سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سیوپنجمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم علی صادقزاده وایقان، به زندگی و اقدامات فرهنگی، خلیل مستوفی اختصاص دارد. این مجموعه را خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر کرده است.
کتابخانه مستوفی در تهران، سالها مأمن استادانی چون محیط طباطبایی و عبدالحسین حائری بود؛ فضایی صمیمی که خلیل مستوفی با نیمقرن تلاش، آن را به قطب کارشناسی و صیانت از نسخ خطی و اسناد نایاب تبدیل کرد.
خلیل مستوفی مشهور به «استاد مستوفی»، متولد ۱۳۲۰ در تبریز و برخاسته از خانوادهای ریشهدار، از نوجوانی دلبسته کتابهای خطی و قدیمی شد. او پس از مهاجرت به تهران و سالها تجربه در کتابفروشیهای معتبر، در سال ۱۳۴۵ دفتری مستقل دایر کرد و به یکی از جوانترین و برجستهترین کارشناسان نسخههای خطی در ایران تبدیل شد.
عشق عمیق او به فرهنگ ایرانزمین موجب شد برای جلوگیری از خروج نفایس مکتوب، سفرهای متعددی به شهرهای مختلف ایران و بیش از ۲۰ سفر به هندوستان داشته باشد و هزاران اثر ارزشمند را گردآوری کند. استقلال رأی، امانتداری و دقت نظر او در قیمتگذاری کتابخانههای شخصی بزرگ، ازجمله کتابخانه دربار پهلوی، اعتماد نهادهای رسمی کشور نظیر کتابخانه مجلس و سازمان اسناد ملی را جلب کرد.
استاد مستوفی سرانجام پس از عمری مجاهدت فرهنگی، در اسفند ۱۳۹۸ درگذشت و گنجینه بینظیر خود را با وقف و اهدا به آستان قدس رضوی و کتابخانه ملی به یادگار گذاشت.

از تولد تا کتابشناسی
خلیل مستوفی مشهور به «استاد مستوفی» کتابشناس، نسخهشناس، سندشناس، کتابفروش، ناشر، مقوم میراث مکتوب کهن ایرانی ـ اسلامی و واقف کتاب، در ۲۱ اسفندماه ۱۳۲۰ در خانه تاریخی ساوجبلاغی محلّۀ خیابان کهنه/ کهنه خیابان تبریز، واقع در محدوده چهارراه منصور، در خانوادهای متدین و صاحبنام چشم به جهان گشود.
بهترین ایّام عمر و زندگی خویش را با علاقهمندان به کتاب سپری کرد. وی اندوخته و افتخاری جز همنشینی با اساتید حوزۀ علم و فرهنگ و همکاران دلسوز و انسانهای عاشق کتاب نداشت.
والدین. پدرش رضا (۱۲۷۷ تبریز ـ ۱۳۵۳ تهران) مشهور به محمّدرضا فرزند محمّد بود. محمّدرضا باسواد و خط خوبی نیز داشت. در تبریز تاجر بزرگی بود و اسم و رسمی داشت. مدتی در مشهد کارخانه سیگار دایر کرد، اما بعد از انحصار تولید سیگار توسط دولت، مجدداً به تبریز برگشته بود. به کتابهای قدیمی و نفیس بسیار علاقه داشت. ایشان حدود سال ۱۳۳۵ به تهران مهاجرت کردند و در تیمچۀ حاجبالدوله بازار تهران به تجارت مشغول شدند.
در بازار بهخاطر پاکی و درستی اعتبار بسیار داشت. استاد مستوفی در خاطراتش نقل کرده، مجموعه زرّینقلم را به اعتبار پدرش خریده است: «زرّینقلم گفت فلانی میدانی من چرا اینها را به شما دادم؟ گفتم نه استاد؛ گفت من با شما صحبت کردم و ضمناً چهل سال قبل با پدر تو رفیق بودم. وقتی فهمیدم پسر اون شخص هستی، چون از پدر تو پاکی و درستی دیده بودم، واجب شد که این کتابها را بدهم به شما.»
نام مادرش زکیه ساوجبلاغچی خیابانی (۱۲۹۶ تبریز- ۱۳۸۹ تهران) بود. ایشان باسواد بودند و به قرآن تسلط داشتند. پدرش حاجکاظمآقا (؟- ۱۳۲۹)، تاجر چای و مادرش زنی مؤمنه و متدین بهنام علویه سیّدی بود.
تحصیلات و تجربیات. خلیل مستوفی دوران ابتدایی را سال ۱۳۲۷ در دبستان کمال تبریز شروع و متوسطه را ابتدا دبیرستان پرورش و سپس تا مقطع دیپلم را در دبیرستان منصور گذراند.
از اوایل نوجوانی همزمان با تحصیل، فعالیت خویش را در حوزه کتاب در تبریز ـ مهد فرهنگ و تمدن ایرانزمین بهویژه در حوزه کتاب و چاپ و نشر ـ آغاز کرد. مستوفی بعد از اخد دیپلم در تبریز، در سال ۱۳۳۸ به تهران آمد و تحصیلاتش را در حد فوقدیپلم بهصورت متفرقه و آزاد ادامه داد. مستوفی همان ابتدای فعالیت در حوزه کتاب، رشته اصلیاش را کتابهای خطی و قدیمی انتخاب کرده بود. با راهنمایی و پیشنهاد کتابفروشی سروش، به مدت پنجسال در کتابفروشی «ادبیّه» با جدیت تمام کار کرد.
بالاخره استاد مستوفی با کسب تجربیات ارزنده، در کتابشناسی و نسخهشناسی تبحر بسیاری پیدا کرد و از جوانترین صاحب نظران و کارشناسان زمان خود در این حوزه شد.
استاد در مورد مشکلات کار با کتابهای خطی در سن پایین بیان میکرد: «در سن پایین وقتی میخواستم نسخه خطی بخرم، خیلیها قبول نمیکردند. به یاد دارم وقتی میرفتم شهرستان کتاب بخرم به ناچار شخصی را با خودم میبردم. اکثر کتابهای قدیمی و خطی هم دست اشخاص سنبالا و استادان معروف بود؛ آنها تا منرا میدیدند باور نمیکردند بتوانم کتاب خطی بخرم. من شخصی را که سن و سال بیشتری داشت با خودم همراه میکردم و به او میگفتم که آقا شما بگو فلان کتاب را میخواهم و هرجا گیر کردی من میگویم که کدام را بخر و کدام را نخر. در واقع من انتخاب میکردم و بعد به او میگفتم که این کتاب را بخر، او هم در نهایت چانه میزد و کتاب را میخرید.»
مستوفی با اکثر رجال علمی آشنایی کامل داشت؛ اکثر آنها وقتی میخواستند کتابهایشان را هم بفروشند، به ایشان میدادند. زمانی که مستوفی اینکار را شروع کرد، معمولاً کسانی که با کتابهای خطی سروکار داشتند فکر میکردند خریداران و فروشندگان این نوع کتابها، باید پیرمرد [و یا حداقل میانسال] باشند.
کتابخانه مستوفی. استاد مستوفی بعد از دو سال فعالیت سیار و غیرثابت، حدود سال ۱۳۴۵ش. در شاهآباد (خیابان جمهوری فعلی، مابین مخبرالدوله و میدان بهارستان، روبروی سینما اروپا) دفتری به نام «کتابخانه مستوفی» بهعنوان «مؤسسه کتابفروشی و انتشاراتی» دایر کرد.
آنزمان فقط یک کتابفروشی نسخ خطی و کتابهای قدیمی در تهران با نام «شمس» وجود داشته و مستوفیِ جوان، رقیبی برای آن به حساب میآمده است.
کتابخانه مستوفی مرکز دورهمی رجال حوزه علمیه و دانشگاه بود. در این دورهمی بیشتر حاضران راجع به کتاب و مسائل فرهنگی و علمی جامعه بحث و صحبت میکردند. کتابخانه محل رفت و آمد استادان بزرگ و صاحبنام دانشگاههای سراسر کشور، رجال کتابدوست و علاقهمندان به کتاب، بهویژه نسخههای خطی کشور بود، بهخصوص در گذشته که اساتید دانشگاه بیشتر دغدغه مطالعه و جمعآوری کتابهای نفیس و تکمیل کتابخانه شخصی خویش را داشتند.
دانشمندان و فرهیختگان برجستهای به بهانه خرید و فروش کتاب و اطلاع از کتابهای جدید، در کتابخانه مستوفی گرد هم آمده و به بحث، نقد و نظر در مورد مقالات و کتابهای تألیف و چاپ شده و نسخههای خطی میپرداختند و آنقدر این بحثها شیرین و جذاب بود که کنترل زمان از دست میرفت و خوردن ناهار فراموش میشد و خیلی وقتها برای نشستن استاد مستوفی در کتابخانه صندلی خالی وجود نداشت و ایشان ایستاده، ناظر بحث بوده و تلمذ میکردند.
فرید مرادی بیان میکند: «کتابخانه مستوفی و مدیر آن خلیل مستوفی از کتابشناسان و کارشناسان نسخههای خطی بود که کتابفروشی کوچک او در حال حاضر از مهمترین مراکز پاتوقی تهران است.»
مستوفی در مورد سایر استادانی که به کتابخانه مستوفی رفتوآمد داشتند، بیان کرده: «مرحوم محیط طباطبایی که سمت استادی مرا داشت و روزهای پنجشنبه میآمد و اشکالات مرا در زمینه نسخههای خطی رفع میکرد و همینطور استادان مرحوم: ... دکتر احمد تفضلی [۱۳۱۶- ۱۳۷۵]، حسین مکی [۱۲۹۰- ۱۳۷۸]، اسماعیل رایین [۱۲۹۸- ۱۳۵۸]، مرتضی مدرسی چهاردهی [۱۲۹۰- ۱۳۵۷]، نورالدین [مدرسی] چهاردهی [۱۲۹۶- ۱۳۷۶] و بسیاری دیگر که نام آنها را از خاطر بردهام و از استادان خط استاد [میرزا]ابراهیم بوذری [۱۲۷۵- ۱۳۶۵]. استادان سیدحسن [۱۲۹۱- ۱۳۶۹] و سیدحسین [۱۲۸۶- ۱۳۶۱] میرخانی. استاد [عبدالله] فرادی [۱۳۰۶- ۱۳۷۵]. استاد [غلامحسین] امیرخانی [۱۳۱۸- ]. استاد [محمد] سلحشور [۱۳۱۱- ] و غیره». مستوفی همچنین بعضی از کتابهای درسی حوزوی را بهصورت خصوصی از محیططباطبایی تلمذ کرده است.
استاد مستوفی همیشه از استاد عبدالحسین حائری بهعنوان مهمترین و مؤثرترین استاد خویش نام میبرد، و به ایشان عشق میورزید و خودش را همیشه شاگرد مکتب استاد حائری معرفی میکرد. این دو(استاد حائری و استاد مستوفی) حدود نیم قرن در کتابخانه مجلس شورای اسلامی همکاری تنگاتنگی داشتند.
ازدواج و فرزندان. ثمرۀ ازدواج استاد خلیل مستوفی در خرداد ۱۳۵۴ با خانم عصمتالسادات سیّدی، فرزند حاج میرمحمّدعلی سیدی (۱۲۹۵؟- ۱۵ شهریور ۱۳۷۰ تهران) و بتول خامنوی خیابانی (۱۳۱۹؟- ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۴ تهران)، دو فرزند با تقوا، مؤمن، مهربان، سخاوتمند و ... به نامهای مینا و محمّدرضا است.
حیات کتابشناسانه
عشق به جمعآوری نسخههای خطی بهویژه انگیزه و تعصب قوی برای جلوگیری از خروج نسخههای خطی به خارج از کشور باعث شد، تا استاد جوان به اکثر شهرهای ایران ازجمله تبریز، مهاباد، ارومیه، سقز، کرمانشاه، کرمان، قم، اصفهان، شیراز، مشهد، یزد و ... مسافرت کند.
این عشق و علاقه آنچنان در استاد شعلهور شده بود که مسافرتهای متعدد به شهرهای داخل کشور و جمعآوری نسخههای خطی آنها، او را قانع نکرد و ایشان تصمیم گرفت برای جمعآوری آثار مکتوب خطی در حوزه اسلام و ایران به ویژه زبان فارسی به کشورهای هند و پاکستان نیز سفر کند.
درگذشته عدهای از ایران به حراج ساتبی(از بزرگترین حراجیهای آثار هنری، جواهر، و کلکسیونی در جهان) لندن میرفتند و در آنجا کتابها و کالاهای قیمتی مربوط به ایران را میخریدند و میآوردند. استاد مستوفی نیز در حدود سالهای ۱۳۴۷ الی ۱۳۵۷ قریب بیست سفر به هند (شهرهای لکنهو، حیدرآباد، کانپور، پونه، بمبئی، دهلی و ...) رفت. حاصل این مسافرتها و جستوجوها جمعآوری هزاران نسخه خطی فارسی و عربی، چاپ سنگی و مرقعات نفیس بود. البته بر اهل فن پوشیده نیست که تخصص استاد مستوفی در حوزه کتابشناسی و نسخهشناسی مهمترین پشتوانه ایشان در این مسافرتها و فعالیتها بود. هرچند این مسافرتها و فعالیتها مشکلاتی نیز به همراه داشت، اما انگیزه استاد بیشتر از مشکلات و چالشها بود.
مستوفی علاوه بر خرید و فروش نسخههای خطی و نادر، بهعنوان کارشناس و متخصص در تقویم مجموعههای شخصی برای تقسیم بین وراث و یا اختلافات خانوادگی در محاکم قضایی صاحبنظر بود و کتابخانههای شخصی افراد مهمی را در کشور بررسی کرده است. از تقسیم کتابخانه بینظیر نجمالدوله در بین وراث تا کتابخانه شخصی محمّدرضا پهلوی.
«مستوفی که حدود ده روز برای قیمتگذاری و تعیین ارزش کتابهای پهلوی میرفته، شاهد تعدادی از باارزشترین کتابهای خطی میشود که به شاه هدیه شده بود؛ ازجمله شاهنامهای قدیمی نزدیک به شاهنامه بایسنقری و یک نسخه کهن از کتاب مقدس. هر دو کتاب آنقدر ارزشمند بودهاند که مستوفی در قسمت مربوط به درج قیمت صورتجلسه برای این دو مینویسد: من قادر به قیمتگذاری برای این دو کتاب نیستم. رونوشت این قیمتگذاریها به چندین وزارتخانه آنزمان رسید و ارزش زیاد هر دو کتاب ثبت شد تا دیگران نیز در آینده قیمتی برای آن مشخص نکنند.
اطمینان و اعتماد وزارتخانهها، سازمانها و کتابخانههای مهم و فعال در حوزه نسخ خطی کشور به تجربه و تسلّط کافی استاد در حوزه کتابشناسی و نسخهشناسی، بهویژه دقت نظر، امانتداری و صداقت ایشان باعث شد، در زمینه کارشناسی، فراهمآوری و تقویم آثار هنری، نسخههای خطی و کتابهای چاپی نفیس، از نامبرده بهعنوان کارشناس و مشاور دعوت به همکاری کردند، که پس از پیروزی انقلاب اسلامی این امر جدی و رسمیتر شد.
استاد مستوفی از سال ۱۳۴۵ در زمینه کتابشناسی و نسخهشناسی با مراکز ذیل همکاری کرده است:
کتابخانه حضرت آیتاللهالعظمی مرعشی(ره): استاد مستوفی از همان ابتدای فعالیت در تهران با کتابخانه آیتالله نجفی مرعشی(ره) آشنا بود. یعنی قبل از اینکه کتابخانه مرعشی جنبه رسمی و عمومی داشته باشد، با این خانواده ارتباط داشت.
کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی: نزدیکی کتابخانه مستوفی به کتابخانه مجلس یکی از عوامل مهم ارتباط تنگاتنگ استاد مستوفی با این کتابخانه از همان شروع فعالیت در سال ۱۳۴۵ بود. از طرفی جعفر شریفامامی، رئیس مجلس سنای ایران (۱۳۴۲ـ ۱۳۵۷)، یکی از مشتریان ثابت کتابخانه مستوفی بود.
مستوفی تا سال ۱۳۵۷ یکی از عرضهکننده نسخههای خطی و نادر به این کتابخانه بود. از سال ۱۳۵۸ به دعوت استاد عبدالحسین حائری، که ریاست کتابخانه را به عهده داشت، مستوفی نه تنها یکی از مقومین این کتابخانه بود که تا آخر حیاتش ادامه داشت، بلکه مشاور و امین استاد حائری نیز بود.

سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی: این سازمان در سال ۱۳۶۱ در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، موجودیت یافت، و بعد از ۱۷ سال فعالیت، در سال ۱۳۷۸، بهدلیل آنکه پارهای از وظایف و اقدامات آن با وظایف کتابخانه ملی ایران موازی بود، در کتابخانه ملی ادغام شد. یکی از طرحهای پژوهشی مهم این سازمان که از سال ۱۳۶۷ به سرپرستی فهرستنگار پیشکسوت استاد سیدمحمدباقر حجتی تدوین و فقط سه جلد آن منتشر شد، «فهرست موضوعی نسخههای خطی عربی در کتابخانههای ایران و تاریخ علوم و تراجم دانشمندان اسلامی» بود.
دانشگاه تهران: استاد همزمان با سایر سازمانها و نهادها، با کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران و سایر کتابخانههای وابسته آن همکاری داشت. بهعنوان نمونه در سال ۱۳۶۵ به درخواست رئیس کتابخانه، مجموعه عکسها و اسناد تاریخی محمدعلی معیری را کارشناسی و تقویم کرده است.
بعد از کتابشناسی
حیات کتابشناسانه استاد مستوفی تا آخرین لحظات عمر ایشان ادامه داشت. دایره کتابشناسی ایشان بسیار وسیع و عمیق بود و به همین دلیل منبع و مرجع اطلاعاتی ارزشمندی در باب کتابهای نایاب و کمیاب بود. فرید مرادی بیان میکند: «... از دو کتابفروشی که عرضهکننده و فروشنده کتابهای کمیاب بودند نیز نام ببریم. نخست آقای خلیل مستوفی مدیر کتابخانه مستوفی در خیابان شاهآباد (جمهوری اسلامی کنونی) که از کارشناسان خبره در شناخت نسخ خطی و کتابهای کمیاب است و سالهاست کتابفروشی کوچک او از معدود مراکز پاتوق فرهنگی در ایران است.»
تجلیلها و تقدیرها: تلاشها، آثار و کارنامه درخشان علمی و اخلاقی استاد مستوفی مورد تأیید نهادها، سازمانها و شخصیتهای علمی و فرهنگی بود. تعدادی از تجلیلها و تقدیرها از ایشان به شرح ذیل است:
اهداء لوح به پاس «پاسداری و احیاء میراث گرانقدر نسخههای خطی»، توسط رئیس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی؛
اهداء لوح تقدیر و تندیس بهعنوان «کارشناس برگزیده نسخ خطی» در اوّلین «آئین بزرگداشت حامیان نسخ خطی: تجلیل از پاسداران میراث ارزشمند نسخ خطی»، توسط رئیس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی؛
اهداء لوح تقدیر به پاس «ارائه نظرات کارشناسی برای جلوگیری از خروج نفیسترین قرآن خطی از کشور و انتقال آن به کتابخانه ملی ایران»، توسط مشاور رئیسجمهور و رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران؛
اهداء لوح تقدیر به پاس اهداء بخشی از کتابخانه شخصی خویش به کتابخانه ملی ایران، در «اولین همایش تجلیل از اهداگران سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران»، توسط مشاور رئیسجمهور و رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران؛
اهداء لوح تقدیر و تندیس بهعنوان «کتابفروش برتر» در هفدهمین دورة جشنوارة «هفته کتاب و رسانه جمهوری اسلامی ایران»، توسط وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی؛
اهداء لوح تقدیر به پاس «تلاشهای متعهدانه و ارزشمند در معرفی فرهنگ و هنر ایرانزمین»، توسط معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی؛
اهداء لوح تقدیر به پاس «همراهی و همکاری هنردوستانه و محققانه در کارشناسی، تقویم و ارزیابی نسخههای خطی»، توسط سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران؛
اهداء لوح تقدیر به پاس سخنرانی در نشست «معیارهای کارشناسی و جمعآوری و حفاظت از مخطوطات»، توسط رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران؛
اهداء لوح تقدیر و تندیس «چهارمین همایش واقفان و ناذران آستان قدس رضوی» بهخاطر وقف پانصد جلد کتاب نفیس، توسط قائممقام تولیت آستان قدس رضوی.
کتابخانه: استاد مستوفی کتابخانهای غنی و نفیس از خود به یادگار گذاشته که فقط تعداد اندکی از کتابها اهدایی سازمانها و نهادهایی است که استاد با آنها همکاری داشته است. استاد در زمان حیاتش، با انگیزه و با تشویق دیگران به اهداء کتاب و منابع اطلاعاتی بهویژه نسخههای خطی و چاپ سنگی به کتابخانههای بزرگ و مهم ایران، تعداد ۷۳ جلد کتاب و سایر منابع اطلاعاتی شامل: ۱۴ نسخه خطی، ۲ عدد تابلو نقاشی، ۳۴ جلد چاپ سنگی، ۲۲ جلد نسخه عکسی و یک جلد تصویر کتاب چاپی نفیس را به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، تعداد ۵۰۰ جلد کتاب نفیس را به سازمان کتابخانهها، موزهها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی، و همچنین تعداد زیادی کتاب به کتابخانههای آذربایجانشرقی، بهویژه زادگاهش تبریز اهداء کرده است.
درگذشت: استاد مستوفی حدود پانزده روز قبل از فوتش، جراحی مهرههای ستون فقرات در بیمارستان لاله تهران انجام داد، که متأسفانه بهعلت عدم کنترل عفونت، در روز پنجشنبه، اول اسفند ۱۳۹۸ به دیار باقی شتافت و در روز جمعه، دوم اسفند ۱۳۹۸ با حضور مدیران و شخصیتهای علمی و فرهنگی کشور، شاگردان، دوستان، همکاران و خانوادهاش، برای همیشه در کنار والدینش در بهشت زهرا آرام گرفت؛ و مراسم باشکوهی در روز یکشنبه چهارم اسفندماه در مسجد حضرت امیر(علیهالسلام)، واقع در خیابان امیرآباد شمالی تهران، برگزار شد.
ویژگیهای اخلاقی و علمی
۱. قدرشناس دانشمندان بود. اساتید پیشکسوت و بزرگان را همیشه تکریم میکرد، بهویژه استادانی که در کتابشناسی و نسخهشناسی از محضرشان آموخته بود.
اعتقاد ویژهای به امام رضا(علیهالسلام) داشت. اعتقاد ویژهای به عنایات و کرامات امام رضا(ع) داشت.
به استقلال در کارشناسی تأکید داشت. استاد مستوفی یکی از ویژگیهای کارشناس و مقوم نسخههای خطی را استقلال و عدم پذیرش توصیه و سفارش میدانست و معتقد بود تعامل و همفکری بسیار خوب است اما کارشناس نباید ماشین امضاء باشد، به همین دلیل در خاطراتش عدم مداخله مدیران را ستوده است: «در موقع خرید نسخههای خطی بارها اتفاق افتاده بود که فروشندگان از ایشان [منظور دکتر حبیبالله عظیمی، معاون کتابخانه ملی] میخواستند که مداخله کنند، ولی ایشان همیشه میگفتند هر نظری کارشناسان بدهند، همان است.»
انسانی آرام و خلیق بود. در متن یادداشت تسلیت دکتر اکبر ایرانی، مدیر مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب، آمده است: «مرحوم خلیل مستوفی از کتابفروشان قدیمی تهران بود که ارزش مادی و معنوی کتاب را خوب میشناخت. مرجع امینی برای تقویم و قیمتگذاری کتابهای قدیمی نایاب و نسخ خطی بودند و این تخصص را کمتر کسی دارا بود و همواره با حضور در جلسات تقویم کتابخانههای مجلس و ملی راه را برای خرید کتاب و نسخه در داخل کشور و جلوگیری از خروج نسخهها هموار میکرد. مرحوم مستوفی انسانی آرام و خلیق بود و در حرفه خود امین و دلسوز.»
مردی نازنین و کمنظیر روزگار ما بود. استاد محمود نظری، مدیر بخش نسخههای خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی، بیان میکند: «مستوفی از مردان نازنین و کمنظیر روزگار ما بود. انسانی با صفا و بیغلوغش، مؤدب و با متانت، منضبط، پرهیزگار، دلسوز و با حسنخلق و فردی آگاه و خبره و بیش از نیمقرن در کار کتاب بهویژه نسخ خطی و کتب سنگی و سربی. ایشان سالیان متمادی بهعنوان خبره و کارشناس در قیمتگذاری منابع خطی و کتب قدیمی و اسناد کتابخانه مجلس همکاری تنگاتنگی داشت و از افراد موثق و مورد اعتماد و احترام مرحوم استاد عبدالحسین حائری بود. جلسات قیمتگذاری کتاب بدون حضور آقای مستوفی برگزار نمیشد. هرگاه از ایشان برای شرکت در جلسات قیمتگذاری در کتابخانه یا خارج آن دعوت بهعمل میآمد با کمال افتخار و بدون هیچ چشمداشتی در وقت مقرر حضور مییافت. مرحوم حائری نهایت احترام را نسبت به ایشان داشتند. حافظه آن مرحوم سرشار از خاطرات و حکایاتی شنیدنی از کتاب و آدمها بود که احیاناً به مناسبتی در جلسات نقل میکردند»

آثار
الف) انتشارات
۱. احوال و آثار نقاشان قدیم ایرانی و برخی از مشاهیر نگارگری هند و عثمانی (۳ جلد). تألیف محمّدعلی کریمزاده تبریزی. ۱۳۷۶.
۲. بوستان خط شامل: قطعات نفیس از خطاطان قدیم. [۱۳۸۵؟].
۳. تاریخ زندگی عباسمیرزا نایبالسلطنه. بهقلم مسعود مستوفیانصاری؛ بهکوشش محمّد گلبن. ۱۳۴۹.
۴. تذکره خط و خطاطان: شامل خطاطان، نقاشان، مذهبان و قاطعان و جلدسازان ایرانی و عثمانی. تألیف حبیب اصفهانی؛ ترجمه رحیم چاوشاکبری. بانضمام کلامالملوک [از محمّدیوسف لاهیجی]. ۱۳۶۹.
۵. خواص شفابخش گیاهان دریائی و مشتقات سویا. نوشته ساتیلارو؛ ترجمه فاطمه منوچهری. ۱۳۷۳.
۶. دو شاعر بزرگ: مولانا و شهریار/ نوشته مهدی روشنضمیر. ۱۳۷۴.
۷. دومانلی داغ [آذری]. سروده چاوش اکبری «یسنای تبریزی«. ۱۳۷۲.
۸. دیوان صائب تبریزی: بر اساس نسخه موزه ملی پاکستان/ با مقدمه سیروس شمیسا. ۱۳۷۳.
۹. زندگی و آثار گوته. پرویز پرویزوند. ۱۳۸۱.
۱۰. سفرنامه خسرو میرزا (بیطرزبورغ). بهقلم مصطفی افشار (بهاءالملک). ۱۳۴۹.
۱۱. [سفرنامه آجودانباشی] ... روزنامه موسوم به چهار فصل: سفرنامه اولین هیأت سیاسی اعزامی ایران به کشورهای اروپائی در زمان قاجاریه. بهقلم فتاحخان گرمرودی؛ بهسعی و کوشش فتحالدین فتاحی. ۱۳۷۰.
۱۲. سفرنامه ظهیرالدوله همراه مظفرالدین شاه به فرنگستان. بهکوشش محمّداسماعیل رضوانی. ۱۳۷۱.
۱۳. سفرنامه ممسنی: به انضمام یادداشت و اسناد دوره قاجار. تألیف میرزا فتاحخان گرمرودی؛ مقدمه از جواد صفینژاد؛ بهسعی و کوشش فتحالدین فتاحی. ۱۳۷۰.
۱۴. قلمدان و سایر صنایع روغنی ایران. تألیف محمّدعلی کریمزاده تبریزی. ۱۳۷۹.
۱۵. کلیات دیوان شمس مولانا جلالالدین محمّد مشهور به مولوی: مطابق با نسخه تصحیح شده بدیعالزمان فروزانفر. ۱۳۷۶.
۱۶. مقامات عارفان: سه اثر نفیس از سه عارف بزرگ. ترجمه و شرح احمد خوشنویسعماد. ۱۳۷۰.
۱۷. منتخبالسلطان. با مقدمه استاد محیط طباطبائی. ۱۳۶۸.
۱۸. منم تیمور جهانگشای: سرگذشت تیمور لنگ به قلم خود او. گردآورنده مارسل بریون؛ ترجمه و اقتباس ذبیحالله منصوری. ۱۳۶۲.
۱۹. نامه داستان، یا، امثال و حکم. تألیف علیاکبر بن ابیالقاسم بن عیسی بن حسنالحسینی؛ تصحیح و تحشیه و تحقیق رحیم چاوش اکبری «یسنایتبریزی». ۱۳۷۸.
۲۰. هرات در قلمرو استعمار: بانضمام یادداشت و اسناد دوره قاجاریه. تألیف فتحالدین فتاحی؛ مقدمه از محمّداسماعیل رضوانی. ۱۳۷۰.
۲۱. یاد یاران. تألیف مهدی روشنضمیر. ۱۳۷۱.
۲۲. یوسف در آئینه تاریخ. بهقلم طوماس مان؛ ترجمه ذبیحالله منصوری. ۱۳۶۴.
۲۳. باوی کوردهواری. محهمهد صالح ئیبراهیمی (شهپول). ۱۹۹۹= ۱۳۷۸.
۲۴. کوزانی فهرههنگی زمانی کوردی. محهمهد صالح ئیبراهیمی (شهپول). [بیجا].
آثار شماره ۸، ۱۵ و ۱۹ با همکاری انتشارات بهزاد و شماره ۱۴ با ساتراپ (در لندن) منتشر شده است.
نظر شما