یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۰
مقام استاد طباطبائي، بالاتر از عنوان علامه بود

رضا داوري اردكاني، نويسنده و صاحب‌نظر حوزه فلسفه، در مراسم بزرگداشت و بازخواني انديشه فلسفي علامه سيد محمد حسين طباطبائي، وي را مرد حكمت و دين و اخلاق و معنويت ناميد و گفت: بزرگي، هميشگي و ماندگار است نه متعلق به گذشته.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، شب گذشته در مراسم بزرگداشت مرحوم علامه طباطبائي كه در فرهنگسراي ابن سينا برگزار شد، خانوداه اين مرحوم و شخصيت‌هاي علمي و فلسفي بسياري حضور داشتند. رضا داوري اردكاني، آيت‌الله سيد مصطفي محقق داماد و آيت‌الله محمد علي ‌گرامي، از شاگردان علامه از جمله سخنرانان اين جلسه بودند.

داوري اردكاني در اين مراسم گفت: به نظرم مقام استاد طباطبايي بالاتر از علامه بود چون علامه بودن هنر و فضيلت است اما وي مرد حكمت و اخلاق و دين و معنويت بود. بزرگي وي متعلق به گذشته نيست چون بزرگي ماندگاري است و اين كه كسي به ساحت علامه طباطبائي جسارت كند، خودش را كوچك و حقير كرده است نه علامه طباطبائي را.

وي گفت: اولين ملاقاتم با وي حدود 50 سال پيش در مسجد سلماسي قم، بر سر يكي از كلاس‌هاي درسش بود. وقتي وارد مسجد شدم، از جمعيتي كه در آن‌جا حاضر بودند، تعجب كردم .پس از اتمام كلاس، با علامه تا نزديكي منزلش همراه شدم و از برخورد وي كه چقدر بزرگوارانه بود، حيرت كردم.

داوري اردكاني با اشاره به اين كه دو نوع علم وجود دارد، ادامه داد: نخست علمي كه زائد بر ماست و آن همان علمي است كه مصرف مي‌كنيم و نوع دوم، علمي كه تحقق پيدا مي‌كند و اين همان علمي است كه ما را راه مي‌برد. علم علامه، علم متحقق بود به همين دليل كارش را ادامه مي‌داد. او فردي با استقامت و عاشق كارش بود. براي عاشق هم هيچ چيز مانع نيست و هيچ چيز او را از راه باز نمي‌دارد.

استاد حوزه فلسفه با اشاره به اثر اخيرش كه در باب فلسفه اسلامي نوشته است، گفت: در آخر عمرم توفيق پيدا كردم رساله اي درباره فلسفه اسلامي بنويسم. در اين رساله مطرح كرده‌ام فلسفه اسلامي، مسيري است كه عرفان و كلام با هم در آن جمع شده‌اند. در واقع عقل و نقل با هم جمع مي‌شوند. اين سير از زمان فارابي شروع مي‌شود تا به علامه‌طباطبائي مي‌رسد.

وي در پايان گفت: درست است كه علامه ‌طباطبائي، فيلسوفي ملاصدرايي بود اما مبحث او تكرار حرف‌هاي ملاصدرا نبود، به عبارتي او يك ملاصدرايي خاص بود، چرا كه ملاصدرا جمع عقل و نقل را توضيح مي داد اما علامه همين مبحث را بسيار ساده‌تر و مشخص‌تر بيان مي‌كرد و وقتي در انديشه‌هايش دقت مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم در وجود علامه دين و فلسفه چگونه با هم جمع شده ‌بودند. علامه جمع حكمت و نظر فلسفي بود.

مصطفي محقق دادماد از ديگر سخنرانان اين مراسم، ترجيح داد كه از بيان خاطرات و ويژگي‌هاي علامه گذر كند و در عوض به توضيح يكي از نظريات وي بپردازد. محقق داماد گفت: ابداع وي در نظريه اخلاقي قرآن بود. علامه در «الميزان» معتقد است يك مكتب اخلاقي فلسفي وجود دارد كه در يونان باستان مطرح و آن مساله اعتدال است. اعتدال، منبع اخلاق در مكتب ارسطو بوده است. فيلسوفان اسلامي هم همين راه را رفتند و حتي خواجه‌نصيرالدين طوسي هم در كتاب «اخلاق ناصري» همين مساله را بيان كرده است.

وي گفت: علامه به مكتب فلسفي اعتدال به علاوه مكتب انبيا اعتقاد دارد ولي در «الميزان» آورده كه قرآن مكتبي جديدتر دارد كه در آن «حب خدا» مطرح شده است. «حب‌الله» محور و گوهر اخلاق اسلامي و از ابداعات علامه طباطبائي است. وي اين مكتب را از قرآن گرفت و گفت كه بهترين راه تربيت بشري حب‌الله است كه آدمي را مي‌سازد. وي اعتقاد داشت مگر دين چيزي به جز عشق و محبت است.

محقق داماد در پايان گفت: به نظرم سختي و رنجي كه علامه در آن زمان كشيد، سختي عقلي و نقلي نبود بلكه سختي از يك عده مفرط، بي‌ادب بوده كه در همه زمان ها هم وجود دارند. اين عده به نام دين، به خودشان اجازه مي‌دادند هر چيزي بگويند و بي‌ادبي كنند اما علامه با مهر و عطوفت و بردباري با اين مسائل برخورد مي‌كرد. به نظرم بهترين مغفرت، پيروي از اخلاق و منش علامه است و بايد اين حب الهي را از وي بياموزيم.

آيت‌الله محمد علي گرامي، از شاگردان علامه طباطبائي، در اين مراسم گفت: شخصيت‌ها يك منش ذاتي دارند و يك منش اعتباري. با اين كه منش اعتباري هم به منش ذاتي برمي‌گردد، اما علامه طباطبائي هم از منش اجتماعي برخوردار بود و هم از منش و عزت ذاتي. عالم امروز، عالم تضاد است و انسان‌هايي وارسته‌اند كه در عالم تضاد بتوانند راه احسن را انتخاب كنند.

آيت‌الله گرامي ادامه داد: در آن زمان رنگ تفسير و فلسفه در قم كمرنگ بود، اما وي با صبر وبردباري و استقامت و با وجود اعتراضاتي كه به تدريس اين دو درس وجود داشت، شروع به تدريس اين دو درس كرد و زماني هم كه اعتراضات شديد شد، به جاي تدريس «اسفار اربعه»، سراغ تدريس «شفا» بوعلي سينا رفت. با اين كه در آن زمان علما مي‌گفتند غير از اهل بيت انبياء كسي حق تدريس تفسير ندارد، اما علامه قرآن را تفسير كرد، به طوري ‌كه استقامت وي براي تدريس تفسير و فلسفه 20 سال طول كشيد.

وي در پايان گفت: انتقادپذيري و استقامت علامه همراه با صفا و صميميت وي موجب شده بود وي مجموعه‌اي از صفات متضاد را داشته باشد و اين كه صفات متضاد در يك شخصيت جمع شود، تنها به نوع آفرينش آن بنده بستگي دارد. علامه اعتقاد داشت: «با خدا باش اما در ميان مردم باش.» 

در پايان اين مراسم،‌ مصاحبه صوتي كه با سيد حسين نصر، فيلسوف و استاد دانشگاه در خارج از كشور، درباره علامه طباطبائي انجام شده بود، پخش شد.

افسانه بايگان، بازيگر سينما و تلويزيون، دكتر عيسي جلالي(روانشناس) و محمد هادي ايازي، معاون اجتماعي شهردار تهران از ديگر چهره هاي حاضر در اين جلسه بودند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها