دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۴
باشد که روسیاهی این مردم‌کشی‌ها بماند برای همه‌ مردم‌کشان!

مدیر نشر نیماژ نوشت: حال که نسناسان و  قالتاق‌ها، شیادان و شارلاتان‌ها قصد کرده‌اند از نمد ما مردم مظلوم کلاه‌ها بدوزند و دغل‌ها ببازند، بر ماست که در عمق تاریکی چراغ‌های رابطه، برای ثبت در تاریخ هم که شده، در جوار وجدان تاریخ و ناخودآگاه جمعی سکوت پیشه نکنیم... . باشد که روسیاهی این مردم‌کشی‌ها بماند برای همه‌ی مردم‌کشان!

به گزارش سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ علیرضا اسدی, مدیر گروه انتشارات نیماژ با یادداشتی که در فضای مجازی منتشر کرد نسبت به جنایات اخیر امریکایی-صهیونی واکنش نشان داد و از اهل قلم خواست که نسبت به جنایات اخیر و هدف قرار گرفتن کودکان و مردم عادی واکنش نشان دهند. متن یادداشت علیرضا اسدی به شرح زیر است:

«در عروسی‌ها یا که در عزاها، ما نه حتی سنگ زیرین آسیا که مرغانی بودیم و بس! مرغانی که با و یا بی‌بهانه، آب‌ودانه خورده یا ناخورده بسمل می‌شدیم و بس! آمدند کمکمان کنند که مینابی شدیم! در انتظار نجات بودیم که نه پل‌های پشت سر که پل‌های پیش رویمان را هم آوار کردند بر سرمان.

ما مردم که در هر بزنگاهی؛ تاریخی یا که اجتماعی، از هر جهت که می‌رفتیم جز وحشتمان نمی‌افزود و نمی‌افزاید همچنان. مردمی که قهرمانمان می‌خوانند و مفت‌مفت به هیچمان می‌انگارند! مردمی که کشتن کودک و برنا و پیرش خون‌بهایی ندارد و از هزاران هزار فرسنگ آن‌سوی آب‌ها هم که می‌آیند، برای کشتنمان؛ در طبق اخلاصیم و چوب حراجمان می‌کوبند... ما را که نامردان نامدار روزگار هم نمایندگان خویش‌فرمایمان شده‌اند... باری، در بزنگاه خون و آتش و سرب که شاید خطیرترین آن‌ها در همه‌ی پهنه‌ی تاریخ معاصر باشد، فرهنگ؛ همان که سفلگان به پشیزی نمی‌گیرندش و تنها خردمندان به ادراک می‌کشند قدر و قیمتش را، تنها سلاحی‌ست که پاس می‌دارد درّ درخشان حقیقت را در اقیانوس متلاطم دروغ و جنون و امور مادون حیوانی.

ما در نشر نیماژ در این وانفسای بربریت مدرن که انواع و اقسام جنایات جنگی و غیرجنگی شامل حال مردمیت، آدمیت و بشریتمان شده است، رسالت والای «قلم» را در انعکاس و بازنمایی «حقیقت» ارج می‌نهیم و نیک می‌دانیم تنها شرف قلم است که یار را از خار تمییز می‌دهد و زمستان را از بهار تشخیص. در این وانفسای بربریت مدرن که درختان جهنمی جنایت و جنون، میوه‌های نوبرانه‌ی غیر مسبوق داده‌اند، ما که سهممان از جابجایی تقدیر بس بسیار اندک است و دستمان از تغییر سرنوشت بس کوتاه، تنها صدایی که در میان خیل عربده‌های کژ و کوژ جنون، صدای انسان می‌شماریم، صدای فرهنگ و ادبیات غنی فارسی‌ست. صدایی که می‌تواند اگر نه واژگون‌ساز، که دست کم دگرگون‌ساز تحریف آنچه این روزها بر ما می‌رود و بر سرمان می‌آید، باشد. تحریفی که تشخیصش همچون راه رفتن بر لبه‌ی تیغی‌ست که با حتی اندکی لغزش به پرتگاه دو سویه‌ی دد و اژدها و مغاک تیرگی‌ها سوقمان خواهد داد.

از این رو از اهالی قلم خالصانه می‌خواهیم در هنگامه‌ی این سوز و التهاب تاریخی که می‌رود تا نسل‌ها از پی هم را متأثر خویش کند و تمدنی را باز به تاراج ببرد دردناک‌تر از آنچه پیش و پیش‌ترها- به‌درازنای تاریخ ـ برده بود، با شرف قلمشان آینه‌ای باشند بی‌کم‌وکاست تا دیو و ددان روزگار از هر قماش و در هر لباس که هستند، نتوانند با قلب واقعیات، دروغ‌هاشان را نه به ما مردم که به تاریخ بفروشند. حال که نسناسان و قالتاق‌ها، شیادان و شارلاتان‌ها قصد کرده‌اند از نمد ما مردم مظلوم کلاه‌ها بدوزند و دغل‌ها ببازند، بر ماست که در عمق تاریکی چراغ‌های رابطه، برای ثبت در تاریخ هم که شده، در جوار وجدان تاریخ و ناخودآگاه جمعی سکوت پیشه نکنیم... . باشد که روسیاهی این مردم‌کشی‌ها بماند برای همه‌ی مردم‌کشان!»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها