سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - ساحل رضایی: در اولین نشست از نشستهای تخصصی «نقد کتاب» در واحد آفرینشهای ادبی حوزه هنری خراسان رضوی، جلسه نقد و بررسی کتاب «جهنم منهای من» اثر حمیدرضا سهیلی با اجرای محمد خسرویراد، با حضور جمعی از منتقدان ادبی، نویسندگان و علاقهمندان ادبیات داستانی در مشهد مقدس برگزار شد.
در این مراسم کارشناسان با تمرکز بر ساختار روایی، محتوای داستان و شیوه پردازش اثر، دیدگاههای خود را مطرح کردند.
ضرورت حفظ تعلیق و انسجام روایی در داستان
در ابتدای نشست، سید سعید موسوی با تأکید بر اهمیت عناصر بنیادین داستاننویسی، به نقش تعلیق، فضاسازی و کشمکشهای درونی و بیرونی در جذب مخاطب اشاره کرد. او معتقد بود نویسنده موفق باید بتواند کشش روایت را تا پایان اثر حفظ کند و انتظار مخاطب را در طول داستان پاسخ دهد.
وی در ادامه به تحلیل داستانی با محوریت عشق و سازمان مجاهدین خلق پرداخت و گفت: اگرچه اثر در آغاز از جذابیت برخوردار است، اما در ادامه در بازتاب پیچیدگیهای شخصیتی و زمینههای تاریخی این سازمان موفق عمل نکرده است. بهویژه از نگاه او، فقدان پرداخت عمیق به ابعاد انسانی و روانشناختی شخصیتها از نقاط ضعف اثر محسوب میشود.

موسوی همچنین به حضور پررنگ امام رضا (ع) و موضوع معجزات ایشان در داستان اشاره کرد و از نوعی دوگانگی میان این بخشها و روایت مرتبط با سازمان مجاهدین سخن گفت.
او تأکید کرد: اثر نتوانسته پیوندی منسجم میان این دو محور ایجاد کند، هرچند تحول برخی شخصیتها در روند داستان قابل توجه است.
چالشهای تاریخی و روایی در بازنمایی تشکیلات مجاهدین
در ادامه نشست، اسما حسینی، کارشناس ادبیات حوزه هنری خراسان رضوی، با تمرکز بر جنبههای تاریخی و روایی اثر، به تصویر ارائهشده از سازمان مجاهدین خلق پرداخت و تأکید کرد: برخی دادههای مطرحشده در داستان با واقعیتهای تاریخی همخوانی کامل ندارد. اطلاعاتش مبتنی بر مطالعات است و نه تجربه مستقیم، بنابراین برداشتها میتواند متفاوت باشد.
حسینی همچنین به توصیف فضای پادگان اشرف اشاره کرد و برخی جزئیات مطرحشده در داستان را غیرمنطبق با واقعیت دانست. او علاوه بر این، به برخی فشارها و محدودیتهای منتسب به سازمان اشاره کرد و معتقد بود این موارد در روایت داستان بهطور کامل منعکس نشدهاند.
او ساختار زمانی داستان را مورد نقد قرار داد و استفاده ناهماهنگ از افعال مضارع و ماضی را عامل ایجاد سردرگمی در روایت دانست. به باور او، تغییر ناگهانی زمان روایت انسجام داستان را دچار اختلال کرده است.
وی تأکید کرد: بهتر بود برخی قضاوتها از طریق کنش شخصیتها و نه روایت مستقیم نویسنده بیان شود تا اثر از انسجام بیشتری برخوردار شود.
گرایش نمایشنامهای و ضرورت تصویرسازی در داستان
در بخشی دیگری از این نشست، علیرضا مهرداد به استفاده از تکنیکهای نمایشنامهای در اثر اشاره کرد و گفت: در برخی قسمتها داستان بیش از حد به روایت دیالوگمحور نزدیک شده است و از تصویرسازی کامل فاصله گرفته است.
او تأکید کرد: داستاننویس باید جزئیات را بهصورت عینی و کامل ترسیم کند و صرف بیان رویدادها کافی نیست. به گفته او، این رویکرد باعث شده در برخی بخشها عمق تصویری روایت کاهش یابد.
مهرداد همچنین با اشاره به تجربههای ادبی گذشته، توضیح داد: اگرچه رویکردهای مدرن امروزه پذیرفتهتر شدهاند، اما همچنان تصویرسازی دقیق در داستان اهمیت اساسی دارد.
او در ادامه بر ضرورت مطالعه کامل آثار پیش از نقد تأکید کرد و گفت: نقد علمی نیازمند تسلط کامل بر متن است. خود من پیش از این نشست اثر را چندین بار مطالعه کردهام.
مرز میان داستان و فیلمنامه
در ادامه نشست، قاسم محمدزاده نویسنده مشهدی به تفاوت بنیادین میان داستان و فیلمنامه پرداخت و توضیح داد: فیلمنامه متنی اجرایی است که باید کنشها را بهصورت عینی نشان دهد، نه اینکه توصیف کند.
او بیان کرد: در برخی بخشهای اثر، روایت حالتی شبهنمایشنامهای پیدا کرده و دیالوگها نقش پررنگتری نسبت به تصویرسازی دارند. این ویژگی از یکسو خوانش را روان کرده اما از سوی دیگر باعث ترکیب نامتوازن میان توصیف و گفتوگو شده است.
محمدزاده ساختار روایت را اپیزودیک و چندپاره ارزیابی کرد و گفت: نبود یک نخ روایی منسجم باعث شده خردهروایتها بهطور کامل به هم پیوند نخورند.
این نویسنده مشهدی همچنین به نوسان ریتم روایت اشاره کرد و گفت: در برخی بخشها جزئیات بیش از حد و در برخی دیگر بسیار سریع روایت شدهاند.
از نظر او، پرسش اصلی درباره اثر همچنان روشن نیست: آیا با یک روایت عاشقانه مواجه هستیم یا بازخوانی تاریخی یا تمرکز بر شخصیتپردازی؟
تقابل فردیت و ساختار در روایت
در ادامه، عباسزاده به انتخاب سوژه اثر اشاره کرد و آن را دارای ظرفیت روایی بالا دانست.
او تأکید کرد: این موضوع در ادبیات داستانی کمتر مورد توجه قرار گرفته و امکان خلق روایتهای چندلایه را فراهم میکند.
وی ترکیب نگاه زن و مرد را از نقاط قوت بالقوه اثر دانست و گفت این ویژگی میتواند به شکلگیری روایت دوگانه کمک کند.
او ساختار اثر را میان داستان و نمایش در نوسان دانست، اما تأکید کرد: این موضوع الزاماً ضعف نیست و میتواند انتخاب فرمی نویسنده باشد.
عباسزاده همچنین به ریتم روایت اشاره کرد و گفت: در برخی بخشها عدم توازن در پرداخت جزئیات دیده میشود.
صدرا رضایی، نویسنده جوان حاضر در جمع اظهار کرد: نثر داستان از نظر سهل بودن بسیار روان بود، اما در رابطه با استفاده از آرایههای ادبی باید بگویم که توجه تا حد بیشتری معطوف بر دیالوگ است. از نظر من آرایههای ادبی بیش از حد است.
وی افزود: گاهی در چهار خط این کتاب پنج یا شش نوع تشبیه دیده میشود و این عامل در ذوق مخاطب میزند.
صدرا رضایی گفت: مشخص نیست که اولویت نویسنده در این کتاب روایت است یا شخصیت. گاهی نه به درکی از شخصیت رسیدم و نه به درکی از روایت. اهم و مهم کردن نکتهای بود که در این داستان ندیدم. گاهی نویسنده بسیار به جزئیات پرداخته است و گاهی بهطور خیلی کلی به موضوعی پرداخته است که شاید مخاطب توقع بیان جزئیات بیشتری را داشته باشد.
ظرفیت سوژه و اهمیت زبان در روایت
علی براتی گجوان نیز انتخاب سوژه را دارای ظرفیت بالا دانست و گفت: به این موضوع در ادبیات کمتر پرداخته شده است.
او بر اهمیت تجربههای زیسته، بهویژه در فضای زندان، تأکید کرد و ترکیب نگاه زن و مرد را یک ظرفیت روایی مهم دانست. در بخش ساختاری، براتیگجوان به مسئله پاراگرافبندی اشاره کرد و گفت: این موضوع در داستاننویسی الزاماً تابع قواعد سختگیرانه نیست و میتواند متناسب با تغییر فضا و موقعیت شکل بگیرد.
در پایان نیز به برخی ضعفهای زبانی و انسجامی اشاره شد، هرچند ظرفیتهای احساسی و دراماتیک اثر نیز مورد توجه قرار گرفت.
از تجربه زیسته تا بازنگری در روایت
در بخش پایانی نشست، حمیدرضا سهیلی، نویسنده کتاب «جهنم منهای من»، با اشاره به یک خاطره از ساخت یک مستند درباره شهدای روحانی، بر اهمیت دقت در نقد آثار تأکید کرد و گفت نباید درباره یک اثر بدون توجه به جزئیات قضاوت سطحی صورت گیرد.
خالق کتاب «جهنم منهای من» درباره روند شکلگیری رمان توضیح داد: ایده اولیه داستان با برداشت معنوی از نقش امام رضا (ع) پیوند خورده است. این ایده در ادامه به روایت مسافرانی با تجربههای متفاوت تبدیل شده است.
سهیلی گفت: در ابتدا قصد داشتم روایت را چندصدایی بنویسم، اما در ادامه و پس از دریافت بازخوردها، ساختار اثر را سادهتر کردن و بر دو شخصیت اصلی تمرکز کردم.
او برخی از بخشهای داستان را برگرفته از تجربههای واقعی خود دانست، اما روایت مربوط به سازمان مجاهدین را کاملاً تخیلی عنوان کرد.
وی همچنین تأکید کرد: تجربه کار در زندان و آشنایی با افراد مختلف در شکلگیری برخی بخشهای اثر نقش داشته است.
این نویسنده در پایان، ضمن قدردانی از نظرات منتقدان، اعلام کرد: از بازخوردها در آثار آینده استفاده خواهد کرد و تلاش میکند روایتهای بعدی را کاملتر و گستردهتر ارائه دهد.
کتاب «جهنم منهای من» به قلم حمیدرضا سهیلی در قطع رقعی، در ۱۶۸ صفحه و با قیمت ۲۱۰ هزار تومان توسط انتشار بهنشر در سال ۱۴۰۴ رهسپار بازار کتاب شده است.
نظر شما