به گزارش سرویس علم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درد بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی است اما دردهای شدید یا مزمن نوعی وضعیت بیماری گونه هستند که کیفیت زندگی را کاهش میدهند. کتاب «مغز و درد پیشرفتهای چشمگیر در علوم اعصاب» به بررسی وضعیت کنونی و آینده مدیریت درد می پردازد و بر پایه جدیدترین یافته های شاخههای گوناگون علوم اعصاب درکی جامع از این پدیده ارائه میکند.
ریچارد امبرون مدیر پیشین آزمایشگاه علوم اعصاب که پژوهش های پیشرویی در این زمینه داشته است در این کتاب علم چگونگی و چرایی احساس درد را شرح می دهد. او توضیح می دهد که سیستم عصبی و مغز چگونه اطلاعات را پردازش می کنند تا تجربه درد شکل بگیرد. نویسنده به جزئیات عملکردهای سلولی و مولکولی می پردازد که مسئول درک اولیه از آسیب های بدنی هستند.

امبرون بررسی می کند که داروهای افیونی چگونه بر مدت و شدت درد تأثیر می گذارند. علاوه بر این او شواهد تازه ای ارائه می دهد که نشان می دهد مدارهای خاصی در مغز تجربه درد را در پاسخ به عواملی مثل اثر دارونما، ترس، اضطراب و باورها تعدیل می کنند. او در نهایت توضیح می دهد که چگونه می توان با فعال سازی این مدارها از طریق تمرین های ذهن آگاهی و سایر روش های غیردارویی درد را تسکین داد.
این اثر از سوی جمعی از مترجمان زیر نظر بیژن فروغ استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران و آتوسا جانزاده هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران ترجمه شده است در واقع اثر یادشده دارای سیزده فصل است که طبق سرفصلها و ساختار کتاب اصلی تنظیم شده و در آن نویسنده به بررسی سیستم اعصاب مرکزی و محیطی در پردازش و درک فیزیولوژی مکانیزم حیاتی درد در کنار جدیدترین رویکردهای درمانی آن میپردازد.

ردپای درد در شبکههای زیستی
امبرون در این مسیر نشان میدهد که دریافتهای حسی چگونه از پایانههای محیطی دریافت شده و پس از انتقال از طریق نخاع، در سطوح عالی مغز تحلیل میشوند و به آگاهی فردی تبدیل میگردند.
هدف اصلی در نگارش و ارائه این مجموعه، توصیف پیشرفتهای اخیر در درک ما از درد و توضیح این موضوع است که چگونه چنین یافتههایی میتوانند به گشودن افقهای جدید و مهم در مدیریت درد و درمان بیماران مبتلا به دردهای فرساینده منجر شوند.
کتاب با بیانی علمی اما قابل درک، سازوکارهای مولکولی و مسیرهای تبادل سیگنال را که پایهگذار دریافتهای بدنی از جراحتها هستند تشریح میکند. نویسنده به دقت بررسی میکند که چگونه پیامهای حسی تغییر یافته و در ساختارهای گوناگون مغزی بازتولید میشوند.
تاثیر داروها بر ساختار ادراک
یکی از محورهای برجسته این اثر، واکاوی اثرات فارماکولوژیک داروهای گوناگون و به ویژه ترکیبات افیونی بر ساختار عصبی است. نویسنده با مرور شواهد بالینی و آزمایشگاهی شرح میدهد که این ترکیبات شیمیایی چگونه بر مدت و شدت احساس ناخوشایند ناشی از آسیب اثر میگذارند و چرا اتکای طولانیمدت به مخدرها میتواند کارکردهای عصبی را دچار اختلال کند.
امبرون به این نکته میپردازد که مصرف مزمن مسکنهای افیونی نه تنها در طولانیمدت پاسخدهی گیرندههای مغزی را تغییر میدهد، بلکه ممکن است در برخی موارد به حساستر شدن مسیرهای هدایت رنج و تشدید احساس ناراحتی ختم شود. این کتاب شواهد تازهای از نحوه تعامل مولکولهای مسکن با پایانههای عصبی فراهم میکند تا مخاطب تصویری جامع از اثرات فیزیولوژیک داروها به دست آورد.
روانشناختی رنج و مدارهای تنظیمی
در ادامه، نویسنده وارد حوزهای نوین از پژوهشهای عصبی میشود و سازوکارهایی را معرفی میکند که طی آن ذهن و عوامل رفتاری میتوانند مستقیماً مسیرهای هدایت سیگنال را مهار کنند یا برعکس شدت آنها را افزایش دهند. دادههای جدید علوم اعصاب نشان میدهند که مدارهای ویژهای در قشر مغز و ساختارهای زیرقشری وجود دارند که تجربه عاطفی و حسی آسیبها را بر پایه باورها، ترس، اضطراب و همچنین پدیده دارونما تعدیل میکنند.
این یافتهها نشاندهنده توانمندی ساختار مغز در سرکوب فعال سیگنالهای دریافتی از اعصاب محیطی است. فعالسازی این سامانهها از طریق تمرینهای مداوم ذهنآگاهی و شیوههای رفتاری غیردارویی، یکی از امیدوارکنندهترین بخشهای اثر را تشکیل میدهد و راهکارهایی را برای کاهش وابستگی به داروها پیشنهاد میکند.
افقهای نوین در علوم اعصاب
بخشهای دیگر اثر به ارزیابی روشهای پیشرفته تکنولوژیک در مهار دردهای مقاوم به درمان اختصاص دارد. استفاده از تکنیک تحریک عمقی مغز و بهرهگیری از دانش نوین اپتوژنتیک از جمله راهکارهایی هستند که چشمانداز آینده مدیریت رنجهای مزمن را دگرگون ساختهاند.
امبرون با بازبینی دقیق مطالعات صورتگرفته روی این روشها نشان میدهد که چگونه میتوان با استفاده از پالسهای دقیق نوری یا تحریکات ظریف الکتریکی، الگوهای غیرعادی فعالیت در تودههای نورونی را هدف قرار داد و پیامهای مربوط به آسیبهای مزمن را خاموش ساخت.
درباره ریچارد امبرون
ریچارد امبرون نویسنده کتاب، استاد بازنشسته آسیبشناسی، آناتومی و زیستشناسی سلولی در دانشکده پزشکی واگلوس دانشگاه کلمبیا است. او سالها به عنوان مدیر دوره آناتومی بالینی دانشجویان پزشکی و دندانپزشکی فعالیت داشته و بیش از چهار دهه سرپرستی یک آزمایشگاه علوم اعصاب پیشرو را بر عهده داشته است که پژوهشهای آن متمرکز بر مبانی مولکولی بازسازی سامانههای عصبی و سازوکارهای سلولی مسئول ایجاد درد بوده است.
کتاب «مغز و درد پیشرفتهای چشمگیر در علوم اعصاب» با فراهم آوردن مجموعهای گسترده از مبانی فیزیولوژی تا مرزهای دانش عصبشناسی معاصر، هم برای پزشکان، درمانگران و دانشجویان علوم پایه پزشکی و هم برای افرادی که به دنبال یافتن پاسخهای بنیادی و راهکارهای کارآمد برای رهایی از دردهای کهنه هستند منبعی ارزشمند به شمار میآید
نظر شما