سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، روزهایی که صدای انفجار، بخشی از زندگی مردم شده بود و بسیاری از کسبوکارها ناچار به تعطیلی و توقف فعالیت بودند، چراغ بعضی چاپخانهها همچنان روشن ماند و در میان دیوارهای آسیبدیده و زیر سقفهایی که دیگر امنیت روزهای عادی را نداشتند، صدای ماشینهای چاپ و صحافی قطع نشد.
دستگاههایی که باید جعبه دارو، بستهبندی مواد غذایی و دیگر ملزومات مورد نیاز مردم را تولید میکردند. کارگران و صاحبان این واحدها، گاه در همان شرایط ناامن و با کمترین امکانات، پای دستگاهها ماندند تا چرخ تولید متوقف نشود؛ چراکه برای آنها ادامه کار فقط یک فعالیت اقتصادی نبود، بلکه بخشی از زنجیرهای بود که زندگی روزمره مردم و تأمین نیازهای ضروری جامعه به آن وابسته بود.
جنگ ۴۰ روزه علاوه بر خسارتهای مستقیم به زیرساختها و ساختمانهای شهری، بخشی از واحدهای تولیدی و خدماتی صنعت چاپ و صحافی تهران را نیز تحت تأثیر قرار داد. چاپخانههایی که در زنجیره تأمین کالاهای ضروری مانند بستهبندی مواد غذایی و دارویی فعالیت میکردند، در شرایطی که امکان توقف تولید وجود نداشت، تلاش کردند فعالیت خود را ادامه دهند. پیشتر مدیرکل دفتر چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، درباره مجموع خسارت جنگ سوم تحمیلی، به واحدهای چاپی کل کشور گفته بود: ۶۱ واحد چاپی در سطح کشور آسیب دیدهاند و میزان خسارت وارده به این واحدها حدود ۶۶۰ میلیارد تومان برآورد شده است.
این درحالی است که طبق آخرین اعلام اتحادیه صنف چاپخانهداران و صحاف تهران، جنگ ۴۰ روزه به ۲۸ واحد چاپی پایتخت، در مجموع ۴۵۸ میلیارد و ۵۳۴ میلیون ریال خسارت وارده کرد.
«ستاد جنگ» اتحادیه صنف چاپخانهداران و صحاف تهران با هدف شناسایی واحدهای آسیبدیده، بازدید میدانی و تهیه گزارش از میزان خسارتها شکل گرفت. هاشم احمدی، دبیر این ستاد، در گفتوگو با خبرنگار ایبنا از مشاهدات خود در بازدید از این واحدها و وضعیت فعلی آنها میگوید.
تشکیل ستاد جنگ و آغاز بازدیدها
شناسایی خسارتهای واردشده به واحدهای چاپ و صحافی، نخستین گام اتحادیه برای پیگیری وضعیت این واحدها بود؛ اقدامی که با بازدیدهای میدانی و تهیه گزارش از میزان آسیبها دنبال شد. احمدی درباره چگونگی شکلگیری ستاد جنگ اتحادیه صنف چاپخانهداران و صحاف تهران گفت: در جریان جنگ ۴۰ روزه نیز بازدیدهایی از برخی واحدهای آسیبدیده انجام شده بود و بهعنوان «ستاد جنگ» پیگیریهایی انجام شد، اما این اقدامات در آن مقطع به نتیجه مشخصی نرسید.
وی افزود: در جنگ رمضان نیز تعداد واحدهای آسیبدیده بیشتر شد، در ابتدا سه یا چهار واحد را شناسایی کردیم؛ ازجمله واحدهایی در تهرانپارس و محدوده جاده مخصوص. تعداد این واحدها در ابتدا زیاد نبود، اما بعداً تعداد واحدهای آسیبدیده افزایش پیدا کرد.
به گفته احمدی، گزارشی از خسارتهای این واحدها تهیه و به وزارت صنعت، معدن و تجارت ارائه شد، اما پیگیریهای بعدی نتیجه ملموسی برای واحدهای آسیبدیده به همراه نداشت.

بازدید از چاپخانهها در روزهای حمله
بازدیدهای میدانی، از واحدهای آسیبدیده در شرایطی انجام شد که حملات ادامه داشت و برخی اعضای ستاد در همان روزهای جنگ برای بررسی وضعیت چاپخانهها به مناطق مختلف تهران رفتند، احمدی با اشاره به شرایط دشوار این بازدیدها گفت: حتی در روزهای پایانی حملات، در شرایطی که بمباران ادامه داشت، برای بازدید از چند چاپخانه رفتیم. همراه آقایان بابک عابدین، هومن محمدی و جمعی از همکاران از چند واحد بازدید کردیم، برخی چاپخانههای کوچک آسیب جدی دیده بودند.
وی از چاپخانههایی مانند «رنگ پنجم» و واحد متعلق به بیژن گلستان بهعنوان نمونههایی از واحدهای آسیبدیده نام برد و افزود: در بعضی از این واحدها دیوارها ریخته بود و سقف آسیب دیده بود. شرایط بهگونهای بود که واقعاً تصور میکردیم امکان ادامه فعالیت وجود ندارد.
اما با وجود تخریب بخشی از زیرساختهای صنعت چاپ، برخی واحدها تلاش کردند فعالیت خود را متوقف نکنند؛ موضوعی که به گفته احمدی، به دلیل نقش مستقیم چاپ و بستهبندی در تأمین کالاهای ضروری اهمیت ویژهای داشت، او در این زمینه گفت: در چاپخانه «رنگ پنجم» دیدم روی ماشین چاپ مشما کشیده بودند تا گرد و خاک به دستگاه آسیب نزند اما همانجا مشغول کار بودند، درحالی که ماشینهای چاپ بسیار حساس هستند و گردوغبار میتواند روی عملکرد آنها اثر بگذارد.
وی ادامه داد: این واحدها در آن شرایط سخت همچنان کار میکردند؛ بعضی برای بستهبندی مواد غذایی و بعضی برای دارو، هیچکدام نمیخواستند خط تولید متوقف شود تا بازار دارو، غذا و دیگر محصولات ضروری با مشکل مواجه نشود.
دبیر ستاد جنگ اتحادیه صنف چاپخانهداران و صحاف تهران، درباره یکی از بازدیدهای خود در بحبوحه روزهای جنگ گفت: حتی در آخرین روزها، یکی از چاپخانهها مشغول تولید جعبه دارویی برای انسولین بود. داروسازان میگفتند اگر جعبه نداشته باشیم، محصول را نمیتوانیم وارد بازار کنیم و این چاپخانه با همه خطرات زیر توپ و آتش کار میکرد.
واحدهایی که صفر شدند
بررسیهای انجامشده از سوی اتحادیه نشان میدهد دامنه خسارتها تنها به چند واحد محدود نبوده و دهها چاپخانه و صحافی در نقاط مختلف تهران تحت تأثیر حملات قرار گرفتهاند، احمدی، با اشاره به شمار واحدهای آسیبدیده گفت: در تهران حدود ۳۷ واحد چاپ و صحافی آسیب دیدند. ما از این واحدها بازدید کردیم و میزان خسارتها را بررسی و گزارش کردیم.
به گفته او، بخش قابل توجهی از آسیبها مربوط به مناطق شرق و غرب تهران بوده است.
احمدی، درباره وضعیت برخی صحافیهای آسیبدیده نیز توضیح داد: دو واحد در خیابان خراسان، نزدیک افسریه، قرار داشتند؛ ازجمله صحافی آبادانا و صحافی جوان. در این واحدها ماشینآلات از زیر آوار خارج شدند، ماشینهایی که عملا دیگر هیچ کاربردی ندارند و متاسفانه باید اوراق شوند.

نابودی یک صحافی و بیکاری ۲۵ نیروی انسانی
یکی از مهمترین پیامدهای خسارت به واحدهای چاپ و صحافی، از بین رفتن اشتغال نیروهایی است که بهطور مستقیم و غیرمستقیم به این واحدها وابستهاند، افرادی که سالها تجربه و مهارت اندوخته بودند و حالا چند ماهی است که بیکار شدهاند. احمدی با اشاره به وضعیت یکی از صحافیهای آسیبدیده گفت: یکی از این واحدها، یکی از تمیزترین صحافیهای ایران بود و ماشینآلاتشان همواره نو و مرتب بود و اغلب با دستگاههای سطح بالا کار میکرد که متأسفانه این واحد بهطور کامل از بین رفت.
وی افزود: این واحد حدود ۲۵ نیرو داشت و تقریباً همه آنها از کار بیکار شدند. صاحب واحد در همان روزهای جنگ تا مدتی حقوق و بیمه کارکنان را پرداخت کرد، اما بعد از آن دیگر شرایط ادامه کار وجود نداشت.
احمدی، در صحبتهایش به همدلی و همراهی در صنف اشاره کرد و ادامه داد: بعضی از همکاران صنفی ما در این مدت دست همکارانشان را رها نکردند و بسیاری از واحدهایی که الان امکان فعالیت دارند با کمک همکاران، به شکل واسطهای کار میکنند با این حال اما این راهحل، جبران خسارت واردشده به یک واحد تولیدی نیست.

خسارت دهها میلیارد تومانی به چاپخانههای جاده مخصوص
در میان واحدهای آسیبدیده، برخی چاپخانهها با خسارتهای سنگین به ساختمان و ماشینآلات مواجه شدند؛ خسارتهایی که بازگشت آنها به چرخه تولید را برای صاحبانشان بسیار دشوار کرده است، احمدی، درباره یکی از واحدهای آسیبدیده در جاده مخصوص گفت: یک چاپ رول در محدوده جاده مخصوص و زیر پل ایرانخودرو قرار داشت که در جریان حمله آسیب بسیار زیادی دید. بخشی از مجتمع و فضای اطراف آن تخریب شد و ماشینآلات این چاپخانه نیز آسیب جدی دیدند.
وی ادامه داد: این واحد از صفر شروع کرده بود و به مرحله تولید رسید و سفارشهای مناسبی گرفته بود، برآورد اولیه از خسارت آن حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیارد تومان بود، اما با توجه به مشتریانی که از دست داده و هزینههای جانبی، خسارت واقعی احتمالاً بیشتر از این رقم است.
احمدی، همچنین از یک چاپخانه رول دیگر در جاده مخصوص نام برد و گفت: سقف، دیوار و فضای داخلی چاپخانه آسیب دیده بود و ماشینآلات نیز تحت تأثیر آن آسیب دیده بودند که برآورد اولیه برای بازسازی آن نیز حدود ۶۰ میلیارد تومان بود.
برخی واحدها با سرمایه شخصی به چرخه تولید برگشتند
به گفته احمدی، تفاوت مهم میان وضعیت واحدهای آسیبدیده، در میزان توان مالی صاحبان آنها برای بازسازی است؛ برخی توانستند با سرمایه شخصی فعالیت را از سر بگیرند و برخی دیگر همچنان متوقف ماندهاند. او در این زمینه گفت: برخی چاپخانهها خوشبختانه از نظر مالی توان داشتند و توانستند خودشان دوباره واحد را بازسازی کنند. وقتی پشتوانه مالی وجود داشته باشد، صاحب واحد میتواند ماشینآلات و ساختمان را دوباره راهاندازی کند.
وی با اشاره به یکی از واحدهای بازسازیشده افزود: چند روز قبل یک چاپخانه که آسیب نسبتا جدی دیده بود، بازدید کردیم و دیدم که خوشبختانه تقریباً همهچیز به شرایط قبل برگشته است که البه این موضوع به توان مالی صاحب واحد برمیگردد.
دبیر ستاد جنگ اتحادیه صنف چاپخانهداران و صحاف تهران، در مقابل، وضعیت واحدهایی را که پشتوانه مالی ندارند متفاوت دانست و گفت: مشکل اصلی مربوط به واحدهایی است که همه سرمایهشان از بین رفته و دیگر پولی برای بازسازی ندارند. این واحدها همچنان بلاتکلیف هستند.

واحدهای استیجاری؛ گرفتار در مسیر دریافت تسهیلات
در این مسیر، بخشی از واحدهای آسیبدیده در ساختمانهای استیجاری فعالیت میکردند و همین مسئله، به گفته احمدی، دریافت تسهیلات بانکی برای بازسازی را دشوارتر کرده است.
احمدی در این زمینه توضیح داد: برخی از این واحدها استیجاری بودند. وقتی به صاحب واحد گفته میشود برای بازسازی وام بگیر، بانک از او سند میخواهد. کسی که ملکش اجارهای بوده، چه سندی میتواند ارائه کند؟
وی با انتقاد از شرایط تسهیلات بانکی گفت: به فردی که تمام زندگی و سرمایهاش را از دست داده نمیتوان گفت وام ۲۰ یا ۲۳ درصدی بگیر. این فرد حتی توان پرداخت اقساط را ندارد، به همین دلیل معتقدیم اگر قرار است حمایتی صورت بگیرد، باید واقعی باشد.
اتحادیه برای پیگیری وضعیت واحدهای آسیبدیده، اطلاعات مربوط به میزان خسارت، تعداد نیروهای شاغل و مشخصات واحدها را جمعآوری و در اختیار نهادهای مرتبط قرار داده است. احمدی گفت: اسامی واحدهای آسیبدیده، میزان خسارت، تعداد کارکنان و اطلاعات مربوط به هر واحد را به وزارت صنعت، معدن و تجارت ارائه کردیم. کارشناسان و بازرسان وزارتخانه نیز آمدند و از واحدها بازدید کردند اما این بازدیدها تاکنون به حمایت مالی مشخصی منجر نشده است.
و اما برآورد احمدی از وضعیت فعلی واحدهای آسیبدیده نشان میدهد بخش عمدهای از آنها هنوز نتوانستهاند به شرایط پیش از جنگ بازگردند و تنها واحدهایی که از پشتوانه مالی برخوردار بودهاند، امکان بازسازی سریعتری داشتهاند. او گفت: براساس آنچه مشاهده کردیم، حدود ۱۰ درصد واحدهای آسیبدیده نتوانستند بهطور کامل با شرایط قبل بازگردند و بخشی از آنها عملاً متوقف شدهاند.
به گفته احمدی، بهعنوان اتحادیه واقعاً توان مالی برای جبران این خسارتها نداریم. کاری که از دستمان برمیآید، پیگیری، بازدید، تهیه گزارش و ارتباط با این افراد است.
حمایتهای پیشنهادی با خسارت واقعی واحدها تناسب ندارد
از نگاه احمدی، مسئله اصلی تنها نبود منابع مالی نیست؛ بلکه نوع حمایتهایی که به واحدهای آسیبدیده پیشنهاد شده نیز با ابعاد خسارت و شرایط واقعی صاحبان این واحدها تناسب ندارد. وی گفت: وقتی دولت میگوید پول ندارم، قابل درک است؛ اما حداقل میتواند یک راهکار واقعی ارائه کند. اگر قرار است تسهیلاتی داده شود، باید شرایط آن متناسب با وضعیت فرد آسیبدیده باشد.
احمدی، ادامه داد: کسی که همه سرمایهاش از بین رفته، نمیتواند وام سنگین با بهره زیاد بگیرد. این فرد نیاز به حمایت بلاعوض یا تسهیلاتی دارد که واقعاً بتواند با آن دوباره کارش را شروع کند، اگر یک واحد تولیدی ملک و ماشینآلاتش را از دست داده، پیشنهادهایی مانند ساخت طبقه اضافه یا ارائه زمین، لزوماً مسئله او را حل نمیکند. ابتدا باید امکان بازگشت او به چرخه تولید فراهم شود.

در شرایطی که حمایتهای رسمی هنوز به جبران خسارتهای اصلی منجر نشده است، بخشی از بار حمایت از صاحبان واحدهای آسیبدیده و نیروهای بیکارشده بر دوش فعالان خود صنف قرار گرفته است، احمدی گفت: اگر همکاری و همراهی دوستان و همکاران صنفی نبود، واقعاً معلوم نبود این افراد امروز چه شرایطی داشتند. برخی همکاران به نیروهای بیکارشده کار میدهند و تلاش میکنند آنها را در چرخه کار نگه دارند.
وی ادامه داد: این حمایتها ارزشمند است، اما نمیتواند جای حمایت ساختاری و دولتی را بگیرد. یک واحدی که کاملاً از بین رفته، برای بازگشت به تولید نیاز به سرمایه دارد.
خسارت یک چاپخانه، خسارت به زنجیره اقتصادی است
آسیب به صنعت چاپ تنها به تخریب ساختمان یا ماشینآلات یک واحد ختم نمیشود و به دلیل ارتباط این صنعت با بخشهای مختلف تولید و صنایع مرتبط، میتواند اشتغال و فعالیت مجموعهای از مشاغل مرتبط را نیز تحت تأثیر قرار دهد. احمدی با تأکید بر این موضوع گفت: وقتی یک چاپخانه یا صحافی آسیب میبیند، یک زنجیره انسانی و اقتصادی پشت آن آسیب میبیند؛ از راننده و فروشنده گرفته تا گرافیست، کارگر، تأمینکننده زینک و دیگر فعالان این حوزه.
وی ادامه داد: اگر یک چاپخانه متوقف شود، فقط صاحب آن واحد متضرر نمیشود. تعداد زیادی از نیروها و فعالان مرتبط با آن نیز تحت تأثیر قرار میگیرند.
احمدی، با اشاره به اهمیت نیروی انسانی این واحدها گفت: چاپخانههای بزرگ و شناختهشده معمولاً کمتر از ۱۰ تا ۱۵ نفر نیرو ندارند و بسیاری از آنها تعداد بیشتری کارگر دارند؛ بنابراین خسارت یک واحد میتواند زندگی تعداد زیادی از خانوادهها را تحت تأثیر قرار دهد و تجربه واحدهای آسیبدیده نشان میدهد برای مدیریت بحرانهای احتمالی، صنعت چاپ به سازوکاری مشخص برای ثبت خسارت، حمایت مالی و بازگرداندن سریع واحدهای تولیدی به چرخه فعالیت نیاز دارد.

طراحی یک سازوکار مشخص برای حمایت
آنچه از روایت و بازدیدهای میدانی ستاد جنگ اتحادیه صنف چاپخانهداران و صحاف تهران به دست میآید، نشان میدهد، خسارت جنگهای سال گذشته به صنعت چاپ و صحافی تهران تنها به تخریب ساختمانها و ماشینآلات محدود نمانده است. توقف یا کاهش فعالیت برخی واحدها، از دست رفتن مشتریان، بیکاری نیروهای انسانی و آسیب به زنجیرهای از مشاغل وابسته، بخش دیگری از پیامدهای این حادثه بوده است.
در این میان، واحدهایی که از پشتوانه مالی برخوردار بودند، توانستند با اتکا به سرمایه شخصی بخش زیادی از خسارتها را جبران و فعالیت خود را از سر بگیرند؛ اما واحدهای فاقد توان مالی، بهویژه واحدهای استیجاری که امکان ارائه وثیقه برای دریافت تسهیلات بانکی را ندارند، همچنان با مشکلات جدی مواجهاند. از سوی دیگر، حمایتهایی مانند تقسیط مالیات یا ارائه وامهای بانکی، زمانی میتواند مؤثر باشد که با شرایط واقعی واحدهای خسارتدیده تناسب داشته باشد.
از این منظر، تجربه جنگ اخیر، ضرورت طراحی یک سازوکار مشخص برای حمایت از صنعت چاپ در شرایط بحران را بیش از گذشته آشکار کرده است؛ سازوکاری که علاوه بر جبران خسارت تجهیزات و ساختمان، معیشت نیروی انسانی، حفظ زنجیره تأمین و بازگشت سریع واحدهای تولیدی به چرخه فعالیت را نیز در نظر بگیرد. صنعت چاپ بهعنوان یکی از حلقههای پشتیبان بخشهایی مانند دارو، مواد غذایی و بستهبندی، در زمان بحران نمیتواند برای مدت طولانی متوقف بماند و حمایت از آن، در نهایت بخشی از حمایت از سایر بخشهای تولید و تأمین کشور خواهد بود.
نظر شما