یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۸
از سائوپائولو تا استانبول

نویسنده با مقایسه جنبش‌های اعتراضی در ترکیه و برزیل نوشته است:‌«در چند هفته بعدی عکس‌ها و پیام‌هایی از مردم حاضر در پارک گزی (محل اعتراضات ترک‌ها) دریافت کردم که پلاکاردهایی در دست داشتند با شعارهایی همچون «همه جهان سائو پائولو است» و «ترکیه و برزیل یکی هستند».

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: کتاب «جنبش‌های نافرجام؛ روایت یک دهه اعتراضات مردمی» نوشته وینسنت بوینز با ترجمه شهریار خواجیان از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد. جنبش‌های نافرجام تحلیلی عمیق از موچ گسترده اعتراضات مردمی در دهه ۲۰۱۰ در نقاط مختلف جهان ارائه می‌دهد. بوینز با بررسی جنبش‌هایی از برزیل و شیلی تا هنگ‌کنگ و خاورمیانه، این پرسش را مطرح می‌کند که چرا با وجود حضور میلیونی مردم در خیابان‌ها، بسیاری از این جنبش‌ها به تغییرات اساسی و پایدار منجر نشدند.

او با تکیه بر مصاحبه‌ها و گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که فقدان سازماندهی منسجم و راهبرد سیاسی مشخص چگونه می‌تواند انرژی اعتراضات را به بن‌بست بکشاند. این کتاب نگاهی انتقادی به مفهوم «قدرت خیابان» دارد و تفاوت میان شور انقلابی و دستاوردهای نهادی را بررسی می‌کند. همچین اثری تحلیلی و روزآمد است که برای علاقه‌مندان به سیاست معاصر و مطالعات اجتماعی جذاب و تامل‌برانگیز است.

از سائوپائولو تا استانبول

بازسازی گذشته و ساختن آینده

کتاب «جنبش‌های نافرجام؛ روایت یک دهه اعتراضات مردمی» در دو بخش تنظیم شده است. بخش نخست به یادگیری اعتراض، مایارا و فرناندو، بدتر از این که نمی‌شود، فراتر از یک خیزش، این سو و آن سوی جهان، یک شبکه اجتماعی، کابوی‌ها و سرخپوستان، گزارش اقلیت، جنبش حمل‌ونقل عمومی رایگان، غول بیدار می‌شود و پنج هدف چهار انگشت اختصاص دارد. بخش دوم نیز دربردارنده یورومیدان، جنبش برزیل آزاد؛ زیر چتر من، نه خدایان نه نمایندگان، داستان دو استیضاح، من در ۲۱۲ بودم، اُ میتو، داستان دو طغیان، بازسازی گذشته و ساختن آینده است. نمایه نیز پایان‌بخش کتاب را دربردارد.

در این کتاب ده طغیان اعتراضی توده‌ای از نزدیک بررسی شده است: در تونس، مصر، بحرین، یمن، ترکیه، برزیل، اوکراین، هنگ‌هنگ، کره جنوبی و شیلی. هر چند جنبش‌های اشغال وال استریت، اسپانیا و یونان رویدادهای مهمی در شکل دادن به بقیه این دهه بودند، اما خود اعتراض‌ها ساختارهای سیاسی مربوطه را از بنیادهایشان جدا نکردند، یا شکافی نهادین ایجاد نکردند؛ به همین ترتیب آنچه در اندونزی روی داد سیاست‌ها را در این پرجمعیت‌ترین کشور مسلمان جهان تغییر داد، اما جنبش‌های خیابانی خود سیستم را مختل نکردند. هرچند اعتراضات بسیار گسترده در جاهایی مثل لیبی و سوریه به شکل‌گیری رویدادها کمک کرد، اما مداخله مسلحانه رفته‌رفته به نتایجی انجامید که دست‌کم به اندازه نظاهرات فراگیر بود.

از سائوپائولو تا استانبول
وینسنت بوینز

خبرنگار خارجی مستقر در برزیل

وینسنت بوینز، روزنامه‌نگار و نویسنده آمریکایی است. او ۱۱ ژوئن ۱۹۸۴ زاده شد و از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ به عنوان خبرنگار خارجی مستقر در برزیل برای لس آنجلس تایمز کار کرد، پس از اینکه قبلاً در لندن برای فایننشال تایمز کار کرده بود. در سال ۲۰۱۷ به جاکارتا نقل مکان کرد و شروع به پوشش خبری جنوب شرقی آسیا برای واشنگتن پست کرد و در سال ۲۰۱۸ کتابی درباره خشونت جنگ سرد در اندونزی و آمریکای لاتین نوشت. کارهای او بیشتر بر سیاست بین‌المللی، اقتصاد جهانی و فرهنگ جهانی متمرکز شده است.

او در مقدمه‌ای که بر این کتاب نوشته می‌گوید: در ۱۳ ژوئن ۲۰۱۳ دژبان‌ها به ما حمله کردند. ما در خیابان کنسولاسانو در سائوپائولو مرکز بزرگترین شهر آمریکای جنوبی ایستاده بودیم. انبوه مردم توقف کرده و به تپه‌ای چشم دوخته بودند که نیروهای سراپا مسلح روی آن تجمع کرده بودند. مردم در فکر اقدام بعدی بودند که دژبان‌ها دست به کار شدند. آنها بدون اخطار قبلی به سوی جمعیت شلیک کردند؛ با گاز اشک‌آور، بمب‌های شوک‌دهنده و شاید گلوله‌های پلاستیکی، در آن لحظه تشخیص این که چه اتفاقی دارد می‌افتد دشوار بود. هدف از این شیوه سرکوب این است که مجبور شوید فوری سرپناهی پیدا کنید و به هیچ چیز جز امنیت خودتان فکر نکنید. بدین ترتیب جمعیت پراکنده می‌شود و بین افراد فاصله می‌افتد. همه چشم‌بسته و سرها رو به پایین شتاب‌زده پیرامون خود را می‌جویند و در پی فرار از معرکه‌اند. ما در تاریکی شب پراکنده شدیم و به درون هر سوراخ سنبه‌ای که یافتیم خزیدیم. هوا تاریک بود و زمستان داشت فرامی‌رسید و هوا چنان سرد شده بود که در سائو پائولو بی سابقه بود. آسمان خراش‌هایی در سراسر این شهر وجود دارد و من سرپناهی در ورودی یک ساختمان مسکونی یافتم. لحظاتی طول کشید تا به خودم بیایم و بفهمم کجایم و پس از آن بود که توانستم کمی منظم‌تر نفس بکشم.

از سائوپائولو تا استانبول

سرکوب با گسترش موج اعتراضات

من در طول زندگی در اعتراضات بسیاری در سراسر جهان و در برزیل شرکت کرده بودم، اما این یکی تازگی داشت سرکوب معمولاً با گسترش موج اعتراضات تحریک متقابل و کنش و واکنش بین پلیس و تظاهرکنندگان آغاز می‌شود. اگر نخواهیم برای درگیر شدن تعمداً همان دور و بر بمانیم فرصت‌هایی برای فرار پیدا می‌کنیم و اغلب درک می‌کنیم که چرا پلیس دست به چنان اقداماتی می‌زند اما این بار نه به نظر می‌رسید این حمله‌ای عامدانه از سوی دولت بوده است. من برای اعتراض به خیابان نیامده بودم. من کارم گزارشگری بود، هم به عنوان خبرنگاری بین‌المللی و هم به عنوان یکی از چند آمریکایی‌ای که نقشی در رسانه‌های برزیل دارند. کمی احمقانه به نظر می‌رسد که بگویم پلیس به «ما» حمله کرد زیرا گزارشگران احتمالاً هدف عمدی حمله نبودند، و ما در زمره پیشگامان شجاعی نبودیم که آن شب واقعاً می‌خواستند خطر کنند و تاریخ‌ساز شوند. اما من فکر می‌کنم این حقیقت که خبرنگاران نیز آسیب دیدند برای این که دریابیم این رویدادها چگونه تاریخ را شکل دادند بسیار مهم است.

اگر همه اتفاقاتی را که به آن شب انجامید تجزیه و تحلیل کنیم، حمله پلیس کم کم قابل فهم می‌شود. اما شگفت‌انگیزتر و حتی گیج کننده‌تر، اتفاقی بود که بعداً افتاد: چگونه ممکن است که اعتراضات ژوئن ۲۰۱۳ به شکل‌گیری دولتی بینجامد که در اواخر آن دهه تأسیس شد؟ هنوز مانده تا بتوان پاسخی برای این پرسش یافت. وقتی این پرسش را با برزیلی‌هایی در میان می‌گذاریم که همه این رویدادها را از سر گذرانده‌اند، ممکن است در پاسخ تحلیل‌های دقیق هرچند معمولاً گوناگون و متناقض تحویل ما بدهند یا با خشم ناگهانی یا نگاهی حاکی از اندوه و تأسف روبه‌رو شویم و در پی آن نگاهی مات و مبهوت به نقطه‌ای دور.

سرکوب ۱۳ ژوئن همدردی بسیاری را نسبت به اعتراضات و تظاهراتی برانگیخت که آنها را گروه کوچکی از چپ‌گرایان و آنارشیست‌ها سازماندهی کرده بودند و خواسته‌شان ارزان‌تر شدن هزینه‌های حمل و نقل عمومی بود. میلیون‌ها تن به خیابان‌ها آمدند و پایه‌های نظام سیاسی برزیل را لرزاندند. تظاهرکنندگان جدید خواسته‌های تازه‌ای را در این جنبش توده‌ای مطرح کردند ـ مانند داشتن مدارس و بهداشت بهتر کاهش فساد و رفتارهای خشونت آمیز پلیس که می‌توان آن‌ها را اساساً ترقی‌خواهانه دانست. به یقین رهبران حزب کارگران، که از ۲۰۰۳ بر سر قدرت بودند، این خیزش را دقیقاً همین گونه تفسیر می‌کردند.

اصلاحات سوسیال دموکراتیک در تاریخ جهان جنوب

در آغاز سال ۲۰۱۳ امکان طرح چنین ادعایی بود که حزب کارگران برزیل مهم‌ترین برنامه اصلاحات سوسیال دموکراتیک در تاریخ جهان جنوب را به اجرا گذاشته است. یک دولت چپ‌گرای غیر جهان اولی توانسته بود رشد اقتصادی در چارچوب نظام سرمایه‌داری جهانی را با سیاست‌های اجتماعی‌ای درآمیزد که به طور معناداری فقر را التیام بخشیده و حمایتی گسترده در چارچوب دموکراسی لیبرال به دست آورده بود. لوئیز ایناسیو «لولا» دا سیلوا و جانشین وی، دیلما روسف، ظاهراً فکر می‌کردند مردمی که در ژوئن ۲۰۱۳ به خیابان‌ها آمده بودند خواسته‌های بیشتری دارند اما فقط چند سال پس از آن قدرت در کشور به قبضه رادیکال‌ترین رهبر جناح راست در جهان درآمد کسی که آشکارا خواستار بازگشت به دیکتاتوری و خشونت گسترده بود. خدمات عمومی با مشکل مواجه شد و فقر اوج گرفت و مقامات به قتل شهروندان برزیلی به دست دولت مباهات می‌کردند. دستاورد مردم برزیل دقیقاً متضاد چیزی بود که به نظر می‌رسید در ژوئن ۲۰۱۳ خواستار آن بودند.

در دهه گذشته از ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ این اتفاقات به هیچ وجه منحصر به یک کشور خاص نبود در سراسر جهان بشر شاهد طغیان اعتراضات توده‌ای بود که تغییراتی ژرف را نوید می‌داد. این اعتراضات از نظر شرکت‌کنندگان آن‌ها پیروزی‌هایی شورانگیز بود که با ستایش و خوش‌بینی مطبوعات بین‌المللی روبه‌رو شد. اما سال‌ها بعد، با کنار رفتن اکثر خبرنگاران خارجی از صحنه می‌بینیم که آن خیزش‌ها مقدمه پیامدهایی شد که بسیار با هدف‌های آن جنبش‌ها متفاوت بود. در هیچ جا اوضاع آن طور که طرح ریزی شده بود پیش نرفت. در بسیاری از موارد، بنا بر معیارهای تعیین شده در خود خیابان‌ها، اوضاع بسیار بدتر شد.

از سائوپائولو تا استانبول

جنبش اعتراضی نو و تظاهرات «بهار برزیلی»

در حقیقت حتی می‌توان داستان آن دهه را داستان اعتراضات توده‌ای و پیامدهای پیش‌بینی نشده حاصل از آن اعتراضات دانست. این کتاب می‌کوشد دقیقاً چنین داستانی را روایت کند حتی اگر با این خطر مواجه باشد که بیش از حد بلندپروازانه به نظر برسد. چه می‌شود اگر بکوشیم داستانی درباره جهان دهه ۲۰۱۰ - ۲۰۲۰ با محوریت یک پرسش معماگونه بنویسیم چگونه ممکن است این همه اعتراض توده‌ای ظاهراً به وضعیتی متضاد آنچه معترضان می‌خواستند انجامیده باشد؟

داستان در سال ۲۰۱۰ از تونس آغاز شد. اعتراضات به سرعت بالا گرفت و به رویدادی بسیار بزرگتر و به لحاظ کیفی متفاوت با آن چیزی از آب درآمد که معترضان یا مقامات در ابتدا انتظار داشتند با سرنگونی یک دولت، جنبش‌های دیگری نیز پا گرفتند که یا دولتمردان را سرنگون کردند یا طی فرایندی که مطبوعات خارجی «بهار عربی‌اش» نامیدند تغییر ژرفی را در سراسر منطقه رقم زدند. در سال ۲۰۱۳، مردم و رسانه‌های برزیل یک سری مفاهیم حاضر آماده داشتند که می‌شد از آنها برای تفسیر جنبش اعتراضی نو پدید بهره گرفت. برخی رسانه‌ها در نهایت تظاهرات ژوئن را «بهار برزیلی» نامیدند.

در شب ۱۳ ژوئن جمعیت در میان گاز اشک‌آور شعار سر می‌داد که «عشق و عاشقی پایان یافت ترکیه این جاست!» آن‌ها به تظاهرات و سرکوبی اشاره داشتند که در همان زمان در استانبول جریان داشت. من این را در حساب توئیترم گذاشتم و – در یکی از نخستین تجربه‌هایم از فراز و فرودهای رسانه‌های اجتماعی – همه‌گیر یا اصطلاحاً وایرال شد. در چند هفته بعدی عکس‌ها و پیام‌هایی از مردم حاضر در پارک گزی (محل اعتراضات ترک‌ها) دریافت کردم که پلاکاردهایی در دست داشتند با شعارهایی همچون «همه جهان سائو پائولو است» و «ترکیه و برزیل یکی هستند». پس از گذشت یک دهه در سال ۲۰۲۰ و پس از نبردهای خیابانی از شیلی تا هنگ کنگ جهان بیشترین اعتراضات توده‌ای را نسبت به هر برهه‌ای در طول تاریخ بشر به خود دیده بود که گستره آن‌ها از چرخه جهانی معروف ستیزه‌گری در دهه ۱۹۶۰ فراتر رفته بود. اما آیا واقعاً چنین بود؟ آیا همه جهان واقعاً سائو پائولو شده بود؟

چه چیزی منجر به طغیان اعتراضات می‌شود؟

من تاریخ‌نگار نیستم و به یقین هرگز انقلاب موفقی انجام نداده‌ام. من فقط یک روزنامه‌نگارم و از این رو خودم درسی ندارم که آن را به دیگران آموزش بدهم. اگر اصلاً مهارتی داشته باشم باید بگویم می‌توانم بی محابا خود را به این سو و آن سوی جهان بکشانم و کسانی را شناسایی کنم که واقعاً چیزهایی می‌دانند. می‌توانم با آنها بنشینم و از آنها بپرسم که چه فکر می‌کنند. برای نوشتن این کتاب بیش از دویست مصاحبه در دوازده کشور انجام داده‌ام، با مردمی صحبت کرده‌ام که جنبش‌های خیابانی را شکل داده‌اند، با بسیاری از سیاستمدارانی که مجبور شده بودند، با آن مردم روبه‌رو شوند و بسیاری از کسانی که در این بین زندگی‌شان تحت تاثیر قرار گرفته بود. گفت‌وگوهای ما بسیار متنوع بود اما کوشیدم به آن‌ها با چند پرسش خام و تقریبا ابلهانه جهت دهم: چه چیزی منجر به طغیان اعتراضات شد؟ هدف از آن اعتراضات چه بود؟ آیا به آن رسیدند؟ اگر نه، چرا؟

من فقط بر برخی پدیده‌های مشخص متمرکز خواهم شد: بر اعتراضاتی چنان گسترده که بنیادهای نظام سیاسی کشور را لرزاندند و نظام سیاسی دیگری جایگزین کردند، یا سریعاً موجب تغییر و تحولاتی در ساختار آن شدند. همه آنها با شکست روبه‌رو نشدند، و چه بسا بتوان گفت آن شکست‌ها پیروزی‌های کوچکی نیز دربرداشتند. بنا به دلایلی که روشن خواهد شد، همه مواردی که برای تحلیل جدی برگزیده‌ام جزو کشورهای توانگری نیستند که از حیث تاریخی و سنتی در گروه جهان اول قرار دارند. از آنجا که میراث انقلاب‌های ۱۷۸۹ و ۱۹۱۷ برای بسیاری از کنش‌های انقلابی نقاط مرجع محسوب شده‌اند شناسایی شیوه‌هایی که تاریخ روشنفکری چپ به کمک آن‌ها اعتراضات معاصر را شکل داده اهمیت دارد، ولو این که تمایلات بیان‌شده در وقایع اخیر به همه طیف‌های سیاسی مربوط بوده باشد.

داوری جنبش‌های اعتراضی با توجه به اهداف

در این کتاب سعی می‌کنم جنبش‌های اعتراضی را با توجه به اهدافشان داوری کنم و ناگزیر داستان بر اساس چیزهایی شکل خواهد گرفت که آنها را بهتر می‌شناسم. بر نقش رسانه‌های بین‌المللی دقیق‌تر خواهم شد و به ویژه بر تجربه‌های زیسته خودم تمرکز خواهم کرد. چه بخواهم چه نخواهم این راست است که من در کنار بسیاری از دوستان نزدیکم و پس از مشاهده تغییر و تحولات پدید آمده در برزیل عمیقاً دستخوش تحول شده‌ام و اگر بخواهم روایتم صادقانه باشد، گاهی ناچارم مدت کوتاهی در این روایت حضور پیدا کنم.

من هم مانند بسیاری از دوستانم در برزیل ساعات بی‌شماری را در دهه گذشته صرف کردم تا بفهمم در ۲۰۱۳ بر من چه گذشت، و وقایعی را درک کنم که پس از آن در همه جا روی دادند. گشودن گره این راز که چگونه بسیاری از اعتراضات توده‌ای دقیقاً متضاد با آن وضعیتی از کار درآمده که معترضان خواستار آن بودند پرسش شخصی من نیز بوده است و باید رابطه خود را با آن توضیح دهم. من از ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶ خبرنگار روزنامه لس آنجلس تایمز بودم و نیز یک تارنما را برای فولیا دو سائوپائولو مهمترین روزنامه برزیل اداره می‌کردم. پس از ترک برزیل، رویدادهای آسیای جنوب شرقی را برای واشینگتن پست پوشش دادم، که این کار سبب شد توجهم به دو واقعه مربوط به مطالعه کنونی جلب شود. اما دیگر شخصیت‌های داستان به مراتب مهمتر و بسیار هیجان انگیزتر و جالب‌تر هستند.

من بر این باورم که مجموعه‌ای از جریان‌های ایدئولوژیک از پیش موجود، که در بزنگاه‌های نگرش شوروی‌ستیزانه و نوآنارشیستی شکل گرفته بود، در عصر «پایان تاریخ» (دهه ۱۹۹۰) شتاب ویژه‌ای یافت و سپس پیوندهایی گزینشی با تحولات فناورانه و سازمانی روی‌داده در دهه ابتدایی قرن بیست‌ویک پیدا کرد. شرکت‌های مالک رسانه‌های اجتماعی افزایش بزرگی گردهمایی‌های توده‌ای برخوردار از ساختار افقی را بسیار آسان ساختند، و سرویس‌هایشان نیز سبب شد احتمال این‌که شهروندان تصاویر ناراحت‌کننده اقدامات دولت‌هایی را ببینند که داشتند از قدرتشان سوءاستفاده می‌کردند بسیار زیاد شود. با توجه به این‌که دولت مبتنی بر نمایندگی و شاید حتی خود نمایندگی در وضعیتی بحرانی به سر می‌برد، و این‌که بسیاری از انسان‌ها از آنچه هماره بوده‌اند فردگراتر به‌نظر می‌رسند، همه این‌ها موجب شده ترکیبی انفجاری از کار دربیاید.

کتاب «جنبش‌های نافرجام؛ روایت یک دهه اعتراضات مردمی» نوشته وینسنت بوینز با ترجمه شهریار خواجیان در ۴۲۴ صفحه و قیمت ۷۲۰ هزار تومان از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها