به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مهتاب دمیرچی روزنامهنگار؛ کره زمین با یکی از چالشهای بنیادین محیطزیستی خود در طول تاریخ روبهرو شده است: پدیده تغییر اقلیم و گرمایش مداوم جو. تغییر اقلیم به مفهوم نوسان و دگرگونی بلندمدت در الگوهای بارش، مقادیر دما و سایر متغیرهای اتمسفری است که هرچند میتواند دلایل دورهای طبیعی داشته باشد، اما بیتردید محرک اصلی آن در عصر حاضر فعالیتهای فزاینده انسانی است. رهاسازی بیرویه گازهای گلخانهای از قبیل دیاکسید کربن، متان و اکسید نیتروژن، میانگین تراز دمایی سیاره را به شکلی نامتعارف بالا برده و تعادل فرآیندهای زیستی را به چالش کشیده است. بررسیهای معتبر جهانی حکایت از آن دارند که دمای سیاره در سده اخیر افزون بر یک درجه سلسیوس بالا رفته و به واسطه تغییر در رفتار تودههای هوا، خشکسالیهای پایدار در فلاتهای خشک و سیلابهای خسارتبار در مناطق دیگر تشدید شده است.
از این رو، بحران اقلیم دیگر یک تصور ذهنی یا هشدار برای آیندهای نامعلوم نیست، بلکه جریانی عینی و ملموس است که ساختار سکونتگاههای ما را دستخوش بیثباتی میکند. وقوع موجهای دمایی بیسابقه، تغییر تقویم بارشها و نفوذ غبار و ریزگردها آسایش روزمره شهروندان را مختل کرده است. همواره چنین پنداشته میشد که فضای سبز شهری پناهگاهی استوار و ابزاری مطمئن برای مهار گرمای برخاسته از سطوح نفوذناپذیر، آلایندههای ترافیکی و فشردگی کالبدی است. با این حال، پرسش کلیدی این است که آیا خود این زیرساخت حیاتی توان ایستادگی در برابر تنشهای گرمایی و بیآبی را دارد و با چه بینشی میتوان دوام آن را در این دگرگونی بزرگ بیمه کرد؟

زخمهای اقلیم بر سیمای اکوسیستم شهری
تحقیقات تازه نشان میدهند که ضربات ناشی از جهشهای دمایی بر کالبد فضاهای سبز چندلایه و فرساینده است. آشکارترین جلوه این آسیب در تحلیل رطوبت خاک و کمبود آب نهفته است. فرارفتن میانگین گرما، شتاب تبخیر از پهنهها و تعرق از برگها را به شدت افزایش میدهد و با افت مداوم ذخایر آب در دسترس گیاهان همراه است. در این فرآیند، حتی درختان کهنسال و دیرپا که طی سالیان دراز بر بستری از چرخههای جوی متوازن زیستهاند، دچار تنش مستمر خشکی و تحلیل بافت میشوند.
روی دیگر این دشواری، تضعیف اندامهای گیاهی در اثر نوسانهای حرارتی است. حرارت بسیار بالای روز همراه با شبهای بیش از حد گرم، واکنشهای بنیادین فتوسنتز و تنفس گیاه را کند یا متوقف کرده و سبب سوختگی تاج، نکروز و برگریزی نابهنگام میشود. همزمان، ملایم شدن زمستانها باعث شده چرخههای سرمای شدید که بازدارنده طبیعی بقای آفات و عوامل بیماریزا بودند از میان بروند. در نتیجه، حشرات مهاجم و قارچها با آسودگی زمستانگذرانی کرده و در فصول رشد، به گیاهانی که پیشاپیش به دلیل کمبود آب کمتوان شدهاند یورش میبرند و سرعت نابودی پوششهای گیاهی را دوچندان میکنند.
پناهگاهی در برابر تب تابستان
علیرغم تهدیدهای یادشده، ارزش پوششهای گیاهی به عنوان تکیهگاه خنککننده شهرها کماکان درخور تامل و غیرقابل چشمپوشی است. در گرماگرم تابستان که کالبد کانی شهرها گرما را حبس کرده و شدت جزیره گرمایی را دوچندان میسازد، سایهاندازی درختان از طریق مسدود کردن پرتوهای تابان خورشید بر سطوح تیره مانند آسفالت و جدارههای بتنی نقشی ملموس در کاهش دما دارد. افزون بر این، تبدیل رطوبت به بخار از طریق روزنههای برگی همچون خنککنندهای طبیعی عمل کرده و دمای موضعی را در محدوده این پارکها و کمربندها به وضوح پایین میآورد. به هم پیوستن این سطوح مشجر، دالانهای باد را تقویت کرده و به خروج هوای محبوس و داغ از بافت متراکم یاری میرساند.
پالایشگاهی زیستی در فصول آلودگی
در نیمه دوم سال که وارونگی هوا گازها و ذرات سمی را در ارتفاع تنفسی انسان محبوس میکند، اندامهای هوایی گیاهان به ویژه گونههای سوزنیبرگ و همیشه مقاومی که روی برگهایشان لایههای مومی و پرزهای ریز دارند، به عنوان پالاینده عمل میکنند. این ساختارها قادرند بخشی از ذرات معلق، ترکیبات گوگردی و ذرات زیانبار دود را از پهنه جو بربایند و در خود تهنشین کنند. اگرچه گیاهان حریف بار سنگین سوختهای ناپاک و خودروهای فرسوده نیستند، اما امتداد نوارهای سبز حائل در حواشی شاهراهها و کارخانهها، میزان مواجهه محلههای مسکونی با سموم معلق را به طور نسبی کاهش میدهد.
تغییر پارادایم در باغبانی شهری
ادامه مسیر با شیوههای کاشت سنتی دیگر میسر نیست. تحمیل گیاهان به شدت تشنه و آببر مانند چمنهای فانتزی یا گونههای بیگانه با طبیعت ایران در شرایط بیآبی فزاینده، اشتباهی راهبردی است. نجات کالبد سبز شهرهای ما در گرو بهرهگیری از طراحیهای مبتنی بر خشکیمنظری و گزینش گونههای بومی مقاوم است؛ رستنیهایی با ریشههای گسترده و توان تطبیق با املاح و تشنگی طولانیمدت. به موازات این امر، تحول در نحوه آبرسانی، برچیدن روشهای غرقابی و بهکارگیری شبکههای قطرهای زیرسطحی در کنار جایگزینی پساب بهداشتی به جای منابع آبی زیرزمینی، شروطی حتمی برای استمرار حیات زیستبوم شهری هستند.
آگاهیبخشی با تکیه بر متون ترویجی
خوشبختانه در یک دهه گذشته متون پژوهشی و کتابهای قابل اعتنایی پیرامون بحرانهای جوی و اثرات گرمایش به چاپ رسیده است. فعالیتهای مراکز علمی و تحقیقاتی دانشگاهی همسو با نهادهایی چون پژوهشگاه هواشناسی و علوم جو سبب شده درک این پدیده از دایره واژگان انتزاعی خارج و به باوری پذیرفتهشده در جامعه بدل گردد. در این بین، کتاب «اثرات گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی بر فضای سبز شهری» تالیف الیاس امری تلاشی روشمند و متکی بر دادههای بومی است که با موشکافی چالشهای اقلیمی پیش روی سیمای سبز شهرهای ایران، راهکارهایی عملی برای احیا و پایداری این پهنهها در بستر تنشهای شدید آبی و حرارتی به دست میدهد.
گسترش چنین آثاری بسترساز نگرشی واقعبینانه در میان کارشناسان و علاقهمندان به محیط زیست است. پویایی پژوهشگران داخلی و افزایش انتشار کتابهایی از این دست مایه امیدواری است، چرا که نشان از توجه متخصصان به آسیبپذیری طبیعت شکننده کشور دارد. پیوند میان تجارب این پژوهشها با قابلیتهای علمی مجموعههای دانشبنیان، مسیری کارآمد برای برونرفت از این چالشها میگشاید. تکیه بر دستاوردهای فناورانه بومی به ویژه شاخههای نوین مانند نانوفناوری در ارتقای راندمان نگهداشت رطوبت خاک، تولید پوششهای ضدتبخیر و بهینهسازی پسابهای مصرفی، ضامنی استوار برای جلوگیری از زوال منابع طبیعی به شمار میرود. همگرایی دانش روز، فناوریهای نوین و تدابیر مدیریتی کارآمد، یگانه راهکاری است که بقای ریههای تنفسی شهرهایمان را در میانه تندباد تغییرات اقلیمی تضمین خواهد کرد
نظر شما