یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۳
آنچه هایک نمی‌دانست

نگاهی به «علم اقتصاد و جامعه خوب» نوشته جوزف ای. استیگلیتز؛

آنچه هایک نمی‌دانست

جامعه خوب و آزادی واقعی: نقدی بر نئولیبرالیسم از درون

کتاب «علم اقتصاد و جامعه خوب» یک فراخوان برای بازاندیشی است. استیگلیتز ما را وادار می‌کند که از مفاهیم سطحی آزادی که تنها منافع قدرتمندان را تأمین می‌کند، فراتر رویم و به دنبال آزادی‌ای باشیم که برای همه مردم، به ویژه آسیب‌پذیرترین‌ها، امکان شکوفایی و انتخاب معنادار را فراهم سازد.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- عمران دسترس، استاد دانشگاه؛ در دهه‌های اخیر، گفتمان اقتصادی و سیاسی جهانی به شدت تحت‌تأثیر ایدئولوژی نئولیبرالیسم قرار گرفته است؛ ایدئولوژی‌ای که بر کاهش دخالت دولت، مقررات‌زدایی، و آزادی مطلق بازار تأکید دارد. فریدریش هایک، اقتصاددان و فیلسوف اتریشی-بریتانیایی، یکی از برجسته‌ترین مدافعان این مکتب فکری بود که کتاب مشهورش، «راه بردگی» هشدار می‌داد که هرگونه دخالت دولت در اقتصاد، به طور اجتناب‌ناپذیری جامعه را به سوی استبداد سوق خواهد داد.

آنچه هایک نمی‌دانست

بااین‌حال، پیامدهای چهار دهه اجرای سیاست‌های نئولیبرالی در سراسر جهان - از افزایش شدید نابرابری، بحران‌های مالی مکرر (مانند بحران ۲۰۰۸)، و زوال خدمات عمومی- نشان داده است که این مدل، به جای تحقق آزادی و رفاه عمومی، غالباً منجر به تمرکز قدرت اقتصادی و تضعیف دموکراسی شده است.

در این فضا، نیاز به یک صدای قوی از درون جامعه اقتصادی برای بازبینی مفاهیم بنیادی، به‌ویژه مفهوم «آزادی»، احساس می‌شود. جوزف ای. استیگلیتز، اقتصاددان برجسته و برنده جایزه نوبل، این نقش حیاتی را ایفا می‌کند.

جوزف ای. استیگلیتز، استاد دانشگاه کلمبیا، به عنوان یکی از مهم‌ترین اقتصاددانان مکتب کینزی نوین (New Keynesian) و چهره‌ای پیشرو در حوزه اقتصاد اطلاعات شناخته می‌شود. وی در سال ۲۰۰۱ به دلیل کار پیشگامانه‌اش در مورد اطلاعات نامتقارن برنده جایزه نوبل اقتصاد شد. کار او در این زمینه ثابت کرد که فرض بنیادین اقتصاد نئوکلاسیک - که بازارها همواره کارا هستند- در واقعیت نقض می‌شود، زیرا بازیگران بازار اطلاعات یکسانی ندارند و این نقص در اطلاعات منجر به شکست‌های جدی بازار می‌شود.

آنچه هایک نمی‌دانست

استیگلیتز نه‌تنها یک نظریه‌پرداز است، بلکه به عنوان رئیس شورای مشاوران اقتصادی بیل کلینتون و اقتصاددان ارشد بانک جهانی، تجربه‌ای عملی و مستقیم در سیاست‌گذاری‌های کلان داشته است. او با استفاده از چارچوب نظری عمیق خود، به عنوان یک منتقد صریح و قدرتمند سیاست‌های ریاضت اقتصادی، خصوصی‌سازی بی‌رویه، و جهانی‌سازیِ مدیریت‌نشده، شناخته می‌شود.

در ادامه کتاب، استیگلیتز برای تحقق یک اقتصاد پسا-نئولیبرالی و گذار به سمت «جامعه خوب»، نقشه راهی ارائه می‌دهد که بر ضرورت «دولت متفکر» تأکید دارد؛ دولتی که نه بزرگ و ناکارآمد، بلکه هوشمند، شفاف و تنظیم‌کننده فعال بازارها باشد. پیشنهادات کلیدی او حول محور بازنگری در سیاست‌های مالی و نظارتی می‌چرخد؛ این پیشنهادات شامل اعمال مالیات‌گذاری تصاعدی به منظور کاهش نابرابری‌های فزاینده، انجام سرمایه‌گذاری عمومی گسترده در حوزه‌های حیاتی چون تحقیق و توسعه، منابع انرژی تجدیدپذیر، و توسعه زیرساخت‌ها، تنظیم دقیق بخش مالی برای جلوگیری از ریسک‌پذیری‌های غیرمسئولانه که به بحران‌های اقتصادی منجر می‌شوند، و در نهایت، تلاش برای ایجاد رقابت واقعی از طریق شکستن انحصارات و جلوگیری از تمرکز قدرت در دستان شرکت‌های بزرگ است.

هدف نهایی، دستیابی به یک «جامعه خوب» است که در آن کارایی اقتصادی با عدالت اجتماعی و دموکراسی همگام باشد. از نظر استیگلیتز، این هدف تنها از طریق یک تعامل هوشمندانه و نظارت‌شده بین دولت و بازار امکان‌پذیر است، نه از طریق تسلیم کامل به قدرت‌های لجام‌گسیخته بازار.

ترجمه سیدعلیرضا بهشتی شیرازی از سوی نشر روزنه، این اثر مهم را به گفتمان عمومی و تخصصی ایران وارد کرده است. اهمیت این کتاب در فضای فکری ایران، جایی که بحث‌های داغی در مورد نقش دولت در اقتصاد، خصوصی‌سازی، و عدالت اجتماعی وجود دارد، دوچندان می‌شود. کتاب «علم اقتصاد و جامعه خوب» یک فراخوان برای بازاندیشی است. استیگلیتز ما را وادار می‌کند که از مفاهیم سطحی آزادی که تنها منافع قدرتمندان را تأمین می‌کند، فراتر رویم و به دنبال آزادی‌ای باشیم که برای همه مردم، به ویژه آسیب‌پذیرترین‌ها، امکان شکوفایی و انتخاب معنادار را فراهم سازد. این کتاب، سندی است برای این باور که یک اقتصاددان متعهد به اصول نوبل، باید منتقد سرسخت شکست‌های بازار و مدافع قاطع عدالت اجتماعی باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها