سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – محمدحسین المظفر: نوحه «لایی لایی از سفر برگشته رودم» با مضمون «گهواره خالی، قنداقه خونین» از ماندگارترین سرودههای آیینی عاشوراست. این نوحه که در سوگ حضرت علیاصغر (ع) سروده شده، از معدود آثاری است که توانسته زبان لالایی را با زبان مرثیه درهم آمیزد و از دل این پیوند، تصویری تکاندهنده از فقدان و مظلومیت بیافریند. در میان واژگان این نوحه، کلمه «رود» جایگاهی ویژه دارد، واژهای که در زبان فارسی علاوه بر معنای رایج «جویبار و رودخانه»، در لایههای کهن زبان و برخی گویشهای محلی معنای «فرزند» نیز داشته و هنوز در برخی مناطق ایران با همین معنا به کار میرود.
پرسش این است که واژه «رود» در مصرع «لایی لایی از سفر برگشته رودم» چه معنایی دارد و چه نقشی در تأثیرگذاری این نوحه ایفا میکند؟ بررسی شواهد زبانی نشان میدهد که معنای اصلی و مستقیم این واژه در متن نوحه، «فرزند» است، با این حال، حضور همزمان معنای رایج امروزی «رودخانه» سبب میشود واژه ظرفیتی چندمعنایی پیدا کند و تداعیهایی فراتر از معنای نخستین خود در ذهن مخاطب برانگیزد.
شاعر و پیشینه سرایش
سراینده این نوحه، احد دهبزرگی، متولد ۱۳۲۸ در شیراز و ملقب به «پدر شعر آیینی فارس» است. بسیاری از سرودههای او بر پایه زبان عاطفی، واژگان بومی و پیوند میان فرهنگ عامه و ادبیات مذهبی شکل گرفتهاند. نوحه «لایی لایی از سفر برگشته رودم» نیز در همین سنت قرار میگیرد، سنتی که در آن واژگان محلی و کهن، حامل بار عاطفی و فرهنگی ویژهای هستند. نوحهای که با صدای حسین فخری یکی از جاودانهترین نوحهها در فرهنگ عاشورایی است.
گفتوگوی ایبنا را با احد دهبزرگی درباره سرودن این نوحه بخوانید.
گهواره خالی
لایی لایی از سفر برگشته رودم
گهواره خالی، قنداقه خونین
لایی لایی از سفر برگشته رودم
من در خیام شاه شهیدان
از مرگ اصغر با آه و افغان
ای اصغر من آرام جانم
رفتی و بردی تاب و توانم
بعد از تو دیگر من نتوانم
ای بلبلان باغ پیغمبر
ای کوکان باغ نبوت
گوید لایی لایی از بهر اصغر
لایی لایی از سفر برگشته رودم
گهواره خالی، قنداقه خونین
لایی لایی از سفر برگشته رودم
ریشهشناسی و معنای واژه «رود»
واژه «رود» در زبان فارسی دستکم دو معنای شناختهشده دارد.
رود به معنای فرزند، این معنا در فرهنگهای معتبر فارسی ثبت شده است. فرهنگ فارسی عمید «رود» را به معنای «فرزند پسر یا دختر» میداند و برای آن نمونههایی از متون کلاسیک ذکر میکند. لغتنامه دهخدا نیز «رودم» را در تداول برخی گویشها به معنای «فرزندم» و خطاب محبتآمیز مادران به کودکان معرفی میکند.
این کاربرد در زبان و فرهنگ ایرانی پیشینهای طولانی دارد. در برخی متون کهن فارسی و همچنین در گویشهای محلی، «رود» و «رودم» همچنان برای اشاره به فرزند یا عزیزترین فرد خانواده به کار میروند. در گویشهای بختیاری، لری، شوشتری و برخی مناطق جنوب ایران، این واژه هنوز زنده است و بار عاطفی نیرومندی دارد. مادران و پدران هنگام خطاب به فرزند خردسال خود از تعبیر «رودم» استفاده میکنند؛ واژهای که در عین سادگی، احساسی از محبت، وابستگی و پارهتن بودن را منتقل میکند.
رود به معنای جویبار و رودخانه
عنای رایج و امروزی «رود»، آبراهی جاری و پیوسته است. رودخانه در فرهنگ ایرانی تنها یک پدیده طبیعی نیست، نمادی از حرکت، تداوم، زایش، حیات و استمرار به شمار میرود. بسیاری از تصویرهای ادبی فارسی، از رود به عنوان نشانه پویایی و زندگی استفاده کردهاند؛ چیزی که میگذرد اما از میان نمیرود و در جریان خود، حیات را استمرار میبخشد.
«رود» در بافت نوحه
با رجوع به متن نوحه، روشن است که معنای نخست و مستقیم واژه «رود» همان «فرزند» است: «لایی لایی از سفر برگشته رودم»
لالایی معمولاً با آرامش، خواب و امنیت پیوند دارد اما در اینجا همین لالایی با تصویر گهواره خالی و قنداقه خونین همراه میشود. نتیجه، ترکیبی از مهر و مصیبت است که عاطفه مخاطب را به شدت درگیر میکند
فضای کلی اثر بر محور کودک، گهواره، قنداقه، لالایی و شهادت حضرت علیاصغر (ع) شکل گرفته است. بنابراین مخاطب در وهله نخست «رودم» را به معنای «فرزندم» درک میکند. گویی مادری در سوگ فرزند شیرخواره خود لالایی میخواند و با او سخن میگوید. در این خوانش، «سفر» کنایهای از مرگ و شهادت است و «بازگشت» اشارهای به حضور جاودانه شهید در حافظه و جان بازماندگان.
اما ماجرا در همینجا پایان نمییابد. هرچند معنای «رودخانه» در بافت شعر معنای اصلی نیست، اما به دلیل آشنایی مخاطب امروزی با این معنا، واژه «رود» ناخواسته لایه دیگری از تداعی را نیز با خود حمل میکند. شنونده امروز، حتی اگر معنای کهن واژه را نداند، با شنیدن «رود» به یاد جریان آب، حرکت و استمرار میافتد. همین همنشینی دو لایه معنایی، ظرفیت ویژهای به این واژه میبخشد.
از ایهام تا تداعی چندمعنایی
در نگاه نخست ممکن است وسوسه شویم این کاربرد را نمونهای از آرایه ایهام بدانیم اما از دیدگاه نقد ادبی و زبانشناسی، احتیاط بیشتری لازم است. برای آنکه ایهام به معنای دقیق کلمه شکل بگیرد، هر دو معنا باید در بافت متن به یک اندازه امکان حضور داشته باشند. در این نوحه، معنای «فرزند» بهوضوح بر دیگر معنا غلبه دارد و با تمام عناصر پیرامون خود سازگار است.
از این رو شاید دقیقتر باشد که به جای سخن گفتن از یک ایهام قطعی، از «ظرفیت چندمعنایی» یا «تداعی معنایی» سخن بگوییم. به بیان دیگر، نمیتوان با اطمینان گفت شاعر هنگام سرایش هر دو معنا را به طور آگاهانه در نظر داشته است، بهویژه آنکه در فضای زبانی جنوب ایران، «رود» همچنان واژهای زنده برای اشاره به فرزند محسوب میشود. با این حال، تاریخ واژه و حضور معنای دوم در حافظه زبانی فارسی سبب میشود که مخاطب امروز بتواند لایههای دیگری نیز از آن دریافت کند.
رود؛ نماد تداوم و حیات
اگرچه شواهدی وجود ندارد که شاعر مستقیماً رودخانه را در ذهن داشته باشد اما معنای رایج امروزی این واژه به شکلی طبیعی شبکهای از تداعیها را فعال میکند. رودخانه در فرهنگ و ادبیات، نماد جریانی است که هرگز متوقف نمیشود. آب میگذرد اما استمرار مییابد، لحظهای ثابت نمیماند اما همواره حضور دارد.
از این منظر، همجواری دو معنای «فرزند» و «رود» واجد نکتهای ظریف است. علیاصغر (ع) اگرچه در ظاهر عمر کوتاهی داشت، اما یاد و نام او همچون رودی در تاریخ و حافظه جمعی مسلمانان جاری مانده است. او از جهان رفته، اما حضورش پایان نیافته است. در این سطح از خوانش، رودخانه نه یک معنای مستقیم در متن، بلکه نمادی است که از دل خود واژه سر برمیآورد و مفهوم تداوم، جریان و جاودانگی را به ذهن فرا میخواند.
به همین دلیل، واژه «رود» در این نوحه تنها حامل اندوه یک مادر نیست بلکه ناخواسته یا آگاهانه، تصویری از استمرار نیز با خود دارد. فرزندی که جسمش از میان رفته اما یادش همچنان جاری است، همانگونه که آب رودخانه پیوسته در حرکت است و حیات را امتداد میبخشد.
نقش واژه «رود» در ماندگاری نوحه
یکی از دلایل ماندگاری این نوحه را میتوان در همین انتخاب زبانی جستوجو کرد. «رود» واژهای است که هم به سنت زبانی کهن فارسی متصل است و هم برای مخاطب امروز معنایی آشنا دارد. از یک سو، بار عاطفی واژه کهن «فرزند» را حمل میکند و از سوی دیگر، معنای امروزی آن تداعیهایی از حرکت، زندگی و استمرار را به همراه میآورد.
در برخی متون کهن فارسی و همچنین در گویشهای محلی، «رود» و «رودم» همچنان برای اشاره به فرزند یا عزیزترین فرد خانواده به کار میروند. در گویشهای بختیاری، لری، شوشتری و برخی مناطق جنوب ایران، این واژه هنوز زنده است
در کنار این ویژگی، ساختار کلی نوحه نیز بر تأثیر آن میافزاید. لالایی معمولاً با آرامش، خواب و امنیت پیوند دارد اما در اینجا همین لالایی با تصویر گهواره خالی و قنداقه خونین همراه میشود. نتیجه، ترکیبی از مهر و مصیبت است که عاطفه مخاطب را به شدت درگیر میکند. واژه «رود» در مرکز این ساختار قرار گرفته و میان دو جهان پیوند برقرار میکند: جهان خصوصی و خانوادگی مادر و فرزند و جهان بزرگتر تاریخ، خاطره و تداوم.
رود، رود، رود
بررسی واژه «رود» در نوحه «لایی لایی از سفر برگشته رودم» نشان میدهد که معنای اصلی این واژه در متن، همان معنای کهن «فرزند» است، معنایی که هنوز در برخی گویشهای ایرانی زنده مانده و با فضای عاطفی نوحه کاملاً سازگار است. با این حال، حضور همزمان معنای رایج امروزی «رودخانه» سبب میشود واژه ظرفیت تداعی و چندمعنایی پیدا کند و مفاهیمی چون جریان، تداوم، حیات و جاودانگی را نیز به ذهن فراخواند.
شاید نتوان با قطعیت از یک ایهام آگاهانه سخن گفت، اما میتوان گفت که این واژه به سبب تاریخ زبانی خود، بیش از یک معنا را در حافظه مخاطب فعال میکند. همین ویژگی است که به «رود» عمقی فراتر از یک خطاب ساده میبخشد، فرزندی که از دست رفته است، اما یادش همچون رودی جاری، همچنان در تاریخ، فرهنگ و عاطفه جمعی ادامه دارد.
نظر شما