دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۴
«آفرودیت»؛ گمشده‌ای در میان عشق، خشم و راز

رمان «آفرودیت» نوشته غزاله بزرگ‌زاده، اثری اجتماعی ـ معمایی است که داستان خود را از خلال زندگی شخصیت‌هایی با گذشته‌ها، خاطرات و زخم‌های پنهان روایت می‌کند. این رمان با بهره‌گیری از چند راوی و جابه‌جایی در زمان و زاویه دید، مخاطب را در مسیری پر از ابهام، خاطره و راز همراه می‌کند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، غزاله بزرگ‌زاده، از شاعران و نویسندگان پرکار کشورمان و صاحب آثاری چون مجموعه شعرهای «عرفان»، «سودای وصال» و مجموعه ترانه «نقش سایه»، مجموعه داستان در نشر روزگار منتشر شد.

شخصیت محوری داستان، باران، دختری است که پس از وقوع حادثه‌ای، با کابوس‌ها، ترس‌ها و بخش‌هایی از گذشته روبه‌رو می‌شود؛ گذشته‌ای که هرچه بیشتر در آن جست‌وجو می‌کند، پیچیدگی‌های تازه‌ای پیش رویش قرار می‌گیرد. ورود شیما به زندگی باران، نقطه‌ای تازه در روایت ایجاد مو به‌تدریج پای خاطرات، روابط خانوادگی و رازهای پنهان شخصیت‌ها را به داستان باز می‌کند. از ویژگی‌های قابل توجه رمان، استفاده از جریان سیال ذهن، روایت چندصدایی و تغییر زاویه دید است؛ شگردهایی که به نویسنده اجازه می‌دهد جهان ذهنی و گذشته شخصیت‌ها را از دریچه‌های مختلف روایت کند.

در آستانه انتشار چاپ دوم «آفرودیت» گفت‌وگویی با غزاله بزرگ‌زاده داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

دلیل نام‌گذاری این اثر به «آفرودیت» چه بود؟

آفرودیت، «الهه عشق» در یونان باستان است و عشق یکی از ویژگی‌های وجودی زنان به شمار می‌رود؛ صفتی که در یکی از راوی‌های داستان نیز نمود پیدا کرده و در بخشی از داستان به‌وضوح به آن اشاره شده است. آفرودیت در داستان من شخصیتی گمشده است که کلید گشودن تمامی گره‌های داستان را در اختیار دارد؛ شخصیتی که هم ویرانگر است و هم سازنده، هم عاشق است و هم کینه‌توز. می‌توان گفت آفرودیت داستان تا حدودی بازتاب‌دهنده این کهن‌الگوست و به همین دلیل این نام را برای اثر انتخاب کردم.

سوژه داستان از کجا به ذهن شما رسید؟

مشاهده‌گر بودن، هم درونی و هم بیرونی، و همچنین شنیدن و لمس برخی حوادث، زمینه خلق این اثر را فراهم کرد. داستان در ابتدا تنها یک ایده خام بود، اما به‌تدریج و با پرداخت طرح اولیه، شخصیت‌ها و حوادث، تکامل پیدا کرد و به یک کل منسجم تبدیل شد.

آیا تجربه زیسته خودتان نیز در داستان حضور دارد؟

خیر. این کتاب تنها از برخی شنیده‌ها و دیده‌ها الهام گرفته است، اما در نهایت، روایتی مستقل و متفاوت از تجربه‌های اولیه و سوژه‌های الهام‌بخش شکل گرفته است.

هنگام نوشتن «آفرودیت» از ابتدا مسیر کلی داستان را می‌دانستید یا داستان در طول نوشتن مسیر خودش را پیدا کرد؟

طرح اولیه کتاب نوشته شده بود، اما خود داستان مرا با خودش همراه کرد. من همچون یک ناظر، همراه داستان پیش رفتم و تصاویر و روایت‌ها یکی پس از دیگری در ذهنم شکل می‌گرفتند و بسط پیدا می‌کردند. به عبارتی، شخصیت‌های داستان خودشان مرا به جلو می‌بردند.

در گفت‌وگویی پیش‌تر گفته بودید برای اینکه مخاطب داستان را از چند زاویه ببیند، از روایت چندصدایی استفاده کرده‌اید. اما در بخش‌هایی از داستان، برای مثال زمانی که پدر مشغول خوردن و پذیرایی در گاراژ است، خاطره‌ای نقل می‌شود که ظاهراً از منظر دانای کل روایت شده، نه شیما؛ در حالی که شیما در آنجا حضور نداشته است. این مسئله را چگونه توضیح می‌دهید؟

نگارش به سبک «جریان سیال ذهن» این امکان را فراهم می‌کند که مخاطب افکار درونی شخصیت‌ها را بشنود. در این تکنیک، اغلب از زبان به شیوه‌های نامتعارف استفاده می‌شود تا مسیر پیچیده رفت‌وآمد افکار و فلش‌بک‌های مختلف ذهن یک شخصیت بازسازی شود. به‌طور خلاصه، جریان سیال ذهن استفاده از زبان برای نشان دادن ماهیت سیال افکار در ذهن انسان است و می‌توان آن را هم به صورت اول‌شخص و هم سوم‌شخص نوشت. در برخی قسمت‌های داستان، برای تفهیم زندگی شخصیت‌ها، نه‌تنها از دید راوی‌های متعدد استفاده کردم، بلکه از زاویه شخص سوم و دانای کل نیز بهره بردم؛ چراکه بعضی از اتفاقات و بخش‌های زندگی شخصیت‌ها از دید راویان اصلی پنهان بود.

هویت زنان و تمرکز بر کابوس‌ها و گره‌های روانی، وجه اشتراک رمان‌های شماست. دلیل پرداختن به این موضوعات چیست؟

دغدغه اصلی من در آثارم، نشان دادن اجتماع و بازخورد آن بر زنان بوده است؛ زنانی با شخصیت‌های سفید، سیاه یا خاکستری؛ زنانی که در زندگی واقعی و روزمره همه ما حضور دارند. زنانی که می‌توانند خواهر، مادر، نزدیکان ما یا حتی خود ما باشند. این زنان ممکن است احساسات و ویژگی‌هایی مشترک با ما داشته باشند؛ زنانی که شاید فهمیده نشوند یا نتوانند خود، افکار و احساساتشان را برای دیگران بیان کنند. زنانی که ممکن است به دلیل پیش‌داوری یا قضاوت نادرست و ناعادلانه، به نقطه‌ای دشوار در زندگی برسند و در مقابل، زنانی که با وجود تمام درک نشدن‌ها و مشقت‌هایی که در زندگی یا از سوی دیگران متحمل شده‌اند، خود را نمی‌بازند و با عزم راسخ برای پیشبرد اهدافشان تلاش می‌کنند.

آیا ناخودآگاه به هویت زنان و مسائل روان‌شناختی علاقه دارید یا مطالعات شما نیز در این زمینه است؟

برای من تلفیقی از هر دو موضوع است؛ هم به این مسائل علاقه‌مندم و هم مطالعات و تجربه‌های شخصی‌ام در این زمینه است.

«آفرودیت»؛ گمشده‌ای در میان عشق، خشم و راز

در «آفرودیت» زمان سیال و روان است و همین موضوع به جذابیت داستان افزوده. جریان سیال ذهن تا چه اندازه در داستان‌نویسی معاصر ایران جایگاه پیدا کرده است؟

