جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۸
زندگی و زمانه علینقی منزوی؛ از کتابشناسی تا سال‌های تبعید

علینقی منزوی از نوجوانی در کنار پدرش با جهان کتابشناسی آشنا و بعدها به یکی از چهره‌های اثرگذار فهرست‌نویسی نسخه‌های خطی تبدیل شد؛ پژوهشگری که زندگی‌اش میان کتاب، دانشگاه و تبعید گذشت.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبناشانزدهمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم حبیب بابایی، به زندگی و اقدامات فرهنگی، علینقی منزوی اختصاص دارد. این مجموعه از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده است.

در تاریخ معاصر فرهنگ ایران، برخی چهره‌ها بی‌آنکه چندان در معرض توجه عمومی باشند، نقشی اساسی در حفظ و معرفی میراث مکتوب ایفا کرده‌اند. علینقی منزوی یکی از این چهره‌هاست؛ کتابشناسی که در سایه تلاش‌های پیگیر خود، سهم مهمی در سامان‌دهی و معرفی نسخه‌های خطی و آثار مکتوب اسلامی داشت. او در خانواده‌ای پرورش یافت که کتاب و پژوهش محور زندگی بود و همین زمینه، مسیر علمی او را شکل داد. منزوی در طول زندگی با تدوین فهرست‌های نسخه‌های خطی، تصحیح متون و همکاری در پروژه‌های مهم علمی، جایگاهی ویژه در تاریخ کتابشناسی ایران به دست آورد.

از تولد تا کتابشناسی

علینقی منزوی پژوهشگر، کتابشناس، مترجم، نسخه‌شناس و کارشناس فلسفه دوره اسلامی، پسر ارشد «شیخ آقا بزرگ تهرانی» صاحب «الذریعةالی تصانیف الشیعة» در شهر سامره، به سال ۱۳۰۲ش برابر شناسنامه ولی بنا به آنچه پدرش به خط خود در جنگ دستی که از او به یادگار مانده است نوشته روز «دحوالارض» ۲۵ ذیقعده سال ۱۳۳۹ قمری برابر با ۱۳۰۰ش به دنیا آمد.

با نگاهی به زندگینامه خودنوشت استاد احمد منزوی با مطالب و موضوعات بیشتری از محیط زندگی دکترعلینقی منزوی و خانواده شیخ آقا بزرگ تهرانی در سامرا آشنا می‌شویم. شهری با اکثریتی قاطع از اهل سنت و اقلیتی از مردم شیعه که بیشتر آن‌ها ایرانی بودند و از بازماندگان حوزه درس میرزا حسن شیرازی.

«پدرم به حفظ اصالت ایرانی بودن بسیار کوشا بودند. چنانکه هیچ یک از افراد خانواده ام در خانه جز به زبان فارسی سخن نمی گفتـــند و بیشــتــــر در هنگـــام خریــــد به بــــازارهایی مراجعــه می کردیم که یا کاسب ایرانی داشت یا فروشندگان، عرب هایی بودند که از راه کاسبی با زایران ایرانی به زبان فارسی آشنا شده بودند».

بر همین اساس «برادر بزرگم علینقی راه طلبگی و ادبیات سنتی آن روز را برگزیده بود و در کنار آن در چاپخانه نوبنیاد سعادت که با سرمایه پدرم برای چاپ الذریعه [در نجف] برپا شده بود حروف‌چینی کنار گارسه‌های چوبی و حروف سربی را برگزیده بود و من با تلاش‌های شبانه‌روزی، کار دوزندگی را برگزیدم و در دوزندگی زنده‌یاد میرزا محمد شیرازی در بازار بزرگ و سرپوشیده حرم حضرت علی (ع) به شاگردی پرداختم».

به سال ۱۳۱۴ش علینقی منزوی به همراه خانواده به نجف رفت و در مدرسه سیدکاظم یزدی خلاصة «الحساب و مطول و مغنی اللبیب» را نزد شیخ شمس قفقازی، جامع‌المقدمات را نزد شیخ محمدرضا طبسی (۱۳۲۲- ۱۴۰۵ق)، شرح سبعه و معالم را در محضر شیخ علی‌اکبر خوانساری (۱۳۰۰- ۱۳۵۹ق) تلمذ کرده و بخشی از کتابخانه وی را برای درج در ذریعه به دستور پدرش فهرست کرد.

همین جا باید اشاره کرد که علینقی منزوی از نوجوانی به موازات تحصیل علوم رسمی، دانش کتابشناسی و فن فهرست‌نویسی را زیر نظر پدر و به صورت علمی فراگرفت و در کار ذریعه به او مدد می‌رسانید.

زندگی و زمانه علینقی منزوی؛ از کتابشناسی تا سال‌های تبعید

بنا به گفته‌های استاد عبدالله انوار، منزوی شخصی دانش‌پــــژوه بود و هرچند که تحصیلات مقــدمـــاتی خود را در حوزه های دینی گذرانده بود اما به دنبال آن بود تا با حوزه‌های علوم جدید هم آشنایی پیدا کند. سابقه آشنایی این دو به سالهای ۱۳۳۶ و ۱۳۳۵ش برمی‌گشت. زمانی که هر دو درکنار یکدیگر در لغت‌نامه دهخدا مشغول به کار بودند. این همجواری فرصت خوبی بود تا به بحث‌های مختلفی بپردازند. در کنار مباحث مربوط به فلسفه غرب، درباره موضوعات مربوط به فقه، اصول، ادبیات و... هم بحث می‌شده است.

از قرار معلوم منزوی در این بحث‌ها و مخصوصاً در فقه و اصول و حتی مطالب مربوط به موضوعات حقوقی از قبیل معاملات، ایقاعات و احکام به معنای اخص فقه، بسیار قوی بــــود، زیرا او از شــــاگردان مبـــــرز مرحوم آیت‌الله عظمی خویی در نجف به حساب می‌آمد و ایشان از منزوی بسیار راضی بودند.

منزوی به جهت مشارکت در تدوین الذریعه با بسیاری از کتب فقه و اصول آشنایی داشت و در حد یک مجتهد جامع‌الشرایط بود اما این اطلاعات را به‌عنوان یک فرد آشنا به فرهنگ اسلامی تلقی می‌کرد. نه اینکه مرجعی شود و حوزه ای داشته باشد.

در باب پاره‌ای از ادعیه شرح لمعه که هر فرد مکلف باید در ختم هر نماز ادا کند. از آنجا که منزوی در محضر شیخ آقا بزرگ با این گونه اعمال آشنایی پیدا کرده بود. راهنمای خوبی برای عبدالله انوار در این زمینه بود.

از سال ۱۳۵۰- ۱۳۵۷ق منزوی در نجف در تصحیح و طبع سه مجلد ذریعه همکار پدر بود. سال‌های نوجوانی و جوانی برادران منزوی در نجف، دوران اوج رواج اندیشه‌های نژادپرستانه عربی به‌ویژه در مدت زمامداری نوری سعید و عبدالله بود.

در جریان جنگ جهانی دوم با توجه به مشکلاتی که تعصبات ضد ایرانی در عراق برای ادامه کار پیش آورد، شیخ آقا بزرگ او و دیگر برادرانش احمد و محمدرضا را به سال ۱۳۲۱ش همراه قسمتی از دایرةالمعارف الذریعه جهت چاپ و نشر به تهران می فرستد. منزوی در تهران با کمک سید نصرالله تقوی و سیدمحمد مشکوة چاپ ذریعه را آغاز کرد و در زمان سکونت در تهران دیپلم گرفت. در طی این مدت شب‌های جمعه هم به منزل استاد مشکوة می رفت و از روی کتاب‌های ایشان برای الذریعه فهرست تهیه می کرد. سال ۱۳۲۶ش با مدرک لیسانس در رشته معقول از دانشکده معقول و منقول (الهیات) فارغ‌التحصیل شد.

حیات کتابشناسانه

نخستین کار نوشتاری دکتر علینقی منزوی در سیزده‌سالگی با نوشتن کوتاه‌ شده‌ الفیه ابن‌مالک آغاز شد. وی در خانه‌ای متولد شد که زادگاه ذریعه بزرگترین دایرةالمعارف کتابشناسی شیعه بود. ده سال پیش از تولد او یعنی در سال ۱۳۲۹ق و درست در همان روز ۲۵ ذیقعده، پدرش کار تألیف الذریعه را آغاز کرد.

الذریعةالی تصانیف الشیعة دایرةالمعارفی است در کتاب‌شناسی، مرتب بر حروف الفبا که در آن، تاریخ ادبیات شیعه در چهارده قرن گردآمده است. چون جرجی زیدان تاریخ آداب اللغةالعربیة را منتشر کرد و در آن بذر تعصب ملی را پاشید، به قصد تحقیر ادبیات ملل مسلمان غیر عرب، نسبت به ادبیات شیعه که در شرق فرات بیشتر از غرب فرات شیوع دارد به طرز زننده‌ای یاد کرد. از این رو چند تن از علمای مبرز شیعه درصدد پاسخ علمی به ادعای او برآمدند و پس از مذاکراتی که انجام شد، سه تن از ایشان تعهد کردند که هر یک کاری را انجام دهند.

نتیجه کار کاشف الغطا به صورت کتاب المراجعات الریحانیه والنقود والردود منتشر گردیدکه در جز دوم آن به اشتباهات جرجی زیدان پرداخته است. آقا بزرگ گرچه دیرتر از دیگر همکارانش به نتیجه رسید ولیکن نتیجه ای که وی به دست داد قابل قیاس با نتایج آن دو بزرگوار نبود.

به گفته احمد منزوی شیوه کار آقا بزرگ سنتی بود. نخست یک مجلد از برگ‌های سفید را میان حروف الفبا تقسیم کردند و هر کتابی یافتند به جای خود معرفی کردند سپس دریافتند که آن یک مجلد تنگ است تا اینکه به شمار مجلدات الذریعه اضافه شد.

منابع کار شیخ کتابخانه ها بود نخست کتابخانه های عراق، سپس کشورهای دیگر که به مسافرت رفته اند. از ایران و کشورهای عربی و در میانه فهرست‌هایی از کتابخانه‌ها. با توجه به اینکه آن روز فهرست از کتابخانه ها بسی اندک بود. او بارها به ایران آمد و از کتابخانه‌ها بازدید کرد. به خصوص از کتابخانه آستان قدس رضوی.

البته در آن زمان هنوز کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و کتابخانه مرعشی قم تشکیل نشده بودند آقا بزرگ در ۱۳۶۲ق به حج رفت و از آنجا به مصر عزیمت نمود و در طی همین سفر هم از کتابخانه‌ها بازدید کرد و با دانشمندان مصری هم دیدارهایی داشت.

پیشتر اشاره شد که علینقی منزوی از نوجوانی به موازات تحصیل علوم رسمی، دانش کتابشناسی و فن فهرست‌نویسی را زیر نظر پدر و به صورت علمی فراگرفت و در کار ذریعه به او مدد می‌رسانید. در سال ۱۳۵۴ق آقا بزرگ الذریعه را قابل انتشار دید. پس درصدد چاپ آن برآمد. حادثه‌ای ناشی از تعصب ضد شیعی و ضد ایرانی سامرایی‌ها و کشتن شیخ هادی تهرانی به دست ایشان به مؤلف فهماند که نمی‌تواند با اقامت در این شهر به چاپ کتاب خود بپردازد.

به همین منظور محل اقامت خود را از سامرا به نجف انتقال داد. البته خروج او از سامرا به دستور حکومت و پس از زندانی کردن تعداد زیادی از ایرانیان به اتهام شرکت در قتل شیخ هادی بود. در صورتی که همه مردم قاتل سامره‌ای را می‌شناختند.

در همین میان عموی شیخ آقا بزرگ، حاج حبیب‌الله محسنی که از بازرگانان تهران بود و به زیارت عتبات آمده بود، پانصد تومان برای چاپ ذریعه به او داد. دوستان شیخ، سیدمحمد صادق بحرالعلوم، صادق کمونه و شیخ محمدعلی اردوبادی پیشنهاد کردند که با آن پول چاپخانه‌ای برپا شود تا کار چاپ را انجام دهد.

چاپخانه خریداری و نام آن «مطبعة السعادة» گذاشته شد.

علینقی منزوی هم حروفچینی آموخت و به کار پرداخت. اما رییس دولت آن روز عراق نوری سعید شخصیتی بسیار تندرو بود. با تأسیس یک چاپخانه که مسئول آن ایرانی باشد مخالفت شد.

پس از مشکلات بسیار چاپخانه را زیر نظر یک عراقی قرار دادند. دولت باز هم بهانه‌های دیگری آورد و چاپخانه را بست. شیخ پس از یک سال چاپخانه را فروخت و با پول آن، چاپ جلد اول الذریعه شروع شد و در سال ۱۳۵۷ق در نجف به پایان رسید. پس از چاپ شدن جلد اول باز وزارت فرهنگ سلطنتی عراق شش ماه از انتشار آن جلوگیری کرد و بزرگترین بهانه اش این بود که نام نویسنده آن فارسی است. شیخ آقا بزرگ برای حل این مشکل نام محمد محسن را به عنوان مؤلف نوشت.

چون جنگ جهانی دوم و محیط سیاسی عراق مانع ادامه کار بود آقا بزرگ، علینقی و دیگر برادرانش را در سال ۱۳۲۱ش همراه با قسمتی از دایرةالمعارف الذریعه جهت چاپ و نشر آن به تهران فرستاد و او از مجلد چهارم تا شانزدهم را به غیر از دو مجلد ۱۳ و ۱۴ پس از تکمیل و اصلاح به دست چاپ سپرد و منتشر کرد.

مجلد شانزدهم ذریعه زیر چاپ بود که منزوی تحت تعقیب ساواک قرار گرفت و ناگزیر ایران را ترک گفت و دوران آوارگی او شروع شد و چاپ بقیه مجلدات برای مدتی به تعویق افتاد تا بالاخره کتابفروشی اسلامیه هزینه کار را به گردن گرفت و مجلدات هفدهم تا بیست و سوم زیر نظر احمد منزوی و با اهتمام و تصحیح او منتشر شد.

سیدعبدالعزیز طباطبایی، سید محمد جزایری و اکبر ثبوت هم در چاپ الذریعه به او کمک می کردند.۴۱ در مجلد بیست و دوم دکترعلینقی منزوی دست به کار متهورانه ای زد و در اوج خفقان دوره شاه (۱۳۵۲ش) گزارشی نسبتاً مفصل و با لحنی ستایشگرانه در شرح احوال و آثار بنیانگذار جمهوری اسلامی نوشت. مجلد ۲۴ و ۲۵ نیز با تصحیح و اضافات علینقی منزوی منتشر شد. فهرست اعلام ذریعه نیز زیر نظر همو در سه مجلد تدوین و منتشر شد.

زندگی و زمانه علینقی منزوی؛ از کتابشناسی تا سال‌های تبعید

فرامرزی، حمید ایزدپناه، علینقی منزوی، احمد منزوی و علی و شهاب دهباشی

علینقی منزوی در طول زندگی به دلیل فعالیت‌های سیاسی حزبی بارها طعم تبعید و زندان و... را چشید. اما تا سر حد امکان از فضای کتاب و کتابشناسی و پژوهش‌های علمی جدا نبود. پس از گرفتاری و قتل برادرش محمدرضا توسط مأموران شاهنشاهی بیشتر با رژیم شاه مخالفت می‌کرد.

دکترعلینقی منزوی تحویل سال ۱۳۴۱ش را به دلیل تبلیغ در اتوبوس برای انتخاب دکتر غلامحسین صدیقی در زندان قزل قلعه گذراند که بعدها با وساطت آزاد شد. در ۱۳۴۶ش برای در امان ماندن از تعقیب و اذیت و آزار ساواک به نجف و از آنجا به لبنان رفت و سال‌هایی را به شکل تبعید خود خواسته در لبنان گذراند. در آنجا در دارالتأدیب کودکان (بیت العنایة الالهیة) به آموزگاری پرداخت و در کنار تصحیح و طبع دو جلد «نامه‌های عین القضات همدانی» با همکاری عفیف عسیران، پنج مجلد از طبقات اعلام الشیعه شیخ آقا بزرگ و پایان‌نامه دکتری خود را با عنوان «ابن کمونه و فلسفه» چاپ کرد و افزون بر اینها مقالاتی نیز در مجله کاوه دکتر عاصمی که در مونیخ منتشر می شد می‌نوشت.

اقدامات گسترده منزوی در تألیف فهرست برای نسخه‌های خطی متعلق به کتابخانه‌های مختلف، او را در صدر فهرست‌نویسان قرار داد. ماجرا از اینجا آغاز شد که در روزگاری که علمای ما کاملترین نمونه های فداکاری در راه خدمت به فرهنگ و فضیلت بودند، استاد محمد مشکات بیشتر ثروت و هستی خود را فروخت و بیش از هزار نسخه خطی بسیار نفیس خرید که بهای آن‌ها به حساب امروزی برابر میلیاردها تومان است. استاد پس از گردآوری این نسخه‌ها همه آن‌ها را به دانشگاه تهران هدیه کرد و با همین عمل او بود که بنیاد کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نهاده شد.

منزوی آستین همت را بالا زد و مجلد اول و دوم از فهرست مورد نظر را تألیف کرد. در تألیف این فهرست برای نخستین‌بار در ایران، ضمن استفاده از دانش کتابشناسی اسلامی، شیوه‌های نوین فهرست‌نگاری مورد توجه قرار گرفت و فن فهرست‌نگاری در ایران وارد مرحله جدیدی شد. به دنبال منزوی همکار پرکار او محمدتقی دانش‌پژوه نیز شماری از مجلدات فهرست نسخه‌های اهدایی مشکات به دانشگاه را تألیف کرد.

به گفته منزوی روش کار فهرست نویسی را آن‌ها ابتدا از افرادی مانند حاج عماد فهرستی آموخته بودند. «... روش ابن‌یوسف را که اقتباسی از روش‌های اروپایی است و جنبه علمی دارد، بعداً به کار گرفتیم. خلاصه آنکه ما آمدیم به کتابخانه مرکزی آن روز. کتابخانه مرکزی اتاقی بود در زیر زمین دانشسرای عالی نزدیک میدان بهارستان. کتاب‌های اهدایی آقای مشکات به زیرزمینی در آنجا منتقل شده بود. من و آقای دانش‌پژوه تمام بعدازظهرها در آن زیرزمین کار می‌کردیم.»

منزوی شماری از مجلدات فهرست‌های نسخه‌های خطی متعلق به کتابخانه‌های مدرسه سپهسالار و ملک و ملی و مجلس را نیز به شیوه‌ای تحلیلی تألیف کرد. کتاب فرهنگ‌نامه‌های عربی به فارسی و فهرست ساقی‌نامه‌ها و ... نیز از اوست و فهرست مجدوع را که مهمترین منبع برای آشنایی با کتاب‌ها و مؤلفان اسماعیلی مذهب است. تصحیح و منتشر نمود.

در فلسفه و عرفان نیز منزوی شرح علامه حلی بر حکمةالعین کاتبی را تصحیح و با مقدمه‌ای تحلیلی به چاپ رسانید و اثر گرانقدر او درباره ابن‌کمونه و تصحیح و انتشار کتاب تنقیح الایحاث للملل الثلاث، تصنیف این فیلسوف بزرگ و ناشناخته رساله دکترای فلسفه او از دانشگاه قدیس یوسف بیروت است.

ازجمله کارهای منزوی در تاریخ و جغرافیا ترجمه معجم‌البلدان یاقوت و احسن التقاسیم مقدسی و تاریخ ابن مسکویه و گفتاری مبسوط و ممتنع درباره شورش زنگیان بصره در قرن سوم است.

دکتر علینقی منزوی در زمینه فهرست‌نویسی، کتابداری و کتابشناسی شخصیتی عملگرا و کم حرف بود. اما اگر بخواهیم از لابه‌لای مصاحبه‌های پراکنده‌ای که اینجا و آنجا و در جمع دوستان و همکاران خود حضور داشته و به بیان دیدگاه‌های خود در این زمینه پرداخته اشاره کنیم باید گفت در پاسخ به این پرسش که آیا کتابداری جدید بیشتر موجبات پیشرفت علمی و تحقیقی را فراهم می‌کند یا همان کتابداری سنتی؟

به اعتقاد منزوی، مقابل گذاشتن کتابداری سنتی و جدید، کار جوابگویی را مشکل می‌کند چون ما ایرانیان ملتی هستیم که تاریخ درازی را پشت سر گذاشته‌ایم. اما از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم و به خصوص پس از تأسیس دارالفنون در سال ۱۲۶۴ق، تمدن قدیم کادربندی شده و به شکل فرموله درآمده است. از زمینه‌هایی که ناگزیر بود شکل بگیرد و فرموله شود همین کتابداری بود. در ایران سیستم کتابداری شبیه آنچه در اروپا بود وجود نداشته است. دانش کتابشناسی ما هم مثل دیگر دانش‌هایمان بود.

منزوی هم مانند محمدتقی دانش‌پژوه عقیده داشت در کنار استفاده از تکنیک‌های غربی در علم کتابداری باید از سنت‌های ایرانی و اسلامی هم حراست کنیم و تا سرحد امکان از معادل‌های فارسی به جای واژه‌ها و اصطلاحات خارجی بهره بگیریم. وی در حقیقت مخالف «کاپیتولاسیون فرهنگی» بود.

پس از کتابشناسی

منزوی از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ش دبیر پیمانی دبیرستان‌های معقول و منقول مدرسه‌های رضاییه، محمدیه و قوام بود. در مهرماه ۱۳۲۷ دبیر رسمی وزارت فرهنگ شد و از بهمن‌ماه همان سال ضمن تدریس در دبیرستان‌ها مأمور همکاری با علامه دهخدا در لغت‌نامه شد. این همکاری تا زمان درگذشت دهخدا در ۱۳۳۴ ادامه داشت و از آن پس نیز تا ۱۳۴۵ با مرحوم دکتر معین پی گرفته شد. در آن زمان منزوی جزو چهار تن اول هیئت‌مدیره مقابله بود.

منزوی از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ش دبیر پیمانی دبیرستان‌های معقول و منقول مدرسه‌های رضاییه، محمدیه و قوام بود. در مهرماه ۱۳۲۷ دبیر رسمی وزارت فرهنگ شد و از بهمن‌ماه همان سال ضمن تدریس در دبیرستان‌ها مأمور همکاری با علامه دهخدا در لغت‌نامه شد. این همکاری تا زمان درگذشت دهخدا در ۱۳۳۴ ادامه داشت و از آن پس نیز تا ۱۳۴۵ با مرحوم دکتر معین پی گرفته شد. در آن زمان منزوی جزو چهار تن اول هیئت مدیره مقابله بود.

در مؤسسه لغت‌نامه منزوی به تنظیم مطالب مربوط به حرف «ح» و بخشی از مواد حرف «ص» مشغول بود و همین‌طور در مقابله حروف مختلف لغت‌نامه مشارکت داشت. علینقی منزوی با فرهنگ معین هم همکاری می‌کرد و بر اصطلاحات حقوقی، شرعی و کتابشناسی آن فرهنگ‌نامه نظارت داشت.

زندگی و زمانه علینقی منزوی؛ از کتابشناسی تا سال‌های تبعید

منزل دکتر علینقی منزوی ـ آبان 1367 از راست : علی دهباشی ـ دکتر علینقی وزیری ـ دکتر احمد منزوی و خواهر زادۀ منزوی

در ۱۳۳۸ خدمت رسمی منزوی از وزارت فرهنگ به دانشگاه منتقل شد و به عنوان دبیر راهنمای پایان‌نامه‌ها در دانشکده حقوق فعالیت می‌کرد و در دانشکده ادبیات هم تدریس داشت. آخرین تدریس منزوی در سال‌های ۱۳۴۵- ۱۳۴۴ در مقطع فوق لیسانس به جای مرحوم دکتر معین بود.

از سال ۱۳۵۵- ۱۳۴۵ هم که در تبعید اختیاری به سر می‌برد به سفارش دوستانش دو سالی را در سفارت ایران در بیروت به‌عنوان مترجم مشغول به کار بود و وقتی در ۱۳۵۵ به تهران برگشت دوباره در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تدریس پرداخت. اما نحوه کار او در دانشکده و مخصوصاً تدریس تلویحات سهروردی که زیر نظر دکتر ابوالقاسمی انجـــــــام می‌شد مورد قبول ساواک قرار نمی‌گیرد و به‌صورت کتبی به دانشکده تحمیل می‌شود تا کار آموزشی علینقی منزوی به کاری تحقیقی بدل شود. منزوی تا پیروزی انقلاب اسلامی زیر نظر دکتر نگهبان در مؤسسه باستان‌شناسی به کارهای پژوهشی می‌پرداخت.

در ۱۳۶۰ از دانشگاه اخراج و دوران گرفتاری‌اش آغاز شد و حقوق بازنشستگی وی را هم قطع کردند و چه تلخ می‌اندیشید که برای گذران زندگی نیاز به کمک اطرافیانش دارد.

در دوران پس از انقلاب اسلامی دکتر منزوی با دایرةالمعارف بزرگ اسلامی هم همکاری می‌کرد و نسبت به موضوعاتی که به او ارجاع می شد، مطالبی فراهم می آورد. همچنین مدتی هم در بخش خطی کتابخانه ملی به تصحیح و فهرست نویسی نسخ خطی مشغول بود و ضمناً به عنوان مشاور علمی مجله نامه بهارستان با کتابخانه مجلس شورای اسلامی هم در ارتباط بود و تا جایی که قدرت جسمی اش اجازه می داد کار می کرد. متأسفانه مرگ فرزندش و حوادث ناگوار به روزگار پیری و خستگی های عصبی اثر ناهنجاری بر او گذاشته بود. حوادث تلخ ایام نگذاشت که کارهای علمی او در دسترس عموم قرار گیرد. فوت همسرش هم ضربه دیگری به روحیه این مرد زد.

منزوی از سال ۱۳۸۴ و پس از فوت همسرش به آلزایمر مبتلا شد و از آن پس دخترش، دکتر پروین منزوی یار و مددکار پدر بود و از او مراقبت می کرد. دکتر علینقی منزوی سرانجام در سال ۲۷ مهرماه ۱۳۸۹در منزلش در سعادت آباد تهران درگذشت.

زندگی و زمانه علینقی منزوی؛ از کتابشناسی تا سال‌های تبعید

آثار

منزوی در طول تقریباً نود سال زندگی، آثار تألیفی مختلفی در زمینه‌های گوناگون از فلسفه و عرفان گرفته تا تاریخ و جغرافیا و تاریخ اندیشه و... از خود به یادگار گذاشت. که بعضی از آن‌ها چاپ و منتشر شدند و بعضی هم در انتظار رسیدن به این مرحله هستند.

جالب اینکه برخی تعدادای از آثار او را با حذف نام و مشخصات منزوی به نام خود منتشر کردند. با این حال منزوی تا جایی که توانست نوشت و منتشر کرد. برخی آثار وی به شرح زیر است:

الذریعه الی تصانیف الشیعه، تدوین و نگارش شیخ آقا بزرگ تهرانی (۲۵ جلد): سه مجلد اول تا سوم در نجف تحت نظر مستقیم مؤلف چاپ شده است، از جلد چهارم تا دوازدهم با تحقیق و افزایش دکتر علینقی منزوی در تهران به چاپ رسیده است. جلدهای سیزدهم و چهاردهم نیز تحت نظر مستقیم مؤلف در نجف چاپ شده است. جلد پانزدهم به اهتمام علینقی منزوی در تهران و جلدهای شانزدهم تا بیست و سوم نیز با تحقیق احمد منزوی در تهران به چاپ رسیده است. جلدهای بیست و چهارم و بیست و پنجم با تعلیقات علینقی منزوی در تهران به زیور طبع آراسته گردیده است.

نظارت، تدوین و مقابله دفترهای لغت نامه دهخدا و همکاری در حرف «ح» و بخشی از مواد حرف «ص».

فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، علینقی منزوی، تهران ، دانشگاه تهران، ج۱، ۱۳۳۰ش، ج۲، ۱۳۳۲ش.

فهرست کتابخانه سپهسالار (شهید مطهری)، علینقی منزوی و محمدتقی دانش پژوه، ج۳، تهران، انجمن علوم اسلامی، ۱۳۴۰ش، ج۴، تهران، انتشارات علوم انسانی، ۱۳۴۶ش.

فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای ملی زیر نظر علینقی منزوی، ایرج افشار، محمدتقی دانش پژوه، فهرست از احمد منزوی، تهران، کتابخانه مجلس، ج۱۱ف ۱۳۴۵ش، ج۱۳و ۱۲، ۱۳۴۶ش، ج۱۵و ۱۴، ۱۳۴۷ش، ج۱۶، ۱۳۶۸ش.

الاشارات و التنبیهات، ابوعلی سینا، با مقدمه و تصحیح علینقی منزوی، تهران، ۱۳۲۹ش (این کتاب با «لباب الاشارات» تصحیح استاد محمود شهابی و زیر نظر وی به چاپ رسید).

فرهنگ نامه های عربی به فارسی، علینقی منزوی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۳۷ش.

ایضاح المقاصد فی شرح حکمة العین القواعد علامه حلی، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات علینقی منزوی، به کوشش استاد مشکوة، چاپ تهران، ۱۳۳۷ش.

فهرسة الکتب و الرسائل، مجدوع اسماعیلی، مقدمه و تصحیح و تعلیقات علینقی منزوی، تهران ۱۳۴۴ش.

نامه های عین القضات همدانی، دکتر علینقی منزوی و دکتر عفیف عسیران، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ج۱، ۱۹۶۹م، ج۲، ۱۹۷۲م، ج۳، همراه با شرح حال و آثار افکار عین القضات ، تهران، اساطیر۱۳۷۷ش.

طبقات اعلام الشیعه، شیخ آقا بزرگ تهرانی، مقدمه و تعلیقات و فهارس دکتر علینقی منزوی، بیروت، دارالکتب العربی، ج۱: نوابغ الرواة فی رابعة المآت، ۱۳۹۱ق (۱۹۷۱م)، ج۲: النابس فی قرن الخامس، ۱۳۹۱ق (۱۹۷۱م)، ج۳: الثقاة و العیون فی سادس القرون، ۱۳۹۲ق (۱۹۷۲م)، ج۴: الانوار الساطعه فی المائة السابعه، ۱۳۹۲ق (۱۹۷۲م)، ج۵: الحقایق الراهنه فی المائة الثامنه، ۱۳۹۲ق (۱۹۷۲م)، ج۶: الضیاءاللامع فی عباقرة القرن التاسع، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۲ش، ج۷: احیا الداثر من مآثر اهلا لقرن العاشر، تهران، دانشگاه تهران ۱۳۶۶ش، ج۸: الروضة النضره فی تراجم علماء المائة الحادیه عشره، تهران، بنیاد فرهنگ انقلاب اسلامی، (۱۹۸۹م)، ج۹: الکواکب المنثره فی القرن الثانی بعد العشره، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۲ش.

المنجد فی الاعلام، گروه مؤلفان مؤسسه یسوعیان با همکاری دکترعلینقی منزوی، چ۲۱، بیروت۱۹۷۳م.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها