شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۷
واکاوی سه‌گانه‌ «فلوریان زلر» در کرج؛ وقتی مرز میان واقعیت و جنون رنگ می‌بازد

البرز - نشست تخصصی بررسی نمایشنامه‌های «پدر»، «مادر» و «پسر» از فلوریان زلر به همت مؤسسه بخوان با ما در کرج برگزار می‌شود؛ برنامه‌ای که با تمرکز بر مضامینی چون زوال حافظه، تنهایی و بحران هویت، به خوانش و نقد این سه‌گانه نمایشی می‌پردازد.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - موسسه فرهنگی و هنری بخوان با ما، در راستای سلسله نشست‌های تخصصی «طعم علوم انسانی»، ویژه‌برنامه‌ای را جهت نقد و بررسی سه اثر درخشان و جریان‌ساز فلوریان زلر، نمایشنامه‌نویس مطرح فرانسوی، برگزار می‌کند. این نشست که به بررسی نمایشنامه‌های پدر، مادر و پسر اختصاص دارد، روز یکشنبه سیزدهم اردیبهشت در خانه هنرِ مرکز هارمونی کرج میزبان اهالی قلم خواهد بود.

در ادامه، نگاهی تفصیلی به این سه‌گانه بر اساس محورهای این نشست خواهیم داشت.

نمایشنامه پدر: تجربه‌ ملموس زوال عقل

نمایشنامه پدر که در سال ۲۰۱۴ برنده جایزه مولیر شد، صرفاً روایتی درباره بیماری نیست؛ بلکه طبق تحلیل‌ها اثری است که با بهره‌گیری از ساختاری پاره‌پاره، مبهم و گمراه‌کننده، فروپاشی ذهن در بستر زوال عقل را به تجربه‌ای ملموس بدل می‌کند.

در این اثر، شخصیت آندره پیرمردی مغرور است که در چاه حافظه‌ شکسته‌اش فرو می‌رود. در بخشی از معرفی این کتاب آمده است: صحنه‌ها با جابه‌جایی مبلمان، ناپدید شدن ساعت مچی، و تغییر ظاهر یا نام اطرافیان، بیننده را به فضای ذهنی ناپایدار شخصیت اصلی می‌کشانند. زمان و مکان بی‌ثبات است و آنچه برای آندره واقعیت به نظر می‌رسد، از دید دیگران توهمی بیش نیست. نمایش به‌جای توصیف زوال، آن را مجسم می‌کند.

نمایشنامه مادر: مضحکه‌ای در آستانه‌ تراژدی

در بخش دوم این نشست، نمایشنامه مادر مورد بررسی قرار می‌گیرد. زلر این اثر را یک طنز تلخ می‌داند؛ دردی عمیق که از نهاد شخصیت مادر بیرون می‌ریزد. در مقدمه کتاب می‌خوانیم: دردی ناگفتنی که مضحکه را آرام‌آرام تبدیل به تراژدی می‌کند.

یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های این نمایشنامه که در پشت جلد کتاب نیز جلوه‌گری می‌کند، دیالوگ مستقیم مادر است که عمق استیصال و خشم فروخورده‌اش را نشان می‌دهد: منم همین جا بودم دیگه... جای دوری نرفتم. کار خاصی نکردم... رفتم یه کم خرید بکنم. یه پیرهن خریدم. می‌خوای بهت نشون بدم؟ ولی بعید می‌دونم خوشت بیاد. خیلی سلیقه‌ تو نیست. سرخه. جرئت می‌خواد پوشیدنش. یا باید به یه مناسبت خیلی مهمی باشه. واسه تشییع جنازه‌ی تو می‌پوشمش.

نمایشنامه پسر: خلأ، افسردگی و غریبگی

ضلع سوم این سه‌گانه، به واکاوی روان‌شناختی شخصیت نیکلا در نمایشنامه پسر می‌پردازد. فضای این اثر آکنده از سکوت‌های معنادار و بیگانگی است. در بخشی از متن کتاب که در این گزارش به آن استناد شده، استیصال نیکلا در گفتگو با پدرش (پی‌یر) به وضوح دیده می‌شود:

پی‌یر: چیزی می‌خوای؟ قهوه؟ (نیکلا با سر علامت منفی می‌دهد.) صبح‌ها هیچی نمی‌خوری؟

نیکلا: چرا گریه می‌کرد؟

پی‌یر: برادرت؟ هنوز شب‌ها راحت نمی‌خوابه. گرسنه بود. تو هم شب‌ها خوب نمی‌خوابیدی. وقتی بچه بودی... گوش می‌دی؟

نیکلا: هان؟

پی‌یر: چته؟

نیکلا: هیچی فقط... داشتم به شرایط فکر می‌کردم. من... راستش من مطمئن نیستم... این جا راحت نیستم... حس می‌کنم مزاحم شمام.

پی‌یر: اصلا! چرا این رو می‌گی؟

نیکلا: سوفیا... حس می‌کنم دوسم نداره. واقعا موافق بود که من بیام این جا؟

این نشست تخصصی که به همت موسسه بخوان با ما برگزار می‌شود، تلاش دارد تا با رویکردی بین‌رشته‌ای، پیوند میان ادبیات نمایشی و مفاهیم علوم انسانی را تقویت کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها