سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «امامت و ولایت در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای (مدظلهالعالی)» به کوشش مجید عظیمی به امامت و ولایت از نگاه رهبر شهید میپردازد. این کتاب از سوی انتشارات انقلاب اسلامی به چاپ رسید.
مجید عظیمی در این کتاب بعد از پیشینه در هشت فصل به شرح امامت، ولایت ائمه، غدیر خم، سیره و روش ائمه، قیام سیدالشهداء، دشمنان ائمه، ولایت فقیه و مهدویت میپردازد.

نویسنده در شرح ولایت فقیه به مفهومشناسی و معنای ولایت میپردازد: «ولایت از ماده «ولی» گرفته شده، معنای اصلی این کلمه در مفردات القرآن به معنی قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگر است به نحوی که فاصلهای در بین آنها نباشد. در معنای اصطلاحی هم دو نوع ولاء وجود دارد: ولاء منفی و ولاء مثبت؛ یعنی مسلمانان از یک طرف ولایت باطل را باید ترک کنند و از طرفی ولایت زعمای دینی و الهی را بپذیرند. همانطور که گفته شد ولایت یکی از شئون امامت است. ولایت، شامل «زعامت دینی»، «رهبری اجتماعی» و «ولایت تکوینی» است.
ولایت یعنی پیوستگی دو چیز با هم، گرهخوردگی، چسبندگی و جوشیدگی. وقتی آنچنان از لحاظ فکر و از لحاظ عمل و از لحاظ راه با امام گره خوردید و جوشیدید که با شمشیر هم نتوانستند از هم جدایتان کنند آن وقت دارای ولایت هستید.
ولایت معنای عجیبی است. اصل معنای ولایت، عبارت از نزدیک بودن دو چیز با یکدیگر است. فرض بفرمایید وقتی که دو ریسمان، محکم به هم تابیده میشوند و جدا کردن آنها از یکدیگر به آسانی ممکن نیست، آن را در عربی «ولایت» »میگویند. ولایت یعنی اتصال و ارتباط و قرب دو چیز به صورت مماس و مستحکم با یکدیگر. همه معانیای که برای «ولایت» در لغت ذکر شده است- معنای محبت- معنای قیومیت و بقیه معانی که هفت، هشت معنا در زبان عربی هست- از این جهت است که در هر کدام از اینها، به نوعی قرب و نزدیکی بین دو طرف ولایت وجود دارد. مثلا «ولایت» به معنای محبت است؛ چون محب و محبوب، با یکدیگر یک ارتباط و اتصال معنوی دارند و جداکردنشان از یکدیگر، امکانپذیر نیست. ولایت یک انسان، پیوستگی و وابستگی مطلق او به ولی است؛ باید وابسته و پیوسته باشد.
معنای فقاهت
فقاهت یعنی دقت کامل و اتقان کامل در قواعد فقهی و استنتاج منظم فروع از همان قواعدی که در فقه یا در اصول مشخص شده، یعنی فقه متدیک منظم مرتب، مثل یک دستگاه تنظیم شده علمی؛ فقه صاحب جواهر این است، یعنی یک اصولی معتدل قوی آگاه به همه جوانب استنباط.
معنای فقاهت این است که کتاب و سنت را که منابع اصلی هستند بگذاریم جلویمان؛ با روشی که معهود است و یک متد علمی است و هزار سال است که فقه ما با این متد سروکار دارد و این متد پخته شده، با این متد، احکام را، معارف را، اخلاقیات را، اجتماعیات را از قرآن و سنت استخراج کنیم؛ این فقاهت است، این معنای فقاهت است. فقاهت ما چیز پختهای است؛ ما علمای بزرگی را در طول این هزار سال داشتیم و کیفیت و شیوه فقاهت تجربه شده است... دو نفر فقیه هستند، کتاب و سنت را میگذارند جلویشان، با همین روش کار میکنند یکی به یک نتیجه میرسد، یکی به نتیجه عکس او میرسد.
فقاهت یعنی آن متدی که به انسان استنباط از متون اسلامی و جمعبندی میان آن متون را میآموزد و مجتهد آن جمعبندی کننده است. باید این را بلد باشد؛ [یعنی] همان روشی که در استنباط فقه از حدیث و کتاب لازم است؛ [مثلا] در باب احتکار چهار دسته یا پنج دسته روایت هست که آن جهات قدر مشترکش را هر آدمی نمیتواند پیدا کند؛ البته دهها روایت هست، شاید هم بیشتر از دهها روایت که تازه دستهبندی [آنها] را هم یک آدم فقیه وارد میتواند بکند، والا قابل دستهبندی کردن هم نیست. در دستهبندی که یک آدم فقیه میکند، چهار پنج دسته هست که هر کدام معنایی را میدهد، یک مضمونی را میگویند [اما] علیالظاهر با هم متناقضند. یک فقیه میآید اینها را میگذارد جلویش، با دقت، با موشکافی، این چهار پنج دسته را برای شما حل میکند. بعد شما در پایان این بحث میفهمید که بله، هر کدام از این چهار پنج دسته چه میگفته و نتیجه و ماحصل چیست؛ این معنای فقاهت است.
ریشههای فکری و قلمرو ولایت فقیه
مسئله حکومت در اسلام یک شکل بسیار زیبا و باشکوهی دارد. اساسا از نظر اسلام افراد نمیتوانند بر یکدیگر حکومت بکنند. بشر آزاد است، حاکم حقیقی بر بشر خداست؛ منتها حکومت خدا بر مردم باید به شکل حکومت یک انسان بر مردم که بر طبق معیارهای الهی باشد، تجسم پیدا کند؛ بدون آن، حکومت خدا بر مردم معنا ندارد. این انسان، پیغمبران الهی هستند که برای حاکمیت بین مردم آمدند و در غیبت پیغمبران، جانشینان و اوصیای آنها و در غیبت اوصیا، فقهای امت، دینشناسان، آگاهان، آن کسانی که منصب ولایت را و امامت را از پیغمبر و از ائمه به ارث بردهاند. ولایت فقیه هم دنباله ولایتالله است، آن هم چیز مستقلی نیست، ولایت فقیه هم ادامه ولایتالله و ولایت رسولالله و ولایت ائمه معصومین (علیهمالسلام) است.
این، ریشه و مبنای فکری حکومت اسلامی و ولایت فقیه است. آنچه امروز در جامعه اسلامی به همین شکلی که دستگاه قانونگذاری مملکت دارد قانون میگذارد و دستگاه اجراکننده مملکت آن را اجرا میکند، مشاهده میکنید، اینها همهاش احکام حکومتی ولی فقیه است. مالیاتی که امروز طبق قانون وضع میشود، مقررات صادرات و وارداتی که طبق قانون وضع میشود، تمام قوانینی که است و دولت آن را وضع میکند و اجرا میکند، همه آنچه در حوزه دستگاه قضائی است و دستگاه قضائی آنها را وضع میکند یا اجرا میکند، همه اینها مظاهر حاکمیت ولایت فقیه است.
در جامعهای که مردم اعتقاد به خدا دارند و اعتقاد به دین و شریعت اسلامی دارند، حاکم و ولی امر باید تجسم مکتب باشد؛ یعنی حکومت او حکومت مکتب باشد. البته نوع حکومت او هم با نوع حکومتهای معمولی در عالم متفاوت است؛ حکومت او حکومت جبر و زور نیست، حکومت اخلاق است، حکومت دین است، حکومت حکمت است، حکومت معرفت است، حکومت برادری است؛ یعنی امام و ولی امر در جامعه اسلامی با انسانهای دیگر برادر است؛ با آنها با عاطفه برادری و با رابطه برادری زندگی میکند. این حکومت که حکومت ولی امر و حکومت مکتب در جامعه اسلامی است، باید در همه مراکز اساسی و مهم این جامعه تجسم پیدا کند که بر حسب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در قوه قضائیه، در قوه مقننه و در قوه مجریه تجسم پیدا میکند. این، پایه و اساسی برای همه مباحث اجتماعی است که در همه این مباحث آنچه مورد توجه است، این است که همه مسائل اجتماعی در جامعه اسلامی باید از پایه توحید، از پایه اعتقاد به خدا و اعتقاد به روز جزا و نظارت خدا و نماینده دین خدا در جامعه نشئت بگیرد.
ما امیدوار هستیم که جامعه اسلامی ما بتواند با حرکت به سمت اهداف عالیه اسلام، فقه اسلامی را به طور کامل در همه شئون و همه کیفیات زندگی خود به اجرا برساند و انشاءالله حضور ولی فقیه و نظام ولایت فقیه ما را به سمت حاکمیت روزافزون اسلام بر امور اجتماعی و فردی سوق بدهد و این یک آیندهای است که در انتظار آن باید بود و برای آن باید کوشش و سعی کرد. امروز برای مسئولان کشور و دستاندرکاران جمهوری اسلامی، تقوای اساسی در عالم سیاست و در عالم حرکت اجتماعی عبارت است از اینکه حرکت جامعه اسلامی به سمت احکام الهی باشد. یعنی هم قوه مجریه و هم قوه قضائیه و هم قوه مقننه همه کوشش و همه قدرت قانونی خودشان را به کار ببرند تا جامعه انشاءالله به سمت یک کیفیت اسلامی کامل سوق پیدا کند».
مولف کتاب به این نکته اشاره میکند که جمعآوری و تالیف این کتاب از مطالعه و بررسی حدود 3000 صفحه از آثار و سخنرانیهای رهبر معظم انقلاب اسلامی(رهبر شهید) درباره زندگی ائمه اطهار (ع) اتخاذ شده است. ترتیب و نحوه کار هم از مطالعه متون و استخراج فیشهای مرتبط با موضوع شروع شده و به درج عناوین و چکیده هر فیش، موضوعبندی و جانمایی فیشها ختم شده است.
نظر شما