به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به تازگی به همت انتشارات مروارید، «ایستادن در دل بیشهها» شامل گزیدهای از اشعار مری الیور با ترجمه کامک ارژنگی به بازار آمده است.
این کتاب شامل بیش از ۹۰ شعر مری الیور است که مترجم از کتاب نیایشها برگزیده و ترجمه کرده است. نیایشها حاوی بیش از ۲۰۰ شعر است که خود الیور در سالهای واپسین عمر خود از میان تمام اشعارش که در ۲۶ دفتر شعر منتشر شدهاند برگزیده است. این کتاب از نظر خود شاعر بهترین اشعار او را عرضه میکند و در ضمن روند رشد و تکامل هنر او را نشان میدهد.
به بهانه انتشار این اثر گفتوگویی با کامک ارژنگی، مترجم آن داشتهایم که در ادامه میخوانید:
دلیل اصلی استقبال مردم آمریکا از اشعار مری الیور چیست؟
دلایل اصلی محبوبیت مری الیور در میان نه تنها دوستداران ادبیات و شعر، بلکه عموم مردم کتابخوان، نخست پرداختن پردقت و ریزبینانه او به زیباییها و شکوه طبیعت است، آن هم به شیوهای که به مراقبهای عارفانه میماند و دوم زبان ساده و بیتکلّف و تصنع او؛ چیزی که شخص مرا به شعر او علاقهمند کرد و شاید این درباره بسیاری خوانندگان دیگر هم صدق کند شور و شوق و صمیمیتی است که مری الیور در توصیف مشاهدات و بیان احساساتش دارد. برای من معیار نخست شعر، دلی بودن آن است و شعر مری الیور به تمام معنا دلی است.

چقدر لحن و زبان خاص زنانه را در اشعار الیور میبینید؟
بسیاری از ویژگیهایی را که منتقدان ادبی لحن زنانه یا حتی فمینیستی میشمارند، میتوان در شعر مری الیور سراغ گرفت، برای نمونه میتوان به ساختار روان و پیوسته و خودجوش اشعارش، رویکرد مهربانانه و بیستیزهاش به طبیعت، پذیرش شکیبای زحمت و رنج و مرگ بهعنوان بخشی ناگزیر از زندگی و گرایش به یکی دیدن و یکی کردن و شکستن دوگانههای تعصبآلود پدرسالارانه همچون تن و روان، سرشت و پرورش، بیگانه و بومی و حتی زن و مرد اشاره کرد.
سبک شعرسرایی الیور چطور است، او در شعرهایش به چه چیزهایی توجه میکند؟
مانند بسیاری از شاعران معاصر انگلیسیزبان، شعر مری الیور عمدتاً دارای وزن و نظم قافیهای شعر سنتی انگلیسی نیست، بلکه شعریست آزاد که از موسیقی درونی و طبیعی زبان و صورخیال و توصیفهای تروتازه برای آفرینش موسیقی و حالوهوای شاعرانه بهره میبرد. اما ویژگیای که شعر او را از بسیاری شاعران معاصر دیگر متمایز میکند، پرداختن او به طبیعت بهعنوان مضمون اصلی اشعارش است. در نظر بعضی از منتقدان و شاعران معاصر، طبیعت موضوعی فرسوده و پیشپاافتاده است؛ اما مری الیور در اشعارش نشان میدهد که طبیعت مضمونی همیشه نو است چراکه یکی از بنیادیترین مضامین شعر و هنر است. او میکوشد حجاب آموزههای فرهنگی و مشغلههای زندگی مدرن را از پیش روی احساسات و ادراک ما کنار بزند و طبیعت را تا حد امکان آن گونه که هست دریابد و توصیف کند.
شعر مری الیور به فضا و حالوهوای کدامیک از شاعران ایرانی نزدیک است؟
شعر مری الیور را از لحاظ دلبستگی عمیق او به طبیعت و جهانبینی و رویکرد عارفانهاش میتوان به شعر سهراب سپهری تشبیه کرد اما شور و شهامت او در بسیاری از اشعارش من را به یاد فروغ فرخزاد میاندازد.
الان که به شعرهای او نگاه میکنید کدامیک از شعرهای او توجه شما را بیشتر جلب میکند؟
من بسیاری از اشعار مری الیور را دوست دارم و از خواندشان لذت میبرم و متأثر میشوم؛ اگر چنین نبود دست به ترجمه اشعارش نمیزدم. هنگامی که اشعارش را برای نخستینبار میخواندم احساس کردم حیف است که شعردوستان فارسیزبان تراوشهای درخشان ذهن جستوجوگر و تیزبین او را به زبان زیبا و باشکوه فارسی نخوانند. در برگزیدن اشعار این کتاب نیز همین معیارهای لذت و تأثیرگذاری را به کار گرفتهام. اگر مجبور باشم تنها تکوتوکی شعر از اشعار او را گزین کنم، شاید اینها خواهند بود؛ یکی «قو» (از دفتر قو ۲۰۱۰) برای شکوهش، «دعا» چون هر بار میخوانمش گوش تا گوش لبخند میزنم، «فراخوان» چرا که مانند مانیفست اوست، «شاعری که سرش را در دستهایش گرفته است» چون نصیحتی است بهجا برای بسیاری از ما ایرانیها، «آیا من از سحرخیزان نیستم؟» بهدلیل اینکه همچون زندگینامه اوست و نیز «غازهای وحشی» و «روز تابستانی» زیرا این دو شعر در محبوبیت در میان خوانندگان و هواداران مری الیور با هم رقابت تنگاتنگی دارند.

شما به طبیعت در اشعار او اشاره کردید، این طبیعت با چه مضامین دیگری گره میخورند و چه ویژگیای در اشعار او ایجاد میکنند؟
مضمون اصلی اشعار مری اولیور طبیعت است اما او از این فراتر میرود و با بهره گرفتن از مشاهده و مراقبه در طبیعت میکوشد مضامینی همچون عشق، گذشت زمان، فقدان، معنا و هدف زیستن و مرگ را از زوایایی تازه دریابد. طبیعت در شعر مری الیور هم هدف است و هم وسیلهای برای شناخت بهتر انسان و انسانیت؛ مشاهده دقیق طبیعت و توجه برای او اهمیت بسیاری دارد چنان که خود میگوید «توجه آغازِ عشق است.»
ترجمه اشعار مری الیور چه چالشهایی بههمراه داشت؟
سادگی زبان مری الیور و نبود ترکیبهای پیچیده و انتزاعی در شعرش از یک سو کار ترجمه را برایم آسان کرد اما از سوی دیگر این سادگی در بسیاری موارد حالت سهل و ممتنع دارد، چنان که گزینش واژهها و رساندن لحن صمیمی و پرشور شاعر به خواننده فارسیزبان دقت و تأمل زیادی طلب میکند که شایان زیبایی و تأثیرگذاری بالای شعر او باشد.
در اشعارش به خداوند، دعا، نیایش و معبد بارها اشاره کرده، انعکاس اندیشه مذهبی و عرفان در اشعار مری الیور چه جایگاهی دارد؟
مری الیور مانند بسیاری از آمریکاییهای نسل خود در خانوادهای مذهبی و مسیحی بزرگ شد که یکشنبهها او را به مدرسه مذهبی میفرستادند اما او بعدها به معنای سنتی کلمه مذهبی نماند و بیشتر بهنوعی عرفان طبیعتمحور گرایش داشت. گشتوگذار و مراقبه در طبیعت و نوشتن درباره آن از مناسک اصلی این عرفان شخصی او بود. مری الیور در یکی از اشعارش گشتوگذارها و شعر سرودنهای روزانهاش را اینگونه وصف میکند «گپوگفت مختصری با خدا/ یا پیامآورش کاجی بلند/ یا جیرجیرکی شناور بر چمن.» شاید خداباوری مری الیور مصداق این مثل عرفانی باشد که راه بسیار اما مقصد یکی است.
گرایش خاص مری الیور به طبیعت از کجا نشأت گرفته است؟
عشق به طبیعت در کودکی مری اولیور ریشه دارد و او میگوید: «نمیدانم چرا اینقدر به جهان طبیعت احساس نزدیکی میکردم، بهجز اینکه در دسترس بود. اولین دلیل همین بود. دم دست بود. به هر دلیلی من حس میکنم که مهمترین رابطههای نخستین و مهمترین تجربههای نخستین من با جهان طبیعت شکل گرفت، نه با جهان اجتماع.» به نظر میآید یکی از دلایل این رابطه مشکلات خانوادگی شدیدی بود که مری اولیور در کودکی گرفتارشان شده بود و گشتوگذار در طبیعت راه گریزی از این دشواریها بود.
اثر تازهای در دست ترجمه دارید؟
منتخبی از همه دفترهای شعر شیموس هینی، شاعر معاصر سرشناس ایرلندی و برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۹۵ و نیز منتخبی از اشعار بیلی کالینز، شاعر معاصر و پرهوادار آمریکایی فراهم و ترجمه کردهام که امیدوارم بهزودی توسط نشر کارگاه اتفاق عرضه شود.
نظر شما