سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: برخی نامها در تاریخ یک سرزمین، فراتر از یک شخص، به یک «نهاد» بدل میشوند. محمدعلی موحد یکی از همین نامهای استوار است. او که امروز قدم به ۱۰۳ سالگی میگذارد، شاهد زنده یک قرن تلاطم، نوسازی و بحران در ایران بوده و در متن بسیاری از این وقایع، از ملی شدن صنعت نفت تا احیای میراث عرفانی ایران، نقشی کلیدی ایفا کرده است. او را ملغمهای از دانشها میدانند؛ مردی که همزمان میتواند بر کرسی قضاوت بینالمللی بنشیند و هم در کوچهپسکوچههای ذهن شمس تبریزی قدم بزند.
از تبریز تا لاهه، از لاهه تا قونیه
محمدعلی موحد در دوم خرداد ۱۳۰۲ در شهر تبریز دیده به جهان گشود. زندگی او از همان آغاز با جستوجوگری گره خورد. او که دانشآموخته حقوق بود، در دوران ملی شدن صنعت نفت به شرکت نفت پیوست و بعدها به یکی از ارکان حقوقی این سازمان بدل شد. حضور او در لاهه و همراهیاش با هیئت اعزامی ایران، او را به حافظهی زنده تاریخ معاصر نفت بدل کرد؛ کتاب «خواب آشفته نفت» او هنوز هم معتبرترین روایت از آن دوران پرآشوب است.
اما موحد فقط در جهان خشک قانون و نفت باقی نماند. او با تصحیح «مقالات شمس تبریزی»، انقلابی در مولاناپژوهی ایجاد کرد. تا پیش از موحد، شمس شخصیتی اسطورهای و مهآلود بود، اما او با دقت علمی و شهود عرفانی، شمس را از پسِ غبار قرون بیرون کشید و به ما بازگرداند. ترجمه «سفرنامه ابنبطوطه» و آثار متعدد در باب تاریخ مغول و متون کلاسیک، بخش دیگری از کارنامه پربار اوست.
در این گزارش، به بهانه زادروز این پیر فرزانه، به سراغ سیروس علینژاد، روزنامهنگار پیشکسوت و یار دیرین استاد رفتهایم تا از دریچهی نگاه او که بیش از سه دهه با موحد حشرونشر داشته، به تماشای این شخصیت بیبدیل بنشینیم.
سی سال همنشینی با فلزات گرانبها
سیروس علینژاد، که خود از بزرگان عرصه گفتوگو و گزارش است، رابطه خود با موحد را نوعی «تلمذ و همنشینی مدام» توصیف میکند. او معتقد است برای شناختن موحد، نباید فقط به کتابهایش نگریست، بلکه باید به منش و روش زندگی او چشم دوخت.
علینژاد در توصیف زندگی موحد، استعارهای جالب به کار میبرد: «زندگی او یک ملغمه است؛ اما نه یک ترکیب بیارزش. ملغمهای ساخته شده از اشیا و فلزات گوناگون که سهم فلزات گرانبها مثل طلا و نقره در آن بسیار زیاد است.» او معتقد است موحد در هر ساحتی که وارد شده، از نفت و حقوق گرفته تا عرفان و تاریخ، به بهترین وجه از پس کار برآمده و توانسته است چیزی به دانش و معلومات ما اضافه کند.
یکی از نکات شگفتانگیزی که علینژاد به آن اشاره میکند، وسعت تخصصهای موحد است. او میگوید: «عجیب است که این زمینههای گوناگون ظاهراً به هم ربطی ندارند؛ از ابنبطوطه تا مقالات شمس، و از آنجا تا نفت و تاریخ مغول. من حتی فکر نمیکردم او تا این حد عمیق روی تاریخ مغول کار کرده باشد، اما او نگاهی نو دارد و معتقد است تاریخ ایران را باید به دوران پیش و پس از مغول تقسیم کرد.»
کتابی که در راه است
در این گفتوگو علینژاد خبر از کتابی میدهد که به زودی توسط انتشارات ققنوس منتشر خواهد شد؛ کتابی که حاصل ۳۰ سال گپوگفت، چای خوردن و لذت بردن از محضر استاد است.
علینژاد میگوید: «در این کتاب، هم زندگینامهاش را نوشتم و هم بسیاری از خاطراتش را که در هیچکجای دیگر گفته یا نوشته نشده است. درواقع این کتاب حاصل همنشینیهای من با دکتر موحد است. او در مجالس خصوصی، وقتی یاد شعرا میافتد، نشان میدهد که چقدر در شعر فارسی غور کرده و حافظه غریبی دارد که همه را به یاد میآورد.» او امیدوار است با بازگشت استاد از سفر استانبول، مراسم رونمایی باشکوهی با حضور بزرگان فرهنگ ازجمله علی دهباشی برای این اثر برگزار شود.
نفت یا شمس؛ ترجیحِ پیرِ صدساله چیست؟
وقتی از علینژاد پرسیده میشود که موحد کدام نقش خود را بیشتر دوست دارد؛ مرد قانون بودن یا سالک شمس بودن؟ او پاسخ میدهد: «او غرق در ادبیات فارسی است، هرچند آن را چندان بروز نمیدهد. اما اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، او در همهجا موفق است. در نفت نظیر ندارد، چون با تمام بزرگان این عرصه نشست و برخاست خصوصی و نزدیک داشته است. اما در عوالم معنوی، بیتردید مولانا و شمس او را تسخیر کردهاند. شاید همشهری بودن با شمس تبریزی باعث شده که او همچنان در ۱۰۳ سالگی درگیر این اعجوبه تاریخ باشد.»
علینژاد با شگفتی از پویایی ذهن موحد میگوید: «ذهن این مرد در ۱۰۳ سالگی مثل ساعت کار میکند. همین چند روز پیش به من میگفت کارهای نیمهکاره زیادی دارم و از من میخواست کمکش کنم. من با خودم فکر کردم در عوالمی که او سیر میکند، من چه کمکی میتوانم بکنم؟ اما مقصود این است که او هنوز تشنهی آموختن و منتقل کردن دانش خویش است.»
شوق زیستن و راز ۱۰۳ سالگی
در بخش پایانی این گفتوگو، علینژاد به نکتهای الهامبخش اشاره میکند که میتواند درسی برای تمام نسلها باشد. او میگوید: «در این سنوسال، چیزی که در منش او مرا به شوق میآورد، سرزندگی اوست. همین الان اگر بگوییم راه بیفتیم برویم فلان شهر، میگوید آمادهاید؟ راه بیفتیم! این حد از اشتیاق در مردی که یک قرن را پشت سر گذاشته، شگفتآور است.»
میراثی برای فردا
محمدعلی موحد، نمادی از «خردِ مداوم» است. او به ما آموخته است که میتوان در دنیای مدرن از نفت و قراردادهای نفتی سخن گفت و همزمان، جان را در چشمهی عرفان شمس شستشو داد. او به ما یادآوری میکند که تاریخ، فقط تکرار مکررات نیست، بلکه عرصهای برای بازخوانی و نقد حماقتهای گذشته است تا شاید راهی به سوی روشنایی گشوده شود.
تولد ۱۰۳ سالگی او، جشنِ یک قرن شرافت کاری، دقت علمی و عشق بیافول به ایران است. همانطور که سیروس علینژاد میگوید، او از آن ملغمههای نابی است که هر چه بیشتر زمان میگذرد، عیار فلزات گرانبهای وجودش بیشتر نمایان میشود. سایهاش مستدام و قلمش همواره لرزاننده بنیانهای جهل باد.
نظر شما