سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طاهره مهری- کتاب «جنبشهای دینی ایرانی در قرنهای دوم و سوم هجری» نوشته غلامحسین صدیقی از آثار مهم در حوزه جامعهشناسی تاریخی و بررسی تحولات فکری و اجتماعی ایران به شمار میآید. این اثر نمونهای روشن از رویکرد پژوهشی صدیقی در مطالعه تاریخ ایران است؛ رویکردی که در آن تاریخ، دین، جامعه و سیاست در پیوندی نزدیک با یکدیگر بررسی میشوند. صدیقی که از پیشگامان جامعهشناسی در ایران و از استادان برجسته دانشگاه تهران بود، در این کتاب میکوشد جنبشهای دینی را نه صرفا به عنوان پدیدههایی اعتقادی، بلکه به مثابه رخدادهایی اجتماعی و تاریخی تحلیل کند. اهمیت این کتاب بیش از هر چیز در زاویه دید نویسنده نهفته است. صدیقی جنبشهای دینی را تنها از منظر عقاید و مباحث کلامی بررسی نمیکند، بلکه میکوشد شرایط اجتماعی و تاریخی پیدایش آنها را روشن سازد. کتاب «جنبشهای دینی ایرانی» به تازگی از سوی نشر پارسه تجدید چاپ شد، در خصوص اهمیت این کتاب و تجدید چاپ چنین کتابهایی با حمید کرمیپور، مدیر گروه تاریخ دانشگاه تهران به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید:
در دورهای که در مورد سدههای نخستین، کتابهای ناسیونالیستی و نگرشهای ناسیونالیستی غلبه داشت، کتاب «جنبشهای دینی ایرانی در قرنهای دوم و سوم هجری» به صورت بیطرف نوشته شده است، تاثیر آن نگاه زندهیاد غلامحسین زرینکوب یا سعید نفیسی را ندارد، نظر شما را در این مورد بفرمایید.
مرحوم غلامحسین صدیقی در دورهای این کتاب را نوشته است که رویکردهای علوم جدید مثل روانشناسی و تاریخ تازه در دانشگاهها رایج شده بود، بنابراین کتاب «جنبشهای دینی ایرانی» از همان ابتدا مورد توجه قرار گرفت. چون رویکرد ترکیبی توام با دادههای تاریخی داشت و نگاهی نبود که صرفا به افراد توجه کند. در این کتاب به گروههای شهری و طبقات اجتماعی نیز توجه شده بود.
این کتاب در آن زمان و با توجه به آن دوره زمانی بسیار مورد توجه قرار گرفت. ضمن اینکه نویسنده کتاب شخصی خوشنام بود، مرحوم غلامحسین صدیقی وزیر کشور مصدق و به دستپاکی معروف بود، این فرد به اینکه اصلا فسادی در پرونده نداشت، معروف بود. یک فرد سیاسی بود که بعضیها به او بنیانگذار و برخی دیگر پیشقراول میگویند و جزء پیشقراولان بود. همانند علیاکبر سیاسی، او نیز زمانی که وارد ایران شد، به جای علمالنفس، روانشناسی را به کار برد که با او خیلی مخالفت شد. این افراد جزء شخصیتهایی هستند که دارای توانایی بالایی هستند. چون آنها هم با علوم قدیم و سنتی آشنا بودند، یعنی عربی میدانستند، قرآن خوانده بودند، با متون سنتی آشنا بودند و کتابهای قدیم تاریخی را میخواندند و در عین حال با کتب جدید و علوم جدید هم آشنا بودند. بنابراین در آن زمان این آثار جزء آثار عمیق به حساب میآمد و هنوز هم قابل استفاده است. بنابراین در مقایسه با آثاری که در آن زمان به چاپ میرسید، از نظر علمی عمق بسیار زیادی داشت.
منتهی این کتاب از این جهت مهم است که روزنهای به سوی کسانی گشود که علاقهمند به تاریخ ایران هستند. این کتاب یک مطالعه کلی از جنبشهایی است که در سدههای دوم و سوم، هم در دوره اموی و به خصوص در دوره عباسی رخ داد. در آن زمان بیشتر به شکل کلی مینوشتند ولی بعدها این جنبشها تک تک مورد بررسی قرار گرفت ولی دکتر غلامحسین صدیقی این جنبشها را با هم آورده است.
نکته مورد توجه این است که در آن زمان اینگونه بررسی کردن جنبشها در مجامع علمی ایران رواج داشت.

چه نیازی در جامعه علمی و عرصه پژوهشی کشور وجود دارد که این اثر بعد از سالها تجدید چاپ شده است؟
طبعا نوشته و کتابی که به طور دقیق جنبشهای سدههای دوم و سوم را بررسی کرده باشد، در حال حاضر وجود ندارد، یعنی مجامع علمی ما در این زمینه با خلا روبهرو است و چون این خلا وجود دارد، پس به سراغ کتابهایی میروند که دهها سال پیش نوشته شده و اگرچه پاسخگوی بسیاری از پرسشها نیست، اما نسبت به آنچه که در حال حاضر وجود دارد، خیلی عقب نیست و دوباره مورد توجه قرار میگیرد.
تخصص استاد صدیقی جامعهشناسی بود، ایشان در این کتاب جامعهشناسی و تاریخ را تلفیق کرده است، این تلفیق جامعهشناسی و تاریخ از نگاه ایشان چقدر اهمیت دارد و این موضوع را چگونه واکاوی میکنید؟
من با این گفته که مرحوم غلامحسین صدیقی جامعهشناسی و تاریخ را با هم تلفیق کرده است، خیلی موافق نیستم، باید بگویم ایشان فردی بود که چون کتب قدیمی و منابع قرن اول و دوم را به خوبی بررسی کرده است و با این کتب آشنا بود، از معدود کسانی بود که دانشگاهی بود، جامعهشناسی خوانده بود و با این کتب نیز آشنا بود.
در آن زمان بسیاری از کسانی که میرفتند و علوم جدید را میخواندند، معمولا کتب قدیم را نمیشناختند اما غلامحسین صدیقی دادههای تاریخی را از منابع اصلی گرفته و صرفا بر روی شخصیتها هم متمرکز نبود. میدانیم که جامعهشناسی بر روی گروهها و طبقات متمرکز است، مرحوم غلامحسین صدیقی جزو دسته اول از مورخانی است که وجوه اجتماعی و اقتصادی را مدنظر دارد. ایشان در این کتاب انگشت تاکید میگذارد بر اینکه این جنبشها ناشی از بحرانهای اجتماعی هستند.
کتابهایی که در آن زمان ناسیونالیستها نوشتند همه از ملیت ایرانی و جنبش ضدعرب داد سخن میدهند، در آن فضای شدید ناسیونالیستی کسی پیدا شد که خارج از آن گرایشها انگشت تاکید بر ناعدالتیهای اجتماعی یا مسائلی از این قبیل میگذارد. در آن زمان من خودم کسی را سراغ ندارم که این جنبشها را به این شکل بررسی کرده باشد.

آیابعد از چاپ کتاب «جنبشهای دینی ایرانی در قرنهای دوم و سوم هجری» کتابهایی در حد این کتاب، یا بهتر از آن نوشته شده است؟
خیر، در کل باید بگویم کتاب «جنبشهای دینی ایرانی در قرنهای دوم و سوم هجری» یک کتاب عمومی است که در دوره خودش بسیار برای پژوهشگرانی که میخواستند به چنین موضوعاتی بپردازند، موثر و راهگشا بود اما واقعیت این است که در شرایط کنونی با دیدگاهی که در مورد جنبشهای دینی ایرانی در قرنهای دوم و سوم هجری وجود دارد، به بسیاری از پرسشها پاسخ نمیدهد اما اگر بخواهیم مقایسه کنیم با آثار نویسندگانی که به این موضوعات پرداختهاند، هنوز هم این کتاب پیشرو است. این نشان میدهد که ما هنوز خیلی عقب هستیم و کارهای جدی در این زمینه انجام نشده است که هنوز کتاب غلامحسین صدیقی بعد از سی سال تجدید چاپ میشود و مورد توجه قرار میگیرد. کارهایی در این زمینه انجام گرفته، مقالههایی نوشته شده اما کتابی که آنها را به طور خاص بررسی کرده باشد، هنوز نداریم.
نظر شما