سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طاهره مهری- کتاب «جهان به روایت اقتصاد» با عنوان فرعی تاریخ مختصر بشریت تالیف اندرو لی و ترجمه یاسمین مشرف از سوی انتشارات ققنوس به بازار کتاب آمد.
این کتاب پلی میان اقتصاد نظری و واقعیتهای زندگی روزمره و مناسب برای دانشجویان علوم سیاسی و اجتماعی، علاقهمندان به اندیشه اقتصادی و هر آن کسی است که میخواهد جهان را از زاویهای تازه ببیند. در این زمینه با یاسمین مشرف مترجم کتاب «جهان به روایت اقتصاد» به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.

جهان به روایت اقتصاد چه تفاوتی با روایتهای دیگر دارد؟
در تاریخنگاریها معمولا بر نقش سیاست، دین یا رهبران سیاسی در شکلدهی به تمدنها تأکید میشود، اما در «جهان به روایت اقتصاد» محور اصلی تحولات تاریخی اقتصاد است. نویسنده استدلال میکند که رشد اقتصادی، تغییرات در شیوههای تولید، ظهور بازارها و تجارت و نحوه توزیع منابع، نیروهای محرکه اصلی ظهور تمدنها، انقلابها، جنگها و در نهایت شکلگیری جهان مدرن بودهاند.
شرحی در مورد اندرو لی نویسنده کتاب بیان کنید. به دلیل کدام ویژگی این کتاب را برای ترجمه انتخاب کردهاید؟
اندرو لی سیاستمدار، نویسنده، حقوقدان استرالیایی و استاد سابق اقتصاد در دانشگاه ملی استرالیاست؛ او در این کتاب با زبانی روشن و تحلیلی تاریخ بشر را از زاویه اقتصاد روایت کرده است. ویژگی مهم کتاب سادگی در عین عمق آن است. نویسنده تلاش کرده با نثری روان و روایتمحور و با استفاده از مثالهای ملموس، مفاهیم مهم و پیچیده اقتصادی و تاریخی را به شکلی منسجم و جذاب توضیح بدهد، به طوری که برای خواننده عام هم جذاب و قابل فهم باشد.
اقتصاد از چه جنبهای بر جهان تاثیرگذار بود؟
از دید کتاب، اقتصاد عملاً موتور اصلی تغییرات تاریخی در جهان بوده است، از افزایش تولید و تقسیم کار گرفته تا گسترش تجارت، شکلگیری شهرها و دولتها و بعدتر انقلاب صنعتی و جهانی شدن. نویسنده نشان میدهد که هرجا نوآوری اقتصادی و فناورانه رخ داده، ساختارهای اجتماعی و سیاسی هم تغییر کردهاند؛ یعنی اقتصاد فقط مسئله پول و بازار نبوده بلکه بر نحوه زندگی، قدرت، رفاه، نابرابری و حتی واکنش بشر به بحرانهایی مثل جنگها یا همهگیریها اثر مستقیم داشته است.

بشر اولیه از چه زمانی به اهمیت اقتصاد در زندگی خویش پی برد؟
نویسنده نشان داده که انسانهای غارنشین و شکارچی گردآورنده هم بهطور طبیعی با مفاهیم اولیه اقتصاد درگیر بودهاند، مفاهیمی مثل تقسیم کار ساده بین شکارچیان و خوراکجویان، مبادله کالا و مدیریت منابع محدود. اما نقطه عطف اصلی روی آوردن بشر به کشاورزی و یکجانشینی بوده است. این تحول که حدود ۱۲ هزار سال پیش اتفاق افتاد باعث شد انسانها مازاد تولید داشته باشند، به فکر ذخیرهسازی بیفتند، مالکیت خصوصی شکل بگیرد و در نتیجه مفاهیم پیچیدهتری مثل بازار، مبادله منظم و مدیریت منابع به شکلی جدیتر در زندگی آنها اهمیت پیدا کند و پایههای اقتصاد امروزی بنا نهاده شود.
عصر کشتیرانی در پیشبرد اقتصاد چه نقشی داشت؟
کتاب، کشف سرزمینهای جدید و کاهش هزینه حملونقل را که رهآورد عصر کشتیرانی بودند، عامل مهمی در رشد تجارت و به تبع آن اقتصاد معرفی میکند. قبل از عصر کشتیرانی، تجارت بیشتر محدود به مناطق نزدیک بود. با پیشرفت کشتیها و ناوبری، انسانها توانستند مسافتهای بسیار طولانیتری را بپیمایند و با ایجاد مسیرهای تجاری پایدار بین قارهها کالاها را با هزینه کمتر و سرعت بیشتر جابجا کنند. این اتفاق باعث خارج شدن اقتصاد از حالت محلی، شکلگیری بازارهای جهانی و درنهایت فراهم شدن زمینه انقلاب صنعتی شد؛ به عبارت دیگر عصر کشتیرانی اقتصاد را جهانی و دنیای مدرن را پایهریزی کرد.

آیا انقلاب کشاورزی سبب تغییر شرایط مادی در زندگی همه مردم شد؟
در کتاب «جهان به روایت اقتصاد» بیان شده که انقلاب کشاورزی باعث گسترش جمعیت شد، اما نهتنها شرایط مادی زندگی برای بیشتر مردم تغییر زیادی نکرد، بلکه در برخی موارد نابرابریها تشدید شدند. انسانهای شکارچی-گردآورنده زندگی متحرکی داشتند به این معنی که هیچکس مالک دارایی زیادی نبود. در مقابل، کشاورزی محصول مازاد تولید میکرد. این ویژگی به رهبران اجازه میداد برای خود و خانوادههایشان ثروتاندوزی کنند و برای تأمین بودجه ارتشهای سرکوبگر به استخراج منابع مردم بپردازند. در واقع امکان تولید مازاد غذا و ذخیرهسازی آن و ایجاد جوامع دائمی به تقسیم کار پیچیدهتر، ظهور ساختارهای سیاسی و اقتصادی و شکلگیری طبقات اجتماعی انجامید.
آیا رفاه در کشورهایی که انقلاب صنعتی رخ داده بود، شامل همه مردم شد؟
براساس روایت کتاب خیر؛ رفاه حاصل از انقلاب صنعتی بهطور یکسان به همه مردم نرسید. انقلاب صنعتی تولید را افزایش داد، کالاها را ارزانتر کرد و سطح زندگی را در بلندمدت بالا برد، اما این به معنی بالا رفتن فوری و برابرِ سطح زندگی همه مردم نبود. در آغاز، بسیاری از کارگران با دستمزدهای پایین، ساعات کار طولانی و شرایط سخت کارخانهها روبهرو بودند. بنابراین هرچند انقلاب صنعتی درنهایت رشد اقتصادی و رفاه عمومی بیشتری ایجاد کرد، اما توزیع این رفاه نابرابر بود.
جنگ جهانی اول و دوم چه تاثیری بر اقتصاد جهان گذاشت و از چه جهاتی سبب شکوفایی یا رکود شد؟
در روایت اندرو لی جنگهای جهانی اول و دوم تأثیرات متناقضی بر اقتصاد جهان گذاشتند. از یک سو، این جنگها رکود اقتصادی عظیمی به دنبال داشتند. تخریب گسترده زیرساختها، بدهیهای سنگین، تورم افسارگسیخته و بیثباتی مالی- بهویژه پس از جنگ جهانی اول- زمینهساز رکودها و بحرانهایی چون ابرتورم آلمان و سپس رکود بزرگ شد؛ اما این جنگها به طور غیرمستقیم شکوفایی اقتصادی را نیز در پی داشتند. نیاز مبرم به تولیدات جنگی، نوآوریهای فناورانه را در صنایع مختلفی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با جنگ در ارتباط بودند، تسریع کرد. پس از جنگ، بسیاری از این فناوریها کاربرد غیرنظامی پیدا کردند و به رشد اقتصادی در دوران پس از جنگ کمک کردند. همچنین، بازسازی پس از جنگ، ایجاد نظم مالی بینالمللی جدید در برتون وودز، شکلگیری نهادهای مالی بینالمللی مانند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، زمینهساز دورهای از رشد سریع اقتصادی در جهان غرب شد؛ بنابراین جنگها هم عامل رکود و بحران بودند و هم محرک تحول ساختاری و شکوفایی بلندمدت اقتصادی.
عنوان یکی از بخشهای کتاب «سی سال پرشکوه؟» است، در این سالها بشر به چه شناختی از تاثیر اقتصاد در زندگی خویش دست یافته بود و شکوه اقتصاد از چه جنبهای توصیف شده است؟
این شکوه اقتصادی عمدتاً از جنبه رشد اقتصادی سریع و پایدار توصیف شده است. این دوره که تقریباً از پایان جنگ جهانی دوم تا اواسط دهه ۱۹۷۰ به طول انجامید، با افزایش قابل توجه تولید ناخالص داخلی، اشتغال کامل، بهبود استانداردهای زندگی و کاهش نابرابری در بسیاری از کشورهای توسعهیافته همراه شد؛ شرایطی که مرهون عواملی چون بازسازیهای پس از جنگ، سرمایهگذاریهای گسترده، پیشرفتهای تکنولوژیکی، سیاستهای رفاه اجتماعی و ثبات نسبی در نظام پولی و تجاری بینالمللی بود. هرچند نویسنده با علامت سوالی که در عنوان فصل آورده، احتمالا خواسته است نگاه انتقادی خود را نشان بدهد و به چالشها و نابرابریهایی اشاره کند که در بطن این شکوه اقتصادی وجود داشته است.

آیا کووید ۱۹ در همه بخشها سبب رکود شد یا بشر توانست از این مانع به راهکارهایی برای جهش اقتصادی دست پیدا کند؟
کووید ۱۹ در ابتدا باعث رکود گسترده در بخشهای متکی به تعاملات فیزیکی شد، اما همزمان تسریع روند دیجیتالی شدن، نوآوری در بخش سلامت و واکنشهای حمایتی دولتها، فرصتهایی برای رشد در بخشهای فناوری، سلامت و تجارت الکترونیک ایجاد کرد و جهان توانست با اتکا به این نوآوریها در برخی حوزهها شاهد رشد اقتصادی باشد.
چشمانداز آینده جهان به روایت اقتصاد از نگاه کتاب «جهان به روایت اقتصاد» چگونه تبیین شده است؟
نویسنده در نگاه به آینده از یک سو به پتانسیل عظیم نوآوریهای فناورانه برای پیشرفت و حل مشکلات اشاره میکند و از سوی دیگر به خطرات جدی ناشی از سوءمدیریت این فناوریها، نابرابری اقتصادی و بحرانهای زیستمحیطی و در نهایت بر لزوم بهکارگیری رویکردی پیشگیرانه و سرمایهگذاری در جهت کاهش ریسکها برای بهرهمند شدن از مزایای فناوری و جلوگیری از فاجعه تاکید میکند.
نظر شما