سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سید ابوطالب مظفری شاعر، نویسنده و پژوهشگر افغانستانی: ایران کشوری که سالها در آن زندگی کردهام و نیز افغانستان سرزمین مادریام که هردو به گونهای وطن من به شمار میآیند؛ هر دو درگیر جنگهای خواسته یا ناخواسته شدهاند. این جنگها خواه ناخواه جسم و جان را به تعب و اندوه میکشاند. اما نکتهای که در مقایسه این دو جنگ ذهن مرا بهشدت درگیر کرده است، نحوه مواجهه روانی فرزندان این دو سرزمین نسبت به «وطن» و «جنگ» است.
یک ماه است که مردم ایران در شبهای برفی و بارانی، زیر سایه بمباران به خیابانها میآیند و تا پاسی از شب، به عشق وطن پرچم برمیافرازند، شعار میدهند و از سیاستمداران خود مطالبه مقاومت دارند اما در افغانستان وضع اینچنین نیست.
از تجربه خودم بگویم: هرگاه در تجمعات شبانه مردم این کشور حاضر شوم، حسی از آن دست را که مردم ایران در این روزها تجربه میکنند و در رفتار و گفتارشان نشان میدهند و با اشک و خشم آن را بروز میدهند، هرگز تجربه نکردهام. شاید بسیاری باشند وطندارانی چون من. با خود میاندیشم که این تفاوت ریشه در کجا دارد؟ چرا اینان اینسان شدند و ما نشدیم؟
این تفاوت از آنجاست که ملت ایران با تکیه بر پیوستگی تاریخ کهن، فرهنگ مشترک و اعتقادات دینی، به احساس و تجربهای مشترک از «وطن» رسیدهاند اما ما هنوز، به دلایل مختلف، «ملت» نشدهایم. هر کدام در جزیرهای به نام «قومیت» زندگی میکنیم؛ اقوامی که هر کدام سودا و درکی متفاوت از پیشینه و فرهنگ و آینده خود دارند. نه بر سر نام این کشور توافق داریم و نه در چشمانداز آینده به همسویی رسیدهایم.
موفقیت در جنگها بیش از نیاز به قدرت تسلیحاتی، به عزم و اراده مردمی نیازمند است و اراده ملی نیز به سادگی به دست نمیآید.
سید ابوطالب مظفری شاعر، نویسنده و پژوهشگر مطرح افغانستانی است که در سال ۱۳۴۴ خورشیدی در ولایت ارزگان افغانستان دیده به جهان گشود. او پس از تهاجم نظامی شوروی به افغانستان، در سال ۱۳۵۹ خورشیدی به کویته پاکستان مهاجرت کرد و پس از مدتی به ایران آمد. این شاعر افغانستانی در سال ۱۳۶۱ وارد حوزه علمیه خراسان در مشهد شد و ادامه تحصیل داد. وی تاکنون در همین شهر زندگی میکند. از این شاعر و نویسنده آثار زیادی چون مجموعه شعر سوگنامه بلخ، شعر مقاومت افغانستان، پایتخت پریان، مجموعه شعر عقاب چگونه میمیرد و... چاپ و منتشر شده است.
نظر شما