به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مشهد، حوزه هنری خراسان رضوی که در سالهای گذشته همواره یکی از پیشگامان برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری متناسب با مناسبتهای ملی و انقلابی بوده است، این بار نیز همزمان با استقبال از پیکر پاک رهبر شهید انقلاب اسلامی، برنامهای متفاوت را در دستور کار خود قرار داد.
رویداد مهارتی نیمروزه «روایت تشییع» با حضور جمع پرشماری از فعالان رسانهای، علاقهمندان به روایت و نویسندگان خلاق عصر با حضور حدود ۲۵۰ نفر در سالن اجتماعات تالار شهر مشهد برگزار شد تا شرکتکنندگان، پیش از مراسم وداع مردم مشهد با پیکر مطهر رهبر شهید در روز ۱۸ تیر، برای ثبت و روایت یکی از مهمترین و ماندگارترین رخدادهای معاصر آماده شوند، رویدادی که قرار است در حافظه تاریخی یک ملت ثبت شود و روایتهای آن، تصویری زنده از احساسات، حضور و حماسه مردم را برای نسلهای آینده به یادگار بگذارد.
در این کارگاه، اصول روایتنویسی، بازخوانی تجربهها، شیوههای سوژهیابی، اولویتهای روایت در این وداع ملی و راهکارهای ارتقای کمی و کیفی آثار برای فعالان این حوزه تبیین شد.
در جهان امروز، آنچه از یک حادثه در حافظه جمعی باقی میماند، تنها تصاویر و اخبار نیست، بلکه روایتهایی است که از دل آن حادثه متولد میشود. روایت، به یک واقعه معنا میبخشد، جزئیات انسانی آن را آشکار میکند و امکان انتقال تجربه، احساس و حقیقت را به مخاطبانی فراهم میآورد که شاید هرگز در متن آن رویداد حضور نداشتهاند. از همین رو، ثبت روایتهای مردمی از رخدادهای بزرگ، بخشی از حافظه فرهنگی و تاریخی هر جامعه را شکل میدهد و به ماندگاری آن واقعه در گذر زمان کمک میکند.
با همین نگاه، کارگاه «روایت تشییع» تلاش کرد تا راویانی آگاه و دقیق را برای حضور در متن این رویداد تاریخی آماده کند؛ راویانی که قرار است با نگاه، قلم و تجربه خود، روایتگر وداع مردم مشهد با رهبر شهید انقلاب اسلامی باشند و لحظههایی را ثبت کنند که شاید سالها بعد، مهمترین اسناد احساسی و اجتماعی این واقعه تاریخی به شمار آیند.
تفاوت سوژه و موضوع
مسعود نبیدوست، روایتنویس و فعال اجتماعی در این رویداد در خصوص تفاوت بین «سوژه» و «موضوع» گفت: وقتی در مراسم بزرگ وداع با پیکر رهبر شهید حضور پیدا میکنید، باید این دو مفهوم را از یکدیگر تفکیک کنید. «موضوع» همان اتفاق کلی است، در اینجا موضوع «سوگ عمومی» و حضور گسترده مردم در آیین وداع است. اما «سوژه» چیزی است که در دل این واقعه بزرگ شکل میگیرد و راوی باید آن را کشف کند.
وی افزود: اگر تنها بخواهید از سوگ عمومی، جمعیت، مراسم یا فضای کلی مراسم بنویسید، در واقع یک گزارش خبری یا توصیف کلی از رویداد ارائه کردهاید. این کار ارزش خود را دارد، اما هنوز به «سوژه» نرسیدهاید. سوژه، آن نقطهای است که روایت را از یک گزارش صرف، فراتر میبرد و به آن هویت، احساس و ماندگاری میبخشد.
نبیدوست ادامه داد: راوی باید در میان انبوه جمعیت، چشمش به دنبال جزئیاتی باشد که دیگران از کنار آن عبور میکنند. یک چهره، یک گفتوگو، یک رفتار، یک اشک، یک انتظار یا حتی یک اتفاق پیشبینینشده که بتواند نماینده بخشی از حقیقت آن روز باشد. این جزئیات هستند که بعدها در حافظه مخاطب باقی میمانند و یک روایت را متمایز میکنند.
وی برای روشنتر شدن این تفاوت، به ذکر نمونهای از سوژه در این رویداد تاریخی پرداخت و گفت: برای من، یکی از سوژههای مهم این مراسم، «بازگشت آیتالله خامنهای به مشهد» است. این تنها یک جابهجایی مکانی نیست، بلکه روایتی است که لایههای مختلفی از تاریخ، هویت، خاطره و پیوند عاطفی با این شهر را در خود دارد و میتواند مبنای شکلگیری روایتهای متعددی باشد.
به گفته نبیدوست، هنر روایتنویس آن است که در دل یک موضوع بزرگ و مشترک، سوژهای منحصربهفرد پیدا کند، سوژهای که هم به واقعه وفادار باشد و هم بتواند مخاطب را با خود همراه کند و تصویری ماندگار از آن روز تاریخی در ذهن او بسازد.
تکروایت دیگر پاسخگوی ثبت رویدادهای تاریخی نیست
نبی دوست ادامه داد: ما امروز از نگاه صرفاً تاریخی که در یک قرن اخیر مرسوم بود و تنها به ثبت وقایع میپرداخت، عبور کردهایم. امروز تکروایت، دیگر پاسخگو نیست؛ آنچه اهمیت دارد، روایتهای متنوع مردمی است.

وی در خصوص تاریخنگاری مردمی بیان کرد: در یک واقعه مانند تشییع رهبر شهید که در پیش داریم ممکن است صدها یا هزاران روایت وجود داشته باشد که هرکدام زاویهای از آن روز را برای آیندگان روشن میکند. مثلاً اینکه در گوشهوکنار خیابانهای مشهد از میدان احمدآباد تا خیابان شهید نواب صفوی چه گذشت، خودش تبدیل به مجموعهای از روایتهای ماندگار برای شهر میشود. این یعنی تاریخنگاری مردمی که نگاهش از زاویه مردم به واقعه است و این زاویهها را نمیتوان از هم جدا کرد.
نبیدوست به چالش روایتهای نویسندگان نسل جدید اشاره کرد و ادامه داد: نکته مهمی که در این رویداد روی آن تأکید داریم، تفاوت موضوع و سوژه است. در تولید محتوا، بهویژه برای تازهکاران، چالش رایج این است که درباره موضوعات کلی صحبت میکنند، درحالی که مخاطب با سوژههای عینی و ملموس ارتباط برقرار میکند. مردم با یک صحنه خاص، یک چهره، یک حرکت یا یک لحظهٔ انسانی همذاتپنداری میکنند، نه با یک مفهوم انتزاعی.
وی تاکید کرد: روایت خوب، روایتی است که در لحظه انسان را میخکوب کند و از ارزشهایی مانند شگفتی و استثنا و درگیری برخوردار باشد. همان چیزی که وقتی به خانه میروند، بتواند برای خانوادهاش تعریف کند، همان را بنویسد و ضبط کند. چه با دوربین حرفهای، چه با ریکوردر گوشی، مهم این است که صدها یا هزاران نفر در گوشهوکنار شهر، این لحظات را ثبت کنند تا روایت دستنخورده و چندلایهای از این رویداد بینظیر برای همیشه باقی بماند.
تکنیکهای روایت
امیرحسین خانی، نویسنده و طراح برنامه تلویزیونی دونقطه که تصویرسازی روایت را تدریس کرد در خصوص رویداد «روایت تشییع» و اهمیت روایت آن برای مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، گفت: ما میزبان رویدادی هستیم که شاید صدها سال آینده در مشهد تکرار نشود. اگر آن را روایت نکنیم و به درستی نشان ندهیم، روایتهای دستکاریشده جای آن را خواهند گرفت. من اینجا آمدهام تا به شما کمک کنم بهترین روایت ممکن را از یکی از خاصترین اتفاقات صد سال اخیر مشهد داشته باشید.

خانی در این کارگاه به تکنیکهای روایت پرداخت و اینکه یک روایت خوب چه ویژگیهایی دارد تا مخاطب آن را بخواند، بپسندد و تکثیر کند، و بیان کرد: روایت صرفاً به سوژه و انتخاب خوب ختم نمیشود، اگر پرداخت فنی مناسبی نداشته باشد، نمیتواند میان مردم بچرخد بنابراین باید همزمان به تمام ابعاد فنی و همچنین سوژههای نابی که احتمالاً در تشییع رهبر شهید خواهیم دید، بپردازیم.
نظر شما