پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۳
روایت کتابخانه‌ای که جنگ اجازه افتتاحش را نداد

لرستان- جنگ، فقط دیوارها را نمی‌شکند؛ برنامه‌ها را هم می‌شکند، شوق‌ها را هم نیمه‌کاره می‌گذارد و آدم را وادار می‌کند به جای جشنِ آغاز، برای صبر کردن تمرین کند.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- صهبا امیری، کتابدار کتابخانه امام حسین (ع) سراب دوره: جنگ، فقط دیوارها را نمی‌شکند؛ برنامه‌ها را هم می‌شکند، شوق‌ها را هم نیمه‌کاره می‌گذارد و آدم را وادار می‌کند به جای جشنِ آغاز، برای صبر کردن تمرین کند.

قرار بود کتابخانه با رنگ و بوی تازه‌ای باز شود،قرار بود قفسه‌ها براق باشند، میزها جدید و مرتب، قرار بود اتاق کودک با ترکیب رنگ‌های زیبا افتتاح شود، و بچه‌ها با چشم‌های کنجکاو از پشت شیشه‌ها سرک بکشند.

قرار بود من، با لبخندی که مدت‌ها تمرینش کرده بودم، کلید را بچرخانم و بگویم: «خوش آمدید به کتابخانه‌ تازه.» اما جنگ، مثل مهمان ناخوانده‌ای آمد و همه‌چیز را به هم زد. نه بوی افتتاحیه در هوا پیچید، نه صدای قهقه‌ی بچه‌ها پیچید، کتابخانه‌ام مانده است میان «قرار بود» و «نشد».

میان قفسه‌های تازه‌ای که انتظار می‌کشند میان رؤیایی که درست لبِ تحقق، از صدای انفجار ترسید و عقب نشست.

تلخ‌ترین بخش ماجرا این نیست که کتابخانه افتتاح نشد؛ تلخ‌تر این است که من برای افتتاحش، فقط قفسه و کتاب نچیده بودم، من برایش امید چیده بودم.

برای هر صندلی‌اش، برای هر چراغش، برای هر عضو کودکش، سهمی از دل خودم را گذاشته بودم.

با این همه، من هنوز کلید را نگه داشته‌ام. برای روزی که کودکی وارد شود و بپرسد: «اینجا اتاق کودک دارد؟»

کتابخانه‌ام شاید با تجهیزات جدید افتتاح نشد، اما دربِ کتابخانه باز است، نه برای جشن، برای اینکه در این میدان کتاب هنوز امن‌ترین پناهگاه است.

من باور دارم؛ هیچ جنگی نمی‌تواند برای همیشه، راهِ رسیدنِ یک کودک به کتاب را ببندد.

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • کتابداران کشور IR ۱۳:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۱/۳۰
    لطفا التماس می کنیم درباره وضعیت معیشت کتابداران بررسی کنید مسئولان ما که همکار شما هستند اهمیتی به کتابداران نمی دهند

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها