سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران طی بیش از سه دهه برگزاری به یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی کشور تبدیل شده است؛ رویدادی که همواره به عنوان بزرگترین ویترین نشر ایران شناخته میشود و هر سال هزاران عنوان کتاب، صدها ناشر و انبوهی از مخاطبان را در یک نقطه گردهم میآورد. با این حال همزمان با نزدیک شدن به زمان برگزاری سیوهفتمین دوره این نمایشگاه در اردیبهشت ۱۴۰۵ و نیز برگزاری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، پرسشهایی درباره نسبت این رویداد ملی با زیستبوم نشر در شهرهای مختلف کشور دوباره مطرح شده است؛ بهویژه درباره شهرهایی با پیشینه عمیق فرهنگی مانند اصفهان که هم در تاریخ فرهنگ و هنر ایران جایگاه مهمی داشته و هم در دهههای مختلف یکی از مراکز فعال نشر و تولید فرهنگی به شمار میرفته است.
خبرگزاری کتاب ایران به همین مناسبت میزگردی تخصصی با حضور شماری از فعالان حوزه نشر، کتابفروشی، نویسندگی و کتابخانه در اصفهان با عنوان «اصفهان در ویترین نشر ایران» به میزبانی دانشگاه هنر اصفهان برگزار کرد تا این پرسش محوری را بررسی کند که آیا نمایشگاه کتاب تهران برای فعالان زنجیره کتاب در اصفهان فرصت دیدهشدن و تقویت است یا به نوعی بازتولید تمرکز در پایتخت و حاشیهنشینی شهرهای دیگر. این میزگرد با عنوان اصفهان در ویترین نشر ایران؛ نمایشگاه کتاب تهران فرصت یا حاشیهنشینی؟ در دانشگاه هنر اصفهان برگزار شد.
در این میزگرد مهرانگیز بیدمشکی مدیرعامل تعاونی ناشران اصفهان و مدیرمسئول نشر نهفت، محمد احمدینژاد مدیرمسئول نشر خاک، فرزانه امین مدیر داخلی پردیس کتاب اصفهان، مالک شیخی نویسنده و مدرس دانشگاه، محمدرضا رهبری نویسنده و منتقد ادبی و آرمین بهرامیان مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه هنر اصفهان، هر یک از زاویهای متفاوت به بررسی نسبت اصفهان با مهمترین رویداد صنعت نشر کشور پرداختند.
اصفهان در ویترین نشر ایران؛ حضور نمادین یا سهم واقعی؟
مهرانگیز بیدمشکی مدیرعامل تعاونی ناشران اصفهان و مدیرمسئول نشر نهفت در ابتدای این نشست با طرح این پرسش که آیا اصفهان در ویترین نشر ایران سهم واقعی دارد یا صرفاً حضوری نمادین را تجربه میکند، گفت: اگر بخواهیم وضعیت امروز را بدون تعارف توصیف کنیم باید بگوییم اصفهان در سالهای اخیر حتی همان حضور سابق را نیز در نمایشگاه کتاب تهران از دست داده است.
او با اشاره به سابقه بیش از سه دهه برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران تأکید کرد: در سالهای ابتدایی، ناشران اصفهانی دستکم برای تثبیت هویت حرفهای خود تلاش میکردند اما در هفت یا هشت سال اخیر این حضور به شکل محسوسی کمرنگ شده است.
بیدمشکی با استناد به آمار مشارکت ناشران اصفهانی در نمایشگاه مجازی کتاب تهران توضیح داد: حتی در بستری که دیگر هزینههای حملونقل، اسکان و لجستیک حذف شده، همچنان تعداد ناشران فعال اصفهانی به زحمت به ۱۰ یا ۱۵ ناشر میرسد و این مسئله نشاندهنده بحرانی عمیقتر در ساختار نشر استان است.
او بازار کتاب را موجودی زنده توصیف کرد که همواره میان تمرکز و پراکندگی در نوسان است و معتقد است سیاستگذار فرهنگی وظیفه دارد میان این دو وضعیت تعادل ایجاد کند.
به گفته مدیرعامل تعاونی ناشران اصفهان، نمایشگاه کتاب تهران به عنوان بزرگترین رویداد فرهنگی کشور باید بستری برای ایجاد یک اکوسیستم متوازن در حوزه نشر باشد اما در عمل چنین اتفاقی رخ نداده است.
بیدمشکی با اشاره به پیشینه تاریخی و فرهنگی اصفهان گفت: شهری که خاستگاه مکاتب هنری، موسیقی و جریانهای مهم فکری بوده و در حوزه تولید آثار فرهنگی سابقهای جدی دارد، امروز در مهمترین ویترین نشر کشور سهمی متناسب با ظرفیتهایش ندارد.
او تأکید کرد: اگرچه در دهههای گذشته برخی ناشران اصفهانی توانسته بودند برند ملی خود را تثبیت کنند اما امروز تعداد ناشرانی که حضور مستمر و مؤثر در نمایشگاه داشته باشند به شدت کاهش یافته است.

دولت و نگاه تصدیگرایانه به فرهنگ
مدیرمسئول نشر نهفت در ادامه سخنان خود، ریشه این وضعیت را در نوع سیاستگذاری فرهنگی کشور جستوجو کرد. او معتقد است یکی از مشکلات جدی حوزه نشر آن است که دولت همچنان نگاه تصدیگرایانه به فرهنگ دارد و اجازه شکلگیری یک نظام حرفهای و مستقل را نمیدهد.
بیدمشکی گفت: در بسیاری از موارد کسانی برای حوزه فرهنگ تصمیمگیری میکنند که نه تجربه زیست فرهنگی دارند و نه دغدغه واقعی کتاب.
او با انتقاد از سازوکارهای کمتر عادلانه در حوزه کاغذ، مجوز نشر و یارانههای فرهنگی، تأکید کرد: در نهایت افرادی در این چرخه باقی میمانند که بیش از آنکه نگاه فرهنگی داشته باشند، به منافع اقتصادی کوتاهمدت فکر میکنند.
او با اشاره به وضعیت مجوزهای نشر در کشور گفت: وقتی سیاست رسمی این باشد که هر ناشر برای تمدید مجوز خود ناچار به انتشار چند کتاب در سال باشد، طبیعی است که بازار نشر به سمت تولید انبوه و بیکیفیت حرکت میکند. به گفته بیدمشکی، در چنین شرایطی نه فرصت کافی برای شکلگیری آثار ماندگار وجود دارد و نه نظام نشر میتواند بر کیفیت متمرکز شود.
او همچنین از بیتوجهی نهادهای مدیریتی استان به تشکلهای صنفی حوزه نشر انتقاد کرد و گفت: تعاونی ناشران اصفهان پس از سه دهه فعالیت هنوز از داشتن یک فضای ثابت و مناسب محروم است.
بیدمشکی این وضعیت را نشانهای از کمتوجهی ساختاری به نهادهای فرهنگی دانست و تأکید کرد: وقتی تشکلهای صنفی تضعیف شوند، ناشران مستقل نیز توان ادامه فعالیت حرفهای را از دست میدهند.
بحران معنا و افول جایگاه کتاب در زندگی امروز
مدیرمسئول نشر خاک در بخشی از سخنان خود، مسئله کتاب را فراتر از بحران اقتصادی دانست و گفت: جهان امروز با بحران معنا مواجه شده است؛ بحرانی که نه فقط صنعت نشر بلکه کلیت فرهنگ را تحت تأثیر قرار داده است.
او توضیح داد: نسل امروز دیگر مانند گذشته رابطهای بدیهی با کتاب ندارد و بسیاری از الگوهای مصرف فرهنگی تغییر کردهاند. احمدینژاد معتقد است که نمایشگاه کتاب تهران نیز باید خود را با این تحولات هماهنگ کند.
مدیرمسئول نشر خاک با ذکر خاطرهای از برگزاری نمایشگاه کتاب در دانشگاه هنر اصفهان گفت: در دورهای که فضای فرهنگی دانشگاهها هنوز پویا بود، طی سه روز چندین کامیون کتاب در یک نمایشگاه کوچک دانشگاهی فروش رفت و دانشجویان حتی برای خرید کتاب چک میدادند. به گفته او این تجربه نشان میدهد که اگر نیاز واقعی فرهنگی وجود داشته باشد، مخاطب همچنان برای کتاب هزینه میکند.
احمدینژاد در عین حال هشدار داد: سیاستهای نمایشی در حوزه کتاب به تدریج باعث شده است کتاب بیشتر به یک ابزار تبلیغاتی تبدیل شود تا یک کالای فرهنگی اثرگذار. در بسیاری از موارد تصویری که از کتاب و کتابخوانی ارائه میشود، بیشتر جنبه نمایشی دارد و کمتر به تقویت واقعی فرهنگ مطالعه منجر میشود.
تأثیر نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران بر چرخه کتابفروشیهای اصفهان
فرزانه امین مدیر داخلی پردیس کتاب اصفهان، در ادامه این میزگرد به یکی از مناقشهبرانگیزترین ابعاد نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران پرداخت؛ نسبت این رویداد با اقتصاد کتابفروشیهای محلی.
او با اشاره به اینکه نمایشگاه تهران در سالهای اخیر اثرات نه چندان مثبتی هم بر فروش کتابفروشیهای شهرستانی وارد کرده است، گفت: البته در عین حال نمیتوان از نقش فرهنگی و انگیزشی این رویداد نیز چشمپوشی کرد.
امین توضیح داد: نمایشگاه کتاب تهران برای بسیاری از مخاطبان فرصتی است تا تازههای نشر را یکجا ببینند، با ناشران مختلف آشنا شوند و تجربهای جمعی از مواجهه با کتاب داشته باشند. با این حال، مسئله اصلی آنجاست که این رویداد در عمل باید مکمل کتابفروشیها باشد.
او گفت: بخش قابل توجهی از مخاطبان، خرید سالانه کتاب خود را به نمایشگاه موکول میکنند و همین مسئله باعث افت فروش کتابفروشیهای محلی در ماههای بعد میشود. این وضعیت بهویژه برای کتابفروشیهای مستقل شهرستانها که با حاشیه سود محدود فعالیت میکنند، میتواند آسیبزا باشد.
مدیر داخلی پردیس کتاب اصفهان تأکید کرد: اگر سیاستگذاران فرهنگی واقعاً دغدغه تداوم حیات کتابفروشیها را دارند، باید میان نمایشگاه و شبکه توزیع محلی نوعی همافزایی ایجاد کنند.
او معتقد است: نمایشگاه کتاب نباید صرفاً محل فروش مستقیم باشد، بلکه میتواند به بستری برای تقویت ارتباط مخاطب با کتابفروشیهای شهر خود تبدیل شود.
امین همچنین به تغییر الگوی مصرف فرهنگی در سالهای اخیر اشاره کرد و گفت: کتابفروشیها امروز فقط محل فروش کتاب نیستند؛ آنها به تدریج به فضاهای فرهنگی، اجتماعی و گفتوگومحور تبدیل شدهاند. از این منظر، تضعیف کتابفروشیهای محلی صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست بلکه به تضعیف زیست فرهنگی شهر نیز منجر میشود.
نویسنده شهرستانی در حاشیه ویترین نشر
مالک شیخی، نویسنده و مدرس دانشگاه با طرح پرسشی بنیادین درباره جایگاه نویسنده شهرستانی در ساختار نشر ایران سخنان خود را آغاز کرد. او با اشاره به بحثهایی که طی سالهای گذشته درباره تأثیر نمایشگاه کتاب تهران بر بازار کتابفروشیها و ناشران محلی مطرح شده است، گفت: پرسش اصلی این است که در این ساختار نمایشگاهی و در شبکه متمرکز نشر ایران، نویسندهای که در شهری مانند اصفهان زندگی و فعالیت میکند دقیقاً در کجای این معادله قرار میگیرد.
به گفته او، باید بررسی کرد که آیا نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران برای نویسنده شهرستانی فرصتی واقعی برای دیده شدن و ارتباط مستقیم با مخاطب فراهم میکند یا اینکه همچنان این مسیر تنها از طریق ناشران پایتخت و شبکههای متمرکز توزیع کتاب امکانپذیر است.
شیخی در ادامه برای توضیح زمینههای فرهنگی این مسئله به تجربهای از فضای سیاستگذاری فرهنگی اشاره کرد. او گفت: در گفتوگویی که سالها پیش با یکی از نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی که عضو کمیسیون فرهنگی نیز بود انجام شده، خبرنگاری از او پرسیده بود آخرین کتابی که خوانده چه بوده است. پاسخ این نماینده این بود که مسئله اصلی او موضوعات دیگری مانند مسائل اقتصادی حوزه انتخابیه است و اساساً اهل کتاب به آن معنا نیست.
به باور شیخی شاید در زمان بیان چنین جملهای عمق مسئله چندان آشکار نباشد، اما در گذر زمان میتوان دریافت که این نوع نگاه تا چه اندازه در شکلگیری وضعیت کنونی فرهنگ و کتاب در کشور تأثیرگذار بوده است.
او توضیح داد: وقتی در نظام تصمیمگیری، فرهنگ در اولویتهای پایین قرار میگیرد، طبیعی است که حلقههای مختلف زنجیره کتاب از نویسنده و ناشر تا کتابفروش و مخاطب نیز با مشکلات ساختاری مواجه شوند.
این نویسنده با اشاره به شرایط اقتصادی جامعه افزود: واقعیت این است که بخش بزرگی از جامعه درگیر مسائل معیشتی است و در چنین شرایطی کتاب به طور طبیعی در پایین هرم نیازهای مصرفی قرار میگیرد. با این حال مسئله اصلی آن است که حتی در سطح سیاستگذاری فرهنگی نیز گاه نگاه راهبردی به کتاب و مطالعه وجود ندارد و همین امر موجب تضعیف تدریجی زیرساختهای فرهنگی شده است.
شیخی در ادامه به تجربه شخصی خود در انتشار آثارش اشاره کرد و گفت: فضای نشر ایران در بسیاری از حوزهها گرفتار نوعی دوگانهسازی شدید شده است؛ دوگانهای که تنها به عرصه سیاست محدود نیست و در حوزه فرهنگ و ادبیات نیز دیده میشود.
او توضیح داد: در یکی از آثار داستانی خود شخصیت اصلی را فردی قرار داده بود که در جنگ مجروح شده و به دلیل دردهای ناشی از آسیبهای جنگ به مصرف مواد روی آورده است. همین ویژگی سبب شد برخی ناشران موسوم به جریان ارزشی از انتشار کتاب خودداری کنند، زیرا معتقد بودند شخصیت جانباز نباید با مسئله اعتیاد پیوند بخورد. در مقابل، برخی ناشران که خود را در طیف روشنفکری تعریف میکنند نیز با انتشار این اثر موافقت نکردند، زیرا به اعتقاد آنان اساساً نباید شخصیت اصلی داستان جانباز باشد و روایتهای مرتبط با جنگ در اولویت کار آنان قرار ندارد.
شیخی با اشاره به این تجربه گفت: در چنین فضایی نویسنده عملاً میان دو قطب متضاد گرفتار میشود؛ قطبهایی که هر دو خود را صاحب حقیقت میدانند اما در عمل امکان روایت پیچیدگیهای واقعی زندگی را از ادبیات میگیرند.
او تأکید کرد: این وضعیت در سطح ساختار نشر نیز بازتاب پیدا کرده است. بسیاری از نویسندگان شهرستانی حتی اگر در شهر خود فعال باشند، برای انتشار و دیده شدن آثارشان ناچارند به شبکه متمرکز نشر در تهران متصل شوند.

نمایشگاه کتاب بدون اصلاح ساختار نشر؛ رویداد بزرگ با اثرگذاری محدود
شیخی در ادامه سخنان خود بحث را به سطحی ساختاریتر برد و گفت: یکی از دلایل اصلی موفقیت صنعت نشر در کشورهای توسعهیافته، وجود ساختارهای منسجم فرهنگی و اقتصادی است.
او با اشاره به آمارهای جهانی توضیح داد: برخی از بزرگترین ناشران جهان گردش مالی چند میلیارد دلاری دارند. برای مثال درآمد یکی از بزرگترین مجموعههای نشر بینالمللی به چندین میلیارد دلار میرسد که رقمی قابل توجه در مقیاس اقتصاد فرهنگی جهانی محسوب میشود.
شیخی افزود: در چنین کشورهایی موفقیت ناشران صرفاً نتیجه یارانههای دولتی نیست، بلکه حاصل وجود ساختارهای پایدار در حوزه تولید، توزیع و مصرف کتاب است. به گفته شیخی در این کشورها سیاستگذاری فرهنگی به گونهای طراحی شده که چرخه اقتصادی نشر بتواند به صورت پایدار عمل کند.
این نویسنده در ادامه با اشاره به جملهای مشهور در ادبیات مدیریت فرهنگی گفت: گاهی گفته میشود فرهنگ راهبرد را در صبحانه میخورد، اما بعدها برخی اندیشمندان این جمله را اصلاح کردند و گفتند ساختار است که فرهنگ را در ناهار میخورد.
به باور او اگر ساختارهای فرهنگی و اقتصادی به درستی طراحی شده باشند، تولید و توزیع کتاب نیز در مسیر طبیعی خود حرکت خواهد کرد. اما در شرایطی که چنین ساختاری وجود نداشته باشد، حمایتهای مقطعی یا یارانهای نیز نمیتواند مشکلات بنیادین صنعت نشر را حل کند.
شیخی در ادامه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را با وزارت جهاد کشاورزی مقایسه کرد و گفت: همانگونه که در بخش کشاورزی هنگام بروز بحرانهایی مانند خشکسالی یا آفات، سیاستهای حمایتی مشخصی برای کشاورزان در نظر گرفته میشود، در حوزه فرهنگ نیز باید سازوکارهای حمایتی مبتنی بر شناخت دقیق شرایط وجود داشته باشد.
او در همین زمینه به مسئله تمرکزگرایی فرهنگی اشاره کرد و گفت: در ایران بسیاری از فعالیتهای فرهنگی و هنری به شکل تاریخی در تهران متمرکز شده است. این تمرکز نه تنها در حوزه نشر بلکه در موسیقی، سینما و دیگر شاخههای هنر نیز دیده میشود.
به گفته او نمونههای متعددی از نویسندگان شهرستانی وجود دارند که زمانی که در تهران فعالیت میکردند آثارشان دیده شده، اما پس از بازگشت به شهرهای دیگر به تدریج از فضای اصلی نشر فاصله گرفتهاند.

در ادامه میزگرد، مهرانگیز بیدمشکی مدیرعامل تعاونی ناشران اصفهان و مدیرمسئول نشر نهفت دیدگاه خود را درباره رابطه میان محل انتشار کتاب و موفقیت آن بیان کرد. او با اشاره به تجربه چند دهه فعالیت در حوزه نشر گفت: کیفیت اثر مهمترین عامل در موفقیت یک کتاب است و محل انتشار آن در درجه دوم اهمیت قرار دارد.
بیدمشکی توضیح داد: در طول سالهای فعالیت حرفهای خود با طیف متنوعی از نویسندگان همکاری کرده و بارها شاهد بوده است که آثاری که در اصفهان منتشر شدهاند توانستهاند در سطح ملی نیز مخاطبان گستردهای پیدا کنند.
او گفت: در دورهای برخی از نویسندگان اصفهانی که آثارشان نخستین بار در اصفهان منتشر شد، توانستند در نمایشگاه کتاب تهران فروشهای چند هزار نسخهای را تجربه کنند. به گفته او حتی در مواردی کتابهایی که در اصفهان منتشر شده بودند در رقابت با ترجمههای شناختهشده بازار نیز عملکرد موفقی داشتند.
بیدمشکی برای نمونه به تجربه انتشار برخی آثار ادبی اشاره کرد و گفت: این آثار در نمایشگاه کتاب تهران با استقبال چشمگیر مخاطبان مواجه شده بودند و شمارگان فروش آنها به چند هزار نسخه رسیده بود.
او با بیان اینکه بسیاری از نویسندگان گاه تصور میکنند برای دیده شدن حتماً باید به ناشران تهرانی مراجعه کنند، عنوان کرد: این تصور در همه موارد دقیق نیست. به اعتقاد او آنچه در نهایت یک کتاب را مطرح میکند کیفیت متن، انسجام فکری و قدرت روایت است.
با این حال بیدمشکی اذعان کرد: جاذبه پایتخت همچنان در ذهن بسیاری از نویسندگان وجود دارد. او گفت: در مواردی حتی نویسندگانی که آثارشان در اصفهان با موفقیت اقتصادی منتشر شده، در چاپهای بعدی ترجیح دادهاند کتاب خود را به ناشران تهرانی بسپارند.
مشکل صنعت نشر فراتر از اختلاف میان ناشران و کتابفروشان و نویسندگان است
مدیرمسئول نشر نهفت در ادامه به بحثی که طی سالهای اخیر درباره تأثیر نمایشگاه کتاب تهران بر کتابفروشیها مطرح شده است، اشاره کرد و گفت: به باور او نباید نمایشگاه را صرفاً در تقابل با کتابفروشیها تعریف کرد. اگر نمایشگاه کتاب به عنوان یک رویداد فرهنگی بزرگ در نظر گرفته شود، میتواند در نهایت به افزایش تقاضا برای کتاب در سراسر کشور کمک کند.
به گفته بیدمشکی، ممکن است در ایام برگزاری نمایشگاه فروش برخی کتابفروشیها کاهش پیدا کند، اما در مقابل کتابهایی که در نمایشگاه مورد توجه قرار میگیرند معمولاً در هفتهها و ماههای بعد وارد چرخه تقاضای عمومی میشوند و همین مسئله به فروش کتابفروشیهای محلی نیز کمک میکند.
او تأکید کرد: مشکل اصلی صنعت نشر بسیار فراتر از اختلاف میان ناشران، نویسندگان و کتابفروشان است و ریشه آن را باید در شکافهای ساختاری و ضعف سیاستگذاری فرهنگی جستوجو کرد.

پیوند صنعت و فرهنگ؛ ظرفیتی مغفول برای تقویت چرخه کتاب در اصفهان
مالک شیخی نیز در ادامه بحث به ظرفیت صنایع بزرگ اصفهان برای حمایت از کتاب و کتابخوانی اشاره کرد و گفت: وجود مجموعههایی مانند ذوبآهن، فولاد مبارکه و صنایع بزرگ دیگر میتواند فرصتی مهم برای تقویت چرخه نشر در استان باشد.
او توضیح داد: در بسیاری از این مجموعهها سالانه حجم قابل توجهی از آموزشهای سازمانی برای کارکنان برگزار میشود و این ظرفیت میتواند با برنامهریزی مناسب به ترویج کتابخوانی و خرید کتاب از کتابفروشیهای محلی نیز پیوند بخورد.
به گفته شیخی، اگر چنین پیوندی میان صنعت و فرهنگ شکل بگیرد، میتوان انتظار داشت که بازار کتاب در شهرهایی مانند اصفهان نیز تقویت شود و نمایشگاه کتاب تهران به جای تبدیل شدن به تنها ویترین نشر کشور، به یکی از حلقههای یک شبکه گسترده فرهنگی در سراسر ایران تبدیل شود.
نمایشگاه کتاب تهران برای اصفهان؛ فرصت بازتولید هویت فرهنگی یا استمرار تمرکز نشر؟
محمدرضا رهبری، نویسنده، مدرس داستاننویسی و منتقد ادبی، در ابتدای این میزگرد با اشاره به سابقه چند دههای نمایشگاه کتاب تهران گفت: مسئله نمایشگاه کتاب از ابتدا با یک پرسش جدی همراه بوده است؛ اینکه آیا اساساً با یک نمایشگاه فرهنگی مواجه هستیم یا با فروشگاهی بزرگ برای عرضه کتاب. این پرسش در تمام سالهای گذشته مطرح بوده و هنوز نیز پاسخ قطعی و روشنی برای آن وجود ندارد.
او با اشاره به نسبت هزینههای اجرایی نمایشگاه و گردش مالی صنعت نشر توضیح داد: در بسیاری از سالها، هزینه برگزاری نمایشگاه زیاد بوده است همین مسئله نشان میدهد که نمایشگاه کتاب را نمیتوان صرفاً از منظر اقتصادی تحلیل کرد، بلکه باید آن را در چارچوب سیاستگذاری فرهنگی، منافع صنفی و ساختار توزیع کتاب در کشور نیز بررسی کرد.
این منتقد ادبی با اشاره به تجربه دورههای مختلف نمایشگاه افزود: نمیتوان درباره همه ادوار نمایشگاه یک حکم کلی صادر کرد. برخی دورهها بهویژه در دهههای گذشته، از موفقترین دورههای نمایشگاه بودهاند و توانستهاند میان ناشر، نویسنده و مخاطب ارتباط مؤثری ایجاد کنند.
رهبری تأکید کرد: تحلیل نمایشگاه کتاب نیازمند نگاه تاریخی است و باید بررسی شود که در هر دوره چه سیاستهایی بر نشر کشور حاکم بوده و چه تغییراتی در چرخه تولید و توزیع کتاب رخ داده است.
او در ادامه، سه کارکرد اصلی نمایشگاه کتاب تهران را برشمرد و گفت: نخستین کارکرد، ایجاد امکان دیدار و ارتباط مستقیم میان نویسندگان و ناشران است؛ دومین کارکرد، ارتباط مخاطبان با ناشران و نویسندگان و سومین کارکرد نیز ایجاد انگیزه عمومی برای ورود به فضای کتاب و مطالعه است.
به گفته رهبری، هرگونه تحلیل درباره موفقیت یا شکست نمایشگاه باید بر مبنای همین سه کارکرد صورت گیرد. در سالهایی که این سه کارکرد فعال بودهاند، نمایشگاه توانسته بستری برای دیدهشدن نویسندگان و ناشران استانی فراهم کند و حتی برخی ناشران اصفهانی در همین فضا موفق شدهاند به برندهای ملی تبدیل شوند.

اقتصاد نشر، خریدهای نهادی و بحران سیاستگذاری فرهنگی
رهبری در ادامه میزگرد، بخش مهمی از مشکلات امروز صنعت نشر را ناشی از ناآگاهی نسبت به واقعیت اقتصادی این حوزه دانست و گفت: گردش مالی صنعت نشر در ایران اساساً قابل مقایسه با صنایعی مانند سینما نیست و همین مسئله ایجاب میکند که نوع سیاستگذاری فرهنگی در این حوزه متفاوت باشد.
او تأکید کرد: بسیاری از تصمیمگیران فرهنگی بدون شناخت دقیق از ساختار اقتصاد نشر، برای این حوزه تصمیم میگیرند و همین مسئله باعث شده بخشی از سیاستهای حمایتی عملاً نتیجه معکوس داشته باشند.
این نویسنده و مدرس داستاننویسی یکی از نمونههای مهم این مسئله را سیاست خریدهای نهادی عنوان کرد و گفت: در برخی موارد، کتابی بدون آنکه در کتابفروشیها دیده شود، تنها از طریق خریدهای سازمانی و نهادی به فروش گسترده میرسد. چنین وضعیتی اگرچه در ظاهر به افزایش تیراژ کمک میکند، اما در عمل پیوند واقعی کتاب با مخاطب را از بین میبرد و به صنعت نشر آسیب میزند.
رهبری تصریح کرد: کتابی که دهها هزار نسخه فروش دارد اما در کتابفروشی دیده نمیشود، عملاً از چرخه واقعی فرهنگ حذف شده است. این وضعیت نوعی آسیب جدی برای اکوسیستم نشر است و وقتی کتاب از مسیر طبیعی توزیع خارج میشود، کتابفروشیها تضعیف میشوند و ارتباط مخاطب با بازار واقعی کتاب نیز از بین میرود.
او همچنین به تفاوت میان مفهوم ترویج کتابخوانی و تبلیغ کتاب اشاره کرد و گفت: در بسیاری از موارد، نهادهای رسمی این دو مفهوم را با یکدیگر اشتباه میگیرند. معرفی کتاب در رسانهها الزاماً به معنای تقویت فرهنگ مطالعه نیست؛ زیرا ممکن است تنها به فروش مقطعی یک کتاب منجر شود، بدون آنکه تأثیری پایدار بر عادت مطالعه جامعه بگذارد.
این منتقد ادبی با اشاره به تجربه سالهای فعالیت خود در حوزه ترویج کتابخوانی گفت: طی سالهای گذشته در شهرها و روستاهای مختلف اصفهان، از نجفآباد تا مناطق شرقی استان، با مخاطبان کتاب در ارتباط بوده و بهخوبی مشاهده کرده که مسئله مطالعه، پیچیدهتر از آن است که صرفاً با تبلیغات رسانهای حل شود.
رهبری تأکید کرد: معنای مطالعه در جهان امروز تغییر کرده و سیاستگذاران فرهنگی هنوز خود را با این تغییرات هماهنگ نکردهاند. نسل جدید در فضای متفاوتی از مصرف متن و اطلاعات زندگی میکند و طبیعی است که رابطهاش با کتاب نیز با نسلهای پیشین تفاوت داشته باشد.

هویت فرهنگی اصفهان در ویترین نشر ملی
بخش دیگری از سخنان رهبری به نسبت هویت فرهنگی اصفهان با ساختار متمرکز نشر در تهران اختصاص داشت. او در پاسخ به این پرسش که آیا نمایشگاه کتاب تهران باعث یکدست شدن جریان ادبی کشور شده است یا نه، گفت: مسئله هویت را باید دقیقتر تعریف کرد.
به اعتقاد او، فعالیت یک نویسنده اصفهانی با ناشر تهرانی لزوماً به معنای از دست رفتن هویت بومی نیست؛ همانطور که بسیاری از ناشران اصفهانی در دهههای گذشته توانستهاند با حفظ پایگاه خود در اصفهان، در سطح ملی و حتی بینالمللی فعالیت کنند.
رهبری افزود: اصفهان را نباید بهعنوان جزیرهای جدا از بدنه فرهنگی کشور دید. اصفهان سرمایه فرهنگی ملی است و ظرفیت تاریخی و فرهنگی این شهر میتواند الگویی برای کل کشور باشد.
این نویسنده با تأکید بر اینکه هویت فرهنگی اصفهان در پیوند با کلیت فرهنگ ایران معنا پیدا میکند، اظهار کرد: اتفاقاً حضور فعال در عرصه ملی میتواند به تقویت هویت فرهنگی شهر کمک کند، نه تضعیف آن.
او در عین حال تصریح کرد: نهادهای فرهنگی و سیاستگذاران باید نسبت به تحولات جدید در مفهوم مطالعه و نشر حساس باشند. معنای کتاب خواندن در سال ۲۰۲۵ با دهههای گذشته تفاوت کرده و طبیعی است که نقش ناشر، نویسنده و حتی نمایشگاه کتاب نیز دچار تغییر شود.
رهبری افزود: بخشی از مشکلات امروز صنعت نشر ناشی از آن است که سیاستگذاری فرهنگی با سرعت تحولات اجتماعی و تکنولوژیک همگام نشده است. اگر این بهروزرسانی صورت نگیرد، شکاف میان مخاطب و نهادهای رسمی فرهنگی عمیقتر خواهد شد.
کتابخانههای دانشگاهی، بحران دسترسی و ضرورت حمایت از کتابفروشیها
در ادامه این میزگرد، آرمین بهرامیان، مدیر کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه هنر اصفهان، با اشاره به جایگاه کتابخانهها در چرخه نشر گفت: نتیجه نهایی تمام فعالیتهای نشر، نویسندگی و نمایشگاه کتاب در نهایت باید در کتابخانهها دیده شود؛ زیرا کتابخانهها نقطه اتصال تولید فرهنگی با مصرف علمی و آموزشی هستند.
او در پاسخ به این پرسش که نمایشگاه کتاب تهران چه دستاوردی برای کتابخانههای دانشگاهی داشته است، گفت: پاسخ این سؤال هم مثبت است و هم تلخ؛ زیرا نمایشگاه در عین حال که امکان دسترسی به منابع را فراهم کرده، محدودیتها و بحرانهای موجود در حوزه کتاب را نیز آشکارتر ساخته است.
بهرامیان با اشاره به مشکلات اقتصادی دانشجویان گفت: فاصله میان قیمت کتاب و توان مالی دانشجویان هر سال بیشتر میشود و این مسئله دسترسی به منابع علمی را دشوار کرده است.
او همچنین به ضعف زیرساختهای اینترنتی اشاره کرد و گفت: در شرایطی که بخش بزرگی از پژوهش دانشگاهی جهان بر بستر دیجیتال انجام میشود، اختلال در اینترنت و محدودیت دسترسی به منابع آنلاین، فشار مضاعفی بر دانشجویان و پژوهشگران وارد میکند.
مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه هنر اصفهان با مرور تجربه دوران دانشجویی خود گفت: نمایشگاه کتاب برای بسیاری از دانشجویان تنها فرصت سالانه برای دسترسی به کتابهای تخصصی بوده است؛ فرصتی که گاه حتی هزینه رفتوآمد دانشجو را نیز تحت تأثیر قرار میداد.
او افزود: امروز نیز بسیاری از دانشجویان نمیدانند چگونه باید کتاب مورد نیاز خود را پیدا کنند و همین مسئله نشان میدهد که نظام دسترسی به کتاب در کشور هنوز با مشکلات جدی مواجه است.
بهرامیان در ادامه تأکید کرد: کتابخانههای دانشگاهی برای خرید کتابهای لاتین همچنان به نمایشگاه کتاب تهران وابستهاند؛ زیرا این رویداد امکان دسترسی مستقیم و متمرکز به منابع خارجی را فراهم میکند. با این حال او معتقد است در حوزه کتابهای فارسی، اولویت باید حمایت از کتابفروشیهای محلی باشد.
به گفته او، خرید کتاب فارسی از کتابفروشیهای شهر میتواند به حفظ چرخه اقتصادی نشر در استانها کمک کند و مانع تضعیف کتابفروشیها شود؛ مسئلهای که در سالهای اخیر به یکی از نگرانیهای فعالان نشر تبدیل شده است.
بهرامیان همچنین به ضرورت برندسازی ناشران استانی اشاره کرد و گفت: یکی از ضعفهای حضور ناشران شهرستانی در نمایشگاه کتاب تهران، پراکندگی آنها در فضای نمایشگاه است. پیشنهاد میکنم ناشران اصفهانی در قالب یک مجموعه منسجم و با هویت بصری مشترک در نمایشگاه حضور پیدا کنند تا مخاطب بتواند تصویری روشنتر از ظرفیت نشر اصفهان به دست آورد.
او افزود: تجربه تجمیع برخی ناشران موضوعی در نمایشگاه نشان داده است که تمرکز جغرافیایی و موضوعی میتواند به دیدهشدن بیشتر ناشران کمک کند. به اعتقاد بهرامیان، اگر ناشران اصفهان بتوانند با یک برند مشترک در نمایشگاه حاضر شوند، نه تنها در ذهن مخاطب ماندگارتر خواهند شد بلکه امکان معرفی ظرفیتهای فرهنگی شهر نیز افزایش پیدا میکند.
مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه هنر اصفهان تأکید کرد: نمایشگاه کتاب تهران زمانی میتواند برای اصفهان یک فرصت واقعی باشد که از شکل صرفاً فروشگاهی فاصله بگیرد و به بستری برای تقویت هویت فرهنگی، حمایت از شبکه توزیع کتاب و بازتعریف جایگاه نشر استانی در کشور تبدیل شود.

جایگاه اصفهان در نمایشگاه کتاب تهران
مجموع دیدگاههای مطرح شده در این میزگرد نشان میدهد که مسئله جایگاه اصفهان در نمایشگاه کتاب تهران تنها به میزان حضور چند ناشر محدود نمیشود، بلکه به شبکهای پیچیده از عوامل فرهنگی، اقتصادی و ساختاری بازمیگردد.
در حالی که محمدرضا رهبری بر لزوم پیوند نویسنده با چرخههای نوین ترویج کتاب و اصلاح سیاست خرید نهادی تأکید داشت، آرمین بهرامیان تسهیل دسترسی دانشجویان به منابع علمی و اتحاد راهبردی ناشران استانی را ضروری دانست. محمد احمدینژاد نیز بحران معنا و تمرکزگرایی ساختاری در نشر کشور را از مهمترین موانع توسعه نشر استانی معرفی کرد و مهرانگیز بیدمشکی بر ضرورت تغییر نگاه سیاستگذاران فرهنگی و تقویت تشکلهای صنفی تأکید داشت.
در کنار این دیدگاهها، فرزانه امین نیز بر اهمیت همدلی میان ناشران و کتابفروشان برای حفظ چرخه اقتصادی نشر در شهرستانها تأکید کرد.
در مجموع، این میزگرد نشان داد که نمایشگاه کتاب تهران همچنان مهمترین ویترین نشر ایران است؛ اما برای شهری مانند اصفهان تنها زمانی به یک فرصت واقعی تبدیل میشود که در کنار حضور در این ویترین ملی، به اصلاح ساختارهای داخلی نشر، تقویت همکاری میان ناشران و کتابفروشان و بازتعریف نسبت فرهنگ و اقتصاد در سطح استان نیز توجه جدی شود.
بخش دوم میزگرد در روزهای آتی منتشر میشود.
نظر شما