سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): یکی از جلوههای توجه ویژه رهبر شهید به کتاب، نوشتن تقریظ بر برخی آثار بود و انتخابهای ایشان برای تقریظ، نشاندهنده اهمیت ویژه کتاب در نگاه ایشان بود. تقریظهای رهبر شهید بر کتابهای حوزه دفاع مقدس را میتوان همچون دمیدن روحی تازه بر پیکره ادبیات پایداری ایران دانست. بر این اساس آثاری که موفق به دریافت تقریظ میشدند، با اقبال گسترده مخاطبان مواجه شده و تأثیر قابل توجهی در معرفی و دیدهشدن ناشران و نویسندگان و فروش بالای آثار آنها داشت.
از میان کتابهای نویسندگان قزوینی همچنین کتابهایی که به قلم نویسندگان غیر قزوینی ولی در مورد شهدا و جانبازان این استان نوشته شده است، دو کتاب این توفیق را یافتند که صفحات آغازین آنها مزین به تقریظ امام شهید باشد. البته به جز این دو کتاب، چندین کتاب از نویسندگان قزوینی در محافل رسمی و سخنرانیهای ایشان، مورد تعریف و تمجیدشان قرار گرفته بود که از مهمترین آنها میتوان به کتاب «یادت باشد»، درباره زندگی شهید ۲۶ ساله مدافع حرم، حمید سیاهکالی مرادی اشاره کرد. این کتاب به روایت فرزانه سیاهکالی، همسر ۲۲ ساله شهید سیاهکالی و به قلم رسول ملاحسنی نوشته و توسط انتشارات شهید کاظمی به چاپ رسیده است.
رهبر شهید در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری که در تاریخ پانزدهم شهریور ۱۳۹۷ برگزار شد به داستانی ویژه از یک شهید مدافع حرم در کتابی اشاره کردند که به اعتقاد ایشان باید در تاریخ ثبت شود. متن سخنان ایشان به این شرح است:
«یک کتابی تازه خواندهام که خیلی برای من جالب بود. دختر و پسر جوان- زن و شوهر- متولّدین دهه ۷۰، مینشینند برای اینکه در جشن عروسیشان گناه انجام نگیرد، نذر میکنند سه روز روزه بگیرند! به نظر من این را باید ثبت کرد در تاریخ که یک دختر و پسر جوانی برای اینکه در جشن عروسیشان ناخواسته خلاف شرع و گناهی انجام نگیرد، به خدای متعال متوسّل میشوند، سه روز روزه میگیرند. پسر عازم دفاع از حریم حضرت زینب (سلاماللهعلیها) میشود؛ گریه ناخواسته این دختر، دل او را میلرزاند؛ به این دختر- به خانمش- میگوید که گریه تو دل من را لرزاند، اما ایمان من را نمیلرزانَد! و آن خانم میگوید که من مانع رفتن تو نمیشوم، من نمیخواهم از آن زنهایی باشم که در روز قیامت پیش فاطمه زهرا سرافکنده باشم! ببینید، اینها مال قضایای صد سال پیش و دویست سال پیش نیست، مال سال ۹۴ و ۹۵ و مال همین سالها است، مال همین روزهای در پیش [روی] ما است؛ امروز این است. در نسل جوانِ ما یک چنین عناصری حضور دارند، یک چنین حقیقتهای درخشانی در آنها حضور دارد و وجود دارد؛ اینها را باید یادداشت کرد، اینها را باید دید، اینها را باید فهمید. فقط هم این [یک نمونه] نیست که بگویید «آقا! به یک گل بهار نمیشود»؛ نه، بحث یک گل نیست؛ زیاد هستند از این قبیل. این دو-زن و شوهری که عرض کردم- هر دو دانشجو بودند که البته آن پسر هم بعد میرود شهید میشود؛ جزو شهدای گرانقدر دفاع از حریم حضرت زینب (سلاماللهعلیها) است. وضعیت اینجوری است».

از روایت شفاهی رهبر شهید انقلاب در مورد کتاب « «یادت باشد» که گذر کنیم به دو کتاب دیگر میرسیم که مزین به تقریظ ایشان هستند.
نخست، باید به کتاب «پاسیاد پسر خاک» روایت زندگی و مجاهدتهای حجتالاسلام سیدعلیاکبر ابوترابیفرد در دوران اسارت جنگ تحمیلی هشت ساله اشاره کرد که به قلم محمّد قبادی در ۳۲۶ صفحه به نگارش درآمده و توسط انتشارات سوره مهر در سال ۱۳۸۸ به چاپ رسیده و بیش از ۲۰ بار تجدید چاپ شده است.
شهید سیدعلیاکبر ابوترابیفرد، از آزادگان نامآشنای دوران دفاع مقدس، در سالهای اسارت به تکیهگاهی مطمئن برای اسرای ایرانی تبدیل شد؛ بهویژه برای رزمندگان جوانی که تازه به اسارت درآمده بودند. ابوترابی که از او با عنوان «سید آزادگان» یا «سردار آزادگان» یاد میشود، نقشی بیبدیل در حفظ روحیه و انسجام اسرای ایرانی در اردوگاههای عراق ایفا کرد. او افزون بر حمایت معنوی از اسرا، با صبوری، همدلی و مدیریت شرایط دشوار، پناهگاهی عاطفی برای آنان بود. بسیاری از آزادگان معتقدند اگر حضور و همراهی او در آسایشگاهها نبود، شماری از اسرای ایرانی در برابر شکنجهها و رفتارهای غیرانسانی نیروهای عراقی دچار فروپاشی روحی و روانی میشدند و تحمل سالهای اسارت برایشان بهمراتب دشوارتر بود.
برشی از کتاب «پاسیاد پسر خاک»:
«در بدو ورود ابوترابی را به حمام بزرگ اردوگاه بردند و به طرز وحشیانهای کتک زدند و سپس به میان اسرا انتقالش دادند. روزها از پی هم میگذشت و هرگاه اسیری به اردوگاه میآمد، ابوترابی با او صحبت میکرد و راه و رسم یک زندگی سالم را در اسارت بیان میکرد. او برای حفظ روحیه رزمندگان اسیر سفارش کرده بود که هر کس میتواند دوستانش را شاد کند و بخنداند تا شاید برای لحظهای هم که شده بار سنگین غربت در اسارت دشمن را فراموش کند. اجرای نمایشهای شاد و فکاهی یکی از آن کارها بود که باقر عباسی، یکی از رزمندگان اسیر بارها و بارها برای حفظ روحیه دوستانش انجام داد. آنان برای حفظ روحیه خود کلاسهای قرآن به راه انداخته بودند. چهار جلد قرآن در اختیار داشتند که نوبتی از آن استفاده میکردند. برخی از آنان در نیمههای شب قرآن میخواندند».
متن تقریظ رهبر شهید انقلاب بر کتاب «پاسیاد پسر خاک»:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
زندگی این مجاهد فی سبیلالله در شمار پرحادثهترین و درسآموزترین زندگیها و حقّا کم نظیر است.
اوّل بار او را در سالهای اول دهه پنجاه در منزل خودمان در مشهد زیارت کردم. شهید اندرزگو او را آورده بود و به او ابراز اعتماد کرد. پرسیدم شما با آقای آقاسیدعباس قزوینی که از آشنایان ما در قم بود نسبتی دارید؟ گفت پسر اویم. پس از آن یکبار در همان سالها او را در جلو زندان اوین دیدم و یکبار در جمع نیروهای اعزامی قزوین در ستاد جنگهای نامنظم. و پس از بازگشت از اسارت چند سال با ایشان همکاری نزدیک داشتیم. ولی این حجم و کیفیت مجاهدت عالی را هیچکس نمیتوانست از ظاهر فروتن و کتومِ او حدس بزند.
رحمت و رضوان الهی بر او. نمیتوانم تردید کنم در اینکه او در شمار شهیدان عالی مقام است. این کتاب بسیار خوب و هنرمندانه تنظیم شده است. دست نویسنده درد نکند».

دومین تقریظ رهبر شهید انقلاب به کتاب «هواتو دارم» (روایت زندگی شهید مدافع حرم مرتضی عبدالهی) اختصاص دارد. این کتاب سال ۱۴۰۱ به قلم محمدرسول ملاحسنی در ۳۰۴ صفحه تالیف و توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.
کتاب «هواتو دارم» زندگی شهید مرتضی عبداللهی را در قالب دوازده فصل روایت میکند. این اثر، بازه زمانی سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۷ را در بر میگیرد و مخاطب را با بخشهایی از زندگی شخصی، خانوادگی و فراز و فرودهای این شهید همراه میکند.
روایت کتاب از خوابی آغاز میشود که همسر شهید پیش از ازدواج دیده است؛ خوابی که به باور او مسیر زندگیاش را دگرگون میکند و نقطه آغاز شکلگیری این داستان است. راوی اثر، همسر شهید است که با نام مستعار «ستاره» از خاطرات مشترکشان سخن میگوید و در ابتدای کتاب، ماجرای خواستگاری مرتضی عبداللهی در۲۰ سالگی را بازگو میکند.
بخشی از کتاب هواتو دارم:
«مرتضی، اولینبار، در اردیبهشت سال ۱۳۹۵ به مدّت ۴۰ روز به سوریه اعزام شد؛ بار دوم، مهرماه ۱۳۹۶ به سوریه رفت و نهایتاً بیستوسوّم آبانماه سال ۱۳۹۶ در استان دیرالزّور در شرق سوریه و در جریان آزادسازی بوکمال سوریه، در عملیات شناسایی نقاط حساس دشمن به شهادت رسید. روز بعد از شهادتش، همرزمانش در بوکمال سوریه جشن پاکسازی داعش را برگزار کردند.
مرتضی از آن شهدایی بود که خیرش به همه میرسید؛ چه قبل از شهادت و چه بعد از شهادت. حتی برای بعد از شهادت هم برنامهریزی کرده بود. او از قبل، شفاعتنامهای برای برخی از بستگانش، از جمله همسرش نوشته بود: «اینجانب مرتضی، غلام حضرت زینب (سلاماللهعلیها)، متعهد میشوم که در صورت شهید شدنم، همسر عزیزم را در محضر خدا و رسولش و اهلبیت بزرگوارش شفاعت بکنم.» او قبلاً در وصیّتی مزارش را مشخص کرده بود و نمیخواست سنگ مزار داشته باشد و میگفت: «به دلیل بازگشت پیکرم شرمندهی امام حسین (علیهالسّلام) هستم، دیگر نمیخواهم شرمندهی حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) باشم.»
متن تقریظ رهبر شهید انقلاب بر این کتاب:
بسمالله الرّحمن الرّحیم
«این نیز جلوهئی دیگر از رویشهای انقلاب است: جوان دلاوری با عقلانیت دهه ۹۰ و احساسات دهه ۶۰ ... مصداق: الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه... با جهادی در بهترین راه و سرانجامی برترین سرانجام... هنیئاً لأرباب النعیم نعیمُهم.. معرفت و صبر راوی (همسر شهید) در خور ستایش است.. گرامی و سربلند باد».

بدیهی است توجه ویژه رهبر انقلاب به حوزه ادبیات پایداری سبب اشاعه و گسترش این حوزه شد و بسیاری از نویسندگان به ویژه نویسندگان جوان و شهرستانی، استمرار فعالیتشان را مدیون همین نگاه ویژه هستند که اگر این نگاه و توجه وجود نداشت، امروز بسیاری از خاطرات شهدا و رزمندگان به بوته فراموشی سپرده شده بود.
نظر شما