سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: در واکنش به مقالهای از ایوان مارک جونز، برخی افراد درباره تجربه خود از خواندن رمانهای کلاسیک دیدگاههایی مطرح کردهاند. جونز در آن مقاله از چگونگی بازگشت به رمانهای کلاسیک نوشته بود؛ و توضیح میدهد که در نوجوانی این کتابها را با اشتیاق میخوانده، اما اکنون در فضایی پر از حواسپرتیهای دیجیتال، از شبکههای اجتماعی گرفته تا انبوه پیامها و متنهای کوتاه ــ تمرکز بر رمانهای طولانی برایش دشوار شده است. او در آن مقاله این پرسش را مطرح میکند که آیا میتوان دوباره شیوه خواندن عمیق و طولانی را یاد گرفت.
برخی خوانندگان در واکنش به این مقاله گفتهاند تجربهای مشابه دارند. برای مثال، مالکم بلامی میگوید حرفهای جونز برایش بسیار آشنا بوده است. به گفته او، امروز شاید به اندازه گذشته یا حتی بیشتر از قبل میخوانیم، اما بیشتر این خواندن در قالب متنهای کوتاه انجام میشود و اغلب عمق سابق را ندارد.
بلامی توضیح میدهد که امسال سه بار تلاش کرده رمان میدلمارچ (Middlemarch) اثر جرج الیوت را بخواند، اما هر بار به دلیل جملههای طولانی و توصیفهای مفصل کتاب آن را کنار گذاشته است. او که مدیر بازنشسته یک مدرسه است، خود را فردی کتابخوان میداند، اما میگوید مانند بسیاری از مردم امروز در میان مقالههای کوتاه و ایمیلهای فراوان گرفتار شده است.
او در عین حال به نکتهای در مقاله جونز اشاره میکند که به نظرش امیدوارکننده است: دفاع از کتابهای صوتی. به گفته بلامی، او اکنون نسخه صوتی میدلمارچ را با روایت ژولیت استیونسون دنبال میکند و امیدوار است این بار بتواند کتاب را تا پایان بخواند. اگر موفق شود، قصد دارد سراغ چند اثر کلاسیک دیگر نیز برود.
در واکنشی دیگر به همان مقاله، راجر آزبورن به رمان زندگی و عقاید آقای تریسترام شندی(The Life and Opinions of Tristram Shandy, Gentleman) اثر لارنس استرن اشاره میکند؛ کتابی که ایوان مارک جونز آن را «غیرقابل توجیه» توصیف کرده بود. آزبورن میگوید خود استرن احتمالاً از چنین توصیفی خوشحال میشد. او برای خواندن این رمان طنزآمیز یک پیشنهاد ساده مطرح میکند: کتاب را یکنفس نخوانید. به گفته او، بهتر است هر شب پیش از خواب تنها یک فصل از میان صدها فصل کتاب خوانده شود. به این ترتیب، خواننده بهتدریج وارد جهان عجیب و پرجزئیات «شندی» میشود؛ جهانی که پس از آشنایی با آن، زندگی دیگر مانند گذشته به نظر نمیرسد.
برخی دیگر نیز تجربه متفاوتی مطرح کردهاند. برای نمونه، راز کانری درباره دشواری خواندن رمانهای چارلز دیکنز میگوید در گروهی به نام «انجمن دیکنز» عضو است. در این گروه هر سال یک رمان از دیکنز انتخاب میشود و اعضا آن را به صورت جمعی با صدای بلند میخوانند. در این جلسات، هر یک از اعضا نقش یکی از شخصیتهای داستان را بر عهده میگیرد. به گفته کانری، این شیوه خواندن چند نتیجه مهم دارد: تمرکز خوانندگان بیشتر میشود، جزئیات تازهای از متن کشف میکنند و در عین حال تجربهای سرگرمکننده و جمعی از ادبیات به دست میآورند.
مجموع این دیدگاهها نشان میدهد که بسیاری از خوانندگان همچنان به ادبیات کلاسیک علاقه دارند، اما شیوههای خواندن در دنیای امروز تغییر کرده است. برخی با کتابهای صوتی به سراغ این آثار میروند، برخی خواندن تدریجی را ترجیح میدهند و برخی نیز تجربه جمعی خواندن را راهی برای بازگشت به این کتابها میدانند.
منبع: theguardian ,Fri 5 Jun 2026
نظر شما