به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) از لیتهاب، شرلوک هولمز، کارآگاه افسانهای ادبیات جهان، شخصیتی خیالی است که توانایی شگفتانگیزش در کشف رازها و حل معماها میلیونها خواننده را مجذوب خود کرده است؛ اما پشت این شخصیت، پزشکی اسکاتلندی به نام جوزف بل قرار داشت که با تکیه بر مشاهده دقیق جزئیات، از نشانههای کوچک به حقایقی بزرگ میرسید. لیندزی فیتزهریس در روایتی از زندگی بل، از پزشکی میگوید که روش تشخیص بیماریهایش به الگویی برای یکی از ماندگارترین شخصیتهای ادبی جهان تبدیل شد.
جوزف بل مردی پرکار بود. او در کنار فعالیتهای بیمارستانی و همکاری با پلیس، بهتدریج یکی از بزرگترین مطبهای خصوصی ادینبرو را تاسیس کرد و در طول دوران فعالیت حرفهای خود آن را گسترش داد. بل هر روز گاهی تا ۲۰ بار به خانه بیماران سر میزد و با کالسکه شیک خود از یک قرار ملاقات به قرار دیگر میرفت.
توانایی بل در تشخیص بیماریها گاهی چنان شگفتانگیز بود که اطرافیانش را به حیرت وامیداشت. روزی همسر هیو بلک، کشیش کلیسای سنت جورج در ادینبرو، از بل خواست شوهرش را معاینه کند؛ زیرا نگران بود که او سرما خورده باشد. کشیش نگرانی همسرش را جدی نمیگرفت و اصرار داشت که صبح روز بعد میتواند موعظه خود را ایراد کند.
بل پس از ورود به خانه، در اتاق مطالعه مقابل کشیش نشست و برایش لطیفهای تعریف کرد. هنگامی که بلک با صدای بلند خندید، پزشک ناگهان از جا برخاست و با لحنی قاطع گفت: «فردا موعظه نخواهی کرد.»
بل از صدای خسخسدار خنده کشیش فهمیده بود که سرماخوردگی او عمیقتر از آن است که تصور میکند و تنها راه بهبودی، استراحت است.
این قدرت مشاهده و استنتاج، یکی از ویژگیهای برجسته بل بود؛ استعدادی که بعدها در شخصیت شرلوک هولمز بازتاب یافت.
تشخیص گذشته افراد از روی نشانههای کوچک
بل مدتی نیز بهعنوان معاینهگر پزشکی برای یک شرکت بیمه فعالیت میکرد. در قرن نوزدهم، با افزایش نگرانیها درباره بیماریهایی مانند آبله، سل و وبا، تقاضا برای بیمه عمر افزایش یافته بود. با این حال، این صنعت از تقلب نیز در امان نبود و برخی پزشکان با دریافت پول از بیماران، گزارشهای پزشکی را بهگونهای تنظیم میکردند که یافتههای نامطلوب در آنها منعکس نشود.
شرکتهای بیمه برای مقابله با این مشکل، پزشکان مستقلی را به کار گرفتند تا گزارشهایی دقیق و بیطرفانه تهیه کنند. تواناییهای بل او را به گزینهای مناسب برای این مسئولیت تبدیل کرده بود.
در یکی از موارد، او توانست سابقه نظامی مردی را که برای معاینه نزدش فرستاده شده بود، تشخیص دهد. مرد پس از آنکه لباس بالاتنهاش را درآورد، مورد معاینه قرار گرفت. بل با بررسی عضلات و وضعیت بدنی او اعلام کرد که وی زمانی عضو نیروهای داوطلب نظامی بوده است.
مرد این موضوع را تایید کرد، اما گفت سالهاست که خدمت نظامی را کنار گذاشته است. بل از روی ساختار عضلات او، بهرغم گذشت سالها از پایان خدمت، توانسته بود به شغل سابقش پی ببرد.
او معتقد بود نشانههای ظاهرا بیاهمیت میتوانند اطلاعات زیادی درباره گذشته افراد در اختیار بگذارند؛ همان رویکردی که بعدها به یکی از شاخصههای اصلی شخصیت شرلوک هولمز تبدیل شد.
شاگردی که از استادش الهام گرفت
آرتور کانن دویل، خالق شرلوک هولمز، در دوران تحصیل پزشکی در دانشگاه ادینبرو با جوزف بل آشنا شد و مدتی بهعنوان دستیار او فعالیت کرد.
وظیفه کانن دویل این بود که بیماران را برای معاینه آماده کند و آنان را نزد بل ببرد. گاهی تعداد بیماران به ۷۰ یا ۸۰ نفر میرسید. بل در حضور دانشجویان، بیماران را معاینه میکرد و با تکیه بر قدرت مشاهده خود، اطلاعاتی درباره شغل، گذشته و شرایط زندگی آنان به دست میآورد.
کانن دویل بعدها درباره استادش گفت که تواناییهای شهودی او شگفتانگیز بود.
او از جمله به مواردی اشاره کرد که بل از روی نشانههای ظاهری، اعتیاد مردی به الکل یا حرفه کفاشی فردی دیگر را تشخیص داده بود. در مورد دوم، ساییدگی بخش داخلی شلوار مرد نشان میداد که او هنگام کار، پایش را به سنگ مخصوص کفاشی تکیه میداده است.
کانن دویل درباره تاثیر استادش بر خود گفته بود که چهره متمایز بل، چشمهای خاکستری تیزبین، بینی عقابی و رفتار دقیق و سنجیده او، تاثیری عمیق و ماندگار بر ذهنش گذاشته است؛ تاثیری که نویسنده در آن زمان تصور نمیکرد روزی او را از پزشکی به دنیای داستاننویسی بکشاند.
اعتراف کانن دویل به الهام از جوزف بل
با انتشار داستانهای شرلوک هولمز و افزایش شهرت این کارآگاه خیالی، پرسش درباره منبع الهام کانن دویل نیز بیشتر شد. در بهار سال ۱۸۹۲، گفتوگویی با نویسنده در مجله «بوکمن» (The Bookman) زمینهساز توجه بیشتر به هویت استادی شد که گفته میشد الگوی هولمز بوده است.
هری هاو، نویسنده مجله «استرند» (The Strand Magazine)، تصمیم گرفت هویت این استاد را آشکار کند. او در تابستان همان سال به خانه کانن دویل رفت تا درباره زندگی و آثارش با او گفتوگو کند.
کانن دویل در جریان این مصاحبه، عکسی از جوزف بل را به خبرنگار نشان داد و گفت: «در آنجا با مردی آشنا شدم که ایده شرلوک هولمز را به من داد.»
او سپس درباره قدرت مشاهده و استنتاج بل توضیح داد و تاکید کرد که روش تدریس استادش، به دانشجویان میآموخت چگونه با دقت به جزئیات توجه کنند و از آنها نتیجه بگیرند.
کانن دویل پس از مصاحبه نگران شد که انتشار این اطلاعات، استاد سابقش را با انبوهی از نامههای عجیب و درخواستهای غیرمعمول مواجه کند. او در نامهای به بل نوشت که خبرنگار قصد دارد درباره او اطلاعات بیشتری به دست آورد و امیدوار است این موضوع موجب دردسرش نشود.
بل، برخلاف نگرانیهای شاگرد سابقش، با انتشار عکس و پاسخگویی به پرسشهای خبرنگار موافقت کرد. او در نامهای مفصل به هاو، تلاش کرد نقش خود را در شکلگیری شخصیت شرلوک هولمز کماهمیت جلوه دهد.
بل نوشت که کانن دویل با نبوغ تخیلی خود، از الهامی محدود اثری بزرگ ساخته است و علاقهای که به استاد سابقش داشته، در ترسیم این تصویر نقش داشته است.
او در توضیح روش خود نوشت که پزشکان دقیق باید ابتدا به دانشجویان بیاموزند چگونه وضعیت بیمار را درست تشخیص دهند. این تشخیص تا حد زیادی به درک سریع و دقیق تفاوتهای کوچک میان وضعیت سالم و بیمار بستگی دارد.
بل سپس مثالهایی آورد: شیوه راه رفتن میتواند تفاوت میان سرباز و ملوان را آشکار کند؛ خالکوبی روی دست یا بازو ممکن است از سفرهای دریایی فرد خبر دهد و حتی تزئینات زنجیر ساعت یک مهاجر موفق میتواند سرنخهایی درباره محل کسب ثروت او به دست دهد.
او تاکید کرد که با مشاهده دقیق و مداوم، گاه میتوان پیشینه ملی، اجتماعی و پزشکی افراد را از همان لحظه ورودشان به اتاق معاینه تشخیص داد.
بل در پایان، ضمن تمجید از تخیل و نبوغ کانن دویل، نوشت که نویسنده در خلق داستانهای کارآگاهی خود، کمتر از آنچه تصور میکند، به او مدیون است.
نظر شما