دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۳
«غیبت کردن» می‌تواند ما را به خواننده بهتری تبدیل کند

یک پژوهشگر ادبی معتقد است همان مهارت‌هایی که هنگام غیبت کردن درباره رفتار، روابط و انگیزه‌های دیگران به کار می‌گیریم، می‌تواند در هنگام خواندن رمان نیز به ما کمک کند تا شخصیت‌ها، روابط میان آنها و لایه‌های پنهان داستان را بهتر درک کنیم.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از کانورسیشن، «تابیتا رولند»، پژوهشگر مؤسسه مطالعات ایرلند دانشگاه لیورپول، در مقاله‌ای با اشاره به بحث‌های شکل‌گرفته پیرامون رمان جدید «زندگی ام» نوشته ریچل کاسک، به ارتباط میان غیبت و شیوه خواندن ادبیات پرداخته است.

رمان «زندگی ام» اخیراً به دلیل شباهت شخصیت اصلی آن به ناتالی پورتمن، بازیگر آمریکایی، مورد توجه قرار گرفته است. از این اثر با عنوان «بیوگاسیپ» یا زندگی‌نامه مبتنی بر غیبت یاد شده و بخش قابل توجهی از بحث‌ها درباره آن به یافتن شباهت‌های میان شخصیت داستان و زندگی واقعی پورتمن اختصاص داشته است. برای نمونه، اشاره‌های رمان به فیلم‌های «لئون: حرفه‌ای» و «قوی سیاه» برای خوانندگانی که با کارنامه سینمایی پورتمن آشنا هستند، قابل تشخیص است.

رولند معتقد است غیبت در ادبیات پدیده تازه‌ای نیست و از قرن هفدهم، نویسندگان از شخصیت‌های واقعی و وقایع روز برای خلق داستان‌هایی استفاده کرده‌اند. یکی از نمونه‌های این شیوه، «رمان با کلید» (roman à clef) است که در آن شخصیت‌های واقعی پشت چهره‌هایی داستانی پنهان می‌شوند. این آثار به نویسندگان امکان می‌داد درباره موضوعات بحث‌برانگیز و اطلاعات پشت‌پرده سخن بگویند، بدون آنکه مستقیماً افراد واقعی را هدف قرار دهند.

به نوشته این پژوهشگر، اهمیت غیبت برای خواندن فقط به حضور شایعه در داستان محدود نمی‌شود. وقتی افراد درباره یک اتفاق با دوستان خود صحبت می‌کنند، رفتار و انگیزه‌های دیگران را بررسی کرده و درباره آنها قضاوت می‌کنند. در همین فرایند، ارزش‌های اخلاقی، برداشت‌ها و پیش‌فرض‌های خودشان نیز آشکار می‌شود و در نهایت شناخت بیشتری از دیگران و خود به دست می‌آورند.

همین مهارت را می‌توان هنگام خواندن رمان به کار گرفت. شخصیت‌های داستان نیز در شبکه‌ای از روابط اجتماعی قرار دارند و گفت‌وگوها، واکنش‌ها و رفتارهای آنها سرنخ‌هایی درباره شخصیت و مناسبات قدرت میان آنها در اختیار خواننده می‌گذارد. به اعتقاد رولند، خواننده‌ای که مانند یک «غیبت‌کننده» به این جزئیات توجه کند، می‌تواند لایه‌های پنهان داستان را بهتر کشف کند.

او برای توضیح این دیدگاه به «غرور و تعصب» جین آستن اشاره می‌کند. در همان صفحه نخست، گفت‌وگوی خانم و آقای بنت درباره مرد جوان و ثروتمندی که قرار است همسایه آنها شود، تفاوت نگاه این دو به ازدواج را آشکار می‌کند و سرنخ‌هایی از تعارض‌های بعدی رمان به دست می‌دهد.

نمونه دیگر، نمایشنامه «هیاهوی بسیار برای هیچ» شکسپیر است که بخش مهمی از داستان آن بر گفت‌وگوهایی استوار است که شخصیت‌ها عمداً طوری ترتیب می‌دهند تا دیگران آنها را بشنوند. در نتیجه همین «غیبت‌های حساب‌شده»، بندیک و بئاتریس از علاقه یکدیگر باخبر می‌شوند و مسیر داستان تغییر می‌کند.

رولند در پایان می‌نویسد خواندن با چنین نگاهی، علاوه بر کمک به درک بهتر شخصیت‌ها و موقعیت‌های داستانی، می‌تواند توانایی ما را در فهم موقعیت‌های اجتماعی نیز تقویت کند. توجه به لایه‌های پنهان گفت‌وگوها همچنین خواندن را لذت‌بخش‌تر می‌کند و نشان می‌دهد بسیاری از تجربه‌های انسانی، از سوءتفاهم‌ها و روابط دشوار گرفته تا نخستین عشق‌ها، میان انسان‌های امروز و شخصیت‌های ادبی دوره‌های گذشته مشترک است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها