پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
عاملیت شخصیت «زن» در رمان‌های زنانه؛ باوجود ساختار مردسالار جامعه

نتایج یک تحقیق انجام‌شده در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات (فها) نشان از عاملیت شخصیت اصلی «زن» در رمان‌های زنانه دهه‌های ۸۰ و ۹۰ است. محقق این طرح معتقد است چنین عاملیتی باوجود ساختارهای مردسالار جامعه رخ می‌دهد اما زنان کنش فمنیستی هم ندارند.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنازنان امروز ایران، در بسیاری عرصه‌ها ورود موفق و چشم‌گیری دارند و یکی از نمودهای حرکت جامعه ایرانی به سمت مدرن‌شدن را برخی با شاخص حضور اجتماعی زنان درنظر می‌گیرند. امروز دختران ایران در کنکور به‌لحاظ کمی و کیفی جلوتر از پسران ظاهر می‌شوند یا موقعیت‌های شغلی جدیدی در جامعه ایجاد شده است که زنان بهتر از پس آن‌ها برمی‌آیند. انتظار می‌رود این تغییر و تحولات اجتماعی به تبع در آثار ادبی و بومی این سرزمین همچون «رمان‌ها» نیز متجلی و منعکس شود.

عاملیت شخصیت «زن» در رمان‌های زنانه؛ باوجود ساختار مردسالار جامعه

جامعه ایرانی درگیر ساختارهای مردسالار

حوریه شجاعی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات (فها)، دانش‌آموخته فلسفه و محقق اجتماعی طی دو سال اخیر ماموریت داشت تا همین تغییر و تحولات اجتماعی را در خلال رمان‌های پرتیراژ و زنانه مورد بررسی قرار دهد.

او در قالب تحقیقی با عنوان «تغییرات بازنمایی هویت زنان در آثار بانوان رمان‌نویس در دو دهه هشتاد و نود» به این نتیجه رسیده که جامعه ایرانی هرچند درگیر ساختارهای پیدا و پنهان «مردسالاری» است، اما زنان اصلی (شخصیت محوری در رمان‌های مورد بررسی) از بطن خانواده به دنبال رشد و پیشرفت شغلی و تحصیلی رفته‌اند و در پی تجربه حس رهایی و استقلال هستند، درحالی‌که در دل همین ساختارهای مردسالارانه، بازهم مردانی به‌عنوان «پدر»، «برادر»، «همسر» و... پیدا می‌شوند نقش حمایت‌گری از این زنان را برعهده داشته‌اند.

شجاعی در این تحقیق رمان‌های «سهم من»، «رؤیای تبت»، «بازی آخر بانو»، «احتمالاً گم شده‌ام»، «بعد از پایان»، «هست یا نیست»، «هرس» و «آن مادران این دختران» را مورد بررسی قرار داد و به‌تازگی در نشستی با حضور پژوهشگران حوزه زنان و مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور زنان به ارائه دستاوردهای پژوهشی خود پرداخت.

عاملیت شخصیت «زن» در رمان‌های زنانه؛ باوجود ساختار مردسالار جامعه

ماهیت تحقیق و صرف زمانی طولانی با گزارشی بلند

این عضو هیأت علمی پژوهشگاه فها با بیان اینکه انجام این تحقیق اولین تجربه کاری پژوهشی من در حوزه «زنان و هویت» بود، گفت: این حوزه تازه از یکسو باعث شد وقت زیادی را مجبور باشم صرف کنم، از طرفی خود کار پژوهشی نیز حجم بالایی داشت که نگارش، تدوین و ارائه گزارش آن زمان زیادی را گرفت. به‌طوری که دو تا دوونیم سال برای ارائه کار وقت گذاشتم. گزارش پژوهشی آن ۴۵۰ صفحه است که به عنوان یک گزارش در نوع خود حجم بالایی دارد.

وی با نوید اینکه گزارش این کار پژوهشی در قالب یک کتاب نیز بعدها آماده می‌شود و انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات آن را روانه بازار نشر خواهد کرد، گفت: طولانی‌شدن زمان تحقیق به ماهیت چنین کاری برمی‌گشت. ضمن اینکه ما در همین گزارش پژوهشی خلاصه‌ای از رمان‌ها همراه معرفی کلی و توضیح درباره مکان‌ها، شخصیت‌ها را نیز اضافه کردیم. درباره تیراژ اثر، نویسنده آن و نیز اینکه کتاب آیا برگزیده رویداد و جایزه‌ای شده است یا مورد تشویق و تایید از سوی نهادی قرار گرفته نیز توضیح داده‌ایم.

شجاعی سپس گفت: متناسب با حجم هر رمان، خلاصه‌ای از گزارش پژوهشی قرار گرفته است. به‌عنوان مثال اگر رمان ۵۰۰ صفحه‌ای است، یک خلاصه ۵ صفحه‌ای در گزارش پژوهش آمده است که شامل کلیاتی درباره اثر و داستان است. در بعد تحقیقی هم مضامین را استخراج کردیم چرا که کار به‌روش «تحلیل مضمون» انجام شده است. این تحلیل‌ها در قالب ساختار «مردسالار» مورد واکاوی قرار گرفته است.

عاملیت شخصیت «زن» در رمان‌های زنانه؛ باوجود ساختار مردسالار جامعه

مردسالاری در جامعه رسوخ دارد: نمی‌بینیم!

این پژوهشگر تصریح کرد: ساختارهای مردسالارانه در جامعه ما خیلی پنهان هستند، از نگاه برخی در جامعه ایرانی رویکرد مردسالارانه وجود ندارد، چون این موضوع پذیرفته شده، اما ساختارها با ماهیت پنهانی وجود دارند و در بطن جامعه رسوخ کرده است. به‌طوری‌که می‌توان گفت خیلی جاها زنان، علیه زنان شده‌اند. آنقدر این ساختارها پذیرفته شده‌ که حتی خیلی از زنان کنترل‌ها و محدودیت‌های درونی شده را خود نسبت به یکدیگر اعمال می‌کنند.

وی با بیان اینکه برخی زنان درگیر کنترل درونی هستند و به‌صورت ذهنی، خودشان را کنترل می‌کنند، ادامه داد: این موضوعاتی است که به‌وفور در کتاب‌های مورد بررسی دیده شدند. بخشی از کنترل‌ها به صورت ذهنی هستند که بیشتر در رمان‌های دهه ۹۰ مشاهده شد و در دهه ۸۰ بخش کنترل ذهنی کمتر بود.

عاملیت شخصیت «زن» در رمان‌های زنانه؛ باوجود ساختار مردسالار جامعه

مساله اصلی در رمان‌های دهه ۸۰ و ۹۰

شجاعی با تاکید بر اینکه رمان‌ها یک تا دو دهه بعدتر از وقایع به بازنمایی آنها می‌پردازند، اظهار کرد: رمان‌های دهه هشتادی، عمدتا به بازنمایی وقایع پیش و پس از انقلاب و دهه شصت مربوط هستند. در رمان‌های دهه نودی نیز شاهدیم اتفاقات مرتبط به دهه هفتاد و هشتاد بازنمایی شده‌اند.

این عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات خاطرنشان کرد: انعکاس در رمان با تاخیر صورت می‌گیرد، درحالی‌که نشریات نسبت به وقایع به‌روز هستند. درباره رمان باید توجه داشته باشیم که نه‌تنها برای نگارش آن یک زمانی نسبت به وقایع و تحولات سپری می‌شود، بلکه چاپ کتاب و حتی دریافت مجوز نشر نیز زمانی را می‌گیرد که درنهایت فاصله بین تحولات و انعکاس آن در اثر را طولانی می‌کند.

عاملیت شخصیت «زن» در رمان‌های زنانه؛ باوجود ساختار مردسالار جامعه

۴ ملاک اصلی برای انتخاب آثار

در بخش دیگری شجاعی درباره ملاک انتخاب این ۸ رمانی که تحلیل شدند نیز این‌طور توضیح داد: انتخاب رمان‌ها براساس ۴ ملاک صورت گرفت از جمله اینکه نویسنده آنها زن باشد. شخصیت اول داستان هم زن باشد و به‌نوعی محتوایی که زن، راوی آن است و تجربه زیسته‌ای زنانه در اثر جریان داشته باشد و البته حول محور مسائل زنان هم باشد و در ملاک آخر اینکه اثر پرتیراژ شناخته شود.

این پژوهشگر با بیان اینکه همه کتاب‌های دهه هشتادی مورد بررسی حداقل بالای بیست بار تجدید چاپ شدند و در بعضی رمان‌ها چاپ چهلم نیز داشتیم، درباره رمان‌های دهه نودی نیز اشاره کرد که آنها عمدتا بین ۵ تا ۱۲ بار تجدید چاپ شده‌اند که این موضوع به‌دلیل گذشت زمان کمتری از چاپ اول آنها تا امروز است.

عاملیت شخصیت «زن» در رمان‌های زنانه؛ باوجود ساختار مردسالار جامعه

تغییرات هویتی ظریف در زنان جامعه ایرانی

شجاعی سپس به‌دستاوردهای این پژوهش پرداخت و گفت: از آنجا که رمان‌ها نمایانگر واقعیت‌های جامعه هستند، ما در این تحقیق می‌بینیم تغییرات هویتی خیلی ظریفی از فضای جامعه را بازتاب می‌دهند. مسائلی که در این رمان است اگر خواننده چنین نگاه تحلیل نداشته باشد، از آنها می‌گذرد، اما به پشتوانه چنین تحقیقی می‌توان به درک عمیقی از مضامین دست یافت.

وی ادامه داد: وقتی این مضامین از متن بیرون کشیده و کنار هم گذاشته می‌شود، یک معنای متفاوتی از محتوا به دست می‌آید. نابرابری جنسیتی، ترجیح پسر به دختر، تفاوت‌هایی که وجود دارد و مضامین مرتبط، همه در کنار هم یک معنا به دست می‌دهند. از سویی محدودیت‌های شغلی و تحصیلی و رفت‌وآمد همه بخشی از این معناست که بعضی فکر می‌کنند بخشی از فرهنگ جامعه است اما وقتی کنار هم این مضامین چیده شد متوجه ساختارهای مردسالارانه می‌شویم.

عاملیت شخصیت «زن» در رمان‌های زنانه؛ باوجود ساختار مردسالار جامعه

اجرای سه سطح تحلیل مضمون در تحقیق

شجاعی تصریح کرد: تحلیل‌ها در این تحقیق در سه سطح برآمده از مضامین انجام شد که بخشی از مضامین طی همین تحلیل ذیل سطح اجتماعی و ساختار اجتماعی مبتنی بر مردسالاری قرار می‌گرفتند. سطح دیگر مربوط ساختار فردی زنان داستان و واکنش آنها دربرابر ساختارها بود. شاهدیم بخشی از زنان رویکردشان انفعالی است که این عمدتا مرتبط با زنان یک نسل عقب‌تر در داستان می‌شود همچون مادران؛ اما شخصیت اصلی داستان‌ها بیشتر فعالانه و عامل ظاهر می‌شود.

وی ادامه داد: این شخصیت اصلی و فعال عمدتا به سمت رشد فردی حرکت می‌کند. به‌دنبال رهایی، استقلال و پیشرفت شغلی و تحصیلی است. حتی اگر در ابتدای داستان رویکردی منفعل داشتند، ملاحظه می‌کنیم در بستر داستان به سمت یک عاملیت رفته‌اند.

عاملیت شخصیت «زن» در رمان‌های زنانه؛ باوجود ساختار مردسالار جامعه

زنانی که «ضد مرد» نیستند!

این پژوهشگر گفت: در تحقیق به این نکته رسیدم که شخصیت‌های اصلی رمان‌ها «ضد مرد» نبودند. حتی با دو رویکرد «فمنیسم لیبرال» و «فمنیسم اسلامی» نیز داستان‌ها را بررسی کردم که طی آن شخصیت‌های رمان‌ها به‌معنای واقعی ذیل هیچ‌کدام از این دو رویکرد قرار نمی‌گیرند. به‌خاطر اینکه فمنیسم لیبرال ضمن تاکید بر رشد فردی و رسیدن به استقلال می‌گوید، «من» باید ساختارها را درست کنم و کنشی داشته باشم، اما در این داستان‌ها زنان در پی کنش اجتماعی و اصلاح قوانین نیستند و روی خودشان سرمایه‌گذاری کردند. آنها نیامدند ساختار را عوض کنند یا شورشی علیه مردان انجام دهند.

وی تاکید کرد: یکجاهایی باوجود ساختار مردسالارانه و محدودیت‌های توأم با فشار روحی و روانی برای زنان، در داستان می‌بینیم یک حمایت‌گری نیز از زنان رخ داده است. این حمایت‌ها گاهی از سوی یک زن و گاهی از سوی یک مرد همچون «پدر»، «برادر»، «همسر» و... صورت گرفته است تا آنها بتوانند زندگی را بچرخانند.

زنان در دل خانواده به‌دنبال رشد شخصی

شجاعی ضمن ابراز رضایت از حاصل کار پژوهشی خویش به طرح این موضوع پرداخت که در این رمان‌ها تاثیرپذیری از رویکردهای فمنیستی به آن شکل مطرح نیست اما تغییراتی را در زیست زنان داریم ملاحظه می‌کنیم.

وی در بخش دیگری گفت: براساس بررسی رمان‌ها مبتنی بر شاخص‌های رویکرد فمنیسم اسلامی که رویکردی جدیدتر و مرتبط با با بیست سال اخیر است، نیز نتیجه مشابه است. فمنیسم اسلامی، شأن زنانه‌ای درنظر می‌گیرد؛ بر حفظ خانواده تاکید دارد و به‌دنبال رویکرد جدیدی از اسلام و فقه است. تنها نتیجه‌ای که در این تحقیق براین اساس گرفتم اینکه زنان داستان‌ها از خانواده نبریده‌اند و ضمن حضور در خانواده می‌خواهند رشد کنند. این افراد از خانواده منفک نمی‌شوند تا بروند رشد کنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها