محمدمهدی عبداللهی در حاشیه رویداد بزرگ آخرین دیدار «۴۸ ساعت شعرخوانی بیوقفه برای آقای شهید» که در شبستان مصلای امام خمینی(ره) برگزار شد، پس از قرائت اشعارش در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) عنوان کرد: هر وقت به بهانه شنیدن خطبههای امام شهید به مصلا میآمدم یا وقتی در جلسات دیدارهای سالانه ایشان با شاعران شرکت میکردم در لحظه خداحافظی به امید دیدار مجدد بودم ولی در برنامه «آخرین دیدار» وداع با ایشان برایم سخت بود؛ البته به فرمایش رهبر فقید حزبالله، سید حسن نصرالله ما با شهیدان خداحافظی نمیکنیم.
رئیس کارگروه ادبیات و هنر مقاومت کنفرانس بینالمللی فلسطین مجلس شورای اسلامی افزود: رهبر شهیدمان نه تنها امین شعر انقلاب بلکه امین همه مردم ایران و تمام آزادیخواهان جهان بودند و امروز پس از ۱۲۷ روز از لحظه شهادتشان شاعران به واقع به طرزی شگفتانگیز مبعوث شدهاند و ما شاعران انقلاب پدر از دست دادهایم چراکه رهبر شهیدمان علاقه خاصی به شاعران داشتند و طولانیترین دیدارهایشان با اهالی ادب بود.
وی با بیان اینکه اعتقاد داریم امام شهیدمان همیشه زنده هستند و روزی همراه امام زمان(عج) برای برقراری عدالت بازمیگردند، گفت: ما شاعران انقلاب تا صبح پیروزی فریادهای شاعرانه خود را بر سر دشمنان ادامه میدهیم تا رضایت ایشان را جلب کنیم.
در ادامه اشعار محمدمهدی عبداللهی را در آخرین دیدار میخوانید:
سخن آغاز کن
سخن آغاز کن، بشکن تمام بغض پنهان را
بخوان از سوره ی والعصر، سختیهای دوران را
بگو سختی به آسانی مبدل میشود روزی
تصور کن شکوه سرزمین پاک ایران را
نگاهی کن به اوج قله و نصری که در پیش است
پس از آن خوب بنگر، لشکر مغلوب شیطان را
چه دنیای قشنگی میشود بی نام اسرائیل
تصور کن بهارانِ پس از سوز زمستان را
جهنّم میشود حیفا و میسوزد تلاویواش
تصور کن جهانِ دیگرِ بیکافرستان را
و صهیون با تحیّر باز هم کابوس میبیند...
مجیدِ موسوی، فرمانده پیروز میدان را
و دنیا، تا قیامت هم نخواهد برد از خاطر
شکوه رستم ما را و این جنگ نمایان را
به نام حضرت باران، نماز فتح میخوانیم
به صحنِ مسجد الأقصی... ببین سیل خروشان را
قسم بر وعده صادق که حزب الله پیروز است
نبرد آخر حق است، بنگر موج ایمان را
رهایی میدهد ما را ندای حضرت خاتم
بزن دست توسّل بر ولیُّ الله و قرآن را
مطیع امر مولا باش چون سیّدْ علی، هر دم
که داده وعده بر ما، روزگار رو به سامان را
اگر مولا علی موسیَ الرّضا، سلطان ایران است
گدای حضرتش دیگر ندارد غصه ی نان را
میان صحن آزادی، قدم آهستهتر بردار
بخوان امشب زیارتنامهی شاه خراسان را
اگر چه جای آقای شهیدان بین ما خالیست
گرفته رهبرم دامان پرمهر رضا جان را
نخواهد ماند خالی کشورم، یک لحظه از فریاد
خدا مبعوث کرده مردمِ کوی و خیابان را
نباشیم از تبار کوفیان ای مردم دنیا
سپاه حیدری، دیگر نبیند نقض پیمان را
عَلَم بر دوشِ سیّدْ مجتبی بعد از علی، بالاست
لکَ لبّیک؛ جمهوری اسلامی ایران را

داغی بزرگ بر دل دنیا
داغی بزرگ بر دل دنیا گذاشتی
صبرِ زمانه را به تماشا گذاشتی
ای سروِ سرفراز؛ چرا زود، ناگهان؟
از خاک، سر به دوش ثریّا گذاشتی
جایت نبود روی زمین ای بزرگْ مرد
رفتی قدم به عرشِ معلّی گذاشتی
در ساحلِ سپیده دم از شوق وصل یار
دستی به روی شانه ی دریا گذاشتی!
آه…ای طبیبِ خسته دلان با گلاب اشک
دردِ فراق را به دل ما گذاشتی
لبخند جاودانه خود را علی الدّوام
در امتدادِ خاطرهها جا گذاشتی
آقا بخوان که وعده صادق شنیدنی است
با ما مگو که وعده به فردا گذاشتی
در مقتل تو، عطر علی موج می زند
یعنی قدم به راه تولّا گذاشتی
گاه وداع شد، دل ما شور میزند
ای باوفا! مرا به خودم وا گذاشتی؟
مظلوم مقتدر به خدا میسپارمت
ما را میان معرکه تنها گذاشتی؟!
ای رهبر شهید من… آقا سفر بخیر؛
دیگر قرار با گلِ زهرا گذاشتی
باید برای بدرقه تو قیام کرد
در خیمه امام زمان پا گذاشتی
نظر شما