چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۰
چرا جوایز ادبی دیگر چهره‌های ماندگار معرفی نمی‌کنند؟

خراسان رضوی- جوایز ادبی در دهه‌های گذشته یکی از مسیرهای مهم معرفی نویسندگان تازه، کشف استعدادهای داستان‌نویسی و پیوند میان آثار ادبی و مخاطبان بودند؛ اما امروز با کم‌رونق شدن بسیاری از این جوایز، پرسش‌هایی درباره نقش آن‌ها در جریان‌سازی ادبی و معرفی چهره‌های ماندگار مطرح شده است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مرجانه حسین‌زاده: جوایز ادبی در بسیاری از دوره‌ها یکی از مهم‌ترین مسیرهای معرفی آثار و نویسندگان به مخاطبان بوده‌اند، رویدادهایی که علاوه بر ایجاد انگیزه برای نویسندگان، می‌توانستند به کشف استعدادهای تازه، رونق بازار نشر و شکل‌گیری جریان‌های ادبی کمک کنند. با این حال، طی سال‌های اخیر، بسیاری از جوایز ادبی باسابقه از چرخه برگزاری خارج شده‌اند و برخی دیگر نیز با فاصله و دشواری بیشتری به فعالیت خود ادامه می‌دهند؛ اتفاقی که پرسش‌هایی را درباره وضعیت ادبیات داستانی، میزان استقبال مخاطبان، شرایط اقتصادی نشر و نقش سیاست‌گذاران فرهنگی در حمایت از ادبیات مطرح می‌کند.

از سوی دیگر، کاهش رونق جوایز ادبی را نمی‌توان جدا از شرایط کلی تولید و عرضه ادبیات بررسی کرد، چراکه این جوایز در دوره‌هایی نه‌تنها محلی برای انتخاب و معرفی آثار برتر، بلکه مسیری برای دیده‌شدن نویسندگان تازه‌نفس و پیوند میان نویسنده، ناشر و مخاطب بوده‌اند.

برای بررسی دلایل و پیامدهای این موضوع، با جواد ترشیزی، نویسنده و مدرس داستان‌نویسی به گفت‌وگو نشستیم. نویسنده‌ای که در کارنامه خود رمان‌های «دیوار بهشت» و «قطار ابدی» و مجموعه‌داستان‌ «مجاز» و «مگر شغلی به اسم سگ بودن هم داریم؟» را دارد و رمان «مهاجرت به مدار ۶۶ درجه» نیز به‌زودی از او منتشر خواهد شد.

ترشیزی در این گفت‌وگو از کارکرد جوایز ادبی در معرفی نویسندگان و آثار تازه، نقش آنها در استعدادیابی و رونق بازار نشر، دلایل اقتصادی و فرهنگی کم‌رونق شدن این جوایز و همچنین تغییر مسیر دیده‌شدن نویسندگان در عصر شبکه‌های اجتماعی گفت؛ موضوعاتی که در کنار یکدیگر تصویری از وضعیت امروز ادبیات داستانی ایران ارائه کرد.

او در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا در ابتدا با اشاره به کارکرد جوایز ادبی در معرفی آثار و نویسندگان جدید گفت: ماهیت و وظیفه جوایز ادبی این است که نویسندگان و آثار تازه را به جهان ادبیات معرفی کنند و کم‌رونق شدن این جوایز، یکی از نشانه‌های وضعیت نامناسب ادبیات ایران است.

وی اظهار کرد: وقتی به اطراف خود نگاه می‌کنیم، می‌بینیم ادبیات عرب پیشرفت کرده و آثار نویسندگان کشورهای جنوب شرق آسیا و همچنین چین و ژاپن در سطح جهانی مطرح شده‌اند، برخی از نویسندگان این کشورها برنده جایزه نوبل شده‌اند، آثارشان فروش بالایی دارد و کتاب‌هایشان به زبان‌های مختلف ترجمه می‌شود. در مقابل، ما سال‌هاست که درجا می‌زنیم و تنها تک‌ستاره‌هایی در آسمان ادبیات ایران ظهور می‌کنند که گاهی خیلی زود نورشان از بین می‌رود. به نظر می‌رسد این جریان نمی‌تواند این نور را به دیگر نویسندگان و ستاره‌های بزرگ‌تر منتقل کند و یک جریان مستمر ادبی بسازد.

جوایزی که زمانی راهنمای مخاطب بودند

این نویسنده با اشاره به نقش جوایز ادبی در شناساندن آثار به مخاطبان گفت: ما در گذشته جوایز ادبی بسیار مهمی داشتیم که برای مخاطبان حکم راهنمای مسیر را داشتند. برای مثال زمانی که کتاب «هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها» منتشر شد و روی جلد آن عنوان «برنده جایزه گلشیری» و «برنده جایزه مطبوعات» درج شده بود، مخاطب با اطمینان بیشتری کتاب را انتخاب می‌کرد و از سوی دیگر، همین جوایز می‌توانستند مخاطب را با یک اثر شاخص ادبی مواجه کنند.

ترشیزی افزود: برگزاری جوایز ادبی، چه جوایزی که برای کتاب‌های منتشر شده برگزار می‌شدند و چه جوایزی که به داستان‌های کوتاه و بلند منتشر نشده اختصاص داشتند، از یک سو به بازار نشر و توزیع کمک می‌کرد و از سوی دیگر، مسیر مناسبی برای استعدادیابی و کشف نویسندگان جدید بود و از طریق همین جوایز، گاهی نویسنده‌ای که در نقطه‌ای دورافتاده یا حتی در روستایی داستانی نوشته بود و آن را برای یک جشنواره ارسال کرده بود، دیده می‌شد و به‌تدریج در میان اهالی قلم شناخته می‌شد.

کاهش تعداد جوایز ادبی در سال‌های اخیر

نویسنده کتاب «قطار ابدی» با اشاره به کاهش تعداد جوایز ادبی گفت: در حال حاضر تقریباً اغلب جوایز ادبی که در حوزه کتاب‌های منتشر شده برگزار می‌شدند، دیگر برگزار نمی‌شوند و تعداد محدودی از جوایز قدیمی همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

ترشیزی افزود: در زمینه جوایز ادبی برای تک‌اثر نیز شرایط تقریباً به همین شکل است. زمانی جایزه ادبی «هزار و یک شب» و جوایز متعدد دیگری داشتیم، اما امروز ممکن است هر چند سال یک‌بار شاهد شکل‌گیری یک جایزه ادبی باشیم که تعداد زیادی اثر به دبیرخانه آن ارسال شود. البته موضوع شیوه داوری این جوایز نیز نیازمند آسیب‌شناسی است.

وی با اشاره به نقش جوایز ادبی در دهه‌های گذشته اظهار کرد: به‌طور کلی در دهه‌های ۷۰ و ۸۰، جوایز ادبی نقش مهمی در شناخته‌شدن آثار و ورود نویسندگان جدید به فضای ادبیات داشتند و به حفظ پویایی ادبیات کمک می‌کردند، اما در سال‌های اخیر، با کم‌رونق شدن این جوایز، این روند نیز تا حد زیادی از بین رفته است.

اقتصاد؛ یکی از مهم‌ترین عوامل رکود جوایز ادبی

ترشیزی درباره دلایل کم‌رونق شدن جوایز ادبی گفت: به نظر من، نخستین و مهم‌ترین دلیل، وضعیت اقتصادی موجود است. کالاهای فرهنگی مانند کتاب از سبد معیشتی بسیاری از مردم حذف شده‌اند یا اگر حذف نشده باشند، سهم بسیار ناچیزی در این سبد دارند.

وی ادامه داد: در گذشته مجلات نیز حضور پررنگی در زندگی فرهنگی مردم داشتند، اما امروز مجلات دیگر به شکل گذشته وجود ندارند. پیش‌تر خرید کتاب و مجله، رفتن به تئاتر و دیگر فعالیت‌های فرهنگی، بخشی از تفریحات علاقه‌مندان به فرهنگ و هنر بود، اما وضعیت اقتصادی بر این حوزه نیز تأثیر گذاشته است.

چرا جوایز ادبی دیگر چهره‌های ماندگار معرفی نمی‌کنند؟

این نویسنده افزود: از سوی دیگر، ارگان‌ها و سازمان‌های خصوصی و دولتی که در مقاطعی اسپانسر جوایز ادبی می‌شدند، امروز خود با مشکلات اقتصادی مواجه‌اند و از آنجا که کتاب و دیگر کالاهای فرهنگی از سبد معیشتی مردم فاصله گرفته‌اند، رغبت کمتری برای سرمایه‌گذاری در این حوزه دارند.

فضای مجازی و تغییر مسیر دیده‌شدن نویسندگان

ترشیزی با اشاره به تغییر شیوه دیده‌شدن نویسندگان در سال‌های اخیر گفت: در گذشته، نویسندگان برای دیده شدن و معرفی آثارشان گاهی تلاش می‌کردند از مسیر جوایز ادبی وارد جامعه ادبی شوند، اما امروز فضای مجازی مسیر دیگری را پیش روی نویسندگان قرار داده است.

وی افزود: سلیقه مردم و رغبت آنها به فضای مجازی نیز مزید بر علت شده است. امروز در بسیاری از موارد، آثار نویسندگان تازه‌کار از طریق فضای مجازی بهتر از آثار نویسندگان باسابقه دیده می‌شود و همین موضوع، مسیر معرفی نویسندگان و آثار جدید را تغییر داده است.

ضرورت نگاه کلان به وضعیت ادبیات

این نویسنده و مدرس داستان‌نویسی درباره وضعیت کلی فضای فرهنگی و ادبی کشور گفت: برای بررسی این موضوع می‌توان از دو منظر نگاه کرد؛ یک نگاه جزئی‌نگر و یک نگاه کل‌نگر. در نگاه جزئی‌نگر، این پرسش مطرح می‌شود که آثار جدید چگونه باید به مخاطبان معرفی شوند؟ یکی از مسیرهای مهم در این زمینه، جوایز ادبی هستند که پیش‌تر درباره نقش آنها صحبت کردیم. اما در نگاه کل‌نگر، موضوع فراتر از جوایز ادبی است. در این سطح باید سیاست‌های فرهنگی و میزان توجه و رغبت سیاست‌گذاران فرهنگی به برگزاری چنین رویدادهایی را نیز بررسی کرد. در کنار سیاست‌گذاران، سلیقه مردم و مخاطبان عمومی نیز در شکل‌گیری شرایط امروز بی‌تأثیر نیست.

ترشیزی گفت: اگر قرار است ادبیات پویا باشد، باید چرخه‌ای از تولید، معرفی، دیده‌شدن و ارتباط با مخاطب شکل بگیرد و جوایز ادبی می‌توانند یکی از حلقه‌های مهم این چرخه باشند.

وی با اشاره به تفاوت استقبال مردم از رویدادهای فرهنگی و برخی فعالیت‌های تجاری اظهار کرد: همه ما بارها شاهد حضور تعداد زیادی از افراد در افتتاح یک کافه یا رستوران جدید بوده‌ایم، اما در رویدادهای فرهنگی مانند رونمایی کتاب، نمایشگاه عکس یا خوشنویسی معمولاً تعداد مخاطبان بسیار کمتر است.

ترشیزی ادامه داد: در اینجا بحث عرضه و تقاضا مطرح می‌شود، هر اندازه تقاضا کاهش پیدا کند، عرضه نیز در بازار فرهنگ و ادبیات کاهش خواهد یافت. به نظر من، هم سیاست‌گذاران فرهنگی و هم سلیقه مردم و مخاطبان در شکل‌گیری این وضعیت مؤثرند و این دو عامل در کنار یکدیگر به رکود فرهنگی و ادبی امروز منجر شده‌اند، رکودی که یکی از نمودهای آن را می‌توان در کم‌رونق شدن و خاموش شدن چراغ برخی جوایز ادبی مشاهده کرد.

کاهش تولید ادبی

این مدرس داستان‌نویسی درباره وضعیت ادبیات معاصر نیز اظهار کرد: ادبیات ما امروز با نوعی رکود و دورافتادگی مواجه است و یکی از نشانه‌های آن، کاهش تولید ادبی است.

ترشیزی با اشاره به وضعیت جلسات ادبی در سال‌های گذشته افزود: در دهه ۸۰ خورشیدی، در مشهد جلسات ادبی متعددی برگزار می‌شد، از جلسات شعر و داستان گرفته تا نمایشنامه‌خوانی و دیگر برنامه‌های ادبی. این جلسات صرفاً محل گردهمایی نبودند و در بسیاری از آنها تولید ادبی نیز اتفاق می‌افتاد.

وی ادامه داد: اگر بخواهیم درباره رونق یا رکود ادبیات صحبت کنیم، باید وضعیت جلسات ادبی را نیز به‌عنوان یکی از شاخص‌ها در نظر بگیریم. امروز یا تعداد جلسات ادبی بسیار کم شده یا برخی از جلسات بیشتر به یک دورهمی و گعده دوستانه میان نویسندگان تبدیل شده‌اند. حتی در برخی موارد شاهدیم داستان‌هایی که ۱۰ یا ۱۵ سال پیش نوشته و در نشریه‌ای منتشر شده‌اند، دوباره در جلسات خوانده می‌شوند و این نشان می‌دهد که تولید ادبی کاهش پیدا کرده است.

ترشیزی خاطرنشان کرد: اگر ورشکستگی یا رکود ادبی را معادل کاهش تولید ادبی بدانیم، می‌توان ریشه‌های این کاهش تولید را نیز بررسی کرد، ریشه‌هایی که بخشی از آنها فرهنگی، بخشی اقتصادی و بخشی اجتماعی هستند.

وی با اشاره به وضعیت نشر و کتاب‌فروشی‌ها گفت: زمانی می‌توانیم بگوییم ادبیات یک کشور زنده و سرپاست که پویا باشد و تولید ادبی داشته باشد، جوایز ادبی رونق داشته باشند و وضعیت نشر و توزیع نیز مناسب باشد.

نفسِ نشر و پخش به شماره افتاده است

این مدرس داستان‌نویسی افزود: امروز نفسِ نشر و پخش به شماره افتاده است. معدود کتاب‌هایی که منتشر می‌شوند، گاهی با قیمت‌های بسیار بالا عرضه می‌شوند و حتی با این قیمت‌ها نیز خریدار ندارند. از سوی دیگر، شاهد تعطیلی یا جمع شدن کتاب‌فروشی‌ها، به‌ویژه کتاب‌فروشی‌های کوچک‌تر و قدیمی هستیم و مجموعه این اتفاقات، چشم‌انداز روشنی را پیش روی ادبیات قرار نمی‌دهد.

اهمیت یادگیری مستمر برای نویسندگان

ترشیزی در ادامه با تأکید بر اهمیت یادگیری مستمر برای نویسندگان جوان گفت: خودم با اینکه پنجمین کتاب‌ام در حال انتشار است و بیش از ۱۰۰ داستان کوتاه و چند رمان نوشته‌ام، همچنان خودم را در مرحله یادگیری می‌دانم. فکر می‌کنم یادگیری در حوزه نوشتن هیچ‌وقت به پایان نمی‌رسد و شاید زمانی که یک نویسنده احساس کند دیگر چیزی برای یاد گرفتن ندارد، باید نگران شد. فرقی نمی‌کند دو سال از نوشتن نخستین داستان گذشته باشد یا ۲۰ سال؛ برای یک نویسنده، یادگیری چیزی نیست که تمام شود.

این مدرس داستان‌نویسی ادامه داد: حتی وقتی کتاب یک نویسنده جدید را می‌خوانم، معمولاً نکات زیادی در آن پیدا می‌کنم، آنها را یادداشت می‌کنم و تلاش می‌کنم از تکنیک‌هایشان در نوشته‌های خودم استفاده کنم. حتی بازخوانی کتاب‌هایی که پیش‌تر خوانده‌ام نیز می‌تواند نکات تازه‌ای برای یادگیری داشته باشد. برای مثال، هر بار که داستان‌های نویسندگانی مانند ریموند کارور یا سالینجر را دوباره می‌خوانیم، ممکن است نکته تازه‌ای برای آموختن پیدا کنیم.

ترشیزی به نویسندگان جوان توصیه کرد: علاقه‌مندان به نویسندگی در کنار شرکت در کلاس‌های آموزشی و مطالعه کتاب‌های آموزش داستان‌نویسی، باید زیاد بخوانند و زیاد بنویسند. کار نیکو کردن از پر کردن است، هیچ‌چیز به اندازه نظم و استمرار نمی‌تواند یک نویسنده را به پختگی برساند.

وی تأکید کرد: برای یک نویسنده، خواندن یک، دو، ۱۰ یا حتی ۱۰۰ کتاب عدد زیادی نیست. باید هزاران صفحه بخوانیم و هزاران صفحه بنویسیم تا قلم‌مان به پختگی لازم برسد.

ترشیزی با اشاره به وضعیت امروز ادبیات ایران گفت: اگر قرار است ادبیات یک کشور زنده و پویا باشد، باید تولید ادبی، نشر، توزیع و رویدادهای ادبی آن نیز پویا باشند و مجموعه این نشانه‌هاست که وضعیت واقعی ادبیات را نشان می‌دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها