سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، ندا موحدیپور از سال ۱۳۹۹ بهعنوان عضو شورای مدیریت خانه کتابدار کودک و نوجوان و ترویج خواندن فعالیت میکند. او کتاب «گفتوگوهایی برای خواندن» را با تکیه بر تجربه داوری طرحهای ترویج ادبیات و کتابخوانی گردآوری و تألیف کرده است؛ کتابی که به معرفی طرحها و پروژههای مختلف در حوزه خواندن میپردازد.
وی، سالها با حضور در دورههای گوناگون فلسفه، ادبیات و روایتگری در داخل و خارج از ایران، این دانش و تجربه را در زمینه طراحی و چیدمان فضاهای یادگیری گسترش داده است. جدیدترین اثرش، با عنوان «ردّپای دستها؛ داستان خانه کتابدار» نیز به تازگی از سوی نشر «اگر» منتشر شده است.
موحدیپور، درباره چرایی مکتوب کردن داستان «خانه کتابدار» میگوید: خانه کتابدار، سال ۱۳۸۳ بنیان نهاده شد. هنگامی که به سال ۱۴۰۳ و بیستمین سال فعالیت این نهاد اجتماعی و فرهنگی نزدیک میشدیم، در شورای مدیریت خانه کتابدار تصمیم گرفتیم پروژهای تعریف کنیم تا بتوانیم از مسیرهای مختلف با این بیست سال تجربه روبهرو شویم. برگزاری جشن، نمایشگاه، پنلهای گفتوگو و انتشار کتاب، بخشی از این برنامه بود. همچنین میخواستیم تجربهای را که در طول دو دهه فعالیت، در قالب برنامهها و پروژههای گوناگون اندوخته بودیم، به شیوههای مختلف با جامعه به اشتراک بگذاریم.
وی ادامه میدهد: این پروژه فرصتی بود تا با افراد و نهادهای جدیدی نیز برای همکاریهای بیشتر ارتباط برقرار کنیم. یکی از بخشهای اصلی این پروژه، نگارش کتابی درباره خانه کتابدار بود. البته در دورههای مختلف، مستندنگاری فعالیتهای خانه کتابدار به شکلهای گوناگون انجام شده بود، اما با تصمیم به تألیف این کتاب، به سراغ گردآوری اسناد رفتیم و تلاش کردیم هر آنچه از کارگاهها، رویدادها، برنامههای تجهیز و مشاوره کتابخانه در دسترس بود مرور و بررسی شود.
موحدیپور، هدف اصلی نگارش این کتاب را مستندنگاری شکلگیری و روایت هسته اصلی رویکرد مدیریت یک کتابخانه مستقل در جامعه ایرانی میداند.
وی معتقد است، اگر از قهوهخانه، سینما یا کافه صحبت کنیم، اغلب میتوانیم تصویری روشن از آنها در ذهن خود بسازیم یا حتی نمونهای مشخص را به یاد بیاوریم؛ اما درباره کتابخانه، بعید میدانم چنین تصویر واضح و مشترکی وجود داشته باشد.
به همین دلیل، نویسنده کتاب تلاش کرده با شرح و توصیف سه کتابخانه خانه کتابدار؛ یعنی کتابخانه کودک، کتابخانه نوجوان و کتابخانه ادبیات و رمان (بزرگسال)، این تصویر را با مخاطبان سهیم شود. تصویری از اینکه چگونه افراد در گروههای سنی مختلف، بهویژه خانوادهها، میتوانند با میانجیگری ادبیات، ارتباطات اجتماعی را تمرین و تجربه کنند.
در مسیر نگارش کتاب، منابع متنوعی مورد استفاده قرار گرفته است؛ از گزارشها و برنامهها تا عکسها، فیلمها، روزنامهها، نامهها و تفاهمنامههای کاری.

بهگفته موحدیپور، یکی از چالشهای اصلی این بوده که این حجم از دادهها چگونه طبقهبندی شوند و هر یک چه چیزی درباره تجربه زیسته خانه کتابدار به مخاطب میگویند. این پرسش مطرح بود که خانه کتابدار چه تجربههایی را از سر گذرانده که ارزش انتقال به جامعه را دارد. به همین دلیل، در کنار بررسی اسناد، مصاحبههایی نیز با اعضا و کاربران خانه، مروجان و تسهیلگران همکار و داوطلب، کتابداران همکار و داوطلب و همچنین اعضای شورای مدیریت در دورههای مختلف انجام شد؛ افرادی که همواره به شکل داوطلبانه در این مجموعه فعالیت کردهاند.
کتاب «ردپای دستها؛ داستان خانه کتابدار» با روایتی از یک خانه آغاز میشود؛ خانهای که در واقع خانه پدری است. داستان از جایی شروع میشود که اعضای خانواده تصمیم میگیرند این خانه را حفظ کنند و این حفظ کردن چه معنا و اهمیتی برای آنها دارد. سپس روایت به تدریج گسترش پیدا میکند و به خاستگاه شکلگیری نهاد خانه کتابدار میرسد؛ اینکه چرا چنین نهادی شکل گرفت، چرا این نام برای آن انتخاب شد، ایده مرکزی آن چه بود، قرار بود چه کاری انجام دهد و به چه مسئله اجتماعی پاسخ دهد.
فصلهای اول و دوم کتاب به این روند شکلگیری اختصاص دارند. پس از آن، فعالیتهای شاخص خانه کتابدار توصیف و روایت شدهاند تا برای مخاطبانی که دغدغههای اجتماعی و فرهنگی دارند، ایدههایی برای طراحی و اجرای برنامههای مشابه فراهم شود.
فصل سوم کتاب با عنوان «ترویج خواندن؛ چگونه چیزی را یاد بگیریم که نمیدانیم چیست؟» به مفهوم ترویج خواندن و چرایی اهمیت آن میپردازد.
فصل چهارم با عنوان «کتابخانه و کتابداری؛ فضایی ناشناخته و هویتی گمشده» ضمن پرداختن به تاریخچه شکلگیری کتابخانههای خانه کتابدار، دورههای آموزشی کتابداری با رویکرد اجتماعی را نیز شرح میدهد و به این پرسش میپردازد که چرا برگزاری چنین دوره مهمی در یک سازمان مردمنهاد شکل گرفته، چگونه قوام یافته و طی بیست سال گذشته چه موضوعات و مفاهیمی را با جامعه و شرکتکنندگان خود در میان گذاشته است. همچنین بررسی میکند که استقبال و درخواست مستمر جامعه برای برگزاری این دورهها چه معنایی دارد.
فصل پنجم کتاب به خانوادهای میپردازد که این نهاد را بنیان نهادهاند و از بازتعریف روابط درون خانواده سخن میگوید. در پایان کتاب نیز روایتها و قصههایی از افرادی آمده است که از طریق نوشتن داستان، تمرین نوشتن، اندیشیدن و تأمل را تجربه کردهاند.
به گفته موحدیپور، مخاطبان اصلی این کتاب، تسهیلگران، مروجان خواندن، کتابداران، معلمان، مدیران مدارس، والدین و تمامی افرادی هستند که به ایجاد و توسعه نهادهای مستقل فرهنگی و اجتماعی علاقهمندند.
او بهویژه مطالعه این کتاب را به معلمان، مدیران مدارس و افرادی توصیه میکند که قصد دارند در حوزه آموزش و یادگیری، فعالیتی مؤثر و پایدار در جامعه شکل دهند.
موحدیپور همچنین به موضوع دوام و پایداری نهادهای مستقل فرهنگی و اجتماعی اشاره میکند و معتقد است که فهم چگونگی تداوم این نهادها، بخش مهمی از شناخت مسیر حرکت آنهاست.
خانه کتابدار در طول سالهای فعالیت خود تجربههای متفاوتی در این زمینه از سر گذرانده و نگرشهای گوناگونی را آزموده است که هر یک به نوعی از کنش اجتماعی انجامیدهاند.
به اعتقاد وی، شاید در آینده بتوان ضمیمهای مستقل به کتاب افزود و به شکل مفصلتری درباره شیوه اداره، مدیریت و تأمین مالی این نهاد نوشت.
«خانه کتابدار کودک و نوجوان و ترویج خواندن» امروز در ساختمانی چهار طبقه در منیریه فعالیت دارد. این نهاد در سال ۱۳۸۳ به همت مهندس ایوب موحدیپور و ملیحه پیشداد بنیان گذاشته شد. خانه فعالیت خود را با همراهی شورای کتاب کودک و با حضور چهرههایی همچون زندهیاد توران میرهادی، زندهیاد ثریا قزلایاغ و نوشآفرین انصاری آغاز کرد.

این خانه در طول سالهای فعالیت خود، به شکلی مستقل و با راهبری شورای مدیریت و همراهی متخصصان حوزههای کتابداری، علم اطلاعات، روانشناسی و علوم اجتماعی به مسیر خود ادامه داده است. هدف اصلی آن نیز «خواندن ادبیات و ترویج خواندن» در میان کودکان، نوجوانان و خانوادهها، «فعالیت جمعی» با نگاهی به خود، جهان و دیگری، «تمرین و تقویت کتابداری اجتماعی» و «آموزش کتابداری کودک» عنوان شده است.
برای تحقق این اهداف، سه کتابخانه با بیش از ۲۴ هزار منبع در اختیار کاربران قرار دارد. اتاق قصه و اسباببازی نیز از دیگر بخشهای خانه کتابدار است. در این مجموعه هر روز کارگاهها و برنامههای متنوعی با محوریت ادبیات برگزار میشود و گروههای سنی مختلف از کودک تا بزرگسال میتوانند در آنها مشارکت کنند. از جمله این برنامهها میتوان به «داستان من ـ شهر من» برای کودکان و نوجوانان، «ریتم و موسیقی» برای کودکان و نوجوانان، «نشریهسازی»، «با هم بخوانیم» برای کودکان، «زندگینامهخوانی» برای بزرگسالان، «جستارخوانی» برای بزرگسالان، «انیمیشن ببینیم» برای نوجوانان، «چه بازی، چرا» برای خانوادهها و «یک شب در کتابخانه» برای خانوادهها اشاره کرد.
در فصل تابستان نیز نوجوانان این فرصت را دارند که تجربه فعالیت داوطلبانه در کتابخانه را از نزدیک لمس کنند. مشارکت در همه امور کتابخانه، از ثبت منابع، امانت دادن کتابها و شلف کردن، آغاز میشود و تا طراحی و برگزاری کارگاههایی مبتنی بر مهارتها و تواناییهای خود نوجوانان برای همسالان ادامه پیدا میکند. همچنین کارگاهی با عنوان «چندچند» برگزار خواهد شد؛ کارگاهی که در آن نوجوانان ۱۲ تا ۱۵ ساله با بازیهای رومیزی آشنا میشوند و فرصت دارند از تجربه انواع بازیها، از نمونههای ساده تا بازیهای پیچیده و استراتژیک، لذت ببرند. طراحی این کارگاه بر عهده نوجوانی ۱۴ ساله، است.
برای کودکان زیر ۶ سال نیز فضاهایی برای بلندخوانی، بازی و موسیقی فراهم شده است. کودکان دبستانی میتوانند در حلقههای مطالعاتی شرکت کنند و بزرگسالان نیز امکان حضور در باشگاههای زندگینامهخوانی، جستارخوانی و نشستهای نقد فیلم با محوریت مسائل والدگری و نوجوانی را دارند. در کنار این برنامههای مستمر، رویدادها و برنامههای تکجلسهای نیز بهطور منظم طراحی و اعلام میشوند؛ چرا که خانه کتابدار همواره در تعامل با خانوادهها و تسهیلگران قرار دارد و هر زمان که نیازی، درخواستی یا ایدهای تازه مطرح شود، تلاش میکند آن را در قالب برنامهای مشترک طراحی و اجرا کند.
موحدیپور، عنوان کتاب را «ردپای دستها» گذاشته چون در پروسه نگارش، میزان و حجم مشارکت افراد توجهاش را جلب میکند. او، ردپا را یک جور مسیر میداند و معتقد است، هر کدام از ایدهها و نکاتی که در کتاب ارائه شده میتواند در هر جامعه و سرزمینی ادامه پیدا کند.
نظر شما