عاطفي را بيان كند. فرد باج‌گير بي‌توجه به خواسته‌هاي ديگران و با سوء‌استفاده از آسيب‌پذيري‌هاي فرد مقابل و به قيمت زير پا گذاشتن نفس و شخصيت او، به باج‌گيري رواني يا عاطفي مي‌پردازد.

در ادامه، دكتر عليرضا عابدين، روان‌شناس باليني و استاد دانشگاه شهيد بهشتي، با پاسخ مثبت به پرسش دبير نشست بر مبناي اين كه «آيا ترجمه اين اثر را مناسب مي‌داند يا خير؟» گفت: در ابتداي اين كتاب بايد گفته مي‌شد كه اين قرباني شدن در باج‌گيري مربوط به چه زماني است و تا چه اندازه ريشه در كودكي افراد دارد. اين كتاب مجموعه‌اي از تكنيك‌ها را پيشنهاد مي‌كند كه بيشتر جنبه رفتاري ـ شناختي دارند، نظير طرح‌واره‌هاي ذهني و از خواننده مي‌خواهد با بازنويسي برخي از دستورالعمل‌ها ـ نظير كتاب‌هاي آشپزي ـ رفتارهايي را در برخي مراحل اتخاذ كند.

وي با بيان اين كه «سوزان فوروارد» نويسنده اثر، از تكنيك‌هاي گشتالتي و تمرين‌هاي مكانيكي براي رسيدن به نتايج مورد نظرش استفاده كرده است، گفت: اين كتاب براي عامه مردم نوشته شده و مطالب آن بسيار تكراري به نظر مي‌رسند؛ به‌گونه‌اي كه مي‌شد تعداد صفحات آن نصف شوند.

دكتر عابدين تصريح كرد: نگارنده به جاي ريشه‌‌يابي و پردازش در حيطه درمان، بيشتر درباره پياده‌ كردن راه‌حل‌هاي عملي نظير كتاب‌هاي طباخي گام برداشته و اغلب مثال‌ها و راه‌كارهايي كه ارايه مي‌دهد، عيني‌اند. «فوروارد» نمي‌كوشد با استفاده از ابزارهاي شناختي و رفتاري، بينش فرد را تغيير دهد، بلكه مي‌خواهد شرايط و وضعيت فرد را تحول بخشد، اما بيشتر در زمان حال باقي مي‌ماند و به گذشته و ريشه‌هاي مساله توجه اندكي دارد.

وي با اشاره به بسياري از آثاري كه ترجمه مي‌شوند و به نوعي به سرزمين‌هاي ديگر راه پيدا مي‌كنند، آنها را سوغاتي‌هايي خواند كه مكانيزم‌هاي دفاعي اجتماع را در پي‌دارند و عنوان داشت: نوع فرهنگ‌ها نيز در ميزان و نحوه باج‌گيري عاطفي نقش به‌سزايي دارند كه از آن ميان مي‌توان به دخالت برخي از افراد خانواده يا نزديكان و دوستان اشاره كرد كه به نظر مي‌رسد ايجاد يك فاصله عيني جغرافيايي، زمينه استقلال و رشد را فراهم كند.

منتقد اثر با اشاره به محتواي كتاب گفت: باج‌گيري زماني رخ مي‌دهد كه نظر ديگران درباره خودمان براي ما بسيار مهم مي‌شود، در حالي كه نظر ديگران، حقيقت نيست. اصل اين موضوع بر مبناي قدرت استوار است و باج‌گيري تنها بازي قدرت است. باجگيران در فكر بُردهاي موقتي‌اند، اين جنگي است كه در بلند مدت، هم باج‌گير و هم باج دهنده، مي‌بازند. بهاي اين نبرد با از دست رفتن حرمت نفس و استقلال همراه است. باج‌گيري نيز به اين دليل است كه در برابر خواسته ديگران مخالفتي نمي‌كنيم و «نه» نمي‌گوييم، چرا كه در زمان «نه» گفتن است كه بحران ايجاد مي‌شود و باج‌گيران از آن موقعيت سوء‌استفاده مي‌كنند.

سپس دومين منتقد جلسه دكتر محمود دهقان، روان‌شناس و مشاور باليني، با بيان اين كه كتاب «باج‌گيري عاطفي» را به دقت مطالعه كرده است، اظهار داشت: از آنجا كه اكنون روان‌كاوي دچار گونه‌اي از تكثر شده، نقد اين كتاب از ديدگاه‌هاي سايكو دايناميك كار دشواري است و نياز به تسلط بر حوزه‌هاي گوناگون روان‌كاوي دارد كه به دليل گستردگي آن بعيد به نظر مي‌رسد.
 
وي در بيان نكات مثبت اين اثر گفت: آنچه اين كتاب را از ساير كتاب‌هاي خودياري (self help) متمايز مي‌كند، تاكيد آن بر روش‌هاي احساسي است. نويسنده اثر، بسياري از بحث‌ها را آكادميك و علمي نياورده است، بلكه با تاكيد بر بعد عاطفي به ويژه در ابتداي اثر، عنوان مي‌كند كه افراد با ايجاد مجموعه‌اي از رفتارهاي منفي چگونه ديگران را وادار به پذيرش مي‌كنند.

وي با انتقاد از اين كه اين كتاب هيچ اشاره‌اي به تعارضات كنوني و گذشته فرد ندارد، تصريح كرد: مولف بر جنبه‌هاي جسماني و هيجاني نظير اخم كردن و عصبانيت در جدال توجه دارد و به انعكاس تحولات دروني نمي‌پردازد. رويكرد مولف اين است كه زخم‌هاي ناشي از دوران كودكي را به ما نشان مي‌دهد و بر درمان و شيوه مقابله با آنها تاكيدي ندارد.

دكتر دهقان در بيان نكات منفي اين كتاب كه نويسنده مي‌توانست دقت بيشتري در تدوين آنها داشته باشد، گفت: نويسنده تنها خواننده را با مسايل احساسي و رفتاري كه افراد را به همكاري با باج‌گير سوق مي‌دهد، آشنا مي‌كند و در نيمه دوم كتاب تنها با استفاده از روش‌هاي تكرار و تلقين مي‌كوشد تغيير ايجاد كند. در ابتداي كتاب هيچ نظريه‌اي را از نويسنده نمي‌بينيم در اين صورت تكنيك‌هاي بخش دوم كه بايد بر مبناي نظريه‌هاي عنوان شده باشند، از اهميت و اعتباري برخوردار نيستند و در حقيقت مبنايي ندارند!

منتقد اثر با بيان اين كه مولف تنها به بيان تجارب خود در مواجهه با مراجعه‌ كنندگان گوناگون پرداخته است، عنوان داشت: اگر بخواهيم با استفاده از نگاه نقادانه «فرويد» به اين اثر بنگريم، بايد بگوييم كه اين اثر تنها براي افرادي كه مشكلات سطحي در اين زمينه دارند، نوشته شده و حتي مشكلات افرادي را كه در حد متوسطي از آسيب به سر مي‌برند، حل نخواهد كرد.

در اين هنگام دكتر عابدين با اين تصور كه نويسنده در دوره فعاليت‌هاي حرفه‌اي‌ نگرش‌هايش تغيير يافته است و در پي پاسخ‌هاي فوري مي‌رود و همان‌ موارد را توصيه مي‌كند، گفت: موضوع اصلي اين كتاب در مه است، مه‌اي كه فضاي كوركننده و فلج‌زايي را ميان باج‌گيرنده و باج‌دهنده ايجاد مي‌كند كه مي‌توان آن را ميان هر دو ارگانيزم يعني والد و فرزند، عاشق و معشوق، كارگر و كارفرما، دولت و ملت و ... مشاهده كرد.

وي با توجه به مضامين اين كتاب گفت: باج‌گير از ترس تنها ماندن، باج‌گيري عاطفي را آغاز مي‌كند كه ممكن است ديده نشود، اما حس مي‌شود. باج‌دهنده نيز به دليل ترس از گناه، تنهايي و مسووليت، به اين باج دادن عاطفي تن مي‌دهد. اين ترس، هم در باج‌گيرنده و هم در باج‌دهنده وجود دارد. باج‌گيرنده نيز از تنهايي و با خود روبه‌رو شدن مي‌هراسد، زيرا ممكن است خاطراتي از گذشته كه اغلب ترسناكند، با او همراه شوند. در اين باره باج‌گير تنها در انديشه خشنود كردن خود نيست، بلكه به ناخشنود كردن باج‌گيرنده هم فكر مي‌كند.

در ادامه، دكتر دهقان در پاسخ به پرسش دبير نشست مبني بر اين كه «چرا برخي باج‌گيرنده و برخي باج‌دهنده مي‌شوند؟» گفت: اغلب ما كاري را مي‌كنيم كه ديگران در برابر ما انجام داده‌اند؛ همان‌گونه كه «فرويد» معتقد است «ما تكرار مي‌كنيم بدون آن كه بدانيم تكرار مي‌كنيم و همواره به اين تكرار ادامه مي‌دهيم». در اين راستا سرنوشت باج‌دهندگان هم با دنبال‌كردن ردپاي آنان به زندگي گذشته‌شان باز مي‌گردد. 

سپس دكتر عابدين با بيان اين كه فاصله كمي ميان باج‌گيرنده و باج‌دهنده وجود دارد، گفت: بسياري از باج‌گيرندگان در رابطه ديگري مي‌توانند باج دهنده باشند؛ همان‌گونه كه در كتابي با عنوان «ديكتاتورها مريض هستند» آمده است. در روابط صميمي و نزديك، انسان‌ها آسيب‌پذيرتر مي‌شوند و همچنان كه در ميان درد دل‌هايمان بسياري از اسرار زندگي را براي آنها مي‌گوييم، آنها از اين مطالب به عنوان ذخاير و مهماتي عليه ما استفاده مي‌كنند.

وي يكي از راه‌حل‌هاي مقابله با نابه‌هنجاري رفتاري باج‌گيري عاطفي را استقلال رشدي و ايجاد فاصله معنادار جغرافيايي با اين افراد دانست و گفت: ما مسوول احساس خودمانيم و در برابر  استقلال و رشد خودمان مسووليت داريم.

روان‌شناس باليني با انتقاد از اين كه مولف كتاب در بخش‌هايي از اثر خود خط و مسير تاليفي‌اش را تغيير داده است، اظهار داشت: از آنجايي كه هيچ يك از تاليفات بشري، كتابي مقدس و بي‌عيب نيستند، اين اثر هم ايراداتي دارد. اين كتاب براي باج‌دهندگان نوشته شده است و مي‌توان كتاب ديگري را هم براي باج‌گيرندگان نوشت، اما از آنجا كه باج‌گيرندگان هيچ‌گاه خود را مشكل‌دار نمي‌بينند، به كتاب يا روان‌شناس نيز براي از ميان برداشتن مشكل خود مراجعه نمي‌كنند، مگر آن كه با خواست ديگران يا اجبارهاي قانوني همراه باشد.

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ۰۹:۲۲ - ۱۳۸۹/۰۱/۱۸
    با سلام و خسته نباشيد از لطف و دقت نظرتون در تنظيم چنين گزارشاتي بسيار متشكرم. اين خبر از نظر محتوا و تنظيم متفاوت از ساير مطالب قبلي و گزارشهاي سراي اهل قلم نوشته شده است. لطفا اين روش را در بقيه گزارشاتون هم سهيم كنيد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها