سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-عبدالقادر بلوچ، مروج کتاب روستای وشنام دری: در این روزهای پرهیاهو، تاریک و غمبار که بوی سوختگی و اندوه از تمام گوشه و کنار جهان برمیخیزد، چراغهای دانایی همچنان در دل تاریکی میدرخشند. در میان غبارِ حوادث، تنها بوی کاغذهای کتاب است که به مشام میرسد و با خود عطر امید را به ارمغان میآورد. در چنین روزهایی، ادبیات تنها لذت باقیمانده و تنها پناهگاه امن ماست، ادبیات است که همچون دوستی وفادار، تنهایی را به پهلو میگیرد و با گرمای خود، زخمهای روح را مالش میدهد.
کودکان، نوجوانان روستای دوستدار کتاب وشنام دری، در این دریای متلاطم ناامیدی، با انس گرفتن با واژهها، ساحل آرامش را میجوین. آنها از میان صفحات کتاب، از وطنِ رویاهایشان میگویند و از صلح، آرزویی که جهان تشنه آن است. آنها درست مانند «تیستو» میشوند؛ همان که انگشتهایش در هر کجای زمین فرود میآمد، شکوفهای سبز میرویاند و هر ناامیدی را به امید تبدیل میکرد.
ادبیات، گاه در جامه هنر، گاه در هیبت حماسه و گاه با زبان رمزآلودِ شعر، با مخاطب سخن میگوید. این تنها پلی است که انسان میتواند از طریق آن، با حقیقتِ صلح و آرامش پیوندی دوباره برقرار کند. امید این روزهای سخت، در کتابخانهها و در دلِ هنر نهفته است؛ همانها که میتوانند کودکان را از تله بحرانها و آسیبهای روانی نجات دهند و در نهایت، آنها را به آغوش گرم صلح بازگردانند. به امید روزهایی که تنها صدای ورق خوردن کتابها شنیده شود، نه صدای جنگ.
نظر شما