سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - مقصود فراستخواه، جامعهشناس نامآشنای ایرانی در یادداشت کوتاهی به ویژگیهای تمدن هزارگانی ایران پرداخته و بر تداوم و پایستگی آن در طول تاریخ اشاره کرده است. این یادداشت از سوی میز تخصصی مطالعات ایران پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، به طور اختصاصی در اختیار ایبنا قرار گرفته است.
***
سرزمین قابل فروکاستهشدن به مکانِ تنها نیست، حاوی زمان است: کشورهایی با زمان دَهگانی یا صدگانی هستند. ایران اما تمدنی هزارگانی است. چهار سطح زمانِ ایرانی چنین است:
۱.کوتاهترین سطح زمان ایران، زمان رخدادی است. تحولات خوب و بد بسیار و از جمله تهاجمات در این سطح از زمانِ ایران روی میداد. گاه بسیار وحشیانه و مهیب بودند. اما ایران همچنان ادامه داشت ، چرا؟
چون هستی ایران در سطح دیگر زمان خویش جاری بود؛
۲.دومین لایه زمان این فلات، که زمان ادواری بود و پویا بود؛ دوره به دوره در تحول بود. مشروطه نبود و ایران بود. سلطنت پایان یافت و ایران همچنان ادامه داشت.
۳.سومین سطح زمان ایران، زمان دورانی است. ایران در دوران پیش از اسلام، ایران بود، بعد از اسلام نیز همچنان اصرار داشت ایران بماند. ایران با انواع ملتها و فرهنگها در داد و ستد بود و همواره ایران بود.
ایران از دوران قدیم به دوران جدید منتقل شد، باز ایران بود.
۴. چهارمین سطح زمان ایرانی زمان وجودی بود.در این لایه زیرین هستیِ فلات بود که داستان ایران و اسطورهها و استعارهها وساختارهای عمیق دوام داشت و تخیل ایران و فکر ایرانی باقی بود.
نوعی پدیدارشناسی در ایران که تفسیری عمیق از کائنات داشت، در دل تاریکی، صبح امید و روشنی را باور داشت. از باغ و راغ داد و دهش؛ و از بهار، رویش دوباره الهام میگرفت.
شرارت اهریمنی در عالم میدید ولی ایمانش را به حکمت نور و به بنیاد نیکی از دست نمیداد.
شاعرانگی داشت و صبوری و سازگاری خلاقی داشت اما سخت و استوار بود و این چنین ایران بماند، سرای کهن شد و گواهی داد.
نظرات