به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، المیرا یادمند، نویسنده و ویراستار: جنگ،کابوس وحشتناکیست که بالاخره در زمین و آسمان ایران به حقیقت پیوست و معلوم نیست تعبیر آن چه خواهد بود! خواسته یا ناخواسته کاریست که شده. قرعه به نام این دوران افتاد، پس ناچاریم با قدرت بایستیم تا بگذرانیم.
جانها در خطرند، اموال ملی و شخصی همه در خطرند، ولی آسیبی که در اثنای جنگ به روح و روان تحمیل شده، اغلب نادیده گرفته میشود. در چنین شرایطی که رسانهها معمولاً در اختیار خبرگزاریها و اخبارشان قرار میگیرند، پس چگونه و از چه طریقی میتوان در راه تلطیف روان قدم برداشت؟!
اینجاست که باید دستان هنرمندان دست به خلقت بزنند. اکنون که همه چشمها شب و روز با نگرانی و وسواس عجیبی به گروهها و کانالهای مجازی دوخته شده، میشود با کلمات معجزه کرد. برای مثال، با یک متن صمیمانه دلداریدهنده، در میان طوفانِ سیاهیها میتوان تبدیل به یک چکه نور شد و در دلها نشست و تابید، یا با جادوی قلم، عبارات طنز بر دلِ سنگِ خبرها افزود تا دنبالکردن اخبار برای ذهنهای آشفته و خسته قابل تحمل بشود. میتوان هنوز از عشق و امید داستان نوشت؛ همان کاری که بسیاری از نویسندگان بزرگ جهان در برهههای مختلف جنگ در سراسر دنیا انجام دادهاند و نتیجه مطلوبی گرفتهاند.

قلم و صاحبان قلم که همیشه با کلمات به جنگ رویدادها رفتهاند، در بحبوحه جنگ نیز میتوانند همچنان بنویسند. اتفاقاً بیشتر از هر زمانی نیاز است که بنویسند.
میشود با ثبت جزییترین وقایع تبدیل به تاریخ گویا شد و از آیندگان غافل نشد. برای کودکان باید کاری کرد. میشود برای کودکان داستانهایی با مضمون تابآوری نوشت تا یاد بگیرند به چه شکل دوام بیاورند که روح نحیفشان خیلی زود نشکند.
کلمات همیشه غوغا میکنند. نباید از نوشتن غافل شد. نویسنده اگر در روزهای جنگ به نوشتن پناه ببرد، میتواند با نگاشتههایش پناه خیلیها بشود.
اکنون که آسمان خاکستری و زمین خاک و خون شده است، باید خیلی خواند، بسیار نوشت و تا میتوان ایستادگی کرد.
من نیز به سهم خویش سعی میکنم در بیمهرترین روزگار از روزهای عمرم، با مهربانی از مهر بنویسم، تا در روزهای پر از خوشحالی، با عشق خوانده بشوم. به امید آن روز که دور نیست.
نظرات