سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ مسعود تقی آبادی: در شرایط جنگی، آسیب روانی فقط از دل مواجهه مستقیم با بمباران، از دست دادن عزیزان، آوارگی یا تجربه ناامنی بهوجود نمیآید. رسانهها نیز میتوانند به بخشی از این تجربه بدل شوند. تماشای بیوقفه تصاویر ویدئویی، شنیدن اخبار ضدونقیض، انتظار حمله، نگرانی برای آینده و احساس ناتوانی در کنترل اوضاع، همگی میتوانند بدن و روان را در وضعیتی از گوشبهزنگی مزمن قرار دهند؛ وضعیتی که اگر ادامه یابد، به اضطراب، بیخوابی، فرسودگی، بیحسی عاطفی، تحریکپذیری و حتی نشانههای شبیه تروما منجر میشود. پژوهشها و تجربههای درمانی سالهای اخیر نشان دادهاند که جنگ، خشونت جمعی و حتی قرار گرفتن مکرر در معرض بازنمایی رسانهای آنها، میتوانند رد خود را در ذهن و بدن باقی بگذارند.
به همین دلیل، در چنین موقعیتی، نیاز به آگاهی روانشناختی کمتر از نیاز به خبر نیست. بسیاری از آدمها نمیدانند آنچه تجربه میکنند نام دارد: تروما، استرس پس از سانحه، گسستگی، بیتنظیمی هیجانی یا فرسودگی عصبی. وقتی واژهای برای رنج خود پیدا نمیکنیم، مدیریت آن نیز دشوارتر میشود. کتابهایی که درباره تروما نوشته شدهاند، فقط منابع تخصصی برای درمانگران نیستند؛ بسیاری از آنها میتوانند برای خواننده عمومی، خانوادهها، خبرنگاران، معلمان، مراقبان و هر کسی که در معرض فشار روانی ناشی از جنگ و بحران قرار گرفته، نقش راهنما داشته باشند.
در میان کتابهای ترجمهشده به فارسی، چند عنوان برجسته وجود دارد که از زاویههای مختلف به این مسئله پرداختهاند: از فهم اینکه تروما چگونه در بدن مینشیند تا شناخت گسستگی روانی، از روشهای علمی درمان PTSD تا رویکردهای مبتنی بر پذیرش و تعهد، و از کتابهای عمومی و همدلانه برای شروع این مسیر تا آثاری که به زبان ساده، زخمهای پنهان روان را توضیح میدهند. آنچه این کتابها را در کنار هم مهم میکند، این است که هم تروما را عادیسازی نمیکنند و هم آن را پایان راه نمیدانند؛ بلکه نشان میدهند رنج روانی در انسان واقعی است، اما امکان ترمیم نیز واقعی است. در ادامه، شش کتاب را مرور میکنیم که هر کدام میتوانند در روزگار جنگ، ناامنی و فشار روانی، پنجرهای به فهم بهتر تروما و امکان رهایی از آن باز کنند.

از تروما تا التیام | مدرسه زندگی / آلن دوباتن | ترجمه صدرا صمدی دزفولی
یکی از تازهترین کتابهایی که به فارسی درباره تروما منتشر شده، «از تروما تا التیام: شناخت روانزخمها و راه درمان آنها» است؛ کتابی که در سال ۲۰۲۵ منتشر شده و نسخه فارسیاش با ترجمه صدرا صمدی دزفولی از سوی **میلکان** منتشر شده است. نکته مهم اینجاست که این اثر، بیش از آنکه یک متن صرفاً دانشگاهی باشد، محصول نگاه «مدرسه زندگی» است؛ نهادی که آلن دوباتن از بنیانگذاران آن است و معمولاً مفاهیم پیچیده روانشناسی و فلسفه را به زبان عمومی و کاربردی توضیح میدهد.
اهمیت این کتاب در روزهای جنگ از آن جهت است که میکوشد تروما را از قلمرو اصطلاحات تخصصی بیرون بکشد و به تجربهای قابل فهم برای خواننده تبدیل کند. بسیاری از افراد ممکن است پس از دیدن اخبار جنگ، تجربه حمله یا حتی فقط زندگی در فضای تهدید دائمی، دچار واکنشهایی شوند که برای خودشان نامفهوم است: زودرنجی، گوشبهزنگی، بیخوابی، بازگشت مداوم تصاویر به ذهن، یا احساس کرختی و بیحسی. این کتاب، بنا بر معرفیهای منتشرشده، سعی دارد نشان دهد که زخم روانی الزاماً با یک حادثه عظیم و آشکار تعریف نمیشود؛ گاهی مجموعهای از تجربههای دردناک، تحقیرها، ترسها و فشارهای مزمن، روان را زخمی میکنند.
رویکرد دوباتن و مدرسه زندگی معمولاً بر خودشناسی، نامگذاری دقیق رنج، و ساختن زبانی برای فهم آسیب استوار است. از این جهت، «از تروما تا التیام» میتواند برای خوانندهای که تازه میخواهد بفهمد تروما چیست و چرا برخی واکنشهایش طبیعیاند، نقطه شروع مناسبی باشد. این کتاب احتمالاً از آن دست آثاری است که خواننده را به جای غرق کردن در اصطلاحات درمانی، به مشاهده خود، تشخیص ریشه زخمها و پذیرفتن ضرورت کمک گرفتن دعوت میکند. برای جامعهای که در معرض تنشهای سیاسی و نظامی است، چنین کتابی یک امتیاز مهم دارد: از تجربه تروما تصویری انسانی و همدلانه ارائه میدهد. یعنی بهجای اینکه به خواننده بگوید «باید قوی باشی»، توضیح میدهد که چرا گاهی نمیتوان قوی ماند و چرا نخستین گام التیام، فهم رنج و جدی گرفتن آن است.

التیام تروما و بازسازی ذهن پارهپاره | مارتا استاوت | ترجمه قاسم مومنی
مارتا استاوت، روانشناس بالینی و مدرس پیشین دانشکده پزشکی هاروارد، در کتاب «التیام تروما و بازسازی ذهن پارهپاره: افسانه سلامت روان واقعیتر از تصور» به سراغ یکی از پیچیدهترین پیامدهای تروما میرود: گسستگی یا dissociation. این مفهوم برای روزگار جنگ بسیار مهم است، چون بسیاری از آدمها در موقعیتهای تهدیدآمیز یا پس از آن، ممکن است احساس کنند از خود، از بدنشان یا از واقعیت اطرافشان جدا شدهاند. گاهی زمان را گم میکنند، گاهی حافظه تکهتکه میشود، گاهی واکنشهای هیجانی خاموش میشوند و فرد در ظاهر «عادی» است، اما در درون، چیزی از هم گسیخته است.
امتیاز کتاب استاوت در این است که سلامت روان را به دوگانه ساده «سالم/بیمار» فرو نمیکاهد. او نشان میدهد که گسستگی صرفاً مسئلهای مربوط به موارد شدید و نادر نیست، بلکه طیفی از تجربههای انسانی است که در واکنش به فشار، ترس و رنج میتواند در بسیاری از ما فعال شود. این نگاه، بهویژه برای جوامع درگیر بحران، بسیار راهگشاست؛ زیرا احساس «غریبگی با خود» را از یک امر شرمآور به یک سازوکار بقا تبدیل میکند.
در روزهایی که آدمها خبرها را دنبال میکنند اما بعد ناگهان حس میکنند «هیچچیز واقعی نیست»، یا با وجود شدت وقایع، توان گریه و سوگواری ندارند، کتاب استاوت میتواند توضیح دهد که روان گاهی برای دوام آوردن، ارتباط خود را با بخشهایی از تجربه قطع میکند. خواندن این کتاب کمک میکند تا مخاطب بفهمد چرا بعضی واکنشها نشانه ضعف نیستند، بلکه تلاشی ناآگاهانه برای زنده ماندناند.
این اثر بیشتر از آنکه کتابی با نسخههای آماده درمانی باشد، متنی توصیفی، تحلیلی و روشنگر است. بنابراین برای کسانی مناسب است که میخواهند رابطه میان تروما و تجزیه یا گسستگی روانی را عمیقتر بفهمند؛ بهخصوص خانوادهها، درمانگران، خبرنگاران حوزه بحران و کسانی که احساس میکنند پس از فشارهای شدید، دیگر انسجام سابق روانی را ندارند.

بدن فراموش نمیکند | بسل ون در کولک | ترجمه اکبر درویشی
اگر قرار باشد فقط یک کتاب کلاسیک و مرجع درباره تروما نام برده شود، احتمالاً «بدن فراموش نمیکند: مغز، ذهن و بدن در بهبود تروما» نوشته بسل ون در کولک در صدر فهرست خواهد بود. ون در کولک از برجستهترین متخصصان تروما در جهان است و کتابش از زمان انتشار، به یکی از مهمترین منابع عمومی و تخصصی این حوزه تبدیل شده است. وبسایت رسمی او و معرفی ناشر انگلیسی کتاب تأکید میکنند که تروما فقط در خاطره نمیماند، بلکه در زیستشناسی، بدن، سیستم عصبی و شیوه ارتباط فرد با جهان حک میشود.
برای فهم روانشناسی جنگ، این کتاب اهمیت ویژه دارد. جنگ فقط رویدادی سیاسی یا نظامی نیست؛ برای روان انسان، جنگ یعنی فروپاشی حس امنیت. ون در کولک توضیح میدهد که تجربههای شدید آسیبزا میتوانند توانایی فرد را برای لذت بردن، اعتماد کردن، تمرکز، آرام شدن و حتی احساس حضور در بدن خود مختل کنند. به همین دلیل است که بسیاری از افراد پس از تجربه مستقیم یا غیرمستقیم جنگ، نمیتوانند «فقط به زندگی عادی برگردند».
مزیت بزرگ این کتاب، نگاه چندبعدی آن است. ون در کولک نشان میدهد که درمان تروما فقط به حرف زدن محدود نمیشود. او از نقش روشهایی چون تنظیم تنفس، حرکت، یوگا، نوروفیدبک، ذهنآگاهی، تئاتر، ارتباط انسانی و بازسازی حس ایمنی در بدن سخن میگوید. این نکته در روزگاری که بسیاری از مردم دسترسی فوری به رواندرمانی تخصصی ندارند، مهم است: التیام میتواند از راه بازسازی رابطه فرد با بدن، با ریتم، با دیگری و با حس کنترل بر خود آغاز شود. «بدن فراموش نمیکند» کتابی است که هم برای مخاطب عمومی جذاب است و هم برای درمانگران و پژوهشگران ضروری. اگر کسی بخواهد بفهمد چرا صدای آژیر، تصویر انفجار یا خبرهای تکراری میتوانند بدن را در آمادهباش نگه دارند، این کتاب یکی از بهترین پاسخها را در اختیارش میگذارد.

غلبه بر تروما و اختلال استرس پس از سانحه | شیلا راجا | ترجمه حسین حسنی
در میان کتابهای کاربردیتر، «غلبه بر تروما و اختلال استرس پس از سانحه» نوشته شیلا راجا جایگاه مهمی دارد. راجا، که در حوزه اثرات سلامتمحور تروما و رویکردهای آگاهانه از تروما شناخته شده است، این کتاب را با زبانی همدلانه و مبتنی بر شواهد نوشته؛ یعنی هم خواننده را میفهمد و هم به روشهای درمانی معتبر تکیه میکند.
اهمیت این کتاب در شرایط جنگی در کاربردی بودن آن است. بسیاری از افراد پس از مواجهه با بحران، میخواهند بدانند دقیقاً چه بر سرشان آمده و چه باید بکنند. راجا به علائم PTSD، از یادآوریهای ناخواسته و اجتناب تا برانگیختگی شدید و تغییرات خلقی، بهروشنی میپردازد و سپس به سراغ راهکارها میرود. در معرفیهای این کتاب، از روشهای مبتنی بر شواهدی چون CBT و EMDR نام برده شده است؛ دو رویکردی که در درمان تروما و PTSD بسیار شناختهشدهاند.
وجه تمایز این اثر آن است که به خواننده حس مسیر میدهد. یعنی تروما را به عنوان وضعیتی مبهم و بیپایان رها نمیکند، بلکه مراحل فهم، مدیریت و بهبود را تا حدی روشن میسازد. برای کسی که در اثر تنشهای جنگی دچار آشفتگی، ترس مداوم یا حملات اضطرابی شده، این ساختار میتواند بسیار آرامشبخش باشد. خواننده درمییابد که نشانههایش قابل توضیحاند، تنها نیست و مهمتر از آن، برای رهایی راههایی وجود دارد. این کتاب برای طیف وسیعی از مخاطبان مناسب است: از کسانی که خود درگیر نشانههای تروما هستند تا اطرافیانی که میخواهند بدانند چگونه از یک فرد آسیبدیده حمایت کنند. در جامعهای که ممکن است ناگهان با حجم بزرگی از اضطراب جمعی مواجه شود، چنین کتابی میتواند پلی باشد میان دانش تخصصی و نیاز عمومی.

تروما، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد | راس هریس | ترجمه گشاو شریفی و دیگر مترجمان
کتاب «تروما، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد» نوشته راس هریس، نویسنده و درمانگر شناختهشده ACT، از زاویهای دیگر به مسئله نگاه میکند: چگونه میتوان بدون جنگیدن فرساینده با خاطرات، افکار و احساسات دردناک، زندگی معنادارتری ساخت؟ هریس از چهرههای پیشرو در آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد است و آثارش به سادهسازی مفاهیم درمانی پیچیده شهرت دارند.
در بستر جنگ، این رویکرد بسیار معنادار است. زیرا بسیاری از افراد تلاش میکنند هرچه دیدهاند و شنیدهاند را پس بزنند، سرکوب کنند یا وانمود کنند «اتفاقی نیفتاده است». اما تجربه درمانی نشان داده که گریز مطلق از رنج، اغلب به تشدید آن میانجامد. ACT نمیگوید درد را دوست بداریم، بلکه میگوید بهجای اسیر شدن در نبردی بیپایان با تجربه درونی، شیوهای تازه برای رابطه با آن پیدا کنیم.
هریس در این کتاب، بر مفاهیمی مانند پذیرش، گسلش شناختی، حضور در لحظه، خودِ مشاهدهگر، ارزشها و عمل متعهدانه تأکید میکند. برای کسی که زیر فشار خبرها و ناامنی، احساس میکند زندگیاش فقط به واکنش به ترس تقلیل یافته، این رویکرد میتواند یادآور شود که هنوز میتوان در دل اضطراب هم بر اساس ارزشها زندگی کرد: مراقبت از خانواده، حفظ پیوندها، محدود کردن مصرف خبر، توجه به بدن، و انجام کارهای کوچک اما معنادار. این کتاب البته از بقیه فهرست تخصصیتر است و میتواند برای درمانگران، دانشجویان روانشناسی و مخاطبانی که به دنبال چارچوب عملی و دقیقتری هستند، بسیار مفید باشد. با این حال، حتی خواننده عمومی هم از پیام مرکزی آن سود میبرد: رهایی همیشه به معنای پاک شدن کامل درد نیست؛ گاهی به معنای آموختن شیوهای تازه برای زیستن در کنار آن است.

روزهای شاد | گبریل برنستین | ترجمه نفیسه معتکف
در کنار کتابهای علمی و درمانمحور، برخی آثار با زبانی عمومیتر و الهامبخشتر به سراغ ترمیم زخمهای گذشته میروند. «روزهای شاد» نوشته گبریل برنستین از همین جنس است. برنستین بیشتر بهعنوان نویسنده و سخنران انگیزشی و معنوی شناخته میشود و آثارش معمولاً بر رهایی از ترس، اضطراب، شرم و موانع درونی تمرکز دارند.
هرچند این کتاب از نظر علمی همسنگ آثاری مثل ون در کولک یا راجا نیست، اما برای بعضی خوانندگان میتواند مدخل مناسبی به مسیر بهبود باشد؛ بهویژه کسانی که در روزهای بحرانی بیش از هر چیز به زبانی آرامکننده، امیدبخش و کمتر تخصصی نیاز دارند. برنستین میکوشد نشان دهد که دردهای گذشته لزوماً محکوممان نمیکنند و میتوان از دل آنها به نسخهای آزادتر و آگاهتر از خود رسید.
در روزهای جنگ، چنین کتابی شاید بهتنهایی کافی نباشد، اما میتواند مکملی برای آثار علمیتر باشد. زیرا تروما فقط یک مسئله تشخیصی نیست؛ مسئله امید، معنا، تابآوری و توان تصور آینده هم هست. اگر برخی کتابها به ما میگویند «چه بر سر مغز و بدن میآید»، کتابهایی مانند «روزهای شاد» بیشتر میپرسند: «چطور میتوان دوباره به امکان آرامش فکر کرد؟»
البته باید با این کتاب با انتظاری درست روبهرو شد. این اثر بیشتر برای خودیاری و الهام مناسب است، نه جایگزین درمان تخصصی. اما در فهرستی که هدفش معرفی راههای متنوع نزدیک شدن به مسئله تروماست، حضور آن بیدلیل نیست: بعضی خوانندگان از مسیر علم وارد میشوند، بعضی از مسیر تجربه زیسته و امید.
در انتها باید باور داشته باشیم که جنگ فقط شهرها را زخمی نمیکند؛ حافظه، بدن، خواب، رابطهها و حس امنیت را هم نشانه میگیرد. بعضیها این زخم را از نزدیک تجربه میکنند و بعضی دیگر از پشت صفحه موبایل و تلویزیون، اما در هر دو حال، روان انسان میتواند زیر بار ترس، بیثباتی و تصاویر خشونت فرسوده شود. شاید مهمترین کاری که در چنین روزهایی میتوان انجام داد، این باشد که رنج روانی را انکار نکنیم و برای فهم آن زبان پیدا کنیم.
کتابهایی که درباره تروما نوشته شدهاند، قرار نیست معجزه کنند یا جای درمان حرفهای را بگیرند؛ اما میتوانند یک کار اساسی انجام دهند: به ما کمک کنند بفهمیم تنها نیستیم، آنچه حس میکنیم نام دارد، و راههایی برای ترمیم وجود دارد. از «از تروما تا التیام» که تروما را به زبان عمومی و همدلانه توضیح میدهد، تا «بدن فراموش نمیکند» که نشان میدهد زخم چگونه در بدن مینشیند؛ از «التیام تروما و بازسازی ذهن پارهپاره» که درباره گسستگی روانی روشنگری میکند، تا «غلبه بر تروما و اختلال استرس پس از سانحه» و «تروما، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد» که راههای عملیتر مواجهه را پیش میکشند، و حتی «روزهای شاد» که بر امید و امکان بازسازی تأکید میکند؛ همه این کتابها به شکلی متفاوت یک پیام مشترک دارند: زخم روانی واقعی است، اما بهبود هم واقعی است.
نظر شما