سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ محسن چاوشی از خوانندگان پرمخاطب موسیقی پاپ ایران، با انتشار قطعه «حسبی الله» واکنشی سریع و احساسی به تهاجم دشمنان به ایران نشان داد. این اقدام نه تنها از منظر هنری، که از نظر اجتماعی و سیاسی نیز قابل تأمل است. با توجه به محبوبیت بالای چاوشی در میان قشر جوان و طبقه متوسط جامعه، واکنش او به جنگ، جهتدهنده بخشی از افکار عمومی است. او با صراحت لهجه و بیپروایی در ابراز عقیده، فضایی را ایجاد کرد تا در آن مخاطبانش نیز به صورت شفافتری به موضوع نگاه کنند.
انتشار قطعه «حسبی الله» بار دیگر نشان داد چاوشی فقط هنرمندی سرگرمیساز نیست و خود را نسبت به مسائل اجتماعی و پیرامونیاش مسئول میداند. او با این کار به جمع هنرمندانی پیوست که در لحظات حساس تاریخی، هنر خود را در خدمت آرمانهای انسانی و میهنی قرار میدهند. چاوشی در جریان جنگ ۱۲ روزه نیز با خواندن قطعه «علاج» میهنپرستی و موقعیتشناسی خودش را نشان داده بود.
چاوشی بار دیگر در این مقطع تاریخی نشان داد که هنرمند متعهد در برابر سرنوشت مردم بیتفاوت نیست و از ظرفیت هنرش برای ایجاد همدلی، ثبت تاریخ و تقویت روحیه مقاومت بهره میگیرد. این اقدامات، کارنامه او را از یک خواننده صرف، به یک هنرمند و کنشگر ارتقا داده که در لحظات حساس، هنر را برای یادآوری و بیدارسازی به کار میگیرد.
ترانه «حسبی الله» در شرایطی منتشر شده که فضای جامعه تحت تأثیر جنگ قرار داشت. این قطعه برخلاف بسیاری از کارهای عاشقانه یا اجتماعی پیشین چاوشی، مستقیماً به موقعیت جنگی و تهاجم دشمن واکنش نشان میدهد. این اثر یک بیانیه هنری در حمایت از مظلوم و نکوهش ظالم است و شاعر با بهرهگیری از زبانی نمادین و در عین حال بیپرده، تصویری تکاندهنده از روزگار معاصر ارائه میدهد.
چاوشی در این قطعه، با ارجاع به مفاهیم شیعی مثل امام علی، امام زمان و شمر و مفاهیم ملی همچون وطن، نوعی گفتمان ترکیبی را شکل میدهد. این گفتمان، ضمن حفظ هویت دینی، بر دفاع از سرزمین و مردم تأکید دارد و نشان میدهد که این دو میتوانند در شرایط بحرانی در کنار هم قرار گیرند.
اندوه و اعتراض
ترانه با فضایی پر از خشم، اندوه و اعتراض آغاز میشود: « تکیه به عرش دادهای به این زمانه خیرهای/ چقدر پای سوخته چه روزگار تیرهای/ خیره به پستتر شدن خیره به خیرهسر شدن/ خیره به حملهور شدن خیره به خون جگر شدن» کلماتی مانند «پای سوخته»، «روزگار تیره» و «خون جگر شدن» مستقیماً به خشونت و بیرحمی حاکم بر صحنه نبرد اشاره دارند. این فضا، فضای بیتفاوتی نیست؛ فضایی است که شاعر از شدت درد و وحشت، در حال خطاب قرار دادن زمانه و سرزنش سکوت جهانیان است.
در این قطعه از کلیدواژهها و نمادهای واضح و روشنی استفاده شده که مخاطب را به شکلی مستقیم متوجه پیام اصلی ترانه میکند: « به این همه فراعنه به بردهداری نوین/ به خردن تن جنین به این قساوت زمین/ مدرسههای بی پناه دخترکان بی گناه/ بیا کمک رسیده آه سنگدلان رو سیاه».
در این بیتها چاوشی اشاراتی مستقیم به حضور سیاستمداران آمریکایی مثل ترامپ در جزیره اپستین دارد. اتفاقات رخ داده در این جزیره به قدری وحشتناک بوده که هضم آن برای هر انسانی سخت است. شاعر با استفاده از استعارههایی مثل فراعنه و بردهداری نوین ظلم مدرن را به ظلم کهن تشبیه میکند و نشان میدهد که ماهیت استکبار و سلطهطلبی تغییر نکرده، فقط شکل آن عوض شده است.
مدرسههای بیپناه و دخترکان بیگناه نیز مستقیماً به یکی از غمانگیزترین صحنههای جنگ که همان حمله به مدارس و شهادت کودکان باشد، اشاره دارد. این تصویرسازی، بار عاطفی ترانه را به شدت افزایش میدهد و جنایت ضدبشری دشمن را محکوم میکند.
طعن و کنایه به وطنفروشان
«دریدگان پر غضب دهان نجس و بیادب/ مریض و واجب المطب قماش تجزیهطلب/ پشت به ساحت وطن در التماس اهرمن/ نمیزنی چرا بزن آه وطن، وطن، وطن» به شکلی آشکارا به اتفاقات چند ماه اخیر کشور اشاره دارد. این عبارات به درخواست وطنفروشان جهت حمله دشمنان به خاک ایران کنایه میزند و زبان تند و صریح ترانهسرا نشان از نفرت و انزجار کامل از این اقدامات دارد.
همچنین این قطعه ارجاعاتی به باورهای دینی و مذهبی دارد: «صبر چگونه میکنی بر این همه جفا علی/ بغض چگونه میخوری یاد بده به ما علی/ آه امام اولین بگو به منجی زمین/ تمام دل شکستگان منتظرند بعد از این» در اینجا شاعر در حال صحبت و درد و دل با حضرت علی (ع) است. این خطاب، صبر در برابر جفا را از منظر یک امام معصوم به چالش میکشد و از او میخواهد که به انسانهای امروز بغض در برابر ظلم را بیاموزد. این یک درخواست انقلابی و اعتراضی در چارچوب اعتقادات شیعی است.
شاعر از امام علی (ع) میخواهد که به منجی زمین (امام زمان) وضعیت امروزمان را خبر دهد. این به مفهوم «انتظار» در فرهنگ شیعه اشاره دارد. البته انتظاری که منفعلانه نیست و انتظاری است که از شدت درد و ناامیدی از وضع موجود، ظهور منجی را طلب میکند.
دعوت به امید و توکل
قسمتهای پایانی ترانه یک بیانیه قاطع و بدون ابهام است: «میان دشمن و وطن ننگ بر آن که شک کند/ ننگ بر آن که خواسته شمر به ما کمک کند»این بند، خط قرمز را مشخص میکند. در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، جایی برای تردید و بیطرفی نیست. شاعر، هرگونه مماشات یا کمک گرفتن از دشمن (که در اینجا با نماد «شمر» از آن یاد شده) را مصداق ننگ و خیانت میداند. این بخش، یک فراخوان به وحدت ملی در برابر تجاوز بیگانه است.
بیت پایانی نیز دعوت از همه برای مبارزه با ناامیدی و حفظ روحیه است: «بکُش غم کشنده را مبر ز یاد خنده را / فکر نکن چه میشود خدا بس است بنده را» در این بیت امید و توکل به خدا موج میزند و باعث قوت قلب و روحیه گرفتن هر شنوندهای میشود.
ترانه «حسبی الله» یک واکنش هنری سریع و تکاندهنده به یک تراژدی انسانی است. محسن چاوشی با انتخاب این شعر، از مرزهای معمول خوانندگی فراتر رفت و به یک کنشگر اجتماعی و سیاسی تبدیل شد که از زبان مردمِ تحت ظلم سخن میگوید. این اثر تلفیقی است از هنر، عاطفه، اعتراض و ایمان که با بیانی صریح، ننگ همکاری با دشمن را به تصویر میکشد و انتظار را به عنوان تنها روزنه امید دلشکستگان زنده نگه میدارد.
نظر شما