به گزارش سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- سید امیراحسان میری، نویسنده و پژوهشگر در یادداشتی پیرامون شهدای جنگ اخیر نوشت: این روزها تفکیک آمار شهدا به «نظامیان» و «غیرنظامیان» مکررا و در مرور حوادث و اخبار به چشممان میآید.
اما سوال آنجاست که بر این «تفکیک» چه اثری مترتب است؟ اگر این تفکیک را منظور آن بوده که تنها از «شغل» شهدا اطلاع پیدا کنیم، اشکال و ایرادی بر آن نیست.
«اما» مبادا اگر به ذهن متبادر شود که نظامیان را مظلومیت کمتری است. مبادا اگر قلب آدمی لحظهای کمتر برای نظامیان فسرده شود. مبادا اگر چشممان را بر حرمت جان این عزتمندان ببندیم و صد مبادا اگر کمتر برای هرکدام از عزیزانمان، فارغ از شغلشان، کمتر اشک بریزیم.
مگر «حرمت» جان آدمی را ارتباطی به شغل آنهاست؟ حتی اگر آدمی را به شغل باید سنجید، آیا میتوان سربازانی که از برای دفاع، جانبرکف نهادهاند را عزتی کمتر و مرتبهای فروتر از سایرین برای آنها قائل شد؟ مگر این جانبرکفان غیر از برادران و پدران ما هستند؟ مگر پدر و مادر و دختر و پسر و خواهر و برادر را تفاوتی است؟
خیر؛ اشکهای من بیتفاوت و بیدریغ برای همگان سرازیر میشوند. هر جانی که از دست میرود مصیبتی انکارنشدنی است. تفاوتی ندارد نظامی باشد یا غیرنظامی، مادر باشد یا پدر، دختر باشد یا پسر. برای من همه اینها فقدانهاییاند که قابل اندازهگیری نیستند. من نمیتوانم میزان مصیبتبودن این فقدانها را «قیاس» کنم.
من جان هر انسانی که از روی این خاک پرواز میکند را به یک ترتیب عزیز میدارم. من با هر سرباز و دانشآموز و کارمند و فرمانده، جداگانه و یک شکل مردهام. من تاکنون، نه به تعداد غیرنظامیان، بلکه به اندازه هر انسانی که جان باخته، من هم جان دادهام.
ما مردمان، همگی، «یگانه» و «منفرد»ایم. ما را از هم جدایی نیست. اگر زخمی برداشته میشود، دستان همه را درد فرامیگیرد. اگر سوی چشمی کم میشود، چشمی نیست که چون قبل بینا باشد.
ما همه سربازیم، ما همه فرزندیم، ما همه مادر و پدریم.
ما همه «ایران»ایم.
نظر شما