این تکنیک در میان نویسندگان عصر مدرنیسم به محبوبیت ویژه‌ای دست یافت. از جمله نویسندگان شناخته‌شده‌ای که از جریان سیال ذهن در آثار خود استفاده کرده‌اند، می‌توان به ویرجینیا وولف، ساموئل بکت، جیمز جویس و مارسل پروست اشاره کرد. جریان سیال ذهن از شیوه‌هایی است که برخلاف بسیاری از مکاتب و پدیده‌ها، نسبتاً زود به ایران راه پیدا کرد. برای مثال، «شازده احتجاب» اثر هوشنگ گلشیری که در سال ۱۳۴۸ نوشته شده، با «خشم و هیاهو» اثر ویلیام فاکنر تفاوت زمانی چندانی ندارد. از دیگر آثار برجسته فارسی در این سبک می‌توان به «بوف کور» و داستان کوتاه «فردا» از صادق هدایت و همچنین «سمفونی مردگان» اثر عباس معروفی اشاره کرد که شهرتی فراتر از ایران پیدا کرده است. بسیاری از منتقدان، «سمفونی مردگان» را از نظر فرم و محتوا با «خشم و هیاهو» مقایسه کرده‌اند.

با توجه به تصویرسازی‌های جذاب داستان و بیان جزئیات از زبان راویان مختلف، به نظر شما «آفرودیت» چقدر ظرفیت تبدیل شدن به فیلم یا سریال را دارد؟

تصور می‌کنم این اثر حدود ۸۵ درصد ظرفیت تبدیل شدن به یک اثر نمایشی در قالب فیلم یا سریال را دارد.

شخصیت باران را چگونه تعریف می‌کنید؟ او نماینده چه تیپی از زنان جامعه است؟

باران دختری ساده و خانگی است؛ از آن دست دخترانی که دنیا را با نگاهی معصومانه می‌بینند. می‌ترسند، اما همچنان تلاش می‌کنند با عینک خوش‌بینی به دنیا نگاه کنند. آنها همان دخترانی هستند که هنوز قلب سفیدشان زنگار نبسته و عشقشان نسبت به دیگران، چه خانواده و چه دیگران، خالص و بی‌ریاست. حتی زمانی که رفتاری را از نظر خودشان نادرست انجام می‌دهند، سراسر وجودشان از خشم نسبت به خودشان پر می‌شود.

بعد از «آفرودیت» هم رمان دیگری نوشته‌اید یا در حال نوشتن هستید؟

بله. مشغول نگارش رمان جدیدی هستم. همچنین یک مجموعه داستان کوتاه نوشته‌ام که بازنگری نهایی آن باقی مانده و یک مجموعه شعر نیز در دست چاپ دارم.

این کتاب دو سال پیش نوشته شده است. در این مدت چه بازخوردی از مخاطبان دریافت کرده‌اید؟

تمام کسانی که اثر را مطالعه کرده‌اند، از صحنه‌پردازی‌ها، توصیفات، گره‌افکنی‌ها و غیرقابل‌پیش‌بینی و چالش‌برانگیز بودن بخش‌های مختلف کتاب تعریف کرده‌اند. آنها می‌گفتند برخی قسمت‌های روایت برایشان تازگی داشته و بعضی احساسات و عواطف را از نزدیک لمس کرده‌اند و به نوعی با آنها همذات‌پنداری داشته‌اند.

از میان رمان‌هایتان کدام را بیشتر دوست دارید و چرا؟

نمی‌توانم میان آثارم تمایزی قائل شوم و یکی را بر دیگری ترجیح بدهم؛ چراکه هر اثر برای نویسنده مانند یکی از فرزندان معنوی اوست. انتخاب میان آثارم را بر عهده مخاطبان می‌گذارم؛ چراکه این موضوع بسیار سلیقه‌ای است و هر ذائقه‌ای در این زمینه خوراک خاص خودش را دارد.

اگر امروز، پس از دو سال، قرار بود دوباره «آفرودیت» را بنویسید، چه تغییراتی در آن ایجاد می‌کردید؟

هیچ تغییری در آن ایجاد نمی‌کردم؛ چراکه کتاب بر پایه احساسات، عواطف و شرایط روحی و درونی همان زمان نوشته شده و پس از بارها بازنگری و تغییر، به شکل فعلی درآمده است. با این حال، تلاش می‌کنم اثر جدیدی با داستان و رویکردی تازه و متفاوت بنویسم؛ به‌گونه‌ای که هر اثر از اثر قبلی قوی‌تر و چالش‌برانگیزتر باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها