سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: محمدجعفر یاحقی، استاد برجسته ادبیات، با ابراز تاسف از درگذشت اصغر دادبه گفت: «متاسفانه استاد دکتر اصغر دادبه، از استادان برجسته دانشگاه علامه طباطبایی درگذشتند. ایشان از قبل بیمار بودند و بنده اطلاع داشتم؛ چند ماه پیش هم که ایشان را دیده بودم حالشان چندان مساعد نبود، اما سرانجام بیماری در این اوضاع نابسامان و آشفته ایشان را از ما گرفت.»
ادبیات در ژرفای فلسفه
یاحقی با اشاره به تخصص ویژه دادبه اظهار داشت: «خصوصیتی که دکتر دادبه داشت این بود که هم فلسفه خوانده بود و هم ادبیات. معمولاً ما کمتر کسانی داشتیم که به ادبیات فارسی با نگاه فلسفی بنگرند و در ژرفای آن بکاوند. ایشان از آن کسانی بود که ادبیات را در ژرفا میدید، خوب میشناخت و بسیار خوشبیان مطرح میکرد. حافظ در وجود ایشان تبلور خاصی داشت و حضور ذهن بسیار زیادی نسبت به شعر حافظ داشت و آنچه را که میخواست و فکر میکرد، از متن شعر حافظ درمیآورد. حتماً دانشجویانی که در کلاسهای ایشان بودند از این نگاه ژرف به شعر حافظ و ادبیات فارسی بسیار استفاده کردهاند و از فقدان ایشان ناراحتند.»
وفاداری به هویت ایرانی و پیوند حافظ و فردوسی
این استاد برجسته ادبیات با اشاره به اصالت یزدی اصغر دادبه افزود: «ایشان چنان به متن ادبیات نفوذ کرده بود که همه زوایای آن را میدید و بهخصوص اشارات عرفانی و فلسفی را در سخن فارسی میجست. با وجود اینکه عربی را بسیار خوب میدانست و فضای آموزههای عربی برایشان آشکار بود، اما یک وفاداری خاصی نسبت به زبان فارسی داشت.»
محمدجعفر یاحقی به آخرین دیدار خود با ایشان اشاره کرد و گفت: «شاید آخرین دیدار ما چند ماه پیش بود که با هم به شهرستانی در جنوب ایران رفته بودیم. در آن جلسه مشترک، ایشان خیلی عاشقانه از فرهنگ و زبان فارسی دفاع کرد و آن را با اندیشههای فلسفی و عرفانی پیوند داد؛ دیدگاهی که در واقع تلفیقی بین حافظ و فردوسی بود. ایشان بر این دو شخصیت و پدیده ادبی تاکید داشت و نشان داد که به هویت زبان فارسی و فرهنگ ایران بسیار وفادار است.»
سخنرانیهایی که مخاطب را میخکوب میکرد
یاحقی درباره آثار ایشان توضیح داد: «دکتر دادبه خیلی کم مینوشت و کتابهای کمی از ایشان مانده است، هرچند مقالات و نوشتههایی دارد، اما سخنرانیهای او بسیار اثرگذار بود. با بیان مستدل، منطقی و آشنایی با اصول سخنوری، میتوانست مطلب را در جان مخاطب بنشاند. بنده بارها شاهد بودم که مخاطبان در سخنرانیهای ایشان میخکوب میشدند و همان لذت معنوی را که من حس میکردم، دیگران هم با من همآواز و همراه میشدند.»
قائممقامی و رفاقت با دکتر اسلامی ندوشن
بخش دیگری از سخنان یاحقی به رابطه نزدیک اصغر دادبه با محمدعلی اسلامی ندوشن اختصاص داشت: «ایشان با شادروان دکتر اسلامی ندوشن ارتباط نزدیکی داشتند؛ هم همشهری بودند و هم مراوده قدیمی داشتند. حتی خانمِ دکتر اسلامی (دکتر شیرین بیانی) ایشان را وصی خود در امور کتابها و آثار کرده بود. دکتر دادبه سرپرستی انتشار کتابهای دکتر اسلامی را در ایران بر عهده داشت، چون خانواده ایشان خارج از کشور هستند. زمانی هم که پیکر دکتر اسلامی به ایران آمد و در نیشابور دفن شد، دکتر دادبه همراه ما به مشهد و نیشابور آمدند و در هنگام دفن، سخنرانی بسیار دلپذیر و ژرفی ارائه کردند که همه را شیفته سخن خود کرد.»
وی افزود: «وجه مشترک این دو بزرگوار، ایرانشناسی و ایراندوستی عمیقی بود که آنها را به هم پیوند میداد. دکتر اسلامی با ژرفای فرهنگ ایران انس داشت و دکتر دادبه مروج این کار بود. هر دو از قائمههای زبان و فرهنگ ایران بودند که فقدانشان برای افق اندیشه عرفانی و حافظشناسی جای دریغ بسیار دارد.»
آزادگی و استقلال فکری؛ میراث ابدی
یاحقی در پاسخ به پرسشی درباره ویژگیهای اخلاقی کمتر شنیده شده دکتر دادبه تأکید کرد: «اخلاق ایشان برای همه آشکار بود؛ ایشان یک "آزادگی" خاصی داشت. سر به هر کاری و به هر کسی و هر جایی فرود نمیآورد. با هیچ دستگاه و تشریفاتی همکاری خاصی که بوی سرسپردگی بدهد، نداشت. همکاری ایشان با بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی و سرپرستی بخش عرفان و فلسفه نیز یک کار علمی و آکادمیک بود که نظارت ایشان بر مقالات آن بسیار موثر بود.»
او در پایان خاطرنشان کرد: «در این آشفتگیهای روزگار، جنگها و نابسامانیها، ما نیاز داریم که به قائمه هویت و فرهنگ ایرانی بچسبیم و از کیان ملی خود دفاع کنیم. اندیشههای کسانی مثل دادبه و اسلامی ندوشن برای پیوستگی فرهنگ ایرانی و استقلال فرهنگی ما نقش حیاتی دارد. روحش شاد که به فرهنگ ایران و حافظ عشق و اعتقاد خاصی داشت. شاگردان و دوستداران دردمند ایشان کم نیستند.»
نظر شما