سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۸
سعدی در میانه منازعه چپ و راست

اول اردیبهشت روز بزرگداشت مقام سعدی شیرازی بهانه‌ای برای پرداختن به این شاعر بزرگ ایرانی است. در این میان اختلاف نظرهایی نیز رخ می‌دهد که تازه‌ترین آنها حول داوری علی شریعتی درباره سعدی میان احمد زیدآبادی روشنفکر ملی مذهبی و محمد قوچانی روزنامه‌نگار لیبرال رخ داده است.

احمد زیدآبادی روشنفکر ملی - مذهبی در کانال تلگرام خود درباره شیخ مصلح الدین سعدی از دیدگاه علی شریعتی در مطلبی با عنوان «وقتی سعدی مغضوب می‌شود» نوشته است : زنده‌یاد دکتر علی شریعتی شعری طرب‌انگیز از شیخ ابومحمد مشرف‌الدین مصلح، سعدی شیرازی, در وصف بهار را مایهٔ سرکوفت او قرار داده و با لحنی ناروا نوشته است:‌"خدا مرگت دهد! تو شاعر قرن هفتمی؟ قرنی که مغول از شرق و صلیبی‌ها از غرب این سرزمین را حمام خون کردند.»مرحوم شریعتی اما بلافاصله شعر مشابهی از مولانا جلال‌الدین محمد بلخی در وصف بهار را نشانهٔ لطافت طبع و عظمت روح او می‌داند! هر کس با تاریخ آشنا نباشد می‌پندارد که لابد مولانا شاعر قرنی غیر از قرن هفتم بوده و یا در مقابل مغولان و صلیبی‌ها کاری سوای سعدی کرده است! این ماجرا نشان می‌دهد که بینش انقلابی حتی آنجا که می‌خواهد میراث عرفانی تاریخ ایران را پاس دارد، تا چه اندازه نسبت به سیاست‌ورزی‌های مصلحانه و عقل‌مدارانه و واقع‌بینانهٔ مردی به غایت پخته و دنیادیده چون سعدی بی‌تحمل و نابردبار است! وقتی برای نسلی، رژی دبره، الگوی بهتر و والاتری از سعدی شیرازی برای کنشگری سیاسی به شمار آید نتیجه‌اش همین می‌شود که جامعه تشنهٔ یک دوره از نظم و ثبات و آرامش و آسایش شود، ولی نیابد! این چند جمله را فقط برای پاسداشت روز سعدی‌ نوشتم و مرحوم شریعتی را نیز از این رو مثال آوردمکه مطمئنم بر خلاف برخی دیگر از انقلابی‌ها، اگر امروز زنده بود، به دلیل صداقت بی‌مانندش، آن ناسپاسی نسبت به سعدی را جبران می‌کرد.
محمد قوچانی نیز در کانال آگاهی نو در شبکه اجتماعی بله که آن را باشگاه روشنفکران ملی ایران و رسانه‌ای برای نشر و بازنشر مقالات اساسی می‌نامد در پاسخ به زیدآبادی چنین نوشت: ما مطمئن نیستیم این همه حسن نظر احمد زید آبادی به علی شریعتی درست از کار درآید و آن مرحوم حاضر به جبران اشتباهات بزرگش در توهین به بزرگان فرهنگ و ادب ایران از جمله سعدی و نیز ابن سینا و خواجه نصیر الدین توسی تا سید حسن تقی زاده باشد .اما اذعان به این همه نفرت پراکنی نسبت به تاریخ و فرهنگ ایران از سوی علی شریعتی در گفتار روشنفکری برآمده از بستر جریان ملی - مذهبی ( که خود را تداوم راه شریعتی می دانند ) جالب توجه است .طرز تفکری که "اسلام ایدئولوژی" را بر" اسلام فرهنگ" ترجیح می داد و ایران را به این روز و روزگار افکند .

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • صمدمهمان‌دوست IR ۱۹:۵۸ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۱
    من گمان می کنم که احمد زید آبادی یکی از همان بچه دهاتیهایی است که تاپیش از دیدار یا برخورد با عنصر مشکوک و ماموری به نام علی شریعتی و دلباخته ای سرازپا نشناس اباطیل وی شد.بی آنکه در ان روزگارفرق روزنامه را از مجله بازشناسد چون هیچ آشنایی با این مقولات مدرن نداشت.به جز وی بنا به گفته دوستی که اونیز از شیفتگان آن روزگار به گفته مکرر خودشان دکتر، دکتر بید، درهیچکدام از مجالس مغزشویی دکتر حتا یکبار دست یکی از مسحور شدگان افسون‌های تروریست پرور وی حتا برای یکبارهم شده بالا برود که مردک این انبان اباطیل را از تلقینهای کدام سازمان استعماری بردوش خودخواهانه خویش گرفته و به این سرزمین همیشه پامال جفاشده می کشانی؟ نه جز همه مغز بیکاره خویش را در اختیارچر ندیات گه آذین کن شش یعتی قرار دادن و تا مرز انتحاری شدن پیش رفتن از شاگردان بی مایه وی هیچ برنیامد و اگر هم از خرهای نحسشان فریادی برآمد برآیندی جز ویرانی دلهای مردم به ویژه مادران داغدیده این دیار بی کس و کار نداشت. اما محمدقوچانی فرزند زمانه مدرن است که جان به در برده ایست از همه جوان کشی های دهه های نکبت که از سر این سرزمین گذشته است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها