سرویس استان های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): گاهی برای پیدا کردن کتاب در شیراز لازم نیست وارد کتابفروشی شد. کافی است از کنار ارگ کریمخان عبور کنیم، مسیرمان را به سمت موزه پارس ادامه دهیم و کمی مکث کنیم. آنجا، میان رفتوآمد گردشگران، صدای خودروها و هیاهوی خیابان، کتابها روی نرده باغموزه پارس و بساطهای کوچک کنار پیادهرو انتظار مخاطب را میکشند؛ کتابهایی که برخی تازه و برخی سالهاست دستبهدست شدهاند.
این کتابفروشها بخشی از منظره فرهنگی مرکز شهر شیراز شدهاند؛ فروشندگانی که سرمایه اصلیشان نه ویترینهای بزرگ و دکورهای پرزرقوبرق، بلکه شناخت کتاب، تجربه و ارتباط مستقیم با مشتری است.
کتابفروشی در فضای باز
صبح هنوز به نیمه نرسیده است. هوا گرم است، اما سایه ساختمانهای تاریخی و رفتوآمد مداوم مردم باعث شده فضای اطراف ارگ همچنان زنده باشد. کتابها در چند ردیف کنار هم قرار گرفتهاند؛ ادبیات، تاریخ، شعر، کتابهای قدیمی، آثار هنری، کتابهای رمان و گاهی نسخههایی که پیدا کردنشان در کتابفروشیهای معمولی آسان نیست. اینجا کتاب فقط یک کالای فرهنگی نیست؛ بخشی از یک اقتصاد کوچک و روزمره است.
یکی از فروشندگانی که سالهاست در این گذر روزی از خدا میگیرد به خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در شیراز، گفت: مشتریهای ما فقط شیرازیها نیستند. گردشگر هم میآید. بعضیها دنبال کتاب درباره فارس و شیراز هستند، بعضیها هم کتاب قدیمی یا دستدوم میخواهند. گاهی کسی فقط برای تماشا میایستد، ولی همان تماشا ممکن است به خرید یک کتاب ختم شود.
این فروشنده معتقد است فضای تاریخی اطراف ارگ و موزه پارس، خود به جذب مخاطب کمک میکند: اگر همین کتابها جای دیگری بود شاید خیلیها اصلاً متوجه نمیشدند. اینجا آدم برای دیدن آثار تاریخی آمده و وقتی کتابها را میبیند، موضوع برایش ادامه پیدا میکند.
کتاب دست دوم داستان دیگری هم با خودش دارد!
یکی از ویژگیهای این محل، تنوع مشتریان است. بعضی رهگذران چند دقیقه بیشتر توقف نمیکنند. گردشگری ممکن است کتابی درباره شیراز یا تاریخ ایران بخواهد و دانشجویی برای پیدا کردن یک عنوان قدیمی میان کتابها جستوجو کند.
«میم.الف»، فروشنده دیگری درباره مشتریانش گفت: مشتری ثابت داریم. بعضیها سالهاست ما را میشناسند و وقتی کتاب تازهای به دستمان میرسد، سراغ همانها میرویم. کتابخوان حرفهای معمولاً میداند چه میخواهد؛ اما مشتری اتفاقی ممکن است کتابی را ببیند و همان لحظه تصمیم بگیرد بخرد.
به گفته او، قیمت کتابهای نو یکی از عواملی است که باعث شده بازار کتاب دستدوم همچنان مشتری داشته باشد و ادامه داد: خیلیها دوست دارند کتاب بخوانند، اما قیمت کتاب نو برایشان بالاست. کتاب دستدوم این امکان را میدهد که با هزینه کمتر کتاب بخرند. بعضیها هم اصلاً به کتاب دستدوم علاقه دارند و معتقدند کتابی که قبلاً خوانده شده، داستان دیگری هم با خودش دارد.
کتابهای قدیمی؛ چیزی فراتر از یک کالا
در میان کتابها، گاهی عنوانهایی دیده میشود که سالها از انتشارشان گذشته است. ارزش چنین کتابهایی همیشه در قیمت روی جلد خلاصه نمیشود. برخی از آنها دیگر تجدید چاپ نشدهاند و برای پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان به تاریخ محلی اهمیت دارند.
یکی از فروشندگان هم گفت: گاهی کتابی میآید که خودمان هم میدانیم دیگر راحت پیدا نمیشود. ممکن است مشتری چند ماه دنبال آن باشد. وقتی چنین کتابی پیدا میشود، قیمت تنها مسئله نیست؛ مهم این است که کتاب به دست آدمی برسد که واقعاً دنبالش بوده است.
او درباره نحوه پیدا کردن کتابها نیز توضیح داد: بخشی از کتابها را مردم میآورند. بعضیها کتابخانه شخصیشان را میفروشند. بعضی کتابها هم از طریق دوستان و آشنایان یا خرید مجموعهای به دستمان میرسد. گاهی یک مجموعه معمولی را میخریم و بعد متوجه میشویم بین آنها چند کتاب ارزشمند وجود دارد.
دشواریهای یک شغل بیویترین
کتابفروشی در فضای باز البته با دشواریهای خاص خود همراه است. گرمای تابستان، سرما و بارندگی، گردوغبار، محدودیت فضا و نگرانی از آسیب دیدن کتابها بخشی از مشکلاتی است که فروشندگان با آن مواجهاند.

یکی از آنان در این رابطه گفت: کتاب با خیلی از کالاها فرق دارد. رطوبت، باران و حتی آفتاب میتواند آن را خراب کند. ما باید دائم حواسمان به کتابها باشد.
اما شاید مهمتر از شرایط محیطی، مسئله کاهش قدرت خرید مردم باشد.
او ادامه داد: قبلاً کسی میآمد و چند کتاب میخرید. حالا بیشتر حساب میکند، قیمت میپرسد و گاهی فقط یکی را انتخاب میکند. کتاب هنوز برای مردم مهم است، ولی شرایط اقتصادی روی خرید کتاب اثر گذاشته است.
آیا فضای مجازی رقیب کتابفروشهاست؟
وقتی صحبت از کتابفروشیهای خیابانی میشود، نمیتوان از اینترنت و فروش آنلاین کتاب چشم پوشید. امروز بسیاری از کتابها را میتوان با چند کلیک پیدا کرد. با این حال، فروشندگان معتقدند هنوز چیزی وجود دارد که اینترنت نمیتواند کاملاً جایگزین آن شود: تماس مستقیم با کتاب.
یکی از فروشندگان گفت: در اینترنت شما عنوان کتاب را جستوجو میکنید و اگر بدانید چه میخواهید، پیدایش میکنید. اما اینجا ممکن است برای یک کتاب دیگر آمده باشید و یک کتاب دیگر چشمتان را بگیرد. همین اتفاق برای ما مهم است.
او مکثی میکند و کتابی را از میان ردیفها بیرون میآورد: «کتاب باید دیده شود. بعضی کتابها را نمیشود با جستوجوی اینترنتی پیدا کرد؛ باید بین کتابها بگردی.»
گردشگر و کتاب شیراز
قرار گرفتن این بساطها در نزدیکی یکی از مهمترین محورهای گردشگری شهر، فرصت ویژهای برای فروش کتابهای مرتبط با شیراز، فارس و میراث فرهنگی فراهم کرده است.
ارگ کریمخان و موزه پارس در یکی از مهمترین محدودههای تاریخی شهر قرار گرفتهاند و همین مجاورت میان گردشگری و عرضه کتاب، موقعیتی متفاوت برای این کتابفروشان ایجاد کرده است. منابع عمومی نیز ارگ کریمخان را از بناهای شاخص تاریخی شیراز معرفی میکنند.
یکی از فروشندگان نیز گفت: گردشگر خارجی یا ایرانی که به شیراز میآید، خیلی وقتها دنبال چیزی است که یادگار سفرش باشد. بعضیها سوغات میخرند، اما بعضیها ترجیح میدهند کتاب بخرند. کتابی درباره حافظ، سعدی، تختجمشید یا تاریخ شیراز برای آنها هم یادگاری است و هم اطلاعات.
کتابفروشها و حافظه فرهنگی شهر
شاید بتوان این کتابفروشیهای کوچک را نوعی آرشیو غیررسمی شهر دانست. کتابهایی که در کتابخانههای شخصی باقی ماندهاند، مجموعههایی که به فروش میرسند و نسخههایی که ممکن است دیگر در بازار رسمی کتاب وجود نداشته باشند، از طریق همین فروشندگان دوباره وارد چرخه مطالعه میشوند. این ویژگی، اهمیت فرهنگی آنها را فراتر از یک فعالیت اقتصادی قرار میدهد.
یکی از فروشندگان در پایان گفتوگو گفت: «ما فقط کتاب نمیفروشیم. خیلی وقتها کسی میآید و درباره یک کتاب از ما سؤال میکند. اگر بدانیم، راهنماییاش میکنیم. اگر هم ندانیم، سعی میکنیم پیدایش کنیم. این ارتباط با مشتری برای ما مهم است.»

درست در چند قدمی این بساطها، گردشگران از کنار دیوارهای تاریخی ارگ میگذرند و وارد موزه میشوند. شهر تاریخی شیراز، همزمان در معماری، موزه و کتاب پیش چشم آنها ظاهر میشود.
شاید جذابیت این صحنه در همین همنشینی باشد: کتابهایی که در فضای عمومی شهر عرضه میشوند، درست در جایی که خودِ شهر تبدیل به یک متن تاریخی شده است.
کتابفروشهای مقابل موزه پارس، در ظاهر کسبهای کوچک در حاشیه یکی از مسیرهای پرتردد شهر هستند؛ اما اگر کمی بیشتر بایستیم و با آنها صحبت کنیم، میبینیم که هر بساط کتاب میتواند روایت کوچکی از وضعیت مطالعه، اقتصاد کتاب، کتابهای دستدوم و حافظه فرهنگی شیراز را در خود جای داده باشد. و شاید مهمترین پرسش این باشد: در شهری که یکی از مهمترین میراثهای ادبی ایران را در حافظه خود دارد، چه جایی بهتر از کنار بناهای تاریخی برای دیدن کتابهایی که قرار است حافظه امروز را به فردا منتقل کنند؟
نظر شما