جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۵
زندگی و زمانه سیدعلی‌محمد وزیری یزدی؛ از منبر وعظ تا آستان قدس

سیدعلی‌محمد وزیری، واعظ نامور یزد، با این باور که احتکار کتاب همچون احتکار نان حرام است، زندگی خود را وقف گردآوری میراث مکتوب و احیای سنت‌های فرهنگی ایران کرد.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نخستین مجلد از مجموعه «مشاهیر وقف کتاب در ایران» به قلم حسین مسرت،، به زندگی و اقدامات فرهنگی، سیدعلی‌محمد وزیری یزدی اختصاص دارد. این مجموعه را خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر کرده است.

سیدعلی‌محمد وزیری، واعظ شیرین‌سخن یزد، کتاب را «رزق جان مردم» می‌دانست و احتکار آن را همچون رزق تن حرام می‌شمرد. او که از جوانی با جیب خالی و همتی بلند به گردآوری نسخ خطی و کتاب‌های کمیاب پرداخته بود، در سال ۱۳۳۴ گنجینه وزیری را در دهلیز مسجد جامع یزد پایه‌گذاری کرد. وزیری با رنج سفر در راه‌های صعب‌العبور، هزاران جلد کتاب فراهم آورد و در نهایت با الهامی در حرم امیرالمؤمنین (ع)، این میراث گران‌بها را به آستان قدس رضوی سپرد تا نامش برای همیشه با فرهنگ این دیار گره بخورد.

بخش نخست: زندگی‌نامه

حجّت‌الاسلام و المسلمین حاج سیدعلی محمّد وزیری یزدی (یزد ۱۲۷۳ـ یزد ۱۳۵۶ش) از عالمان نامور، واقف کتابخانه وزیری یزد به آستان قدس رضوی و بانی و باعث و مشوق وقف بسیاری از املاک، باغ‌ها و مستغلات در حوزه یزد و کرمان ازسوی نیکوکاران به آستان قدس است.

سیدعلی‌محمّد، فرزند سیدمهدی وزیری موسوی از احفاد میرزاسیدمرتضی وزیر ابن سیدمحمّد، بانی آب‌انبار و مسجد وزیر و از سادات موسوی عُریضی (سلسله سادات عریضی)، نسب خود را به علی‌بن جعفر صادق(ع) می‌رسانند.

نسب وی از طرف مادرش بی‌بی سکینه به دودمان بزرگ میرزاسیدعلی‌نقی وقت و ساعتی از سادات موسوی یزد و مجتهد عالی مقام سده ۱۳قمری می‌رسد (وزیری، ۱۳۷۴: ۱۹).

احفاد و نیاکان وی همگی در برزن مجاور مسجد جامع کبیر زندگی می‌کردند. او نیز در همان محله به دنیا آمد و نشو و نما کرد. وی در این خانه درحالی به دنیا آمد که چند نفر از پسران این خانواده در همان کودکی درگذشته بودند. خود نیز در همان کودکی از نعمت داشتن پدر محروم شد.

وی پس از فراغت از تحصیل به تبلیغ، وعظ و خطابه روی آورد. و به‌واسطه بیان شیوا و شیرین، صدای رسا و دلربا و متین و لحن جذاب و دلنشینی که داشت، از مشهورترین وعّاظ یزد گردید و با وعّاظ نامی یزد مانند شیخ محمّد مالمیری، شیخ مهدی کفّاش (لسان صدق)، حاج میرزااحمد هروی، آقا سیدمحمّد زارچی (دعائی) و غیره همنوا بود و به‌دلیل این اوصاف، به‌ هر کجا که می‌رفت، مورد احترام همگان قرار می‌گرفت.

وزیری، مردی گشاده‌رو، خوش‌معاشرت، فعّال، خوش‌قیافه، شیرین، جذّاب و بذله‌گو بود و باورش بر این بود که اگر قلم روی کاغذ گذاشت و یا حرفی زد، باید انجام شود، تا آبروی لباس روحانیت محفوظ بماند (انتظاری، ۱۳۸۹ب:۲۱).

