شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۱
«دیستوپیا» در علمی‌تخیلی

ژانر علمی تخیلی از آن دسته گونه‌های ادبی است که بسیاری آن را دور از دغدغه‌های روزمره خود می‌دانند،

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - نوید فرخی، نویسنده و مترجم: وقتی نام علمی‌تخیلی را می‌شنویم، شاید قبل از هر چیز سفینه‌های فضایی، روبات‌، ماشین زمان و تمدن‌های بیگانه به ذهنمان برسد، اما در حقیقت این عناصر فقط ابزارهایی برای طرح پرسش‌های عمیق‌ترند. ازقضا این ژانر بیش از آنکه درباره خودِ آینده باشد، درباره انسان امروز و رابطه‌اش با قدرت، فناوری، جامعه و انتخاب‌هایی است که می‌توانند آن آینده را شکل دهند.

برای ژانر علمی‌تخیلی تعریف‌های گوناگونی ارائه شده است. بعضی بر علم و فناوری تأکید ویژه دارند و بعضی بر تخیل یا تغییرات اجتماعی. بیشتر این تعریف‌ها در یک نکته مشترک‌اند و آن اینکه علمی‌تخیلی از تغییرات فرضی برای بازاندیشی درباره‌ی انسان، جامعه و آینده استفاده می‌کند.

با این حال عموماً وقتی در کشور ما از «علمی‌تخیلی» صحبت به میان می‌آید، بسیاری از مخاطبان صرفاً به یاد فناوری‌های شگفت‌انگیز آینده می‌افتند. این تصویر که بیراه هم نیست تا حد زیادی نتیجه‌ی حضور پررنگ آثار سینمایی و تلویزیونی در شکل دادن به تصور عمومی ما از این ژانر است. فیلم‌ها و مجموعه‌هایی که با بودجه‌های عظیم ساخته می‌شوند، معمولاً بر نبردهای فضایی، موجودات ناشناخته و فناوری‌هایی تمرکز دارند که هنوز در زندگی روزمره‌ی ما وجود خارجی ندارد. در نتیجه، علمی‌تخیلی گاهی در ذهن مخاطب به ژانری محدود می‌شود که فقط درباره‌ی اتفاقات عجیب و دور از ذهن است.

نسبت علمی‌تخیلی و جامعه امروز ایران

به دلایل ذکرشده، ممکن است این تصور ایجاد شود که علمی‌تخیلی با شرایط فعلی جامعه‌ی ما ارتباط چندانی ندارد. وقتی از آینده‌ای صحبت کنیم که در آن انسان‌ها در سیارات دیگر زندگی می‌کنند، ماشین‌ها کارهای روزمره را انجام‌ می‌دهند و یا امکان سفر در زمان فراهم شده، شاید آنگاه این پرسش پیش بیاید که این داستان‌ها چه نسبتی با مسائل واقعی زندگی ما در ایران دارند. در جامعه‌ای که بخش بزرگی از دغدغه‌های مردم به مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مربوط می‌شود، پرداختن به جهان‌های ناشناخته و فناوری‌های خیالی احتمالاً در حالت خوشبینانه نوعی فاصله گرفتن از واقعیت به نظر خواهد رسید. از همین‌جاست که برخی منتقدان این ژانر را گونه‌ای نامتناسب با وضعیت ایران (یا ژانری صرفاً سرگرم‌کننده) تلقی می‌کنند.

با این حال، این ژانر را نباید فقط با عناصر ظاهری‌اش تعریف کرد. سفینه، روبات، هوش مصنوعی یا ماشین زمان، تنها ابزارهایی هستند که نویسنده یا فیلم‌ساز برای طرح پرسش‌های خود به کار می‌گیرد. ممکن است یک داستان علمی‌تخیلی در دورترین نقطه کیهان اتفاق بیفتد، اما پرسشی که مطرح می‌کند کاملاً زمینی باشد. مسئله‌ی اصلی نه خود فناوری، بلکه تأثیر آن بر انسان و جامعه است.

در واقع، علمی‌تخیلی بیش از آن‌که پیش‌بینی دقیق آینده باشد، روشی برای فکر کردن به اکنون است. نویسنده با تغییر دادن یک عنصر از جهان آشنا، امکان‌های پنهانِ آن را آشکار می‌کند. این ژانر می‌تواند درباره‌ی دورترین آینده‌ها حرف بزند، اما اغلب دغدغه‌اش انسانی است که اکنون در جهان ما زندگی می‌کند.

دیستوپیا یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این کارکرد علمی‌تخیلی است. در این زیرشاخه، نویسنده معمولاً آینده را صرفاً برای نمایش فناوری‌های شگفت‌انگیز نمی‌سازد، بلکه یک روند، یک میل یا یک سازوکار اجتماعی را می‌گیرد و آن را تا نقطه‌ای پیش می‌برد که پیامدهایش دیگر قابل انکار نباشد. مثل نظارت همه‌جانبه در رمان «۱۹۸۴» اثر جرج اورول که از یک سازوکار امنیتی آغاز می‌شود و تا نابودی تمام‌وکمال حریم خصوصی و حقیقت پیش می‌رود.

دیستوپیا و آن‌سوی رؤیای کمال‌گرایانه

گاهی ترسناک‌ترین تصویر از آینده، جهانی آشفته و ویران نیست. بلکه جهانی است که همه‌چیز در آن ظاهراً در جای درست خود قرار دارد. رمان «دنیای قشنگ نو» اثر آلدوس هاکسلی دقیقاً چنین جهانی است، جایی که هیچ‌کس بیمار نیست، هیچ‌کس گرسنه نیست و هیچ‌کس غمگین نیست، اما این به‌قیمت نابودی عشق، هنر، خانواده، آزادی و حتی خود معنای انسانیت تمام شده است. دیستوپیا می‌تواند از همین نقطه آغاز ‌شود، از لحظه‌ای که رؤیای نظم، به بهای فرسایش انسانیت محقق می‌شود.

اگر علمی‌تخیلی را راهی برای تفکر به امکان‌های پیش‌روی انسان بدانیم آنوقت زیرشاخه‌ی دیستوپیا، دیدنِ یکی از جدی‌ترین و هشداردهنده‌ترین صورت‌های این تفکر است. دیستوپیا تصویری از جامعه‌ای را به ما نشان می‌دهد که در آن زندگی انسان به شکلی عمیق دچار اختلال، محدودیت، فرسایش یا بیگانگی از خود شده است. بدیهی است که اهمیت این گونه‌ی ادبی فقط در تاریک و هولناک بودن فضاهایش خلاصه نمی‌شود.

دیستوپیا صرفاً جهانی ویران، جنگ‌زده یا آکنده از خشونت آشکار نیست. چه ‌بسا جهانی باشد منظم، کارآمد، آرام و حتی در ظاهر پیشرفته، اما در لایه‌های زیرین خود، انسان را از بخش مهمی از کرامت، اختیار، معنا یا پیوندهای انسانی‌اش تهی کرده باشد.

از همین رو، دیستوپیا را نباید فقط نقطه‌ی مقابل اتوپیا دانست، بلکه باید آن را نتیجه‌ی افراطی شدن برخی امیال و سازوکارهای انسانی نیز فهمید. میل به نظم کامل، میل به امنیت بی‌نقص، میل به همه‌جانبه بودن، یا میل به حل کردن پیچیدگی‌های زندگی با نسخه‌هایی مطلق و یکدست. در این جهان‌ها، چیزی که در آغاز می‌تواند معقول، سودمند یا حتی مطلوب به نظر برسد، به‌تدریج به نظمی سخت و غیرانسانی و نامنعطف بدل می‌شود. انسان نیز در چنین نظمی به عنوان واحدی قابل پیش‌بینی و قابل هدایت دیده می‌شود.

برای مخاطب ایرانی نیز دیستوپیا لزوماً روایتی دور از تجربه‌ی زیسته او نیست. نه از آن رو که واقعیت را عیناً بازنمایی می‌کند، بلکه چون بسیاری از پرسش‌های آن ــ از اضطراب نسبت به وضعیت فعلی و شتاب تغییرات فناوری تا فرسایش روابط انسانی و دشواری حفظ معنا در زندگی روزمره ــ برای جامعه‌ی امروز قابل لمس‌اند. دیستوپیا با بزرگ‌نمایی این روندها، فرصتی فراهم می‌کند تا نسبت خود را با جهانی که هر روز پیچیده‌تر و پیش‌بینی‌ناپذیرتر می‌شود، دوباره بررسی کنیم. این ژانر از دل ترس‌ها، شکاف‌ها و روندهای آشنای زمانه‌ی ما بیرون می‌آید و آن‌ها را تا جایی پیش می‌برد که ماهیت پنهان‌شان آشکار شود. به همین دلیل، دیستوپیا جهانی است که در آن بسیاری از عناصر زندگی معاصر همچنان حضور دارند.

در تاریخ این زیرشاخه‌ی ادبی آثاری برجسته چون 1984 ، دنیای قشنگ نو، «ما» اثر یوگنی زامیاتین یا حتی جنگ ابدی و صلح ابدی از جو هالدمن (که به ترجمه نگارنده منتشر شده‌اند) از نمونه‌های به شمار می‌آیند که هر یک به شکلی متفاوت، نسبت انسان با نظم، قدرت، فناوری و آزادی را به پرسش می‌کشند. این آثار، با وجود تفاوت‌های روایی و تاریخی، همگی در یک نکته مشترک‌اند و آن اینکه نشان می‌دهند چطور آینده می‌تواند به‌تدریج به سمت‌وسویی پیش برود که انسان را از اختیار، فردیت و امکان زیست عادی دور کند.

کلام آخر اینکه ژانر علمی‌تخیلی را تنها نباید به سرگرمی یا نمایش فناوری‌های آینده محدود کرد. ارزش اصلی این گونه‌ی ادبی در آن است که با شبیه‌سازی واقعیت موجود به شیوه‌ای غیرمستقیم، امکان تازه‌ای برای فهم همان واقعیت فراهم می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها