سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سمیه نوری: کربلا از آن حادثههایی نیست که در گذشته مانده باشد؛ قرنها از ظهر خونین عاشورا گذشته اما هنوز صدای سم اسبان، بغض کودکان تشنه و خطبههای آتشین زینب(س) در حافظه تاریخ طنین دارد. گویی این واقعه نه در یک روز بلکه در امتداد قرنها رخ داده و هر نسل روایت خود را از آن در آیینه اشک، حماسه و شعر بازآفرینی کرده است.
شاید به همین دلیل باشد که هیچ رویدادی در تاریخ اسلام به اندازه عاشورا در زبان شاعران جاری نشده است. از مرثیه و مقتل گرفته تا شعر معاصر، کربلا همواره یکی از زلالترین سرچشمههای الهام ادبیات فارسی بوده؛ سرچشمهای که هر بار نام حسین(ع) در آن جاری شده، واژهها رنگ دیگری گرفتهاند و شعر به روایت درد، آزادگی و بیداری بدل شده است.
در این میان کرمانشاه تنها یک جغرافیا در غرب ایران نیست؛ سرزمینی است که قرنها با نام اهلبیت(ع) زیسته، در مسیر دلدادگان کربلا نفس کشیده و عطر ارادت به سیدالشهدا(ع) را در حافظه تاریخی خود حفظ کرده است.
دیاری که روایت عاشورا را در تار و پود فرهنگ خویش تنیده و از نوای روضه و مرثیه تا دفتر شاعرانش، ردپای عشق به خاندان عصمت و طهارت(ع) در آن دیده میشود. پیوند دیرینه با عتبات عالیات و این دلبستگی ریشهدار، کرمانشاه را به یکی از خاستگاههای مهم شعر عاشورایی ایران بدل کرده است؛ سرزمینی که شاعرانش سهمی ماندگار در ثبت و بازآفرینی حماسه کربلا داشتهاند اما بخش قابل توجهی از این میراث ارزشمند هنوز در سایه غفلت و کمتوجهی پژوهشی پنهان مانده است.
این پیشینه و فرا رسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بهانهای برای گفتوگو با غلامرضا حیدری، استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبیات آیینی درباره جایگاه کرمانشاه در ادبیات عاشورایی و جریانهای شکلگرفته در این حوزه و میراثی شد.

رد پای کربلا در شعر کرمانشاه؛ از مقتلسرایی تا نوگرایی
غلامرضا حیدری استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبیات آیینی با اشاره به جایگاه بیبدیل واقعه عاشورا در فرهنگ و ادبیات شیعی گفت: حادثه شهادت امام حسین(ع) در سال ۶۱ هجری قمری از جمله رخدادهایی است که هرگز در تاریخ به فراموشی سپرده نشده و ابعاد آن در جغرافیای ذهن و مرزهای اعتقادی شیعه روزبهروز گستردهتر شده است.
به اعتقاد وی، عاشورا در جهان امروز از سطح یک واقعه تاریخی فراتر رفته و به یک فرهنگ تبدیل شده است.
وی اظهار داشت: تأثیر این حماسه چنان گسترده بوده که مرزهای زمان را درنوردیده و در قالب آثار متعدد هنری و ادبی جلوه یافته است. در این میان ادبیات عاشورایی را میتوان یکی از مهمترین نمودهای این تأثیرگذاری دانست؛ گونهای ادبی که از ژرفای باورها و عواطف شیعی سرچشمه گرفته و هیچ رویدادی در تاریخ اسلام به اندازه آن مورد بازخوانی و بازآفرینی قرار نگرفته است.
حیدری با بیان اینکه شعر عاشورایی با حدود چهار قرن تأخیر وارد ادبیات فارسی شد، افزود: با وجود این تأخیر این گونه ادبی بخش قابل توجهی از میراث شعر فارسی را به خود اختصاص داد. شعر عاشورایی در طول تاریخ، فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرده اما سه عنصر خشم، حزن و محبت همواره در آن حضوری پررنگ داشته است و اغراضی چون مدح، رثا، حماسه و هجا را در بر گرفته است هرچند رثا گسترهای بیش از دیگر گونهها یافته است.
وی با اشاره به پیشینه شکلگیری آیینهای عزاداری برای امام حسین(ع) بیان کرد: تا پیش از دوران آلبویه، سوگواری برای سیدالشهدا(ع) عمدتاً در خفا و در خانهها برگزار میشد اما از آن دوره به بعد عزاداری به عرصه عمومی راه یافت و به تدریج صورتی رسمی و اجتماعی پیدا کرد. به گفته او همین بستر تاریخی زمینهساز گسترش ادبیات عاشورایی و شکلگیری جریانهای مختلف شعر آیینی در سدههای بعد شد.
۷ مقتل از ۱۰ مقتل منظوم قاجار سهم شاعران کرمانشاهی است
این پژوهشگر ادبیات آیینی در ادامه به جایگاه کرمانشاه در ادبیات عاشورایی اشاره کرد و گفت: موقعیت جغرافیایی این استان و نزدیکی آن به عتبات عالیات همراه با حضور عالمان دینی و اعتقادات ریشهدار مردم منطقه زمینه شکلگیری یکی از مهمترین کانونهای شعر آیینی ایران را فراهم کرده است. حضور مستمر زائران و مراودات فرهنگی ناشی از آن نیز در رونق این جریان ادبی نقش مهمی داشته است.
وی تأکید کرد: اگر از کرمانشاه به عنوان پایتخت ادبیات عاشورایی ایران در عصر قاجار نام ببریم سخنی گزاف نگفتهایم. این ادعا بر پایه شواهد روشن ادبی است چراکه اگر در آن دوره ۱۰ مقتل منظوم سروده شده باشد، هفت مقتل آن متعلق به شاعران کرمانشاهی است؛ از همین رو میتوان گفت کرمانشاه یکی از مهمترین مراکز تولید ادبیات عاشورایی در آن دوره بوده است.
به گفته حیدری، با وجود این پیشینه درخشان بسیاری از آثار شاعران عاشورایی کرمانشاه هنوز منتشر نشده یا مورد پژوهشهای دانشگاهی قرار نگرفتهاند. همین مسئله سبب شده است که نام بسیاری از این شاعران در آثار مرجع و پژوهشهای ملی، کمتر دیده شود در حالی که آثار آنان از حیث کمیت و کیفیت جایگاهی ممتاز در ادبیات عاشورایی کشور دارد.
«فردوسی حسینی» و شکوه مقتلسرایی در کرمانشاه
وی شعر عاشورایی کرمانشاه را دارای سه جریان اصلی دانست و بیان کرد: نخستین جریان مقتلسرایی است که در دوره قاجار به اوج خود رسید. در این میان الهامی کرمانشاهی جایگاهی ممتاز دارد؛ شاعری که ادیبالممالک فراهانی او را «فردوسی شاه کربلا» نامیده و به همین دلیل به «فردوسی حسینی» شهرت یافته است.

حیدری با اشاره به جایگاه الهامی کرمانشاهی در ادبیات عاشورایی افزود: اهمیت این شاعر تنها به حجم آثار او محدود نمیشود بلکه نگاه متفاوت وی به واقعه عاشورا نیز حائز اهمیت است. الهامی از نخستین شاعرانی بود که از محدوده روایت صرف مصائب کربلا فراتر رفت و به جلوههای حماسی و پایداری این نهضت پرداخت.
وی یادآور شد: در پژوهشی مستقل، بازتاب خطبههای کوفه و شام حضرت زینب(س) در شعر الهامی کرمانشاهی را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که این شاعر با نگاهی عمیق، ابعاد روشنگرانه و حماسی شخصیت حضرت زینب(س) را برجسته ساخته است.
به گفته او، الهامی کرمانشاهی از معدود شاعرانی است که تفاوت فضای خطبههای کوفه و شام و نوع مخاطبان آنها را در شعر خود بازتاب داده است.
وی همچنین از محمدیوسف کلهر کرمانشاهی به عنوان یکی دیگر از چهرههای اثرگذار این جریان نام برد که آثار ارزشمندی در حوزه شعر عاشورایی از خود به جای گذاشته است.
از نوحهسرایی تا نوگرایی در شعر عاشورایی
وی جریان دوم را نوحهسرایی دانست و گفت: شرایط سیاسی دوران پهلوی موجب شد شعر عاشورایی از شکوه دوره قاجار فاصله بگیرد و در برخی حوزهها دچار ضعف محتوایی شود. در این دوره بیش از هر چیز جنبههای عاطفی و سوگمحور واقعه عاشورا مورد توجه قرار گرفت و مضامینی همچون عطش، مصائب اهلبیت(ع)، اسارت خاندان امام حسین(ع) و رنجهای کاروان کربلا بیشترین بازتاب را در اشعار یافت.
حیدری، تمکین کرمانشاهی را از شاخصترین چهرههای این جریان دانست و افزود: شاعرانی همچون حرفه کرمانشاهی، اسعد کرمانشاهی، بیدار کرمانشاهی، غیرت کرمانشاهی، فریدون ضرغامی، حمید مسگریان، قدسم قرهمقوله، مبکی، علیاشرف بنیعامریان، عباس ربایی، شیخ اسماعیل حیرانی، عزیز افکار، مرشد فرجالله خرمپور و مسعود ریاضی نیز در استمرار این جریان نقش مهمی ایفا کردهاند.
این استاد دانشگاه با اشاره به جریان سوم شعر عاشورایی در کرمانشاه اظهار داشت: دوران شکوفایی دوباره این گونه ادبی را باید در سالهای پس از انقلاب اسلامی جستوجو کرد. شاعرانی همچون احمد عزیزی، محمدسعید میرزایی و اصغر عظیمیمهر توانستند افقهای تازهای پیش روی شعر عاشورایی بگشایند و آن را از روایت صرف واقعه به سمت تبیین اندیشه و اهداف قیام امام حسین(ع) سوق دهند.
وی در تشریح تفاوت «شعر عاشورا» و «شعر عاشورایی» توضیح داد: شعر عاشورا بیشتر بر روایت رخدادهای کربلا و جنبههای عاطفی آن استوار است، در حالی که شعر عاشورایی به تبیین مبانی فکری، فرهنگی و ایدئولوژیک نهضت حسینی میپردازد و پیامهای آن را برای مخاطب امروز بازخوانی میکند.
عاشورا؛ حماسهای که به فرهنگ تبدیل شد
حیدری تأکید کرد: آنچه شعر عاشورایی را از شعر عاشورا متمایز میکند، توجه به فلسفه، اهداف و پیامهای قیام حسینی است. در این گونه شعری تنها روایت واقعه مدنظر نیست بلکه تلاش میشود ابعاد فکری و فرهنگی نهضت عاشورا برای مخاطب تبیین شود. بسیاری از شاعران جریان نوگرایی کوشیدهاند مخاطب را از «گریستن» صرف به «نگریستن» و تأمل در پیامهای عاشورا سوق دهند و از این منظر شعر عاشورایی را میتوان گونهای از تبیین فرهنگی و فکری واقعه کربلا دانست.
وی با اشاره به نمونههایی از شعر عاشورایی معاصر کرمانشاه گفت: شاعران این دوره تلاش کردهاند از نگاه صرفاً سوگمحور فاصله بگیرند و به لایههای فکری و اجتماعی نهضت حسینی بپردازند. این رویکرد سبب شده است شعر عاشورایی معاصر کرمانشاه در سطح ملی نیز مورد توجه قرار گیرد و برخی از شاعران این حوزه به چهرههای اثرگذار ادبیات آیینی کشور تبدیل شوند.
این پژوهشگر ادبیات آیینی همچنین اظهار داشت: شاعران کرمانشاهی تنها به شخصیتهای اصلی واقعه عاشورا نپرداختهاند بلکه در برخی آثار چهرههای یهودی و مسیحی حاضر در روایتهای مرتبط با کربلا نیز بازتاب یافتهاند. به گفته وی، این موضوع نشاندهنده گستردگی نگاه شاعران این خطه به ابعاد مختلف واقعه عاشورا است.

وی افزود: زنان عاشورایی بهویژه حضرت زینب(س) جایگاهی ممتاز در شعر کرمانشاه دارند و بسیاری از شاعران کوشیدهاند نقش روشنگرانه، استقامت و پایداری ایشان را در حوادث پس از عاشورا بازآفرینی کنند. از سوی دیگر در مقاتل منظوم کرمانشاه تقریباً همه شخصیتهای حاضر در واقعه عاشورا مورد توجه قرار گرفتهاند و از این منظر این آثار را میتوان روایتهایی جامع از حماسه کربلا دانست.
پژوهشهایی که ادبیات عاشورایی کرمانشاه چشمانتظار آنهاست
حیدری در ادامه با انتقاد از کمتوجهی پژوهشی به میراث عاشورایی کرمانشاه گفت: بسیاری از مقاتل منظوم این منطقه همچنان چاپ نشدهاند و حتی درباره برخی از آنها پژوهش دانشگاهی مستقلی صورت نگرفته است.
وی با اشاره به تجدید چاپ منظومه بلند الهامی کرمانشاهی با عنوان «شاهدنامه» اظهار داشت: این اثر پس از دههها به همت علی انسانی تجدید چاپ شد اما هنوز آثار ارزشمند دیگری وجود دارد که یا در دسترس نیستند یا پژوهشگران کمتر به آنها توجه کردهاند.
وی افزود: همین مسئله سبب شده است هنگام تدوین برخی آثار مرجع و دانشنامههای تخصصی شعر عاشورایی، نام بسیاری از شاعران کرمانشاهی کمتر دیده شود؛ نه به دلیل کماهمیت بودن آثارشان بلکه به این دلیل که منابع و آثار آنان در دسترس پژوهشگران قرار نداشته است.
این پژوهشگر در پایان به پژوهش چندساله خود درباره شعر عاشورایی کرمانشاه اشاره کرد و گفت: گردآوری و مطالعه نسخههای خطی و آثار پراکنده شاعران این حوزه حدود سه تا چهار سال زمان برده و حاصل آن پژوهشی نزدیک به ۵۰۰ صفحه است. بخش مهمی از این زمان صرف مطالعه آثاری شد که گاه برای یافتن چند بیت مرتبط با واقعه عاشورا باید به طور کامل بررسی میشدند.
حیدری خاطرنشان کرد: بررسی نسخههای خطی و آثار مکتوب شاعران کرمانشاهی دشواریهای فراوانی داشت و همین مسئله روند پژوهش را طولانی کرد اما حاصل این تلاش، مجموعهای است که بخشی از ظرفیتهای کمتر شناختهشده ادبیات عاشورایی کرمانشاه را معرفی میکند.
وی ابراز امیدواری کرد که این اثر در آینده نزدیک منتشر شود و بتواند زمینه توجه بیشتر پژوهشگران به میراث عاشورایی این استان را فراهم آورد.
نظر شما