در سفرهای فراوانی که به عتبات عالیات و دیگر شهرهای ایران به‌ویژه شهرهای مذهبی مانند قم، مشهد و اصفهان داشت، موفّق به کسب دیدار و اجازه از آیات عظام سیدابوالحسن اصفهانی (د: ۱۳۶۵ق)، حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی (مؤسّس حوزة علمیة قم) (د: ۱۳۱۵ش)، سیدمحمود شاهرودی (د: ۱۳۹۴ق)، سیدمحسن طباطبایی حکیم (د: ۱۳۴۸ش)، حاج سیدمحمّدتقی خوانساری (د: ۱۳۳۱ش)، حاج‌آقا حسین طباطبایی بروجردی (د: ۱۳۴۰ش)، حاج‌آقا حسین قمی (د: ۱۳۲۵ش)، سیدابوالقاسم موسوی خویی (د: ۱۳۷۱ش)، امام خمینی (د: ۱۳۶۸ش)، حاج سیداحمد خوانساری (د: ۱۳۶۳ش)، حاج سیدمحمّدهادی میلانی (د: ۱۳۵۴ش) و حاج سیدعبدالهادی شیرازی (د: ۱۳۸۲ق)، در امور حسبیه (وجوه شرعی) و روایی گردید (انتظاری، ۱۳۸۹ب: ۲۱ـ۲۲، جلالیان، ۱۳۷۴: ۱۰۶، دعایی، ۱۳۷۴: ۱۲۲، قریشی، ۱۳۷۴: ۲۶۶ـ۲۵۷).

زندگی و زمانه سیدعلی‌محمد وزیری یزدی؛ از منبر وعظ تا آستان قدس

در همین سفرها بود که وزیری از بیشتر علما و دانشمندان، مراجع نامی و واعظان شهیر ایران، دست‌خط و عکس به‌یادگار گرفت و بعدها آن را در مجموعه‌ای به‌نام مجمع‌الجواهر سامان داد و در گنجینة مخطوطات کتابخانة وزیری به‌یادگار نهاد (انتظاری، ۱۳۷۴: ۷۳ـ۷۴) (نک: بخش آثار).

وزیری در سال ۱۲۹۷ش با حاجیه بی‌بی‌تاج (د: ۱۳۷۳ش)، دختر آقا سیدابراهیم افصح‌الملک (د: ۱۳۴۵ق) از بازرگانان نامی و شاعران معروف یزد ازدواج می‌کند. وزیری ابتدای تشکیل زندگی در خانه اجاره‌ای لاری‌ها واقع در کوی فهادان، کوچه کتابخانه سکنی می‌گزیند و سپس به خانه‌ای واقع در کوچه آب‌انبار وزیر روبه‌روی مسجد وزیر نقل مکان می‌کند و در همان خانه نیز درمی‌گذرد. این خانه را شهرداری یزد پس از درگذشت بی‌بی تاج وزیری در سال ۱۳۷۳ش خریداری کرده و اکنون تبدیل به یک مرکز فرهنگی شده‌است.

وزیری سوم اردیبهشت ۱۳۵۶ش/ چهارم جمادی‌الاوّل ۱۳۹۷ق در ۸۲سالگی و پس از پشت‌سرنهادن دوره‌ای کوتاه از بیماری درگذشت و در حیاط کتابخانه وزیری (درکنار درِ ورودی) به خاک سپرده شد. در سال ۱۳۷۴ش به‌پاس خدمات فرهنگی وی از سوی شرکت پست ایران، قطعة تمبری به یادبود او چاپ شد.

ایرج افشار می‌نویسد: «یکی از نوادر نیکوکاران و روحانیون فرهنگ‌خواه و محیی آثار علمی و هنری شهر یزد، ... وزیری، نه‌تنها میان یزدیان به حسن‌خدمت و نشر مبانی دینی شهرت داشت، بلکه در حوزه‌های دینی و در افواه رجال علم و ادب، نامی بلند و عنوانی درخور حقیقت‌خواهی خود یافته بود و همه‌جا محترم بود و همه همیشه یاد بزرگواری‌های او را به میان می آوردند و البته خواهند آورد» (افشار، ۱۳۷۴: ۷۰).

مکارم اخلاقی

وزیری بااین‌که از روحانیان نامی و واعظان سرشناس یزد بود، و نزد عالم و عامی احترام درخوری داشت، با وجود این بسیار فروتن بود، لباس ساده می‌پوشید و بااین‌که زندگی زاهدانه و ساده‌ای داشت، بسیار مهمان‌نواز بود و بیشتر روحانیانی که به یزد سفر می‌کردند، بر سر سفره و خوان بی‌ریای او می‌نشستند. در کار گره‌گشایی دشواری‌های مردم سعی بلیغ می‌نمود. خوش‌سلیقه بود. در اقامه نماز جماعت اهتمامی تام می‌ورزید. همیشه سحرخیز و باوضو بود.

اهتمام زیادی در رشد و پرورش طلاب علوم دینی داشت و حتی به آنان لباس و کتاب می‌داد. وقتی که دانشجویان و طلاب علوم دینی پای به کتابخانه می‌گذاشتند، برقی در چشمان وی می‌زد و به استقبال آنان می‌رفت.

چنان‌که محمدرضا انتظاری مدیر کتابخانه وزیری که از نزدیک‌ترین دوستان او بود می‌گوید: «وزیری، واعظی متّعظ، خطیبی توانا، عالمی عامل و مجاهدی فداکار بود و صفات حسنه بی‌شماری چون صفا و وفا، محبّت و صمیمیت، رأفت و عطوفت، مردانگی و فتوّت، شهامت و شجاعت، امانت و صداقت، تقوا و فضیلت، عزّت‌نفس و خلوص عقیدت، تواضع و فروتنی، یاری و غمخواری همنوعان به‌ویژه مستمندان و مستضعفان و حسن نیت و پاکی در او جمع بود. در یک کلمه، انسانی والا و پدری مهربان و مبلّغی کم‌نظیر به‌شمار می‌آمد و روح بلند و همّت والایش او را بر آن داشت تا از اوّل جوانی، کارهای بزرگی به‌نفع اسلام و مسلمین انجام دهد» (انتظاری، ۱۳۸۹ب: ۲۲) که به چند نمونه آن در بخش خدمات اشاره شده است.

تاکنون چهار عنوان کتاب درباره زندگی، آثار و افکار مرحوم وزیری به‌نام‌های سیمای فضیلت (گردآوری: سیدضیاء قریشی، ۱۳۷۴)، یادمان شادروان حجت‌الاسلام وزیری یزدی (گردآوری: حسین مسرت،۱۳۸۰)، وزیری، اسطورۀ خاطره‌های ماندگار (گردآوری: حبیب مهرنیا، ۱۳۸۵) و روحانی فرهنگ‌دوست (به‌کوشش: حسین مسرّت، ۱۳۸۹) چاپ شده‌است.

بخش دوم: خدمات

حجّت‌الاسلام وزیری در طول سالیان عمر خود که همراه با دوراندیشی، زیرکی، آینده‌نگری، مآل‌اندیشی، صلابت، متانت و وقار بود، در زمینه‌های دینی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خدمات و فعالیت‌های سودمندی داشت که می‌توان به اهمّ آنها اشاره کرد:

۱. بازگشایی مدارس حوزة علمیة یزد که در زمان پهلوی اوّل بر اثر سیاست‌های او تعطیل شده بود، پس از شهریور ۱۳۲۰ش (در زمان برکناری پهلوی اوّل) به‌کمک چند تن از علمای نامی یزد (دعایی، ۱۳۷۴: ۱۲۱).

۲. تشویق و ترغیب جوانان خوش‌استعداد برای رفتن به حوزه‌های علمیه و کمک‌های مستمرّ مالی و معنوی به آنان (همان‌جا).

۳. تعمیر، مرمّت و بازسازی مسجد جامع کبیر یزد که پس از دوران باشکوه خود در دوره‌های آل کاکویه اتابکان یزد ایلخانی و قاجار به ویرانه‌ای تبدیل شده بود با کمک مالی مردم یزد و کمک جسمی مردم محل به‌مدّت هشت سال و بدون کمک‌گرفتن از ادارۀ باستان‌شناسی ادامه می‌یابد و پس از آن تشکیل هیئت حامیان مسجد جامع متشکّل از افراد نیک‌خواه و نکوکار در سال ۱۳۲۴ش (آیت‌اللهی، ۱۳۷۴: ۶۰). این هیئت که زمانی تعداد آن به شصت تن می‌رسید، اکنون هفته‌ای یک‌بار شب‌های شنبه در خانۀ یکی از اعضا تشکیل می‌شود و سی نفر عضو از بین معتمدان محلّی اعم از کاسب فرهنگی و روحانی دارد. اصلی‌ترین وظیفۀ این هیئت نظارت بر امور جاری مسجد است.

۴. احیای نماز جمعۀ یزد در مسجد جامع به‌سال ۱۳۲۴ش پس از تعمیر و بازگشایی مسجد. این سنّت سده‌ها در مسجد جامع یزد برپا بود، اما به‌واسطۀ ویرانی مسجد به فراموشی سپرده شده بود.

۵. بنیان‌گذاری کتابخانۀ وزیری در ۱۵ فروردین ۱۳۳۴ش (شرح آن جداگانه می‌آید).

۶. تشکیل انجمن ادبی کتابخانة وزیری یزد با حضور شاعران نامی یزد در محل کتابخانۀ وزیری به‌سال ۱۳۵۰ش (قریشی، ۱۳۷۴: ۴۲). این انجمن از آن زمان تاکنون هر هفته شب‌های یکشنبه در محلّ کتابخانة وزیری برپا می‌شود. از آثار انجمن، چاپ برگزیدۀ دیوان قضایی یزدی و چاپ ۱۴ شماره فصل‌نامۀ انجمن ادبی بوده‌است (شرح آن جداگانه می‌آید).

۷. پی‌گیری و اهتمام در تصویب تعطیلی رسمی روز شهادت امام جعفر صادق (علیه‌السلام) در زمان ریاست آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی بر مجلس شورای ملّی (انتظاری، ۱۳۹۶: مصاحبه).

خدمات فرهنگی

در این‌جا به مهم‌ترین فعالیت وی که در صدر آن بنیان‌گذاری کتابخانۀ وزیری است پرداخته می‌شود:

در این‌جا به مهم‌ترین فعالیت وی که در صدر آن بنیان‌گذاری کتابخانۀ وزیری است پرداخته می‌شود:

راه‌اندازی کتابخانه وزیری در ۱۵ فرودین ۱۳۳۴ش در دهلیز شمالی مسجد کهن و تاریخی جامع کبیر یزد صورت گرفت. «ایشان از اوّل جوانی علاقه زیادی به جمع‌آوری کتاب داشتند و از مازاد هزینه روزمره زندگی خود کتاب می‌خریدند و بارها می‌فرمودند: همان‌طورکه احتکار رزق جسم مردم حرام است، احتکار رزق جان مردم هم که کتاب است، حرام است، لذا به فکر تأسیس کتابخانه عمومی افتادند و با ۲۱۰۰ جلد کتاب خطّی و چاپی خود، کتابخانه وزیری را در بقعه‌ای که در دهلیز شمالی مسجد جامع واقع است، افتتاح کردند.

سپس برگه‌هایی چاپ کرده و برای غالب مراجع تقلید، علمای اعلام، اساتید دانشگاه‌ها، مؤلفین و ناشرین فرستادند و از آنان درخواست اهدا و ارسال کتاب کردند که خوش‌بختانه این درخواست مورد استقبال همه آنان قرار گرفت؛ تا این‌که تعداد کتاب‌ها به‌ حدود ۱۲هزار جلد رسید و جا برای کتاب‌های موجود کم آمد، آنگاه به فکر ساختن کتابخانه بزرگ‌تری افتادند.

شب اوّل فروردین سال ۱۳۴۵ش کتاب‌ها به ساختمان جدید منتقل گردید (البته بعداً مخزن کتب خطّی هم به‌درخواست مرحوم وزیری به‌وسیله آقای حاج حسین بشارت در سال ۱۳۴۷ش ساخته شد)» (انتظاری، ۱۳۸۹الف: ۵۱ـ۵۲)

بنیان کتابخانه وزیری بیشتر برپایه کتاب‌های ارزشمندی بود که خود در طول سالیان دراز از گوشه و کنار ایران و حتی در ورای مرزهای ایران تهیه کرده و اندوخته بود. وی به‌راستی کتابشناسی برجسته بود.

وزیری برای ایجاد و تکمیل کتابخانه وزیری زحمات فوق‌العاده‌ای را متحمّل می‌گشت و کوشش‌های فراوانی مبذول می‌داشت، چه‌بسا که برای به‌دست‌آوردن حتّی یک جلد کتاب، رنج سفر پرمشقّت به محلّ صعب‌العبور با استفاده از چهارپایان را به‌ خود هموار می‌کرد. وی این شعر را در ابتدای تقاضای خود برای درخواست کتاب می‌نگاشت:

دوردستان را به نعمت یادکردن، همّت است ورنه هر نخلی به‌پای خود ثمر می‌افکند

(کاظمینی، ۱۳۸۰: ۱۳۱)

هنگامی که وزیری تعداد قابل‌توجهی نسخه خطی را فراهم کرد، به‌مانند دیگر کتابخانه‌های ایران و جهان در اندیشه تهیه فهرست آن افتاد و به‌واسطه دوستی که با استاد ایرج افشار، ایران‌شناس نامی و مدیر کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران داشت، از او درخواست کرد فردی را برای فهرست‌کردن کتاب‌ها گسیل دارد و استاد افشار نیز محمد شیروانی، فهرست‌نگار کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران را بدین کار گمارد.

وی طی سفرهایی چند به یزد به فهرست کتاب‌ها اهتمام نمود؛ درضمن گه‌گاه نیز خود کارمندان کتابخانه وزیری اقدام به شناسایی کتاب‌ها و فهرست‌کردن آن‌ها می‌نمودند که این برگه‌ها به تهران ارسال می‌شد و به‌تدریج با همیاری و مساعدت مالی سپهبد فرج‌الله آق‌اولی، رئیس انجمن آثار ملی، فهرست‌های پنج‌گانه از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۸ش به‌شکل بسیار نفیسی چاپ و توزیع شد.

نیز با یاری و پی‌گیری استاد ایرج افشار از زمان مدیریّت انتشارات دانشگاه تهران تا سال ۱۳۵۷ش یک نسخه از تمام انتشارات دانشگاه تهران و کتابخانه مرکزی آن برای کتابخانه وزیری ارسال می‌شد.

اداره‌کردن کتابخانه تا سال ۱۳۴۸ با پول روضه‌خوانی و کمک‌های مردمی اعم از وجه نقد و یا کتاب‌های اهدایی بود و از آن پس با وصل‌شدن به دریای موقوفات آستان قدس جهشی بزرگ ازلحاظ بودجه و خرید کتاب در آن صورت گرفت و اکنون در ردیف ۱۰ کتابخانه بزرگ کشور جای دارد.

انجمن ادبی کتابخانه وزیری

حجّت‌الاسلام وزیری که خود از اعضای انجمن ادبی یزد، در سال ۱۳۴۹ بود، در اندیشه بنیان‌گذاری انجمنی تازه افتاد و پس از آن‌که پیشنهاد تشکیل انجمن از سوی دکتر احمدعلی رجایی بخارایی، استاد ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد و مدیرکل امور فرهنگی آستان قدس رضوی داده شد، حجّت‌الاسلام وزیری، مجدانه به بنیان‌گذاری آن همّت گماشت. تا این‌که در سال ۱۳۵۰ش به‌ریاست خود او و با حضور دکتر رجایی انجمن ادبی کتابخانه رسماً آغاز به‌ کار کرد.

گنجینه نفایس

بی‌درنگ پس از راه‌اندازی کتابخانه و درخواست بانی آن از دارندگان اسناد و کتاب‌های خطی، اندک اندک، به‌غیر از کتاب، تعدادی فرمان، نکاح‌نامه، وقف‌نامه، مرقّع و حتّی اشیای نفیس و عتیقه به کتابخانه اهدا شد و از سال ۱۳۶۷ش که وجود موزه‌ای در جنب کتابخانه به تصویب مدیران ارشد آستان قدس رضوی رسید، خرید اشیا و آثار نفیس آغاز شد. به‌موازات این کار، تأسیس مرکز یزدشناسی که به‌همّت جمعی از فرهنگیان و ارادت‌مندان مرحوم وزیری در آبان ۱۳۶۹ش محقّق شد، گروهی از مجموعه‌داران و علاقه‌مندان و نیکوکاران را ترغیب و تشویق کرد که اشیا و وسائل ارزشمند تاریخی و کهن خود را به گنجینه‌ای که در جنب این مرکز قرار داشت، بسپارند؛ به‌حدّی که دیگر فضای وسیع تالار طبقه دوم کتابخانه مروج، گنجایش نگهداری آن‌ها را نداشت و اکنون که آن گنجینه، پس از سال‌ها به جایگاه اصلی خود واقع در طبقه همکف ساختمان جدید کتابخانه منتقل شده، از وجود ده‌ها مرقّع، صدها سکه، هزاران قطعه عکس قدیمی از مراجع، بزرگان، علما و اماکن تاریخی یزد، ابزار و ادوات جنگی، عودسوز، ابزار و اشیای توزین، سماور، لباس‌های سنّتی و قدیمی، مهر و نگین انگشتری، تابلوهای نقّاشی، قلمدان، ظروف چینی، مسی، سفالین، سکه‌های قدیمی، پارچه‌های دستباف یزدی و وسائل تزیینی و هنری بهره‌مند است.

گنجینه کتاب‌های خطّی و نفایس آن

هسته اولیه مخزن کتاب‌های خطی، شامل کتاب‌هایی بود که واقف از خود و پدرش مرحوم سیدمهدی به کتابخانه اهدا کرده بود. پس از بنیان‌گذاری کتابخانه و دست یاری که وزیری به سوی مجموعه‌داران و فرهنگ‌دوستان یزد دراز کرد، توانست تا زمان درگذشت (۳/۲/۱۳۵۶) ۳۹۵۰ جلد کتاب خطی را در این کتابخانه گرد آورد.

از سال ۱۳۴۵ش درپی انبوه‌شدن کتاب‌های خطی و درخواست واقف از استاد محمّدتقی دانش‌پژوه، فهرست‌نگار و کارشناس نامور نسخه‌های خطّی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و همراهی استاد ایرج افشار، زمینه فهرست‌نگاری کتاب‌های خطی کتابخانه با اشراف و راهنمایی محمّدتقی دانش‌پژوه فراهم شد و کار با جدیت از سوی انجمن آثار ملّی و محمّد شیروانی، فهرست‌نگار کتاب‌های خطی دانشگاه تهران پی‌گیری شد تا این‌که به‌ترتیب از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۸ش، پنج جلد فهرست آن چاپ گردید.

در گنجینه کنونی کتاب‌های خطی، بسیاری از آثار نفیس و منحصربه‌فرد از کاتبان، نویسندگان و شاعران یزدی به‌ چشم می‌خورد که درمجموع تعداد آن به ۴۹۱۱ جلد می‌رسد که از این میان ۱۵۷ جلد آن قرآن مجید و بیشترین درصد کتاب‌ها را کتاب‌های مذهبی تشکیل می‌دهد.

اهمّ نفایس نسخه‌های خطی کتابخانه

۱. نزهه‌الانفس و روضه‌المجلس اثر محمّدبن علی العراقی، تحریر صفر ۵۹۰ق، در امثال عرب. نسخه منحصربه‌فرد؛

۲. تفسیر فارسی (سوره اعراف تا مریم)، مؤلّف و کاتب: ناشناس (گویا از سده ۵ ق)؛

۳. تفسیر الموجز، اثر و به‌خطّ: ابوالفتوح عجلی (۵۱۵ تا ۶۰۰ق) در سده ۶ ق. نسخه منحصربه‌فرد؛

۴. الجامع لصنعه التریاق، اثر: نورالدّین ابوالحسن علی بن عبدالعظیم انصاری، متطبّب، تألیف ۶۶۹ق، کتابت ۶۷۰ق، در طبّ فارسی؛

۵. منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، اثر و خطّ: علّامه حلّی، تحریر ۶۷۸ ق؛

بخش سوم: آثار

۱. دیوان

حجّت‌الاسلام وزیری شاعری خوش‌قریحه بود. امّا مجموعه اشعارش تاکنون گردآوری و چاپ نشده‌است؛ و نمونه‌هایی از اشعار وی در کتاب‌های مجموعه وزیری و سیمای فضیلت آمده‌است. ایرج افشار می‌نویسد: «وزیری، دارای ذوق ادبی و طبع شعری بود. ندرتاً شعر می‌سرود. سال‌هایی که انجمن ادبی یزد، تحت ریاست مرحوم حاج شیخ محمود فرساد دائر بود، در آنجا عضویت داشت. او در مذاکره و محاوره، اشعار زیادی را که از حفظ داشت، از بر می‌خواند و همیشه به شنونده، لذّت می‌بخشید» (افشار، ۱۳۷۴: ۷۲).

۲. مجموعه وزیری

تنها اثر مکتوب وی مجموعه یادداشت‌هایی در پنج دفتر است که جلد اوّل آن به‌همّت حجّت‌الاسلام و المسلمین سیّدمحمّدتقی محصّل همدانی (خواهرزاده وی) با عنوان مجموعه وزیری در سال ۱۳۵۵ ازسوی کتابخانه وزیری طبع و منتشر شده‌است.

زندگی و زمانه سیدعلی‌محمد وزیری یزدی؛ از منبر وعظ تا آستان قدس

بخش چهارم

وقف‌نامه کتابخانه وزیری یزد

بر اثر همت و پشتکار حجت‌الاسلام وزیری و یاری فرهنگ‌دوستان و بزرگان یزدی به‌زودی آوازه کتابخانه وزیری و منابع منحصربه‌فرد آن در سراسر ایران پیچید و سازمان‌های گوناگونی خواستار زیر پوشش قراردادن آن شدند که از آن جمله بودند: اداره کتابخانه‌های عمومی وزارت فرهنگ و هنر، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و شهرداری یزد.

روند وقف کتابخانه از این قرار بود که حجّت‌الاسلام وزیری پس از بیماری سختی که بدان دچار شده بود و تقریباً دکترها قطع امید کرده بودند، تصمیم گرفت کتابخانه را به‌ جایی واگذار کند تا آن را اداره کرده و مخارج آن را عهده‌دار شود. این سخن همه‌جا پیچید.

تا این‌که طبق نذری که کرده بود اگر بهبود یافت به عتبات مشرف شود. ازاین‌رو در اسفند ۱۳۴۷ به این سفر رفت و پس از زیارت مرقد امام حسین(ع)، به نجف اشرف رفت. در حرم امیرالمؤمنین خواسته خود را مطرح می‌کند و همان شب به خواب می‌بیند که کسی می‌گوید: «سیدعلی‌محمّد وزیری، کتابخانه‌ات را به آستان قدس رضوی واگذارکن» (انتظاری، ۱۳۸۹الف: ۵۴). همو از قول وزیری می‌گوید: «این دستور و الهام از طرف مولا امیرالمؤمنین(ع) بوده‌است. تا صبح دیگر خواب نرفتم و همه‌اش فکر و خیال می‌کردم.

صبح اوّل وقت به مدرسه حضرت آیت‌الله العظمی سیدمحمّد کاظم طباطبائی یزدی، واقع در نجف اشرف رفتم و موضوع را با علما و مراجع، در میان گذاشتم، بالاتّفاق گفتند: بهترین کار است. یکی از آقایان گفت: نه کار خوبی نیست، در رأس آستان قدس، شاه است و ممکن است کتاب‌ها را از یزد ببرد، بقیه گفتند: نه در رأس آستان قدس، امام رضا(ع) هستند، هر حکومتی بیاید، آستان قدس به‌جای خودش هست و هرگز تعطیل نمی‌شود. البتّه ضعف و شدّت دارد، ولی تا قیام قیامت، خواهد ماند» (انتظاری، ۱۳۸۹الف: ۵۴ـ۵۵).

پس به همان ندای غیبی گوش می‌دهد و پس از مشورت با آیات عظام ساکن در نجف و دیگر شهرهای عتبات و بزرگان یزد به این نتیجه می‌رسد که بهترین مکان همانا آستان قدس رضوی است. پس از ثبت سند واگذاری رسماً در ساعت یک بامداد ۱۲/۴/۱۳۴۸ با حضور نماینده سازمان موقوفات آستان قدس، کتابخانه که دارای ۱۷۹۶۵جلد کتاب چاپی و ۳۳۰۰ جلد کتاب خطّی بود، وقف بر آنجا شد.

انتظاری می‌گوید: «البته تولیت کتابخانه مادام‌الحیات با خود حاجی‌آقا بود و بعد از ایشان با آستان قدس رضوی است. آن شب در محضر وقتی ساعت ۹ شد، ایشان عبای خود را روی زمین پهن کردند و خوابیدند. اتّفاقاً تا ساعت یک بامداد طول کشید. ایشان را بیدار کردیم، دفتر را امضا کردند، سپس پیشانی خود را روی زمین گذاشتند و مرتب می‌گفتند: شکراً لله شکراً لله. موقعی که سر از سجده برداشتند، دیدم قطرات اشک از محاسنشان می‌چکد. سپس فرمودند: بحمدالله دیگر کار تمام شد و کتابخانه به حضرت امام رضا(ع) تعلّق پیدا کرد» (انتظاری، ۱۳۸۹الف: ۵۵).

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها